
داوری:احمدينژاد در دو سال پاياني دولت، بیتاثیر بود
روزنو :اصلا اين طور نيست؛ اصلا چالشي ايجاد نكرد. دولت آقاي روحاني حامي منافع طبقات خاص است چون منافع آن طبقه خاص در بانكها از طريق اعتبارات مسكن مهر تضييع ميشود،آنها برايش توجيهات كارشناسي ايجاد ميكنند تا پروژه را متوقف كنند. من سوالي دارم، مگر نگفتند كه مسكن مهر نقدينگي را افزايش و پايه پولي را رشد داده است، دولت آقاي روحاني 6 ماه است كه يك ريال به مسكن مهر تزريق نكرده است.
اين روزها اگر چه نام احمدينژاد و مشايي كمتر در تعاملات سياسي مطرح ميشود و اما نبايد غافل بود كه جريان منتسب به رئيسجمهور پيشين يعني حاميان و حلقه نخست اطراف او فعال هستند و برنامههايي براي خود تدوين كردهاند كه از جمله آنها موسسه «هما»ست (هوادارن محمود احمدينژاد) و رياست آن را عبدالرضا داوري از مشاوران رسانهاي دولت احمدينژاد بر عهده دارد كه در زمان انتخابات رياستجمهوري در ستاد مشايي بسيار فعال بود. آيا احمدينژاد قصد بازگشت به قدرت را دارد؟ اين سوالي است كه هيچ كس پاسخي براي آن ندارد اما از لابه لاي اظهارات نزديكان به او مانند داوري ميتوان اين احتمال را منتفي ندانست. گذشته از آن، فراخوان غلامحسين الهام و فعاليتهاي گروه هما هم نشانه آشكاري براي فعاليت احمدينژاديهاست. در اين راستا با عبدالرضا داوري به گفتوگو نشستيم و او به آرمان گفت كه شكست اصولگرايان به دليل نه به احمدينژاد بود! او به خوبي از سياستهاي دولت قبل كه به اذعان كارشناسان اشتباهات زیادی داشت دفاع ميكند و ميگويد مردم در درجه نخست اولويت قرار داشتند البته به اين سوال پاسخ نميدهد كه آيا محقق كردن خواست مردم نياز به امكانات دارد يا نه و اينكه افزايش توقعات مردمي چه عواقبي دارد. متن گفتوگوي عبدالرضا داوري با آرمان را در ادامه ميخوانيد:
تصور ميشود اكنون وظايفي ميان حاميان آقاي احمدينژاد تقسيم شده و شما هم وظيفه تغيير مشي را بر عهده داريد يعني سعي ميكنيد به جريانهايي نزديك شويد كه اين نزديكي در ارتباط با اصلاحطلبان نمود بيشتري دارد.
گفتمان آقاي احمدينژاد يك گفتمان چندوجهي است يعني هم اصولگرايان ميتوانند المانهايي از گفتمان خودشان را در گفتمان آقاي احمدينژاد پيدا كنند و هم اصلاحطلبان داراي چنين وضعيتي هستند. آن حكايت «هركسي از ظن خود شد يار من» آن حلقههاي ارتباطي را با المانهاي گفتماني اصولگرايان و اصلاحطلبان ايجاد كرد اما اينكه پروژه خاصي باشد، اينچنين نيست.
اما رويكرد شما در طي ماههاي اخير به سمت جريان اصلاحطلبي رفته است و سعي به برقراري ارتباط با آنها داريد كه چنين رويهاي درباره اصولگرايان مشاهده نميشود.
نمي دانم و خودم اين تلقي را ندارم ولي ما سعي ميكنيم با همه نيروهاي اجتماعي ارتباط داشته و ديدگاههايمان را منتقل و تلاش كنيم گفتمان آقاي احمدينژاد را در كل جامعه بسط دهيم. شايد از يك منظر نيروهاي اصلاحطلب به دليل اينكه به لحاظ گفتماني در سطح جامعه حضور بيشتري دارند و تاثيرگذارتر هستند آن هم از جهت اينكه به ابزار رسانه مسلطتر هستند، به نظر بيايد كه تعاملات بيشتري با آنها برقرار ميكنيم اما واقعيت اين است كه تلاش ما مسير تبيين گفتمان آقاي احمدينژاد است. من معتقدم بخش دانشگاهي، فرهيخته و روشنفكر جامعه از گفتمان آقاي احمدينژاد اطلاع درستي ندارند. تصوير درستي از گفتمان آقاي احمدينژاد در اين بخش از جامعه وجود ندارد كه تلاش ما در همين راستاست.
شما قبلاً عنوان كرده بوديد كه عملكرد آقاي احمدينژاد بر اساس خواست مردم بوده اما به هر حال برخي اقدامات مانند مسكن مهر و يارانه نقدي اگر چه خواست مردم بود اما زيرساختهايي براي تحقق آن در كشور وجود نداشت و به اقتصاد ضربه زد. توجه به خواست مردم در اين موارد جايز بود؟
دو رويكرد مطرح است. نكاتي كه اشاره كرديد مثل مسكن مهر بحث مفصلي دارد اما واقعيت اين است كه اگر مبناي خواست و تشخيص مردم باشد، بايد انجام شود. شايد نخبگان بگويند اين خواست و تشخيص مردم به مصلحت جامعه نيست كه اين هم از انحرافات حوزه نخبگان است. در طول تاريخ هميشه آنچه تودهها خواستند و متوسط خواستهاي جامعه بوده است، بر مسير حق و حقيقت بوده است يعني هركسي در طول تاريخ خودش را با تودهها هماهنگ كرده است، يقين بدانيد كه هميشه در مسير درست حركت كرده و اين نگاه اعتقادي است. آقاي احمدينژاد اين اعتقاد را دارد كه هميشه تشخيص تودهها درست بوده است و اتفاقا نخبگان بودند كه هميشه در پي تحميل تشخيصهاي خودشان به لحاظ پايگاه طبقاتي و منافع طبقاتي بودهاند.
طبيعي است كه خواست همه مردم داشتن يك سرپناه است كه آقاي احمدينژاد با طرح مسكن مهر به سمت برآوردن اين خواسته حركت كرد اما فكري براي دولت بعد نكرد و آنها را با چالش جدي مواجه كرد. حالا خواست مردم اولويت بود يا چالشآفريدن براي دولت بعدي؟
اصلا اين طور نيست؛ اصلا چالشي ايجاد نكرد. دولت آقاي روحاني حامي منافع طبقات خاص است چون منافع آن طبقه خاص در بانكها از طريق اعتبارات مسكن مهر تضييع ميشود،آنها برايش توجيهات كارشناسي ايجاد ميكنند تا پروژه را متوقف كنند. من سوالي دارم، مگر نگفتند كه مسكن مهر نقدينگي را افزايش و پايه پولي را رشد داده است، دولت آقاي روحاني 6 ماه است كه يك ريال به مسكن مهر تزريق نكرده است.
داشت و نداد؟
من حالا كاري به اين موضوع ندارم.
ببخشيد اما نر است و شما ميگوييد بدوش. وقتي اعتباري باقي نمانده است چطور بايد توقع داشته باشيد كه اعتبار تزريق كنند؟
آنها بحثشان نبود اعتبار نبود بلكه منظورشان اين بود اگر اعتبار را تزريق كنيم، پايه پولي رشد پيدا ميكند. پول كه داشتند اما در جاي ديگري تسهيلات دادند. در اين 6 ماه اخير يك ريال ندادند و شما ميبينيد كه رشد نقدينگي نسبت به سال 91 و 92 بيش از 6 درصد افزايش داشته است.
اتفاقا ترجيح منافع بيشتر درباره تصميمات آقاي احمدينژاد گفته ميشود.
بله. آقاي احمدينژاد منافع خود را با منافع مردم تنظيم ميكند و ايشان هم منافع جمعي خاص را مدنظر دارد كه اين جمع خاص متاثر از تودهها هستند نه گروه خاصي. تفاوت آقاي احمدينژاد با چهرههاي ديگر در همين نكته است.
پس با اين استدلال شما، بايد پرداخت يارانه نقدي را هم همينطور تفسير كنيم! ايشان به همه مردم از هر قشري يك ميزان يارانه ميداد كه اقتصاددانان آن را تصميمي غلط ميدانستند. ميدانيد چقدر براي پرداخت يارانه با مشكل مواجه شديم حتي در دولت آقاي احمدينژاد؟
اصلا كمبود نداشتيم. كسري بودجه هدفمندي يارانهها صفر است. اين كسري بودجهها يك دروغ بزرگ است. ما با آمار و اطلاعات به شما ميگوييم. مگر آقاي احمدينژاد به آقاي روحاني نامه نداد كه بعد از گزارش 100 روزه بياييد مناظره كنيم.
