
برنامه نتانیاهو برای استمرار تنش در منطقه تا انتخابات آمریکا
سخنرانی نتانیاهو در کنگره، قبل از وقوع حوادث منطقهای نشان داد که حجم طرفداران و مخالفان «بی بی» در آمریکا آنقدر افزایش یافته که بسیاری از دموکرات ها حتی حاضر نشدند در جلسهای که او سخنرانی میکند، حضور داشته باشند و رسانههای آمریکایی از تحریم سخنرانی او از سوی مخالفان و تجمعات پرشمار در مقابل کنگره خبر داده بودند. بنابراین برای دریافت دلایل اصلی عملکرد نتانیاهو بعد از سخنرانی در کنگره، اولویت انتخابات ایالات متحده را باید در صدر قرار داد و ذیل این مقدمه آثار مترتب آن را مورد توجه قرار داد.
نیاز مشترک نتانیاهو و ترامپ به جنگ
نتانیاهو در این سخنرانی که با تشویق ایستاده جمهوریخواهان افراطی مواجه شد، بارها ایران را در مرکز اتهامات قرار داد و با هیجانی غیرمعمول سعی کرد این پیام را به افکار عمومی و جمهوریخواهان بدهد که او سنگر خط مقدم ایالات متحده در منطقه است و در صورت فروریختن این سنگر، آمریکا در قدم بعد مورد تهاجم از سوی ایران و گروههای مقاومت قرار خواهد گرفت. این برساخت سیاسی، گرچه از سوی دموکراتها که او را یک جنایتکار جنگی میدانند و معتقدند برای حفظ قدرت اصرار به ادامه جنگ دارد، مورد توجه نیست، اما در کمپین تبلیغاتی ترامپ هواداران کمی ندارد. ترامپ با کلیدواژه «اگر من بودم این اتفاق نمیافتاد» سعی دارد با تصویرسازی از خود به عنوان یک مقتدر در سیاست خارجی اینگونه بیان کند که جنگ اوکراین و جنگغزه به عنوان دومولفه تاثیرگذار در رای دموکراتها با حضور اوهرگز اتفاق نمیافتاد،موضوعی که میتواند با درگیر شدن ایران و آمریکا در یک مواجهه احتمالی این کلیدواژه را در افکار عممومی برجسته و تکرار کند که: «اگر من در قدرت بودم هیچکدام از این اتفاقات رخ نمیداد و دنیا جای بهتری بود برای زندگی!» .
اگر این فرضیهها را بپذیریم که ترامپ برای پیروزی قطعی در انتخابات نیاز به یک جنگ تازه و داغ دارد، همه بحرانسازیهای نتانیاهو بعد از سخنرانی در کنگره و دیدار با ترامپ یک مفهوم ساده دارد؛ اینکه هم نتانیاهو برای ماندن در قدرت نیاز به جنگ دارد و هم ترامپ برای نزدیک شدن به کرسی ریاستجمهوری.
چسبندگی نتانیاهو به کاملا هریس
دیدار شوکه کننده نتانیاهو با “کاملا هریس” و تاکید هریس بر پایان جنگ غزه و کشتار مردم، او را مصممتر کرد که بدون ترامپ بازی را کاملا خواهد باخت. از سوی دیگر کاملا هریس به دلیل چسبندگی سیاسی خود با طیفهای چپ در جناح دموکرات از مواضع نسبتا سختگیرانهتری در مقایسه با بایدن در قبال کشتار مردم غزه برخوردار است که میتواند نتانیاهو را در رای نهایی دادگاه لاهه و کاهش حمایت آمریکاییها به ورطهای از ضعف سیاسی در داخل و خارج اسرائیل بیندازد. بنابراین تعجیل اسرائیل برای راهاندازی یک جنگ بزرگتر، یک اقدام کاملا تبلیغاتی برای ترامپ و انداختن بایدن در مهلکه تنش و چنگی است که در نهایت ریاستجمهوری زنانه هریس را میتواند در افکارعمومی آمریکا به شدت دچار تزلزل موضوعی کند. رشد سریع محبوبیت هریس و رکورد حمایتهای مالی به کمپین او دلیل محکمی بر این ادعاست که ترامپ و نتانیاهو نیاز به یک وضعیت بحرانی در منطقه و افکارعمومی آمریکا دارند. انتخاب جغرافیای ترور هنیه از این رو مورد تامل است که این موضوع کاملا با موضعگیریهای نتانیاهو در کنگره و محوریت دادن به ایران در مورد ناآرامیهای منطقه همخوانی دارد.
