كارستان انتخاباتي اصولگرايان
جريان اصولگرايي امروز در يكي از بحرانيترين دورههاي تاريخي حيات خود قرار دارد. تعدد نامزدهايي كه تاكنون اظهار علاقه يا اعلام آمادگي براي حضور در صحنه رقابتهاي نامزدي رياست جمهوري 92 داشتهاند بالغ بر 15 نفر است. از طرف ديگر ناكارآمدي سياسي قابل توجه و كمرشكني در اثر هشت سال حاكميت مطلق اصولگرايان فراهم شده آن هم پس از وعدهها و تلاشهايي كه اصولگرايان در طول دو دهه براي رسيدن به نقطه مطلوب تلاش كردند تا در نهايت سال 84 قوه مجريه را در كنار مقننه و قضاييه به همراه ساير دستگاههاي انتصابي در اختيار خود قرار دهند. اين ناكارآمدي امروز در عرصههاي سياست داخلي، سياست خارجي و رابطه ايران در حوزه كشورهاي همسايه به اوج خود رسيده است.از سوي ديگر ناهماهنگي ميان رهبران اصولگرا بهگونهيي بروز و ظهور يافته كه در تاريخ 30 سال گذشته جمهوري اسلامي چنين نقد مستقيمي با استفاده از كلمات تند ميان روساي سه قوه كمتر به گوش ميرسيد و در نهايت تقابل جدي ميان نيروهاي اصولگرا در عرصه انتخابات و تقسيمبندي اين مجموعه به دو گروه انحرافي، ساكتين و كاسبين فتنه فضايي را رقم زده است كه حتي بزرگان و ريشسفيدان جريان اصولگرايي را مجبور به حضور رسمي و تمام قد در عرصه رقابتهاي سياسي پيشرو كرده است.
در اين ميان وجود شاخههايي همچون جبهه پايداري، جبهه پيروان خط امام و رهبري، جمعيت ايثارگران و رهپويان، جبهه ايستادگي و حلقه اطرافيان احمدينژاد، در كنار جريانهاي سنتي اصولگرا همچون جامعه روحانيت مبارز، جامعه مدرسين، حزب موتلفه و جامعه اسلامي مهندسين كه مجموعا دهها حزب كوچك و بزرگ اصولگرا را شامل ميشود موجب سرگشتگي و سردرگمي مجموعهيي شده است كه از يكسو فضاي رقابت را در درون اصولگرايان غبارآلود و مبهم كرده است و از سوي ديگر به خاطر روشن نبودن نحوه و چگونگي عملكرد رقباي اصلاحطلب فضاي رقابتي خارج از گفتمان اصولگرايي را نيز غيرقابل پيش بيني كرده است.در اين ميان اعلام زودهنگام ائتلاف 1+2 توسط غلامعلي حداد عادل كه با ناخرسندي ديگر اعضاي اين ائتلاف روبهرو شد به عنوان يك راه برونرفت در مجموعه اصولگرايان تلقي شد.اما حداد عادل به نظر ميرسد امكان جذب نظرات گروه پرقدرتي چون جبهه پايداري و همچنين تشكيلات نوپاي صاحب نفوذي چون جمعيت ايثارگران و رهپويان را پيش از ولايتي داشته باشد. گرچه وجود نام قاليباف براي آنها يك خط قرمز تلقي شده و يا رابطهيي كه ولايتي با ريشسفيدان و معمرين جريان راست دارد نيز موجبات حساسيت جريانهاي افراطي درون اصولگرايي را نيز فراهم ميكند كه در اين ميان نقش حداد عادل به عنوان يك كاتاليزور و تسهيلكنندهيي ايفا كند كه بتواند ارتباط حداقلي ميان گزينه ولايتي- قاليباف با گرفتن قول مساعد براي اختصاص پستهايي از كابينه، بهويژه در حوزه فرهنگ و آموزش را فراهم سازد.در نهايت آنچه به نظر ميرسد مديريت و جمع كردن اين فضاي غبارآلود و مسير ناهموار كاري است كاري كارستان كه در نگاه اول از تركيب 1+2 غيرقابل انتظار بوده و به نظر نميرسد كه اين تركيب بتواند در صورت حضور نامزد حداكثري اصلاحطلبان در انتخابات راه به جايي ببرد و اگر فضا براي حضور اصلاحطلبان در يك رقابت سياسي حداكثري و قانونمند فراهم نشود احتمال اينكه اين ائتلاف بتواند در يك رقابت درون اصولگرايي به راحتي از نامزد مورد حمايت احمدينژاد پيشي گيرد نيز بسيار دشوار مينمايد.در عين حال بايد منتظر خبرهاي جديد و دقيق از اين مجموعه بود تا بتوان تحليلي براساس واقعيات موجود ارائه كرد.