با اين همه، برخي معتقدند اقدامات اينچنيني آقاي احمدينژاد يك مينگذاري براي دولت بعد بودهاست.
اينكه حسن آقاي احمدينژاد است. آقاي آشنا اين را گفتند اما اين نشاندهنده قوت آقاي احمدينژاد است. اينها گفتند دولت آقاي احمدينژاد كارهايي كرد كه ما نميتوانيم برگردانيم. چرا اينها نميتوانند برگردانند؟ دليلش اين است كه آقاي احمدينژاد كاري كرد كه مردم راضي بودند و رضايت عامه برايش داراي اهميت بوده است.
آقاي احمدينژاد دغدغه تامين اعتبار نداشت چون شايد معتقد بود كه دوران رياستجمهوري من تمام ميشود و دولت بعدي بايد با مشكلات مواجه شود. اينطور نيست؟
اصلا اينطور نيست كه شما ميگوييد. متاسفانه دولت آقاي روحاني دروغهاي بزرگي در حوزه اقتصادي به مردم گفته، با وجود اينكه ادعاي دولت راستگويان را داشته است. در بحث هدفمندي، اينها كسري بودجه را 18 هزار ميليارد، 28 هزار ميليارد و 38 هزار ميليارد گفتند. من يك سوال دارم سازمان هدفمندي یارانهها يك سازمان اقتصادي است، بيايد و صورتهاي مالي خود را اعلام كند يعني همان چيزي كه آقاي فرزين اعلام كرد. طبق آنچه آقاي فرزين اعلام كرده است، كسري هدفمندي يارانهها بعد از 3 سال 600 ميليارد تومان بودهاست در ازاي 134 هزار ميليارد پرداخت نقدي. هدفمندي يارانهها كسري نقدينگي داشته است اما كسري بودجه نداشتهاست.
آقاي جهانگيري گفتهاند كه درآمد آب و برق دولت آقاي احمدينژاد 21 ميليارد بوده اما 42 ميليارد پرداخت شده است. اين نشانه چيست؟
اينها اشتباه و آمارهاي غلطي است كه اعلام ميكنند. بجاي اين سخنرانيها، صورتهاي مالي هدفمندي يارانه را در سايت سازمان هدفمندي يارانهها بگذارند و بگويند منابع ما اينقدر بوده و مصارف ما هم اين ميزان است. چرا اين كار را نميكنند.
ميگوييد دولت آمار اشتباه ميدهد و دولت دروغگو است! فكر نميكنيد اتهام زني كرديد؟
من نميگويم دولت دروغگو است اما به اسم دولت راستگويان اطلاعاتي دادند كه بخشي از آن دروغ بوده است و بخشي از آن جهتدار بوده است.
پس نام اينكه آقاي احمدينژاد در سفرهاي استاني تعداد بسيار زيادي مصوبه در مدت كوتاهي داشتند كه بسياري از آنها محقق نشد و فقط مردم را اميدوار كردند را چه ميگذاريد؟ نام عدم تحقق اين حجم مطالبات چيست؟
آنها مصوبات دولت...
مثلا چند بار تاكيد كردند كه آزاد راه تهران ـ شمال را راهاندازي ميكنند. پس چه شد؟
آزادراه تهران ـ شمال براي زمان آقاي خاتمي است
درست است اما آقاي احمدينژاد قول داد آن را راهاندازي كند.
بله. خب مشكلات خاص دارد. پروژهاي است كه برخي زمينههاي فني و اقتصادي در آن ديده نشده و در مسير يابي آن مشكلاتي وجود دارد كه مربوط به قبل است.
اين را قبول دارم اما ميگويم كه نبايد آقاي احمدينژاد چندين بار قول راهاندازي آن را بدون دانستن مشكلات ميداد.
بالاخره تلاش خودش را كرد. اشكالي ندارد چون خيلي دولتها وعده دادند اما در اجرا به دليل كمبود اعتبار و تغيير شرايط موفق به عمل به آن وعده نشدند. من خودم مسئول پروژهاي بودم؛ اين پروژه تا زماني كه يورو هزار و 400 تومان بود توجيه اقتصادي داشت اما وقتي يورو 4 هزار تومان شد ديگر توجيه اقتصادي نداشت. آقای احمدی نژاد وعده را داده و در آن مقطع هم فكر ميكرده كه وعده عملي است اما شايد شرايط محيطي، بينالمللي و داخلي به جايي برسد كه اين وعده محقق نشود.
چرا قرار مصاحبه را در ساختمان هما نگذاشتيد كه آنجا را هم ببينيم؟
هما ساختماني ندارد و كارهايش در همين ساختمان است؛ دفتر آقاي رحيمي يگانه هم هست كه جلسات عموميتر در آنجا برگزار ميشود.
هما چند عضو دارد؟
ثبت نام اوليه ما 5 هزار نفر است.
كار هما چيست و ميخواهيد به چه برسيد؟
كار اصلي هما شبكهسازي است. تعداد زيادي از حاميان آقاي احمدينژاد كه در فضاي عمومي رسانه ديده نميشوند و در شبكههاي اجتماعي، حوزههاي محلي فعاليت دارند و در سطح ملي ديده نميشوند را ميخواهيم داخل يك شبكه و آنها را به هم متصل كنيم. براي آنها خوراك فكري ايجاد كنيم مثلا براي بخشي از آنها كلاس هفتگي داريم.
به هر حال معمولا شبكهسازي ميكنند تا به هدفي برسند. اين هدف چيست؟
هدفگذاري ما انتخاباتي نيست و گفتماني است يعني بچهها بايد به يك چارچوب گفتماني برسند و بدانند نگاه به مردم چيست. آقاي احمدينژاد به مقوله مردمي نگاه مقدس دارد. تا مقوله مردم را نشناسيم، نميتوانيم به انديشه آقاي احمدينژاد نزديك شويم. تفاوت آقاي احمدينژاد با سايرين مثل آقاي هاشمي و خاتمي در همين است. تفاوت احمدينژاد در تعريف او از مردم است.
مجموعه هما چه قرابتي با فراخوان حاميان آقاي احمدينژاد از سوي آقاي الهام دارد؟
طبيعتا همه در يك جريان است.
گفته بوديد بدون اطلاع و رضايت آقاي احمدينژاد امكان نداشت فراخوان آقاي الهام مطرح شود.
بله قطعا همينطور است.
خوب حالا يك تناقض به وجود ميآيد. شبكهسازي با اطلاع آقاي احمدينژاد است و از سويي تاكيد داريد ايشان برنامهاي براي آينده ندارد. چطور اين دو موضوع را در كنار هم قرار ميدهيد؟
ماموريت سياسي و اراده معطوف به قدرت در احمدينژاد نيست. براي ما بدنه جامعه مهم است و امروز جريان آقاي احمدينژاد به جامعه بازگشته است كه طبيعتا در جامعه بايد انسجام داشته باشد البته ممكن است در پروسه بلندمدت از درون اين شبكهسازي توليد قدرت هم بشود ولي امروز هدف ما اين نيست. طبيعتا وقتي اين جريان شكل بگيرد بر نهادهاي قدرت تاثيرگذار خواهد شد و فضاي عمومي كشور را از خود متاثر ميكند كه ممكن است محصول آن توليد قدرت باشد اما امروز اراده ما اين نيست.
پس حضور آقاي احمدينژاد در انتخابات پيش رو را رد نميكنيد؟
امروز آقاي احمدينژاد برنامهاي ندارد ولي ممكن است شرايط كشور به نقطهاي برسد كه آقاي احمدينژاد احساس كند براي دفاع از منافع مردم بايد به عرصه وارد شود. تا آنجايي كه من اطلاع دارم، آقاي احمدينژاد برنامهاي براي حضور در انتخابات مجلس و رياستجمهوري ندارد كه بر اساس آن حركت كند اما ممكن است شرايط تغيير كند.
فكر ميكنيد اگر آقاي احمدينژاد اراده شركت در انتخابات داشته باشد، صلاحيتشان تاييد ميشود؟
صد در صد تاييد ميشود. علاوه بر اينكه صلاحيش تاييد ميشود، با 25 ميليون راي رئيسجمهور خواهد شد. ايشان در هر انتخاباتي شركت كند، بدون شك بالاترين راي را خواهدداشت. اينها را بر اساس محاسبه ميگويم و اعتقادي نيست.
