
حرفِ دل تلخ چند جوان کنکوری که در سینه همه پنهان مانده بود
بهبهانه اعلام نتایج اولیه مرحلهدوم آزمونسراسری ۱۴۰۲، از رفتارهای ممنوعه کنکوریها و اطرافیانشان در این شب و روزها گفتیم
بهمحض انتشار خبر اعلام نتایج مرحله اول کنکور، بعضیها گوشی را برمیدارند و با فرد کنکوری یا خانوادهاش تماس میگیرند تا از نتیجه و کارنامه آن فرد مطلع شوند. کافی است شما در زندگی خود یکبار کنکور یا آزمونی داده باشید تا بدانید این روزها بین برخی افراد بازار سوالکردن از نتیجه بهدست آمده، چقدر داغ است! بهتازگی، نتایج اولیه مرحله دوم آزمون سراسری سال ۱۴۰۲ دانشگاهها و موسسات آموزش عالی روی سایت سازمان سنجش آموزش کشور قرار گرفت. اما چرا پرسیدن از نتیجه کنکور نامناسب است و نباید چنین سوالی را از دوست و آشنا کنیم؟ در این مطلب همچنین از این خواهیم گفت که اگر کنکور دادهایم و کسی از ما درباره نتیجه پرسید، چطور پاسخ بدهیم، بهتر است؛ و اینکه اگر نتیجه غیرقابل قبولی گرفتیم، واکنش اصولی باید چگونه باشد؟
دلیل اشتباهبودن پرسیدن رتبه کنکوریها
۱- هر چقدر پرسیدن درباره نتیجه کنکور دیگران برای ما میتواند بیعارضه و بیفایده باشد، برای فردی که کنکور داده، میتواند عارضه به دنبال داشته باشد. کمترین عارضه هم البته افزایش استرس فرد است.
2- بسیاری از ما به وقت حرف حاضریم سخنرانیهای غرّایی درباره این که زندگی در کنکور خلاصه نمیشود و ... داشته باشیم؛ اما آیا دقت کردهاید که پرسوجو درباره نتیجه کنکور و اظهارنظرهای بعدی ما چقدر در تقویت فرهنگ غلطی که اهمیت بیش از حدی برای کنکور قائل است، نقش دارد؟
۳- از دخالت کردن و نظردادن بقیه درباره ابعاد مختلف زندگیتان ناراحت هستید؟ یادمان باشد هرچه مرزهای شخصی دیگران را بیشتر به رسمیت بشناسیم، احتمال اینکه دیگران هم مرزهای ما را به رسمیت بشناسند، افزایش مییابد.
واکنش اصولی در برابر کنجکاوها
اگر کنکوری هستید، حالا و بعد از اعلام اولیه نتایج کنکور، احتمالا این سوال برایتان پیش میآید که وقتی از نتیجه کنکورمان میپرسند، چه بگوییم؟
در مقابل افراد سمج: قرارگرفتن در برابر پرسش افراد سمجی که تعارف هم با آنها داریم، تجربه خوشایندی نیست. معمولا هم در مقابل این افراد، پاسخ شفاف درباره این که نمیخواهید حرفی بزنید یا جواب سر بالا، جواب نمیدهد. پس شاید بهتر باشد بپذیرید که بدون مقاومت و در کمال خونسردی، نتیجه کنکورتان را به آنها بگویید. پذیرش این موضوع میتواند استرس کمتری به شما وارد کند و از طرفی بابت اعلام نتیجه هم کمتر خودتان را سرزنش خواهید کرد.
در برابر آشنایانی که تعارف کمتری داریم: گاهی اما افرادی ممکن است از ما دراینباره سوال کنند که تعارف کمتری با آنها داریم و میتوانیم راحتتر حرف خودمان را بزنیم. در این مواقع میتوانید خلاصه و شفاف بگویید: «متوجه علاقه و نگرانی شما درباره آیندهام هستم؛ اما حالا علاقه ای ندارم درخصوص کنکور صحبت کنم .»
اول اینکه به خاطر سلامت روانتان، نصیحتها و سرزنشها را برای خودتان خیلی پررنگ نکنید. از تکرار آنها در ذهنتان جلوگیری و سعی کنید آنها را به شکلی مثبت تفسیر کنید؛ چراکه هرچه تفسیرها منفیتر باشند، خودتان بیشتر از همه اذیت خواهید شد. اگر نصیحتها ادامهدار است، پیش از اینکه از کوره در بروید، مودبانه اجازه بگیرید و از اتاق خارج شوید و درنهایت هم بهیاد داشته باشید، بهرغم همه شیرینیها و تلخیها، این روزها هم خواهد گذشت.
اگر رتبهمان بد است...
اگر بعد از مشاهده کارنامه کنکور و درصدها، از خودتان ناامید شدید، نکته مهمی وجود دارد که در صورت توجه به آن، میتوانید زودتر خودتان را جمعوجور و برای آینده، خود را آماده کنید. اگر نگوییم در همه موقعیتها، در بیشتر مواردی که بهاصطلاح شکست میخوریم، ترکیبی از عوامل شخصی و عوامل بیرونی دست به دست هم میدهند تا اوضاع به این ترتیب پیش برود. به عنوان مثال در بحث کنکور، هم تلاش ما مهم است و هم اینکه ما در چه مدرسهای و با چه معلمانی درس خواندهایم، اهمیت دارد. دامی که بسیاری از افراد این روزها در آن میافتند، توجه بیش از حد به یکی از دو سر این طیف است. یعنی یا شروع به پررنگ کردن بیش از حد عوامل درونی کرده و به دنبال آن خود را سرزنش میکنند یا اینکه در مقابل همه چیز را گردن عواملی خارج از کنترل خود میاندازند و توجهی به اشتباهاتشان ندارند. بنابراین اگر نتیجه کنکورتان خوب نشده، توجه داشته باشید که مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی شما را به اینجا رسانده است. شناخت درست این عوامل به ما کمک میکند تا در مواردی خودمان را تغییر دهیم و در موارد دیگر در پی جبران موضوعاتی باشیم که تا به امروز کنترل زیادی بر آن نداشتهایم.
به این بهانه، درِدل کاربران هم قابل توجه بود. بسیاری از آنها از دخالت فامیل و آشنایان خود دلخور بودند و میخواستند رتبه قبولی شان محرمانه بماند.
کاربری به نام «اچ» نوشت: از شیرین زبونی ها نسبت به نتایج کنکور بکاهید.ممنون.
«صفا» عاصی بود و سعی میکرد به خود تسکین بدهد: نتایج کنکور اومد و سرکوفت ها شروع شد. با همین توییت، بهتون قول میدم به اندازه ای موفق بشم که دیگه هیچ خانواده ای نتونه با یه آزمون مزخرفی مثل کنکور، به بچه اش سرکوفت بزنه.
«شیخ سینا» با این عکس، همه کلافگی خود را نشان داد: بعد دعوا با خانواده بعد از گرفتن نتایج کنکور:
حرفِ دل تلخ چند جوان کنکوری که در سینه همه پنهان مانده بود
«بهمن» هم مانند شیخ سینا زبانش از توضیح قاصر بود و از میم «دورچی» که اخیرا وایرال شده بود استفاده کرده: فامیل وقتی نتایج کنکور میاد :
حرفِ دل تلخ چند جوان کنکوری که در سینه همه پنهان مانده بود
«آلند» به یاد دوران بچگی افتاده بود و سوالی که برای همه ما خیلی آشناست: فامیلی که تا جواب کنکور اعلام میشه میاد پیام میده و درباره رتبه میپرسه، همون کسیه که توی دوران بچگی ازمون میپرسید "مامانتو بیشتر دوس داری یا باباتو؟!"
کاربر «اهمیت دهنده» وضعیت تلخی را سپری کرده بود: میدونید چند سال بعد از کنکور طول کشید تا من بفهمم که "کافی" هستم؟ خیلی! خیلیها هنوزم این زخم ها باهاشونه. چون بچه ی 17 18 ساله خیلی کوچیک و آسیب پذیره.
«مبینا» هم دردی کرده بود: وقتی کله سال کنکور به یه کنکوری پیام ندادی و حالشو نپرسیدی، الان حق نداری که بهش پیام بدی یا زنگ بزنی و رتبشو بپرسی،اون الان حالش بده و استرس داره. بیشعور نباش.
کاربری به اسم « دچار تضاد شخصیتی» هم اینطور به فامیل ها کنایه زد: فامیلی که 3 ماه پیش فوت کرده بود وقتی متوجه میشه نتایجِ کنکور اومده: