طنز/ دانشگاه معتاد هست؟ نیست؟
پوریا عالمی در شرق نوشت:
از آمبولانس پریدم پایین و جعبه کمکهای اولیه دردست بدوبدو رفتم بالا، بالاسر مریض، که دیدم چندنفر دارند بهزور دانشگاه را میبندند به تخت و طنابپیچش کردهاند. گفتم: چیکار میکنید؟ والدین این بختبرگشته کوشند؟ گفتند: این یارو معتاد است و سایه پدر و مادر بالاسرش نبوده. [...]. ما هم داریم میبندیمش به تخت.
دانشگاه را که به تخت بستند، دست کردم توی جیب دانشگاه [...] دیدم کلی استاد اخراجی و تعلیقی روی زمین و هوا دارند آه میکشند. زنگ زدم به وزیر علوم، رضا فرجی دانا و گفتم: رضاجان، برسان خودت را. دانشگاه را بستند به تخت. فرجی دانا سریع خودش را رساند و گفت: «دانشگاه معتاد نیست که بخواهد به تخت بسته شود تا تکان نخورد بلکه دانشگاه باید آزاد باشد و عکسالعمل داشته باشد.»
هر کاری کردیم نشد دستوپای دانشگاه زبانبسته را از تخت باز کنیم.
از آمبولانس پریدم پایین و جعبه کمکهای اولیه دردست بدوبدو رفتم بالا، بالاسر مریض، که دیدم چندنفر دارند بهزور دانشگاه را میبندند به تخت و طنابپیچش کردهاند. گفتم: چیکار میکنید؟ والدین این بختبرگشته کوشند؟ گفتند: این یارو معتاد است و سایه پدر و مادر بالاسرش نبوده. [...]. ما هم داریم میبندیمش به تخت.
دانشگاه را که به تخت بستند، دست کردم توی جیب دانشگاه [...] دیدم کلی استاد اخراجی و تعلیقی روی زمین و هوا دارند آه میکشند. زنگ زدم به وزیر علوم، رضا فرجی دانا و گفتم: رضاجان، برسان خودت را. دانشگاه را بستند به تخت. فرجی دانا سریع خودش را رساند و گفت: «دانشگاه معتاد نیست که بخواهد به تخت بسته شود تا تکان نخورد بلکه دانشگاه باید آزاد باشد و عکسالعمل داشته باشد.»
هر کاری کردیم نشد دستوپای دانشگاه زبانبسته را از تخت باز کنیم.