او نوشت: شیشههای یک رستوران را کلا با کاغذ پوشونده بودن که داخل معلوم نبود. پسرم را بردم که ناهار بخوره. گفتن اینجا نمیشه باید ببرید بیرون. گفتم پس چرا شیشهها را پوشوندین؟ خندید گفت به ما دستور دادن هم شیشههارو بپوشونیم هم داخل کسی غذا نخوره

او نوشت: شیشههای یک رستوران را کلا با کاغذ پوشونده بودن که داخل معلوم نبود. پسرم را بردم که ناهار بخوره. گفتن اینجا نمیشه باید ببرید بیرون. گفتم پس چرا شیشهها را پوشوندین؟ خندید گفت به ما دستور دادن هم شیشههارو بپوشونیم هم داخل کسی غذا نخوره
