به روز شده در: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۰
کد خبر: ۵۸۳۱۳۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ - ۱۳ شهريور ۱۴۰۲

ناصر مهدوی: امام حسین(ع) به انسان ها «حق انتخاب» و «حق تعیین سرنوشت» داد/ حضرت هرگز کسی را مجبور نکرد که به دیانت روی آورد

روزنو :جهان پس از مرگ، جهان آیینه ها و انعکاس است، جهانی است که ما در آنجا خودمان را نشان می دهیم. به قول برخی از فیلسوفان گویی جهان تکرار است، ما در جهان پس از مرگ یک بار دیگر تکرار می شویم و همه چیز در قیامت بستگی به نوع زندگی دنیوی دارد.

ناصر مهدوی: امام حسین(ع) به انسان ها «حق انتخاب» و «حق تعیین سرنوشت» داد/ حضرت هرگز کسی را مجبور نکرد که به دیانت روی آورد/ «خوب مُردن» به «خوب زندگی کردن» وابسته است/ آقای صنیع خانی به بندگان خدا مهر می ورزید و می کوشید اندوه و رنج را از دل آنها بیرون ببرد

دکتر ناصر مهدوی معتقد است: امام حسین(ع) حتی در موقعیت و شرایط اضطراری میدان کربلا، به انسان ها «حق انتخاب و تعیین سرنوشت» داد و کسی را مجبور نکرد که رو به دیانت بیاورد.

وی تأکید کرد: شهادت امام حسین(ع)، قهرمانانه و عاشقانه است و این سخن برای نسل امروز درس آموز و افتخار آمیز می باشد؛ این سخن می تواند نسل امروز را دوباره با دیانت، تشیع و حسین بن علی پیوند بزند. می تواند به زندگی ما گرمی ببخشد، ما همچنان می توانیم از زندگی سطحی، بالاتر برویم و دل به حقایق نورانی ببندیم.

به گزارش خبرنگار شفقنا، دکتر ناصر مهدوی در مراسم یادبود سردار سیدعلی صنیع خانی، بیان کرد: «ما انسان ها ممکن است دردهای بسیاری را در زندگی تحمل کنیم، اما هیچ دردی به اندازه درد جدایی نیست، هیچ دردی و زخمی به عمقِ زخم فاصله گرفتن از انسان های بزرگی که به زندگی سایر انسان ها گرمی و معنا می دهند، نیست.

با اینکه گاهی زندگی انقدر آکنده از رنج می شود که تحمل ناپذیر می گردد و انقدر از در و دیوار زندگی بوی غمناک غم بر دل می بارد که تحمل این رنج ها و غم ها برای آدمی بسیار دشوار می شود، در این میان انسان های بزرگی هستند که وقتی از راه می رسند، این غم را برای آدم تحمل پذیر می کنند. وقتی آدم به یادشان می افتد و از آنها گرمی و روشنی می گیرد، به او ایستادگی و مقاومت درس می دهد و زندگی معنی پیدا می کند و انسان احساس می کند که خداوند صدای او را شنیده و دعای او استجابت شده است.

من معلمی ساده هستم که بسیار افتخار می کنم برای آقای صنیع خانی، عزیزترین برادرم که مرگش باور کردنی نیست، سخن می گویم. من از هنگامی که با این انسان رو به رو شدم، درست جایی که به پایان می رسیدم و از همه طرف رنج چنگ می زد و دلم را می گرفت، تا حدی که حتی گاهی از خداوند گله می کردم که خدایا تو صدای ما را نمی شنوی، من احساس تنهایی می کنم، یک مرتبه آقای صنیع خانی تماس می گرفتند و پس از صحبت با ایشان، دلم آرام می گرفت. این سخن امیرمومنان علی(ع) است که می فرمایند: «وقتی می خواهید آدم ها را بشناسید، ببینید که چقدر می توانند غم را از دلت بیرون بیاورند.» همان تعبیری که مولانا گفت: «کار مردان روشنی و گرمی است* کار دونان حیله و بی‌‌شرمی است‌‌«.

وقتی آدم ها می خواهند به درگاه خداوند بروند، مهم ترین ملاکی که قرار داده می شود، همین است؛ از ما از کثرت عبادت نخواهند پرسید، از من نمی پرسند شما چند بار مکه، مدینه و جبهه رفتید چرا که اینها باید روح و مغز داشته باشند بلکه از ما می پرسند که تأثیرتان نسبت به آدم های دیگر چگونه بود یعنی شما چگونه زندگی کردید. مرگ های بزرگ برای آدم های بزرگی است که زندگی های با شکوهی داشتند، کسانی خوب می توانند بمیرند که خوب زندگی کنند برخلاف تفکری که ما تاکنون داشتیم که فکر می کردیم، جهان آخرت با این جهان یک فاصله و بُعد عمیق دارد، برعکس قرآن اشاره می کند که انگار جهان پس از مرگ کاملاً به نوع زندگی ما در جهان دنیوی وابسته است یعنی این دنیاست که تعیین کننده و بسیار مهم است.

جهان پس از مرگ، جهان آیینه ها و انعکاس است، جهانی است که ما در آنجا خودمان را نشان می دهیم. به قول برخی از فیلسوفان گویی جهان تکرار است، ما در جهان پس از مرگ یک بار دیگر تکرار می شویم و همه چیز در قیامت بستگی به نوع زندگی دنیوی دارد.

شب عاشورا امام حسین(ع) به یارانشان گفتند که فردا جنگ است، من با جماعت جبهه مقابل صحبت کردم، اینان مست قدرت و مال هستند، عقل شان بسته و چشمشان کور شده، جزء توانایی های مادی و جاذبه های دنیوی چیزی نمی بینند و گوششان نمی شنود، فردا در میدان جنگ خون می ریزند و خشونت و آدم کشی می کنند. این جماعت با من کار دارند، شما حق انتخاب دارید، می توانید بروید و شرمنده هم نباشید برای اینکه تا همین مقدار که آمدید و در کنار من بودید، اهمیت بالایی دارد. سپس حضرت قسم می خورند که من هیچ یک از شما را پس از مرگ سرزنش نخواهم کرد و گریبان شما را نخواهم گرفت و به خدا خواهم گفت که اینان باوفاترین انسان ها بودند.

در حقیقت حضرت در آن موقعیت و شرایط اضطراری، به انسان ها «حق انتخاب و تعیین سرنوشت» می دهد، کسی را مجبور نمی کند که رو به دیانت بیاورند حتی در موقعیت اضطراری امام حسین(ع) به آنها حق انتخاب می دهد که اکنون می توانید، انتخاب کنید. پس از این سخنان حضرت، همه یاران به گریه می افتند و می گویند که مگر این دنیا چه ارزشی دارد که ما شما را ترک کنیم، نهایت ما می میریم و حاضریم چندین بار هم بمیریم، ولی دست از تو نمی کشیم.

این نکته های مهم را به ما نیاموختند، تاریخ ما تاریخ قربانی کردن امام حسین به نوع دیگری بوده است، مرگ امام حسین، مرگ یک قهرمان در عاشورا بود، مرگ امام حسین مرگ عاشقانه در کربلا بود. حضرت مصیبت، رنج و درد کشید، ولی مرگ ایشان مظلومانه نبوده است. مرگ مظلومانه را بعداً ما شیعیان به کربلا تحمیل کردیم، ما شیعیان به امام حسین(ع) تحمیل کردیم که فقط از او اشک بگیریم برای اینکه این قهرمان، مسئولیت آفرین بود.

مرگ حسین(ع)، مرگ قهرمانانه و عاشقانه است و این سخن برای نسل امروز درس آموز و افتخار آمیز است. این سخن می تواند نسل امروز را دوباره با دیانت، تشیع و حسین بن علی پیوند بزند. می تواند به زندگی ما گرمی ببخشد، ما همچنان می توانیم از زندگی سطحی، بالاتر برویم و دل به حقایق نورانی ببندیم.

امام حسین(ع) در جریان حادثه کربلا نکته بسیار مهمی مطرح می کنند و می فرمایند: ای مردان بزرگ و انسان های والایی که اکنون اینجا هستید، بدانید که فردا مُردن شرط دارد، شما باید خوب بمیرید، اینجا عرصه ای است که افرادی باید وارد شوند که فرزانه و سرافراز بمیرند، اینجا مرگ های قیمتی، قهرمانانه و جاودانه خریدار دارد، در اینجا هر نوع مرگی پذیرفته نیست.

سپس یاران می پرسند: ما در کنار تو با کسانی می جنگیم که به نام دین، زندگی مردم را تباه و فلج کردند، همه جا دردسر و بوی فقر پیچیده، هر کجا را که می نگری بوی اندوه آدم های ناتوان و تهی دست می آید. پس از جنگ در مقابل این ظلم و ستم در نهایت خواهیم مُرد، آیا این خوب مُردن نیست!؟ پس شرط خوب مُردن چیست؟ حضرت می فرمایند: شرط خوب مُردن، خوب زندگی کردن است. کسی می تواند خوب بمیرد که بتواند باشکوه و خوب زندگی کند. کسی می تواند خوب بمیرد که از فضیلت های درونی خود پاسداری کند و فکر سازنده داشته باشد، قلب رئوف و مهربان داشته باشد، آزارش به دیگران نرسیده باشد؛ بنابراین خوب مُردن، به خوب زندگی کردن بستگی دارد.

در قرآن آمده که عده ای پس از مرگ می گویند؛ ما در دنیا جاه و جلالی داشتیم، ولی در دنیای ابدی چشم های ما نابیناست! سپس به سوی خداوند روی می کنند و می گویند که خدایا ما آدم های مشهور و معروفی بودیم و در همه جا اسم و رسم ما مطرح بود، اما امروز نابینا و ناتوان هستیم و دستمان بسته هست! چه اتفاقی افتاده است!؟ به قول مولانا «سرنگون افتادگان را زین منار* می‌نگر تو صد هزار اندر هزار»

چرا امروز هیچ نشانی از این بزرگی ها در ما باقی نمانده!؟ قرآن می فرماید: «كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‌« زندگیت، زندگی حقیر و سطحی بود. دغدغه هایت، دغدغه های کوچکی بود و گره گشا نبود، از معرفت شرابی ننوشیدی، عاشق نشدی، رازها و رمزهایی که در برابرت بود، نیاموختی. در زندگی، سطحی عبور کردی و رفتی و بعد از اینکه مرگ به سراغت آمد، دستت خالی است برای اینکه غرق و مست هیاهو بودی.

وا حسرتا برای تو باقی مانده چون زندگی تو سطحی، دغدغه هایت کوچک و معشوقت حقیر بود، برای اینکه عشق های تو اغلب از عشق های مُردنی بود، امروز هم نزد خداوند هیچ بهره ای نداری. وقتی عذاب می کشند، می گویند خدیا اینجا سخت و درد است، خداوند می فرماید که من شما را عذاب نمی دهم، سرنوشتی است که با خود آوردید و این دستاورد خودت و نقاشی زشتی است که در دنیا برای خود کشیدی و به همین دلیل حضرت علی(ع) می فرمایند: مردم به یاد مرگ باشید، وقتی در یک مراسم ترحیمی شرکت می کنید فقط برای درگذشتگان اشک نریزید، قدری به حال خودتان باشید چون این رخداد برای همه شما تحقق پیدا خواهد کرد. مراقبت باشید به گونه ای حاضر نباشید که نقاشی های شما زشت باشد و زندگیتان بد باشد. وقتی زندگی بد باشد، هر چقدر هم اسم ما معروف و مشهور باشد و به ثروت و اندوخته های دنیوی ما اضافه شده باشد، بد می میریم. خوب مُردن سخت وابسته است به اینکه خوب زندگی کنیم.

این خوب زندگی کردن از کجا آغاز می شود؟ بزرگان پاسخ دادند، از «قصدی» که می کنیم. عجیب است که در قرآن وقتی صحبت از «قصد» مطرح می شود، گویی به معنای نگاه کردن است. زندگی از جایی آغاز می شود که به این زندگی توجه و تمرکز می کنیم.

هر روز که بیدار می شویم، دغدغه ما چیست، به چه چیزی توجه می کنیم، گمشده ما چیست، چه چیزهایی است که حاضریم زندگی خود را برای آن فدا کنیم؟ چه چیزهایی است که اگر از ما بگیرند زندگی ما بی معنا می شود؟ شخصیت ما مدل گشودگی و توجه و عزم ماست. حضرت مولانا در تعبیری بسیار زیبا می گوید: «بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی* زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد»

ممکن است که من عبادت کنم، ولی دلم برای چیزهای دیگری بلرزد، برخی تمام توجه شان به اشیاء و جاذبه های بیرونی است. مجذوب جاذبه ها، دل فریبی ها و دل ربایی های دنیوی، مال، قدرت، جاه و جلال می شوند، در چنین شرایطی زندگی خوبی نداری و مرگ خوبی هم نخواهی داشت.

برخی توجه شان به خداوند است، اما نه به این معنا که از خداوند عشقی طلب کنند بلکه شاید به این معنا که به جای خدا بنشینند. خیلی ها در تاریخ ادیان بودند که از خدا سخن گفتند، ولی طمع کردند که روی زمین خدایی کنند و فجایعی در تاریخ ایجاد کردند. اما برخی عاشق، سرمست و بی تاب خداوند هستند، اینان عالی ترین دل ها را دارند و از زندگی سطحی به زندگی درخشان می روند و آقای صنیع خانی این چنین عاشق خداوند بود.

خدا را دوست داشتن یک اثری دارد، خدا را دوست داشتن ناخودآگاه یک نوع تجلی رفتاری ایجاد می کند. از کجا بدانیم که خدا را دوست داریم؟ پاسخی که خدا می دهد این است که ببینید چقدر به همسایه عشق می ورزید و درد آدم ها را کم می کنید، چقدر به آدم ها مهر می ورزید و دست آدم ها را می گیرید.

آقای صنیع خانی خوب مُرد، برای اینکه خوب زندگی کرد و خوب زندگی کرد برای اینکه سراسر وجود این انسان، عشق به انسان های تهی دست بود، عشق به آدم هایی بود که رنجور بودند و سختی کشیده بودند و بار روی دوششان بود. خداوند می فرماید: «فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم» اگر دلت نرم است و مردم را دوست داری و به حقوق انسان ها احترام می گذاری و از رنج دیگران درد می کشی، بدان که بزرگترین هدیه خدا بر توست. وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ؛ اگر سنگدل بودی، هیچ کسی در اطراف تو نمی ماند.»

عشق به خداوند همه وجود آقای صنیع خانی را فراگرفته بود و نشانه اینکه خدا را دوست داشت، این بود که به بندگان خدا مهر می ورزید و می کوشید اندوه و رنج را از دل آنها بیرون ببرد و زندگی صمیمانه را تعلیم دهد. امیدوارم به عنوان دوستداران ایشان، این چراغ محبت را روشن نگه داریم و کینه ها را از دل بیرون ببریم و راه شفقت و مهربانی را فرا بگیریم.

بندگان حق رحیم و بردبار * خوی حق دارند در اصلاح کار

مهربان بی‌رشوتان یاری‌گران * در مقام سخت و در روز گران»

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار