وداع با ایرانیترین رشته المپیک
خبر بدی بود! نه به این دلیل که به قول معروف استخوانخردکردهاش هستم! و نه به این دلیل که اگر جدیجدی حذف شود ممکن است دیگر به آن توجه بایسته و شایستهای نشود! و نه حتی به این دلیل که با حذفش امید کسب افتخار و برافراشته شدن پرچم و نواخته شدن سرود غرورآفرین کشورمان در میادین بینالمللی امکان دارد با نقصانی مواجه شود. خبر بدی بود چون کشتی برای «ایرانی جماعت» فقط یک رشته ورزشی مدالآور و افتخارآفرین نبوده و نیست؛ کشتی جزیی از تاریخ چندهزارساله ماست؛ کشتی برای ایرانیان نماد جوانمردی و لوطیگری و گذشت و پهلوانی و... است. هرساله مدالهای رنگارنگی که در رشتههای مختلف توسط ورزشکاران توانمند ما درو میشود کم نیست؛ ماهی نیست که نشنویم فلان ورزشکار زن یا مردمان در گوشهای از دنیا افتخاری دیگر آفریده و مدال خوشرنگ دیگری را کسب کرده است؛ اما واقعیت آنست که همه این مدالها و نشانها هر چند که حایزاهمیت بوده و امیدبخش، اما برای مردم ما کشتی چیز دیگریست! در دنیای ورزش جدای از فوتبال که بیش از اینکه یک رشته ورزشی باشد یک سرگرمی و پرکننده اوقات فراغت و بنگاه اقتصادی و سیاسی قدر به حساب میآید، رشتههایی مانند دوومیدانی، بسکتبال، شنا، ژیمناستیک و حتی جودو از محبوبیت و منزلت بسیار بینظیری در مقایسه با رشته ورزشی کشتی برخوردارند؛ اما در ایران تنها رشتهای را که گاه حتی دوشادوش فوتبال خبرساز و مورد توجه و رغبت عموم مردم میتوان یافت، رشته باستانی و پهلوانی کشتی است. مردم ما با کشتی زندگی میکنند و کم نیست زمانهایی که یک خبر تاثربار یا نشاطآفرین حتی درسطح مدیریتی و اجرایی که منعکس شده از داخل فضای کشتی کشور بوده بازتابی بس وسیع در میان اقشار مختلف جامعه داشته و مردم را نگران یا شادان کرده است. همین اواخر خبر استعفای مربی بزرگ کشتی فرنگیمان و احتمال پیوستن او به تیم ملی یک کشور همسایه را که به یاد دارید!؟ کمتر کسی بود که جویای چرایی آن نباشد و کمتر کسی بود که از روی دادن آن متاثر نشود. درصورتی که کم نیست اتفاقاتی از این نوع که هر روز در یکی از رشتههای پرطرفدار و پر سرو صدای دنیای ورزش در گوشه و کنار کشور روی میدهد اما هیچگونه بازتاب خاصی از آن برانگیخته نمیشود! قرنهاست در گوشهگوشه ایرانزمین اشکال مختلف کشتیگیری با انواع پوششها و گویشها و قوانین را میتوان ملاحظه کرد، از کشتی پهلوانی گرفته تا چوخه خراسان و لوچو مازندران و گیلهمردی گیلان و... همه و همه نمادهایی از عشق و فرهنگ و باور مردم این مرز و بوم بوده و از درون آنها میتوان با مرام و مسلک و آیین مردانگی و... اقوام ایرانی آشنا شد. حال این ابزار فرهنگی و اکسیر جانبخش ایرانیان قرار است از حضور در بزرگترین آوردگاه ورزشی دنیا حذف شود! قطعا روی دادن چنین اتفاقی بس آزاردهنده و متاثرکننده است و قطعا وظیفه مسوولان ورزش کشور بهخصوص بخش دیپلماتیک ورزش یعنی کمیته ملی المپیک برای تلاش در جلوگیری از به وقوع پیوستن چنین اتفاقی بس سنگین است. میدانم که مسوولان محترم کمیته المپیک این روزها بیش از هر چیز درگیر انتخابات کمیته ملی المپیک و نتایج محتمل آن هستند و بنابراین با چنین شرایطی طبیعی است که در جریان اتفاقاتی گاه حیاتی برای ورزش ما در صحنههای بینالمللی ورزش نبوده و بهضرسقاطع خبری به بزرگی حذف پرامیدترین رشته ورزشی ایران در همه المپیکها را به همراه مردم عادی از رسانهها مطلع شدند! اما از آنجا که شنیدهام تصمیمگیری نهایی درخصوص بودن یا نبودن کشتی در المپیک قرار است در شهریورماه سال آینده صورت پذیرد، بنابراین امیدوارم انتخابات کمیته ملی المپیکمان بدون کارشکنی احتمالی از سوی برخی ذینفعان هرچه زودتر برگزار و مدیران جدید انتخاب یا تثبیتشده این سازمان دیپلماتیک ورزشی کشور دست به اقداماتی عاجل و لابی با کشورهای دوست و ذینفوذ زده و شرایط را برای حفظ همه یا حداقل یکی از رشتههای کشتی آزاد یا فرنگی در المپیک فراهم آورند. البته بد نیست تقبیحی هم از رفتار عاری از وجدان کاری و عرق ملی برخی مدیران وقت هشتسال قبل ورزش شود که با انواع صحنهسازیها باعث حذف تنها نماینده ورزش ایران در کمیته بینالمللی المپیک شدند؛ و شرایطی را فراهم آوردند که امروز ما در کادر اصلی تصمیمگیری I.O.C هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشیم و البته انتقادی از مدیران بعدی کمیته المپیک که متاسفانه هیچ اقدامی جهت زمینهسازی برای جایگزینی فردی به جای نفر حذف شده صورت ندادند! ...