يعني بررسي كرديد؟
بله. اما اينكه خود ايشان اراده داشته باشد كه يكبار ديگر تجربه حضور در قدرت را آزمايش كند را نميدانم و شواهدي نميبينم كه ايشان ميل به تجربه مجدد قدرت را داشته باشد اما با توجه به ارزيابي ما از فضاي اجتماعي و به ويژه ظرفيتهاي منفي كه اين دولت از خود بروز داده است و فاصله گرفتن از بدنه عمومي و نخبگان داشته است، فضا از آنچه كه ما پيش بيني داشتيم، مساعدتر است.
آقاي مشايي اين روزها چه ميكند؟
ايشان عمدتا فعاليتهاي مطالعاتي و پژوهشي دارد. آقاي مشايي فعاليت سياسي ندارد.
اتهاماتي درباره آقاي مشايي مطرح ميشود. چرا پاسخي نميدهد تا مشخص شود چه خبر است؟
آقاي مشايي ميگويد اتهامات را در حوزه رسانهاي كه هدفش عمليات رواني است با اتهامات واقعي جدا كنيم. اتهامات رسانهاي به مثابه حبابهاي بزرگي است كه در جامعه شكل ميگيرد و بعد از مدتي مضمحل ميشوند. اگر اتهاماتي كه به او وارد ميكنند، امكان رسيدگي قضايي داشت، مطمئن باشيد چندين بار او را بهدار كشيده بودند. آقاي مشايي نكته جالبي ميگويد كه اينها تمام تلاش خود را ميكنند و وقتي به نتيجهاي نميرسند آن را به حوزه رسانه ميبرند. ايشان معتقد است اتهامات زماني در حوزه رسانه مطرح ميشود كه قبلاً پروسههاي ديگر طي شده و به نتيجه نرسيده است و بعد با عمليات رواني آن را دنبال ميكنند. مطمئن باشيد اگر كوچكترين نقطه سياهي در پرونده آقاي مشايي بود، تا امروز بارها و بارها ايشان را محاكمه كرده بودند. يكي از مسئولان در سال 91 در همايشي كه در قم بود گفته بود كه سالهاست زندگي آقاي مشايي را جستوجو ميكنيم اما چيزي پيدا نكرديم اما چه كنيم كه انسان خطرناكي است.
راستی آقای رحیمی چه شد؟
من درباره آقاي رحيمي اظهارنظر نميكنم چون پرونده او بايد روال معمول خود را طي كند. من ارتباط خاص و شناختي از آقاي رحيمي نداشتم.
معتقديد كه دولت آقاي احمدينژاد دولت پاكدستي بوده است پس چرا بسياري از تخلفات و اختلاسهايي كه اين روزها كشف ميشود، ريشه در زمان آن دولت دارد، مثل بابك زنجاني؟
ابعاد پرونده بابك زنجاني بالاخره در يك روز مشخص خواهد شد. الان اين موضوع در سطح دعواهاي رسانهاي است و شما خواهيد ديد هيچ سهمي متوجه دولت در مسير اين پرونده نبوده است. زنجاني در مسير تحريم به دولت و برخي نهادها براي فروش نفت كمك ميكرده است كه در اين مسير اتفاقاتي افتاده كه ممكن است خطاهاي اداري باشد و نميتوانيد بگوييد كه فسادي اتفاق افتاده است چرا كه فساد اراده مشتركي بين برخي چهرههاي دولتي و بابكزنجاني براي سوءاستفاده از منابع ملي است كه قطعا اينطور نبود. شرايط تحريم از سال 90 تا 92 بقدري فشار را بر دولت سنگين كرده بود كه دولت مسيري براي فروش نفت خود انتخاب كرد.
شايد همين موضوع يعني فشار زياد به دولت براثر تحريمها كه به آن اشاره كرديد ناشي از عملكرد نامناسب دولت در تعاملات جهاني بوده باشد.
مگر الان فشارها كم شده است.
به هر حال شرايط با آن زمان تغييرات زيادي كردهاست كه نميتوان منكر آن شد.
آقاي مشايي حرف خوبي زد كه بچههاي رسانهاي اسير فضاي سايت و اينها هستند. چرا يك دلار از 4 ميليارد دلار ژنو برنگشته است. فضاي واقعي اقتصاد اصلا فرقي نكردهاست. آنچه تغيير كرده، گفتارهاي طرفين است كه اين ما بهازاي بيروني ندارد. وقتي ارزش پيدا ميكند كه ما به ازاي بيروني در فضاي اقتصادي داشته باشد.
اما در نقش ايران در فضاي جهاني تاثير داشتهاست.
اين را ميدانم.
به هر حال بهبود فضاي تعامل با جهان يك پيروزي و امتياز است.
ديدگاهها نسبت به ايران در كجا اثر داشته است. مردم جهان اصلا در اين فضا نيستند. آقاي دكتر روحاني با افتخار گفتند كه من با رئيسجمهور فرانسه در نيويورك ملاقات كردم و گفتند چه ملاقات مهمي بود اما همان كشور فرانسه در دور اول مذاكرات ژنو كاري كرد كه مذاكرات به بن بست برسد پس فضاي گفتارهاي ديپلماتيك با آنچه در مناسبات واقعي قدرت در حال رخ دادن است را بايد از هم تفكيك كنيم. ما بايد تصوير واقعي را به جامعه نشان بدهيم. آمريكاييها خيلي لبخند ميزنند و بخشي از آنها گفتارهايشان را تلطيف كردند اما مابهازايي نداشته است. شاهد بوديد پارلمان اتحاديه اروپا چه بيانيهاي عليه ايران داد. دليلش اين است كه تيم آقاي روحاني يا نميخواهند بشناسند يا شناختند و خودشان را به تغافل زدند. دوستان ما در دولت نميدانند اگر در مقابل امپرياليسم روي خوش نشان دهيد، تلقي اين نباشد كه آنها منافع شما را تامين ميكند.
جالب است. شما كه اينها را ميدانيد پس چرا دولت مورد حمايت خودتان را راهنمايي نكرديد؟
دولت آقاي احمدينژاد را بايد تفكيك به 6 سال اول و دو سال آخر كنيم. آقاي احمدينژاد در 2 سال آخر در حوزه سياست خارجي تاثيرگذار نبود.
دليلش چه بود؟
به هر حال شرايط عمومي به این سمت رفت و همه ميدانند چه اتفاقاتي افتاد. بعد از موضوع آقاي مصلحي در وزارت اطلاعات، آقاي احمدينژاد ديگر در بسياري از حوزهها تاثیرگذاری لازم را از دست داد. تا زماني كه آقاي احمدينژاد ايدههايش را در عرصه سياست خارجي طراحي و پيادهسازي ميكرد، ما دچار مشكل نشديم.
فراموش نكرديد كه هنگام سخنراني آقاي احمدينژاد در سازمان ملل چه تعداد از سران كشورها از سالن خارج شدند.
اشكالي ندارد كه بروند. اصلا اهميتي ندارد. كشور در حال توضيح ايدهها و آرمانهايش است و بخشي از جامعه جهاني به دليل ارادههاي سياسي و منافعي كه دارند نميخواهند اين را بپذيرند.
اما آقاي روحاني هم از ايران و از آرمانهاي ايران براي دنيا صحبت كرد كه شاهد بوديد چه استقبالي شد.
اشكالي ندارد اما اينكه خوب نيست. اينكه بگوييم فضايي درست كرديم كه افرادي كه منافعشان در غارت ملت ايران است براي ما دست بزنند خوب نيست.
برداشت من از اظهاراتتان اين است كه شما ظاهراً قصد فشار به دولت را دارید.
نه. من اعتقاد دارم كه آنچه در توافق ژنو به پيش ميرود، در روند خود چارچوب استقلال ايران را زير سوال ميبرد. آنچه ميبينیم اين است. مرزها در حال گسترده شدن است. تا امروز بحث 5 درصد بوده است؛ جهتگيري آمريكاييها و اروپاييها نشان ميدهد كه در حوزههاي ديگر مانند حقوق بشر و غيره وارد ميشوند. اينها مرزهاي استقلال را مخدوش ميكند. معتقدم روندي كه در مذاكرات ژنو پيش ميرود، روندي است كه مرزهاي استقلال كشور را مخدوش ميكند.
