ميخ فولادين تخريب و اراده آهنين مردم!
روزنو :رضا سليماني*
1- راستش را بخواهيد براي قسمت دوم تيتر بالا، مردد بودم كه از كلمه «اراده» استفاده كنم يا «ارادت»؟! اما صفت «آهنين» و «ميخ فولادين» به خاطر سابقهيي كه ضربالمثل معروف «نرود ميخ آهنين در سنگ» دارد، مرا بر آن داشت تا از «ارادت لطيف مردم» بگذرم و «اراده آهنين مردم» را انتخاب كنم.
2- معروف است كه ميتوان گرسنگان شكم را با تكه ناني يا طعامي سير كرد، اما «استخوان گرسنهها» يعني كساني كه شكمشان سير و چشم و روحشان گرسنه است، با يك تنور نان گرم و كلي طعام هم سير نميشوند و چنان اداي گرسنگان را درميآورند كه دل هر انساني با ديدن آنها ميسوزد و حاضر است همه لقمه خويش را به آنان ببخشد.
3- فراتر از شهرت زباني، شايد براي خيليها در زندگي روزمره اتفاق افتاده باشد كه انسان يا جناح فكري به خواب رفته را ـ هر چند با قرصهاي خوابآور به خواب عميق سياسي فرو رفته باشدـ، بالاخره ميتوان بيدار كرد. اما امان از جريان فكري يا كسي كه خود را به خواب زده باشد كه در آن صورت، هيچكس ـ ولو مامورـ هم نميتواند بيدارش كند.
حال سه موضوع مرتبط و در عين حال بيربط به هم را مانند قطعات يك پازل كنار هم بگذاريد و در كنار آنها اين خبر بعضي از رسانههاي مجازي و به تبع آنها روزنامههاي همسو را بگذاريد كه با اغراض خاص سياسي خود دنبال بهانهگيري هستند و اينبار مدعي شدهاند كه با نظر هاشميرفسنجاني، بررسي طرح «رسيدگي به اموال مسوولان، در مجمع تشخيص مصلحت نظام به تعويق افتاد!»
اولا: قبل از هر مطلب، لازم ميدانم به پشتكار و نااميد نشدن يك جريان خاص سياسي شناخته شده براي تكرار پيدرپي تخريب جايگاه آيتالله هاشميرفسنجاني نزد مردم ايران اسلامي احسنت بگويم كه پس از سالها تلاش بيوقفه، خبرسازيها و شايعهپراكنيهاي گاه و بيگاه، با اينكه در جريان انتخابات اخير رياستجمهوري در سال 92 ديدند مردم با وجود آن همه شانتاژهاي به اصطلاح مستند!! و خبرسازيهاي ريز و درشت، به ايشان ارادت بيشتري پيدا كردند و ميخ فولادين تخريب آنها در اراده آهنين مردم كارگر نيست، باز هم از «هيچ»، «همهچيز» ميسازند تا ضمن تخليه عصبانيت خويش، رسانههاي آنها بيتيتر نمانند و مردم هم بخوانند و بخندند.
ثانيا، اگر واقعا اين عده، گرسنه توهين، تهمت، دروغ و پيروي از خط افراطي تخريب عليه رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بودند، تا به حال ميبايست با انواع و اقسام غذاهاي رنگين بعضيها به ويژه در دولت سابق و مجلس كنوني كه در سفره رسانهيي آنها گذاشتهاند، سير ميشدند.
ثالثا، خواب اگر واقعا خواب نباشد و طرف نقش يك خوابيده را در يك فيلم بازي كرده است، چقدر ميتواند طولاني باشد؟!