امنیتیسازی در دولت میانهروی پزشکیان
دومین مسئلهای که او در کنگره مورد تاکید قرار داد و بعد از آمدن “مسعود پزشکیان” به قدرت باید در دایره تحلیل قرار گیرد، چهرهای است که اصلاحطلبان و میانهروها را در میدان سیاست و دیپلماسی با خود همراه کرده است. ریاستجمهوری مسعود پزشکیان در شرایطی که منطقه به انبار باروت تبدیل شده و نیاز نتانیاهو و ترامپ به داغ کردن این محیط و انفجار آن بیش از آرامش است، در تقابل کامل قرار گرفته است.پزشکیان به عنوان یک چهره مستقل، اما معتقد به گشایشها در سیاست خارجی و حل مسئله هستهای ایران نه تنها مخاطره مذاکرات را برای افراطیون اسرائیل همچون توافق 2015 زنده کرده، بلکه استراتزی پزشکیان درباره وفاق ملی و همگرایی در داخل نیز نتانیاهو را حداقل تا مدتی از بروز اعتراضات داخلی و ناآرامیهای اجتماعی در ایران ناامید میکند. این شرایط بعد از اتفاقات سال 1401 در ایران، زمینه را برای گفتوگوی ملی باز کرده و اطرافیان پزشکیان در حال تلاش برای کاهش اصطکاکهای داخلی با طیفهای میانهروتر در اصولگرایان هستند.
مواضع باقریکنی، سرپرست وزارت امور خارجه ایران بعد از حادثه سقوط بالگرد رئیسی و تغییر مشهود در ادبیات سیاسی ایران نسبت به برجام اولین نشانهای است که زمزمههای مذاکره را به فضای سیاسی غرب نیز باز کرده است. گرچه در خود ایران نسبت به آنچه که در رسانههای خارجی از آن به عنوان فرصت دیپلماسی با آمدن پزشکیان یاد میشود، تردیدهای زیادی وجود دارد اما بعد از رئیسی که اداره کشور بدون مذاکره را میپسندید، این یک تغییر اساسی در گفتمان سیاست خارجی است که وارد چرخه رسانهای شده. از این رو نتانیاهو با ترور هنیه درایران سعی کرد با امنیتی سازی فضای سیاست و تحمیل شرایط جنگی، مسعود پزشکیان و تیم او را تا انتخابات ایالات متحده از دایره مذاکرات احتمالی با اروپا و آمریکا دور نگه دارد. این بهره از ترور میتواند در صورت پیروزی ترامپ استمرار داشته باشد و وضعیت تنش و بحران در قبال ایران نتانیاهو را از حمایتهای بیشتری در آمریکا برخوردار کند.
به محاق بردن مذاکرات آتشبس
سومین دلیل ترور هنیه در تهران و بالا بردن سطح تنش را باید در تلاشهای بایدن و کشورهای میانجی برای رسیدن به آتشبس در غزه جستوجو کرد، جایی که سرنخ آن هم در انتخابات آمریکا، هم در وضعیت شکننده داخلی نتانیاهو و هم در ثبات اقتصادی و سیاسی داخل ایران تاثیرات چندوجهی دارد. نتانیاهو چندین بار توانست با ایجاد بحران و ساخت فضای جنگی میانجیهای بینالمللی را با شکست در مذاکرات صلح مواجه کند. بعد از هفتم اکتبر چند با درگیری لفظی بایدن و نتانیاهو نشان داد که افراطیون میانه خوبی با آرامش و صلح ندارند. نتانیاهو با ترور هنیه در تهران فضای داخلی ایالات متحده را به سمتی هدایت کرد که مانیفست دفاع از اسرائیل بر حل مسئله غزه اولویت داشته باشد. او با خرید زمان تا انتخابات سعی میکند، حتی به بهای ایجاد درگیری در چند جبهه، خصلت حمایتی اروپا و آمریکا را برای حفظ امنیت اسرائیل تقویت کند. او سعی خواهد کرد هرگونه پاسخ از سوی ایران را تبدیل به بحران موجودیت اسرائیل کند.
عادیسازی خط ترور
اما آخرین تحلیل از هدف قرار دادن هنیه در تهران را باید در گسترش خط ترور دانست. نتانیاهو از هفتم اکتبر به این سو، با ترورهای متعدد سعی کرده بدون بروز یک جنگ تمام عیار با ایران، ترور مستشاران ایرانی و نیروهای زبده در گروههای مقاومت را در دستور کار بگذارد. عادیسازی ترور سیاستی است که او زیر پوشش حمایتهای آمریکایی و اروپایی آن را به پیش میبرد. نتانیاهو، جنایتکار جنگی، که پرونده باز او در لاهه زیر نفوذ ایالات متحده مسکوت گذاشته شده، با ترور هنیه در تهران و پاسخ احتمالی ایران و گروههای مقاومت سعی میکند خط ترور را گسترش دهد و راه ترورهای دیگر را برای خود باز کند. بعد از ترور ترامپ در ایالات متحده و ادعاهای مقامات آمریکایی درباره تلاش ایران برای ترور عوامل شهادت سردار “سلیمانی” این کانال را برای نتانیاهو باز کرده که دامنه ترورهایش را در به تهران نیز بگشاند. اسرائیل قصد دارد با تند کردن فضای جنگی و التهاب در ایران، پاسخهای تروریستی را افزایش دهد.