میان اسطوره و تاریخ مکتوب: خوانشی از پیدایش ایران در هزارهٔ سوم پیش از میلاد

آغاز تاریخ ایران از دیرباز موضوعی چالشبرانگیز بوده است؛ زیرا از یکسو اسطورهها و روایتهای کهن، حافظهٔ تاریخی و هویت فرهنگی ایرانیان را شکل دادهاند و از سوی دیگر، تاریخنگاری علمی بر شواهد مکتوب و دادههای باستانشناسی تکیه دارد. رومن گیرشمن، بهعنوان باستانشناس و مورخ، با تفکیک این دو حوزه، بر دورهای تمرکز میکند که ایران برای نخستین بار در چارچوب اسناد و شواهد عینی قابل مطالعه میشود. از نگاه او، هزارهٔ سوم پیش از میلاد را میتوان نقطهای دانست که ایران بهطور روشن وارد عرصهٔ تاریخِ قابل بررسی علمی میشود، بیآنکه نقش اسطورهها در شکلدهی به حافظهٔ جمعی نادیده گرفته شود.
ایران در هزارهٔ سوم پیش از میلاد
در هزارهٔ سوم پیش از میلاد، فلات ایران وارد مرحلهای تازه از تحول تاریخی میشود. نشانههای سازمانیافتگی اجتماعی، پیدایش قدرتهای محلی و گسترش روابط میانمنطقهای، حاکی از گذار تدریجی از جوامع پراکنده به ساختارهای پیچیدهتر است. موقعیت جغرافیایی ایران، آن را به سرزمینی میانجی میان شرق و غرب بدل میکند؛ جایگاهی که هم پذیرای تأثیر تمدنهای همسایه است و هم امکان تداوم ویژگیهای بومی را فراهم میسازد.
این دوره را نمیتوان نقطهٔ آغاز مطلق تاریخ ایران دانست، بلکه باید آن را مرحلهای تلقی کرد که در آن، شواهد عینی و قابل ارزیابی، امکان بازسازی منظم گذشته را فراهم میکنند. از این منظر، تاریخ ایران وارد مرحلهای میشود که میتوان آن را با معیارهای علمی بررسی کرد.
تداوم پیشاتاریخی و شکلگیری بستر تاریخی
تحولات هزارهٔ سوم پیش از میلاد بدون توجه به دورههای پیشین قابل فهم نیست. سکونت پیوستهٔ انسانی، گسترش کشاورزی و شکلگیری اجتماعات محلی در هزارههای پیش از آن، بنیانی ایجاد کرد که بر اساس آن ساختارهای اجتماعی و سیاسی پیچیدهتر پدید آمدند. این تداوم نشان میدهد که تاریخ ایران حاصل یک جهش ناگهانی نیست، بلکه نتیجهٔ روندی تدریجی و انباشتی است.
در این چارچوب، اسطورهها را میتوان بازتابی از تجربهها، نگرشها و ارزشهای جوامع کهن دانست؛ در حالی که تاریخ علمی به دنبال بازسازی گذشته بر پایهٔ دادههای قابل سنجش است. این دو حوزه نه در تقابل کامل، بلکه در سطوحی متفاوت از فهم گذشته قرار دارند.
عیلام؛ نمود قدرت سیاسی و فرهنگی
یکی از مهمترین جلوههای ایران در هزارهٔ سوم پیش از میلاد، تمدن عیلام است. عیلام با ساختار سیاسی منسجم، مراکز شهری فعال و نظام اداری مشخص، جایگاهی برجسته در تحولات منطقهای داشت. این تمدن نهتنها تحت تأثیر همسایگان قدرتمند خود قرار گرفت، بلکه خود نیز بهعنوان یک بازیگر مستقل در مناسبات سیاسی خاور نزدیک ظاهر شد.
وجود زبان و نظام نوشتاری ویژه، نشاندهندهٔ تلاش عیلامیان برای حفظ هویت فرهنگی خویش است. هرچند تأثیر تمدنهای پیرامونی انکارناپذیر است، اما همین تلاش برای تثبیت عناصر بومی، بیانگر نوعی خودآگاهی فرهنگی و تاریخی است.
نابرابری قدرت و پایداری تاریخی
روابط میان عیلام و قدرتهای بزرگ منطقه همواره متوازن نبود. تفاوت در توان نظامی و اقتصادی، به درگیریها و فشارهای سیاسی انجامید. با این حال، این نابرابریها نتوانست به نابودی کامل فرهنگ و ساختارهای عیلامی بینجامد. تداوم عناصر فرهنگی، زبانی و اداری، نشاندهندهٔ پایداری تاریخی تمدنی است که توانست در برابر فشارهای بیرونی دوام بیاورد.
نتیجهگیری
بر پایهٔ دیدگاه رومن گیرشمن، آغاز تاریخ ایران در معنای علمی آن به دورهای بازمیگردد که شواهد مکتوب و دادههای باستانشناسی امکان بررسی منظم گذشته را فراهم میکنند. این نگاه، اسطورههای ملی را نفی نمیکند، بلکه آنها را در جایگاه حافظهٔ فرهنگی مینشاند و تاریخ علمی را بهعنوان ابزاری برای بازسازی عینی گذشته به کار میگیرد. ایران از همان آغاز تاریخِ قابل مطالعه، سرزمینی پویا و چندلایه بوده است که توانسته در تعامل و تقابل با قدرتهای بزرگ، هویت خود را حفظ کند.
مرجع:
گیرشمن، رومن.
ایران از آغاز تا اسلام.
ترجمهٔ محمد معین.
تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.