مذاكرات هستهيي و تغييرات منطقهيي
روزنو :محمدعلي سبحاني*
1- از شروع كار دولت يازدهم تا به امروز كه چهارمين دور مذكرات هستهيي در حال انجام است، 9 ماه ميگذرد. در اين مدت اتفاقات مهم و جالبي در سطح سياست خارجي ايران رخ داده است و همه اين اتفاقات كه مهمترين آنها انجام مذاكرات جدي در رابطه با پرونده هستهيي، تغيير فضاي سياست خارجي ايران در رويكردها و نيز در رفتارها با رفت و آمدهاي هياتهاي سياسي و اقتصادي است.
نشان ميدهد كه اميد زيادتري نسبت به ظهور ظرفيتهاي جديد براي ايران به وجود آمده است. سرازير شدن هياتهاي اقتصادي و سياسي به سوي ايران و نيز اظهار علاقه كشورهايي كه برخورد خصمانه آنها در گذشته ناراحتكننده بود و اعلام آمادگي براي بهبود روابط توسط كشورهاي منطقه نشان از آن دارد كه رقباي منطقهيي ايران پذيرفتهاند كه با روي كار آمدن دولت اعتدال در ايران شرايط تغيير كرده و از اين پس امكان بهرهبرداري دولتهاي منطقه از غياب يا انزواي ايران وجود ندارد. علاقهمندي دولتهاي منطقهيي نسبت به افزايش همكاري با ايران حاكي از اين است كه در آينده نزديك فرصتي كم نظير از آرامش و همكاري، روابط منطقهيي ما را تحت تاثير قرار خواهد داد. در ميان دولتهاي ياد شده، تركيه با درك شرايط جديد به يك جهش فوقالعاده در روابط با كشورمان ميانديشد و در ايران دولت تدبير و اميد به اين گرايش پاسخ مثبت نشان داده است و امروزه ميتوان با مقايسه روابط اين دو كشور در حال حاضر نسبت به سال گذشته تفاوت زيادي را مشاهده كرد و اين نشان ميدهد نقش سياست و رويكرد دولتها تا چه اندازه فضاي سياست خارجي را تحت تاثير قرار ميدهد. هرگز فراموش نميكنيم دولت گذشته اولويت روابط خود را از همكاري با همسايگان به كشورهاي دوردست كشانده بود و با تقويت فضاي احساسي در روابط خارجي به استفاده ابزاري و تبليغاتي از سياست خارجي مبادرت ميورزيد. دعوت وزير خارجه عربستان سعودي از جواد ظريف نيز نشانهيي از واقعگرايي سياست در عربستان سعودي به حساب ميآيد و بدون شك با گذشت زمان و با موفقيت مذاكرهكننده هستهيي ايران در پيشرفت همكاريها و اعتمادسازي ايران با طرفهاي بينالمللي در آينده ميتوان شاهد شكوفا شدن روابط ايران و عربستان و بهبود شرايط در منطقه بود.
2- بركسي پوشيده نيست كه رژيم اشغالگر با بهانه قرار دادن بعضي از مواضع مسئولين دولتي در سال هاي اخير در جهت خارج كردن خود از انزوا بهره جست و به ترويج سياست ايران هراسي خود دامن زد. رژيم صهيونيستي تا جايي پيش رفت كه از مشكلات موجود ميان ايران و برخي كشورهاي منطقه استفاده و با كمك دوستان غربي خود به برقراري رابطه و عاديسازي روابط با كشورهاي منطقه فكر كند. اسراييل در سايه سياست ايران هراسي در سطح منطقه و در سطح بينالمللي اميدوار بود تا خطر تجاوز و اشغالگري و جنايتهاي خود عليه ملتهاي عرب و مسلمان را به حاشيه كشانده و خود را از دامنه هدف بودن خارج سازد و به جهان القا كند كه ايران به دنبال بمب هستهيي است و قصد تسلط بر منطقه و ناامن كردن جهان را دارد و اين در حالي است كه منطقه و جهان دهها سال است كه از بمب هستهيي اسراييل و از جنايات هولناك آن عليه مردم فلسطين و لبنان در نگراني به سر ميبرند. نكته اينجاست كه اكنون كه مذاكرات هستهيي پيشرفت قابل ملاحظهيي دارد و خوشبينيها نسبت به آينده مذاكرات ميان 1+5 و ايران افزايش پيدا كرده است و همزمان با اين پيشرفت در مذاكرات هستهيي نشانههاي بيشتري از بهبود روابط منطقهيي و جهاني ايران آشكار ميشود، اين اسراييل است كه خود را نخستين قرباني مذاكرات هستهيي ميداند و به همين دليل است كه از همه ابزار خود استفاده كرده كه روند رو به جلوي مذاكرات را تخريب كند. اگر صحنه سياست خاورميانهيي ايران را به دقت مطالعه كنيم طيفي از دشمنان حق، آزادي، عدالت و اعتدال را مشاهده ميكنيم كه به دنبال تخريب اين مذاكرات هستند، چرا كه منافع آنان از تغيير شرايط به هم ميخورد. تحريم ايران فرصتهايي را در اختيار رقيبان منطقهيي ما گذاشته كه بازارهاي متعلق به ايران را در اختيار بگيرند و در اختيار كساني گذاشته تا ثروتهاي حرام خود را افزايش داده و فسادهاي ميلياردي را به كشور و جامعه ايران تحميل كنند و همچنين در اختيار اسراييل كه خود را از انزوايي كه در اثر جنگهاي 33 روزه در لبنان و 22 روزه در فلسطين بر او وارد شده بود رها سازد. شرايط به وجود آمده بعد از حضور معنيدار مردم در انتخابات 24 خرداد 92 و 9 ماه تلاش دستگاه ديپلماسي كشور و برخي حوادث منطقهيي، فرصت كمنظيري را در اختيار كشور قرار داده است كه در صورت موفقيت كشور در گذار از گفتوگوهاي هستهيي و رسيدن به توافق جامع هستهيي با جهان، در آينده نه چندان دور با ايراني تاثيرگذار و رو به پيشرفت همراه خواهيم بود؛ ايراني كه در بازي جديد منطقهيي جايگاهي متفاوت خواهد داشت.
نشان ميدهد كه اميد زيادتري نسبت به ظهور ظرفيتهاي جديد براي ايران به وجود آمده است. سرازير شدن هياتهاي اقتصادي و سياسي به سوي ايران و نيز اظهار علاقه كشورهايي كه برخورد خصمانه آنها در گذشته ناراحتكننده بود و اعلام آمادگي براي بهبود روابط توسط كشورهاي منطقه نشان از آن دارد كه رقباي منطقهيي ايران پذيرفتهاند كه با روي كار آمدن دولت اعتدال در ايران شرايط تغيير كرده و از اين پس امكان بهرهبرداري دولتهاي منطقه از غياب يا انزواي ايران وجود ندارد. علاقهمندي دولتهاي منطقهيي نسبت به افزايش همكاري با ايران حاكي از اين است كه در آينده نزديك فرصتي كم نظير از آرامش و همكاري، روابط منطقهيي ما را تحت تاثير قرار خواهد داد. در ميان دولتهاي ياد شده، تركيه با درك شرايط جديد به يك جهش فوقالعاده در روابط با كشورمان ميانديشد و در ايران دولت تدبير و اميد به اين گرايش پاسخ مثبت نشان داده است و امروزه ميتوان با مقايسه روابط اين دو كشور در حال حاضر نسبت به سال گذشته تفاوت زيادي را مشاهده كرد و اين نشان ميدهد نقش سياست و رويكرد دولتها تا چه اندازه فضاي سياست خارجي را تحت تاثير قرار ميدهد. هرگز فراموش نميكنيم دولت گذشته اولويت روابط خود را از همكاري با همسايگان به كشورهاي دوردست كشانده بود و با تقويت فضاي احساسي در روابط خارجي به استفاده ابزاري و تبليغاتي از سياست خارجي مبادرت ميورزيد. دعوت وزير خارجه عربستان سعودي از جواد ظريف نيز نشانهيي از واقعگرايي سياست در عربستان سعودي به حساب ميآيد و بدون شك با گذشت زمان و با موفقيت مذاكرهكننده هستهيي ايران در پيشرفت همكاريها و اعتمادسازي ايران با طرفهاي بينالمللي در آينده ميتوان شاهد شكوفا شدن روابط ايران و عربستان و بهبود شرايط در منطقه بود.
2- بركسي پوشيده نيست كه رژيم اشغالگر با بهانه قرار دادن بعضي از مواضع مسئولين دولتي در سال هاي اخير در جهت خارج كردن خود از انزوا بهره جست و به ترويج سياست ايران هراسي خود دامن زد. رژيم صهيونيستي تا جايي پيش رفت كه از مشكلات موجود ميان ايران و برخي كشورهاي منطقه استفاده و با كمك دوستان غربي خود به برقراري رابطه و عاديسازي روابط با كشورهاي منطقه فكر كند. اسراييل در سايه سياست ايران هراسي در سطح منطقه و در سطح بينالمللي اميدوار بود تا خطر تجاوز و اشغالگري و جنايتهاي خود عليه ملتهاي عرب و مسلمان را به حاشيه كشانده و خود را از دامنه هدف بودن خارج سازد و به جهان القا كند كه ايران به دنبال بمب هستهيي است و قصد تسلط بر منطقه و ناامن كردن جهان را دارد و اين در حالي است كه منطقه و جهان دهها سال است كه از بمب هستهيي اسراييل و از جنايات هولناك آن عليه مردم فلسطين و لبنان در نگراني به سر ميبرند. نكته اينجاست كه اكنون كه مذاكرات هستهيي پيشرفت قابل ملاحظهيي دارد و خوشبينيها نسبت به آينده مذاكرات ميان 1+5 و ايران افزايش پيدا كرده است و همزمان با اين پيشرفت در مذاكرات هستهيي نشانههاي بيشتري از بهبود روابط منطقهيي و جهاني ايران آشكار ميشود، اين اسراييل است كه خود را نخستين قرباني مذاكرات هستهيي ميداند و به همين دليل است كه از همه ابزار خود استفاده كرده كه روند رو به جلوي مذاكرات را تخريب كند. اگر صحنه سياست خاورميانهيي ايران را به دقت مطالعه كنيم طيفي از دشمنان حق، آزادي، عدالت و اعتدال را مشاهده ميكنيم كه به دنبال تخريب اين مذاكرات هستند، چرا كه منافع آنان از تغيير شرايط به هم ميخورد. تحريم ايران فرصتهايي را در اختيار رقيبان منطقهيي ما گذاشته كه بازارهاي متعلق به ايران را در اختيار بگيرند و در اختيار كساني گذاشته تا ثروتهاي حرام خود را افزايش داده و فسادهاي ميلياردي را به كشور و جامعه ايران تحميل كنند و همچنين در اختيار اسراييل كه خود را از انزوايي كه در اثر جنگهاي 33 روزه در لبنان و 22 روزه در فلسطين بر او وارد شده بود رها سازد. شرايط به وجود آمده بعد از حضور معنيدار مردم در انتخابات 24 خرداد 92 و 9 ماه تلاش دستگاه ديپلماسي كشور و برخي حوادث منطقهيي، فرصت كمنظيري را در اختيار كشور قرار داده است كه در صورت موفقيت كشور در گذار از گفتوگوهاي هستهيي و رسيدن به توافق جامع هستهيي با جهان، در آينده نه چندان دور با ايراني تاثيرگذار و رو به پيشرفت همراه خواهيم بود؛ ايراني كه در بازي جديد منطقهيي جايگاهي متفاوت خواهد داشت.