اگر از سالهاي قبل از انقلاب كه ساواك به خاطر خوشخدمتي به رژيم پهلوي و كند كردن سيل بنيانكن مبارزات مردم، متوسل به هر دسيسه و دروغي عليه آيتالله هاشميرفسنجاني و برخي انقلابيون ديگر ميشد، بگذريم، بايد گفت: در تمام سالهاي پس از انقلاب نيز موتور تخريب ايشان كه مانند موتورهاي اره برقي در جنگل، صدايي گوشخراش داشت، روشن بوده است. خاطرهيي شيرين و خواندني است كه آيتالله هاشميرفسنجاني ميگفت: همان ماههاي اول انقلاب در جمعي، يك نفر برخاست و گفت: آقاي هاشمي! شما كه طرفدار سرمايهداري هستيد، از ما دفاع كن. به گواه تاريخ، شايعهسازي درباره آقاي هاشمي از همان نخستين روزهاي پس از پيروزي انقلاب شروع شد و شايعهسازان با همه عقدهها، كينهها و ناشيگريهايي كه داشتند، به فراخور تخصص خويش، گوشهيي از اين گليم را برميداشتند تا با كوبيدن آن بر سنگ تخريب، گرد وغباري بلند كنند تا چهره آيتالله در آيينه دلهاي مردم كمتر نمايان شود. در سلسله كارهاي آن گروه، اينك اين وظيفه خطير برعهده يك گروه افراطي گذاشته شده است تا بگويند «طرح بررسي اموال مسوولان به دستور هاشميرفسنجاني در مجمع مسكوت ماند»؛ شايعهيي كه از هر جهت به آن بنگري، خندهدار است چون: اولا: بدون اين طرح، الان فضاي جامعه و پروندههاي موجود در قوه قضاييه، مملو از موارد فساد و اختلاسهاست كه اتفاقا مسوولاني از همين جريان بر مسند امور بودند كه به قول جهانگشايجويني «آمدند، خوردند، بردند و رفتند!»ثانيا: آقاياني كه وابستگي فكري به اين جريان دارند ميدانند كه در وهله اول اين طرح مورد مخالفت و ايراد شوراي نگهبان قرار گرفته است و اين گروه براي تصويب اين طرح و تامين ايرادهاي شوراي نگهبان چكار كردهاند؟ثالثا، واقعا انسانهايي در اين سطح كه كار رسانهيي ميكنند، اينقدر نميدانند كه تصميمگيري در مجمع تشخيص مصلحت نظام، اقدامي جمعي و بر اساس راي اكثريت است و نه تصميم و اراده يك فرد؟!رابعا: مخالفان سرسخت اين طرح اتفاقا همفكران اين طيف در مجمع هستند. خامسا: آيا اين طيف پرهياهو و شايعهساز، از اين همه خبرسازيهاي دروغين و طولاني و نتيجهگيريهاي معكوس خسته نشدهاند و سوال مهمتر اينكه، درباره مخاطبان خود چه فكر ميكنند؟!
2- معروف است كه ميتوان گرسنگان شكم را با تكه ناني يا طعامي سير كرد، اما «استخوان گرسنهها» يعني كساني كه شكمشان سير و چشم و روحشان گرسنه است، با يك تنور نان گرم و كلي طعام هم سير نميشوند و چنان اداي گرسنگان را درميآورند كه دل هر انساني با ديدن آنها ميسوزد و حاضر است همه لقمه خويش را به آنان ببخشد.
3- فراتر از شهرت زباني، شايد براي خيليها در زندگي روزمره اتفاق افتاده باشد كه انسان يا جناح فكري به خواب رفته را ـ هر چند با قرصهاي خوابآور به خواب عميق سياسي فرو رفته باشدـ، بالاخره ميتوان بيدار كرد. اما امان از جريان فكري يا كسي كه خود را به خواب زده باشد كه در آن صورت، هيچكس ـ ولو مامورـ هم نميتواند بيدارش كند.
حال سه موضوع مرتبط و در عين حال بيربط به هم را مانند قطعات يك پازل كنار هم بگذاريد و در كنار آنها اين خبر بعضي از رسانههاي مجازي و به تبع آنها روزنامههاي همسو را بگذاريد كه با اغراض خاص سياسي خود دنبال بهانهگيري هستند و اينبار مدعي شدهاند كه با نظر هاشميرفسنجاني، بررسي طرح «رسيدگي به اموال مسوولان، در مجمع تشخيص مصلحت نظام به تعويق افتاد!»
اولا: قبل از هر مطلب، لازم ميدانم به پشتكار و نااميد نشدن يك جريان خاص سياسي شناخته شده براي تكرار پيدرپي تخريب جايگاه آيتالله هاشميرفسنجاني نزد مردم ايران اسلامي احسنت بگويم كه پس از سالها تلاش بيوقفه، خبرسازيها و شايعهپراكنيهاي گاه و بيگاه، با اينكه در جريان انتخابات اخير رياستجمهوري در سال 92 ديدند مردم با وجود آن همه شانتاژهاي به اصطلاح مستند!! و خبرسازيهاي ريز و درشت، به ايشان ارادت بيشتري پيدا كردند و ميخ فولادين تخريب آنها در اراده آهنين مردم كارگر نيست، باز هم از «هيچ»، «همهچيز» ميسازند تا ضمن تخليه عصبانيت خويش، رسانههاي آنها بيتيتر نمانند و مردم هم بخوانند و بخندند.
ثانيا، اگر واقعا اين عده، گرسنه توهين، تهمت، دروغ و پيروي از خط افراطي تخريب عليه رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بودند، تا به حال ميبايست با انواع و اقسام غذاهاي رنگين بعضيها به ويژه در دولت سابق و مجلس كنوني كه در سفره رسانهيي آنها گذاشتهاند، سير ميشدند.
ثالثا، خواب اگر واقعا خواب نباشد و طرف نقش يك خوابيده را در يك فيلم بازي كرده است، چقدر ميتواند طولاني باشد؟!
اگر از سالهاي قبل از انقلاب كه ساواك به خاطر خوشخدمتي به رژيم پهلوي و كند كردن سيل بنيانكن مبارزات مردم، متوسل به هر دسيسه و دروغي عليه آيتالله هاشميرفسنجاني و برخي انقلابيون ديگر ميشد، بگذريم، بايد گفت: در تمام سالهاي پس از انقلاب نيز موتور تخريب ايشان كه مانند موتورهاي اره برقي در جنگل، صدايي گوشخراش داشت، روشن بوده است. خاطرهيي شيرين و خواندني است كه آيتالله هاشميرفسنجاني ميگفت: همان ماههاي اول انقلاب در جمعي، يك نفر برخاست و گفت: آقاي هاشمي! شما كه طرفدار سرمايهداري هستيد، از ما دفاع كن. به گواه تاريخ، شايعهسازي درباره آقاي هاشمي از همان نخستين روزهاي پس از پيروزي انقلاب شروع شد و شايعهسازان با همه عقدهها، كينهها و ناشيگريهايي كه داشتند، به فراخور تخصص خويش، گوشهيي از اين گليم را برميداشتند تا با كوبيدن آن بر سنگ تخريب، گرد وغباري بلند كنند تا چهره آيتالله در آيينه دلهاي مردم كمتر نمايان شود. در سلسله كارهاي آن گروه، اينك اين وظيفه خطير برعهده يك گروه افراطي گذاشته شده است تا بگويند «طرح بررسي اموال مسوولان به دستور هاشميرفسنجاني در مجمع مسكوت ماند»؛ شايعهيي كه از هر جهت به آن بنگري، خندهدار است چون: اولا: بدون اين طرح، الان فضاي جامعه و پروندههاي موجود در قوه قضاييه، مملو از موارد فساد و اختلاسهاست كه اتفاقا مسوولاني از همين جريان بر مسند امور بودند كه به قول جهانگشايجويني «آمدند، خوردند، بردند و رفتند!»ثانيا: آقاياني كه وابستگي فكري به اين جريان دارند ميدانند كه در وهله اول اين طرح مورد مخالفت و ايراد شوراي نگهبان قرار گرفته است و اين گروه براي تصويب اين طرح و تامين ايرادهاي شوراي نگهبان چكار كردهاند؟ثالثا، واقعا انسانهايي در اين سطح كه كار رسانهيي ميكنند، اينقدر نميدانند كه تصميمگيري در مجمع تشخيص مصلحت نظام، اقدامي جمعي و بر اساس راي اكثريت است و نه تصميم و اراده يك فرد؟!رابعا: مخالفان سرسخت اين طرح اتفاقا همفكران اين طيف در مجمع هستند. خامسا: آيا اين طيف پرهياهو و شايعهساز، از اين همه خبرسازيهاي دروغين و طولاني و نتيجهگيريهاي معكوس خسته نشدهاند و سوال مهمتر اينكه، درباره مخاطبان خود چه فكر ميكنند؟!