گروههای سیاسی در آستانه انتخابات
نزدیکی به هر انتخاباتی شاید بهترین فرصت برای بررسی تحرکات احزاب و جریانهای مختلف باشد. هر کدام از احزاب و گروههای سیاسی با نزدیکی به انتخابات تحرکات نویی را با توجه به میزان توانایی خود انجام میدهند. در این بین اما جناح حاکم که قدرت را در دست دارد میتواند بیشترین تحرکات را در عرصه انتخابات از خود نشان دهد. این انتخابات نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. تحرکاتی که جناح حاکم «اصولگرایان» چه در دولت و چه خارج از آن صورت گرفته همه تحرکاتی با رنگوبوی انتخاباتی است. اصولگرایان این روزها تمام وقت و انرژی خود را بر انتخابات آینده بنا نهادهاند. انتخابات برای اصولگرایان اولین اولویت قرار گرفته تا جایی که طیفهای مختلف اصولگرا اگرچه در حال حاضر قدرت را نیز در دست دارند تمام همتشان را به حذف یکدیگر بنا نهاده اند. اصولگرایان آنقدر در انتخابات فرو رفته و درصدد حذف یکدیگر هستند که تنها به برنده شدن طیف خود در منازعه انتخابات فکر میکنند. اگر بخواهیم به بررسی انتخابات آینده ریاستجمهوری بپردازیم باید بگویم که در حال حاضر چند جریان مشغول فعالیت انتخاباتی هستند.
1. طیف درون دولت که خود شخص احمدینژاد لیدر آن به حساب میآید. احمدینژاد این روزها آنقدر غرق در انتخابات و فعالیتهای آن شده است که یادش رفته او رییس دولت است، نه دبیرکل یک حزب انتخاباتی. از این جهت است که تمام کارهای دولت این روزها رنگ و لعاب انتخابات به خود گرفته است. دولت آنقدر غرق در انتخابات شده است که تنها فعالیتهای دولت خود را مثبت جلوه میدهد و از هر فرصتی برای ارائه آمار و ارقام مربوط به دولت خود استفاده میکند. دولت این روزها شعار انتخاباتی خود را «زنده باد بهار» سروسامان میدهد. شعاری که واکنشهای زیادی حتی در خود طیف اصولگرایان ایجاد کرده است. چون خود اصولگرایان بیشتر از سایر گروهها مانند اصلاحطلبان از این فعالیت انتخاباتی دولت احساس خطر کردهاند. اصولگرایان نگران آن هستند که دولت با استفاده از قدرتی که دارد بخواهد کاندیدای مورد نظر خود را پیروز انتخابات کند. به همین خاطر اصولگرایان این روزها به فکر رقابت جدی با طیف دولت هستند. از طرف دیگر دولت میخواهد مستقل از اصولگرایان حرکت کند. آقای احمدینژاد سعی دارد حتی از اصولگرایان هم فاصله بگیرد. احمدینژاد حتی به شعارهایی میپردازد که خوشایند اصلاحطلبان است. دولت سعی دارد عامه مردم را با شعارهایش جذب کند.
2. دسته دوم اصولگرایان سنتی هستند که رقیب جریان دولت نیز به حساب میآیند. اصولگرایان سنتی از یک طرف تلاش میکنند که فعالیتهای تبلیغاتی دولت را کنترل و دولت را وادار کنند که دولت در ماههای پایانی به کارویژههای خود بپردازد و وارد بحثهای انتخاباتی نشود. از طرف دیگر اصولگرایان سنتی به دنبال آن هستند که کاندیدای خاص خود را در روزهای منتهی به انتخابات مطرح و معرفی کنند. البته اصولگرایان سنتی در حال حاضر یک مقدار سردرگم هستند. علت این سردرگمی هم به این دلیل است که هنوز نتوانستهاند گزینه واحدی را معرفی کنند. اصولگرایان سنتی دو رقیب در انتخابات پیشرو برای خود متصور هستند. یک رقیب که در جریان اصولگرا وجود دارد، رقیب اصولگرایی که مورد حمایت دولت است. دوم رقیب اصولگرایان سنتی جریان اصلاح طلبان.
3. همان اصولگرایان سنتی هستند که علاوه بر رقابت با اصلاحطلبان و جریان حامی دولت درون خود نیز به رقابت نیز میپردازند. افراد مستقلی در این جریان دارند به فعالیت میپردازند؛ افرادی مانند آقای محسن رضایی. و اکنون به عنوان اصولگرای مستقل در حال فعالیت برای انتخابات هستند. این افراد از یک طرف هویت اصولگرایانه خودشان را محفوظ میکنند و از طرف دیگر تا حدودی افکار نزدیک به اصلاحطلبان را دارند و تلاش میکنند که هم در میان اصلاحطلبان جایگاهی داشته باشند و هم در میان اصولگرایان معتدل. تکنوکراتهایی مانند آقای قالیباف هم هستند که دارند تلاش میکنند که حمایت اصولگرایان را داشته باشند و از طرف دیگر نیز دارند اقدامات خاصی انجام میدهد که مانند آقای رضایی بتوانند به کسب پایگاهی در میان اصلاحطلبان برسند. 4. دسته آخر اصلاحطلبان هستند. اصلاحطلبانی که تحرکات انتخاباتی چنداني از آنها به چشم نمیخورد. چهرهای شاخص جریان اصلاحطلب این روزها اگرچه به انتخابات نزدیک میشویم سکوت اختیار کرده و مایل نیستند وارد تحرکات انتخابات شوند. اصلاحطلبان دلسرد از انتخابات چندان میلی به فعالیت انتخاباتی ندارند. البته از میان جریان اصلاحطلب برخی از چهرهای اصلاحطلب (چهرهای خارج از شخصیتهای اصلی جریان اصلاحطلب) برای کاندیداتوری انتخابات اعلام آمادگی کردهاند. درکل باید بگویم که فعلا آنچه در جریان اصلاحطلب مطرح است بیشتر بحث افراد و اعلام آمادگیهای فردی است تا حزبی. ما نمیبینیم که اصلاحطلبان به صورت جریانی به دنبال انتخابات باشند.