شايد اين سوال به مذاق شما خوش نيايد اما به هر حال در موضوعي مثل مدرك آقاي كردان از يك سو آقاي شكوري راد گفت كه مداركي دال بر خلافبودن آن مدارك دارد و آقاي توكلي هم در سايت خود پاسخ استعلام آن دانشگاه كه مدعي دريافت مدرك از آن شده بودند را منتشر كرد كه اين نشان ميدهد آقاي احمدينژاد نه تنها در تعامل با جهان به توفیقی که درنظر داشت نرسید بلكه در داخل هم نتوانسته ارتباط خوبي با جناحهاي فعال برقرار كند.
از سال 60 جريان حزب جمهوري سكان كشور را به دست گرفت و اين جريان حول محور آقاي هاشميرفسنجاني شكل گرفت. آقاي هاشمي به دليل ويژگيهاي مديريتي و شخصي و نوع تعاملي كه با امام(ره) داشت که ارتباطي منحصر به فرد بود توانست در طراحي مناسبات آتي نظام و در چينش نيروها در بخشهاي مختلف ايفاي نقش كند. اگر امام پايه گذار بنيان حقوقي نظام است قطعا آقاي هاشمي بنيانگذار ساختار حقيقي است. آقاي هاشمي نقش يك استوانه را ايفا كرد كه بدنه نيروهاي مديريتكننده نظام حول اين استوانه شكل گرفتند. آنهايي كه سمت چپ اين استوانه بودند جناح چپ و آنهايي كه سمت راست آن بودند جناح راست شدند. اما موقعيت و پوزيشن همه نسبت به استوانه تعيين شد. مساله آقاي احمدينژاد اين بود كه با كليت اين شيوه چيدمان و مناسبات قدرت در تعارض و تقابل قرار گرفت. اگر ميگوييد چرا آقاي احمدينژاد نتوانست در بين نيروها همگرايي ايجاد كند، به خاطر اين بود كه او با اين شيوه انحصاري شكل گرفته از سال 60 به بعد مساله داشت و آقاي احمدينژاد از آن به عنوان اشرافيت بروكراتيك ياد ميكند. آقاي احمدينژاد معتقد است بايد به سمت بازتوليد ساختار جديد با نيروهاي همگرايي برويم كه با مسير عمومي جامعه همگرا باشند.
در بخشي از اين گفتوگو عنوان داشتيد كه تا الان 5 هزار نفر از طرفداران آقاي احمدينژاد در فراخوان، ثبت نام كردهاند. يعني اين افراد نميتوانند به وزارت علوم مراجعه و خواستار صدور مجوز به دانشگاه ايرانيان شوند؟ به هر حال 5 هزار هوادار كم نيست!
يك نكته است. واقعيت اين است تفاوت رويكردهایی که آقاي احمدينژاد با برخي جريانات دارد در اين است كه او به روشهاي فراقانوني و اعمال فشارهایی از اين دست قائل نيست. درباره صلاحيت آقاي مشايي چقدر شايعهسازي كردند كه مثلا آقاي احمدينژاد انتخابات را برگزار نميكند و... اما ديديد كه ايشان يك يا دو مصاحبه و گله كردند اما انتخابات به بهترين شكل در وقت مشخص برگزار شد.
جناب داوري؛ خوب ميدانيد كه هدف از ثبت نام آقاي مشايي شركت در انتخابات نبود، شايد پيام «ما هنوز هستيم» بود و شايد هزاران پيام ديگرداشت. بنابراين نميتوانيد آن را به موضوعاتي تعميم دهيد كه به آنها اشاره داشتيد. اينطور نيست؟
آقاي مشايي براي حضور در انتخابات برنامه داشت.
اما كاملا مشخص بود كه احتمال تاييد صلاحيت ايشان بسيار بسيار كم است و به قولي اظهر من الشمس بود.
بالاخره او بايد مسئوليت خود را ايفا ميكرد. بالاخره آقاي احمدينژاد براي بعد از دولت خود تشخيص داده بود كه مهندس مشايي ميتواند آن راه را ادامه دهد. مشايي تكليف خود را انجام داد. درباره صلاحيت آقاي هاشمي هم معتقدم بخشی از جامعه اقناع نشد.