سرمایههای انتخاباتی
1- قرار است چهارماه دیگر انتخابات ریاستجمهوری یازدهم برگزار شود. انتخابات چند نامزدی، همیشه و همهجا باید رقابتی باشد. یک نوع رقابت درون جناحی است که میتوان آن را شبهرقابت پنداشت، نه رقابت واقعی. شبهرقابت، جز سرگردانی هواداران آن جناح، نمود دیگری ندارد. پیروز چنین رقابت غیرواقعیای، چندان که باید و شاید در پیشبرد اهداف، برنامهها و ایدههای خود، آنگونه که رواست، موفق نخواهد بود. اگر دیدگاههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی یک جناح، دارای تعریف روشن و چارچوب مشخص باشد، رقبای درونجناحی، بر سر چه دیدگاه و ایدهای به رقابت بپردازند؟ اگر قرار باشد نامزدهای یک جناح سیاسی بر حسب دیدگاههای ثابت و تعریفشده، کشور را به نقطهای خاص برسانند، تفاوت نمیکند که کدامیک از نامزدها، سکان کشور را به دست گیرد. وقتی توجه اینگونه نامزدهای ریاستجمهوری به یک نقطه خاص است و امور در یک مسیر و به یکسو پیش برده میشود، هر کس که میخواهد باشد، باشد. در این صورت رقابت واقعی چه معنیای میدهد؟ پس یکی از سرمایههای مهم انتخاباتی، همانا رقابت واقعی است و شبهرقابت در انتخابات نه شورآفرین است و نه میتواند آحاد جامعه را به صحنه آورد. در انتخابات نهم ریاستجمهوری، از دو جناح سیاسی، هرکدام چند کاندیدا به رقابت پرداختند. هم جناح اصولگرا چند نامزد داشت و هم از جناح اصلاحطلب، سه چهار نفر به میدان رقابت پاگذاشتند. آمار و ارقام آرای آن انتخابات نشان میدهد که هواداران اصلاحطلب از جمعیت بیشتری برخوردارند اما در مرحله دوم که این جمعیت انگیزه چندانی برای حضور مجدد پیدا نکردند، جمعیت ثابت جناح اصولگرا به میدان آمد و محمود احمدینژاد را پیروز میدان کرد.
2-اصلاحطلبان در انتخابات دهم ریاستجمهوری، با بهرهگیری از آنچه در انتخابات نهم گذشت با دو نامزد وارد صحنه شدند که بسیار بهتر از گذشته بود. بنابراین آن را وامیگذارم و به انتخابات پیش رو میپردازم. هنوز تصمیم سران اصلاحات برای شیوه حضور در انتخابات یازدهم، رسانهای نشده، اما روشن است که برخی از چهرههای این جناح عزم شرکت در انتخابات دارند. اگرچه همچنان بخشی از پرسشهای بدنه گسترده جناح اصلاحطلب، بیپاسخ مانده ولی امید میرود کسانی که در معرض کاندیداتوری هستند، از تجربیات پیشین بهترین بهره را ببرند و توانایی خود را در ایجاد وحدت بین طیف متنوع اصلاحات، ثابت کنند، پیشبینی میشود در جناح اصولگرا، تشتت آرا که نتیجهاش چندنامزدی میشود، زیاد است. این شرایط، فرصت را برای جناح رقیب آنها فراهم کرده است که از سرمایه ارزشمند تکنامزدی، بهره وافر ببرند و روند اداره کشور را بهبود بخشند. اگر قرار باشد باز هم اصلاحطلبانی که حضور در انتخابات را واجب عینی میدانند، با چند کاندیدا وارد شوند و یک شبه رقابت درونجناحی را سامان دهند، همه امیدها را میسوزانند و دوباره رایدهندگان احتمالی خود را دلسرد میکنند.
عملکرد جناح راست در هشت سالی که زوایای مملکت را در اختیار مدیریت خویش داشتند، باعث شد که شدت ریزش هواداران این جناح افزایش یابد. این ریزش نیرو به ویژه در میان روشنفکران، فرهیختگان و دلسوزان این جناح، زمینه توجه به خط میانه را فراهم کرده است. این خط میانه، به مرور از دیدگاه پیشین خود در مورد اصلاحطلبان فاصله گرفته و خویشتن را به حوزه تفکر اصلاحی نزدیک کرده است. در واقع خیلیها پس از سالها بالیدن به حضور در جناح اصولگرا، به این نتیجه رسیدهاند که اصرار بر مواضع پیشین، جز پیوند خوردن با نتیجه عملکرد اصولگرایان تندرو، راه دیگری ندارد. چنین رویکردی در میان اصلاحطلبان، سابقه ندارد. حتی آنها که به عملکرد و شیوه رفتار دولت هفتم و هشتم انتقاد داشتند، ذرهای به جناح راست، تمایل پیدا نکردند؛ رویکردی که بین منتقدان اعضا و هواداران جناح اصولگرا، از وضع موجود جریان پیدا کرده است. اگر اصلاحطلبان عزم خویش را جزم کنند که در انتخابات آتی از این نیروهای بالقوه فعال و موثر یارگیری کنند، میتوانند از یک سرمایه انتخاباتی ارزشمند برخوردار شوند. در کشور ما، اصلاحطلب اصولگرا یا اصولگرای اصلاحطلب، به عنوان یک جناح سیاسی نه داشتهایم و نه خواهیم داشت. بنابراین اگر بپنداریم که منتقدان عملکردهای حاضر، یک جناح جدید یا خطسوم - اصطلاحی که در دهه 60 رایج بود- شکل دهند، پندار درستی نیست.
3- هواداران جناح اصلاحطلب، که خوشبختانه نسبت به هواداران جناح اصولگرا در اکثریت هستند، امروزه نیازمند آگاهی از تصمیمهای انتخاباتی بزرگان اصلاحطلب هستند. آنان از بعضی اصلاحطلبان فرصتطلب، دلخوشی ندارند. در واقع جوانان جبهه اصلاحات، با اصلاحطلبان بدلی رابطهای ندارند و همچنان در پی کسانی هستند که رنج اصلاحطلبی را بردهاند و هزینههای اصلاحات را تحمل کردهاند. گفتهاند انسانها را به هنگام ابتلا و سختیها میتوان شناخت. این حس و شناخت در همه انسانهای صادق و صالح، بهویژه جوانان فرهیخته و سوختهدل، به وفور یافت میشود. خلاصه اینکه گرمی انتخابات ریاستجمهوری دوره یازدهم، در هر شرایطی، اگر اجماع اصلاحطلبان حضور در انتخابات باشد، اولا: از میان منتقدان وضع موجود فقط یک نامزد معرفی شود، آن هم کسی که محبوبیت لازم را در جامعه، بیش از دیگران داشته باشد. ثانیا: از همین امروز فضا را مهیای شنیدن پرسشها و پاسخهای فراوانی کنند که در علت و شیوه حضور و ورود این تکنامزد به عرصه انتخابات آتی، مطرح میشود. ثالثا: با ایجاد رابطه منطقی و محبتآمیز با منتقدانی که به مرور با جناح اصولگرا فاصله گرفتهاند، به منظور اتخاذ یک روش هماهنگ در اصلاح امور و همبستگی در برگزاری یک انتخابات پیروزمندانه که بتواند وضع را از شرایط موجود به شرایط مطلوب، برساند، به توافق برسند.