
پشت پرده طلسمهای حاشیه زایندهرود
فیلم منتشر شده در فضای مجازی از ریختن طلسم در زاینده رود اصفهان بازتاب گسترده ای داشت. در این ویدیو که در شبکه های اجتماعی فراگیر شده، یک شهروند اصفهانی از پیدا شدن تعداد زیادی طلسم در زاینده رود خشک خبر میدهد. اما این رسم یعنی انداختن طلسم در آب زاینده رود از کجا نشات می گیرد و حکایت از کدام باور مردم این شهر دارد؟ آیا به موضوع خشکسالی زاینده رود ارتباط دارد؟ بنا بر یک باور قدیمی، یگانه بقایای مادی از رفتاری دانست که با قصد اجابت یا از بین رفتن دعا یا اثر آن به آب رودخانه سپرده و در آن پنهان شدهاند. به اعتقاد کارشناسان، این یافتهها که بر حسب تصادف و به دلیل بسته شدن آب زاینده رود آشکار شدهاند، نماینده رفتاری از برخی ساکنان امروز اصفهان است که آشکارا رخ نمیدهد، تمایل به پنهان کاری دارد و اثر مادی کمی از خود بر جا میگذارد. این طلسمها بهخصوص در قسمتهایی همچون پشت پل ها و آب بندها، که آب سکون پیدا میکرد، بیشتر یافت میشوند . طلسمها بهقدری متعدد و متنوع هستند که بهراحتی میشود چند هزار از آنها را در طول یک روز جستوجو، جمع آوری کرد و انواع موضوعات در آن وجود دارد. اشیاء مورد بحث را میتوان در دسته به زبان فنیتر طلسمها قرار داد. طلسمها بر خالف اشیاء دیگری همچون (تعویذ) یا همان (حِرزها) که کاربردهای حدودا مشابهی با طلسم دارند، اغلب بر روی اشیاء کم دوام مانند کاغذ، خشت یا در بعضی موارد پارچه و گاه سفال نوشته میشوند و اغلب عمری طولانی ندارند. در حالی که تعویذ یا حِرز مدتی طولانی همراه انسان هستند.
زاینده رود، مهد آیین های کهن
شهرهای اندکی در ایران رودخانه دائمی از وسط شهر عبور میکند. حضور و جریان آب قادر است موجب ایجاد و تقویت آیینهای مرتبط با آن شود. رودخانه میتواند جابهجا کند، با خود ببرد یا بیاورد، در خود پنهان یا آشکار سازد، پاک کند یا حتی گاه آلوده نماید و اینها همه بخشی از ملزومات آیینهایی هستند که در کنار رودخانه شکل میگیرند و وابسته به حضور آن هستند. حضور آب برای شکلگیری آیینهای مربوط به آن فقط محدود به وجود رودخانه نیست و آب به اشکال مختلفی همچون باران، چشمه، چاه، دریا و دریاچه میتواند برآورده کننده ملزومات یک آیین باشد. یک نمونه جالب و نسبتاً به تازگی شناخته شده، چشمهای در غاری در وشنوه کاشان است که نذورات زیادی را در حدود سالهای ۳۰۰ پیش از میلاد تا ۳۰۰ میلادی در آب آن ریختهاند . در شهری چون اصفهان این نقش به رودخانه و مادیهای منشعب از آن که در دل شهر جریان دارند سپرده میشود. در این وضعیت رودخانه نقشی بر عهده میگیرد که فرای امور رایج و عادی است. حال میتوان پرسید که آیا وجود زاینده رود علاوه بر اینکه در شکل گیری نوع خاصی از حیات مادی در شهر نقش داشته، در شکل گیری یا تقویت انواعی از آیینهای فرامادی و فراطبیعی در شهری کهنسال چون اصفهان نیز نقشی داشته است؟ آیا حضور زاینده رود موجب رونق گرفتن نوع خاصی از طلسم نویسی یا عامل اعتقاد بیشتر به طلسمها در حیات روزمره ساکنان شهر شده است؟ همچنین آیا میتوان فرض کرد که بستن آب زاینده رود، که در سالهای اخیر گاه نزدیک به یک سال به طول میانجامد، وقفه ای در انجام و به ثمر رسیدن تعدادی از این آیینها انداخته است و بعد از باز شدن مجدد رودخانه افرادی که منتظر به سرانجام رساندن مناسک خود بودند، این تعداد انبوه از دعاها را به یکباره به آب انداخته اند؟.
گسترهای به طول زاینده رود
داوود محرابی، رفتارشناس مسائل اجتماعی در گفت و گو با خبرنگار «آرمان امروز» با بیان اینکه براساس تحقیقات از نظر طبقاتی، طبقات پایین و طبقات مرفه جامعه، بیشترین تمایل را به طلسم نویسی و رمالی و دعانویسان دارند، میگوید: «گرایش شهروندان به طلسم و سحر، جادو، دعا، کفبینی و پیشگویی سرنوشت و… پیشینهای تاریخی دارد؛ تا جایی که «آگوست کنت» پدر علم جامعهشناسی نیز در ارتباط با سیر تحول تاریخ بشر، در برخی از مراحل به این گرایش اشاره میکند.»
به گفته وی، بازخوانی ذهن افرادی که متمایل به اینگونه اقدامات هستند، نشان میدهد این افراد به برخی از اشیا و نیروها از این باب که بر سرنوشت آنها تاثیرگذارند، اعتقاد دارند. وی در این زمینه می گوید: به طور مثال برخی اعتقاد به ارتباط با اجنه دارند و معتقدند اجنه در فرآیند شکلگیری آینده آنها، مسائل و مشکلات آنها و بیماریهای آنها تاثیر گذارند و ارتباط با اجنه میتواند منجر به رفع برخی از این مشکلات و بیماریها شود! گرایش به جادو، دعا و مراجعه به رمالها بیشتر در میان دختران جوان وجود دارد که موانع ازدواج خود را عاملی ماورایی میدانند که سبب شده به اصطلاح بخت آنان بسته شود و موفق به تشکیل خانواده نشوند. شاید به این دلیل است که مراجعه دختران جوان در این جامعه آماری، بیش از بقیه است.
این آسیبشناس اجتماعی میافزاید: وقتی در ذهن فرد، تقدیرگرایی حاکم شود و فرد خود را در شکلگیری فرآیند زندگی و فرآیند حرکتی آینده موثر نداند، به این سمت گرایش پیدا میکند. دلیل دیگر این است که انسانها به دلیل عدم دسترسی به همه متغیرها در زندگی، با شکستهایی رو به رو میشوند؛ عدم توفیق در غلبه بر موانع سبب میشود افراد تصور کنند یک عامل بیرونی، سبب شکست آنان است؛ بنابراین برای رهایی از این شکست، تلاش میکنند از نظر روانی نیز متوسل به یک عامل بیرونی شوند.
این رفتارشناس اعتقاد بیش از حد به اینکه عوامل مافوق طبیعی، در چرخه زندگی انسان تاثیرگذارند را از جمله دیگر عوامل گسترش پدیده طلسم نویسی می داند و می افزاید: این افراد اگرچه معتقد به نیروی لایزال الهی هستند، اما بر این اعتقادند که برای رسیدن به نقطه لایزال، باید واسطه داشته باشند که این اعتقاد سبب مراجعه آنان به دعانویسان میشود.
اما به اعتقاد این آسیب شناس، اکثر این شهروندان دارای وجوه مشترکی هستند اینکه همه این افراد این است که علت و معلولها را در دل خودِ اجتماع نمیبینند و در قدرتهای مافوق طبیعی مییابند. وی تصریح می کند: در واقع اگر فرد به جای اعتقاد به تقدیرگرایی، دلایل اصلی شکست اقتصادیاش را ارزیابی کند و متوجه شود که شکست او به دلیل عدم نیازسنجی در بازار اقتصادی، در نظر نگرفتن سلیقه مخاطبان و مصرفکنندگان و … بوده، هیچگاه برای شکست اقتصادی خودش به رمال مراجعه نمیکند.
محرابی معتقد است؛ زمانی که جامعه در شرایط نامطلوب روانی و اجتماعی قرار دارد، ظهور چنین آدمهایی که از یک قدرت ماورایی برای حل مشکلات مردم حرف بزنند، تا اندازهای طبیعی است و پیشینهای تاریخی دارد. در واقع ناامیدی و استیصال، دلیل اصلی گرایش افراد به این پدیده است؛ اینکه افراد وقتی از همه عوامل دیگر مستاصل میشوند، به رمال و دعانویس مراجعه میکنند. بنابراین گرایش میلیونی افراد جامعه ما به دعانویسان و رمالان، بیش از همه نشان از یک جامعه تقدیرگرا، مستاصل و ناامید است.
وی سپس با بیان اینکه این پدیده حتی در بین برخی از رجال سیاسی و سلبریتی نیز شایع شده است میگوید: وقتی برخی سیاستمداران ما صحبت از ارتباط با ارواح خبیثه و خرافهگرایی را با صراحت از تریبونهایشان تبلیغ میکنند، این مساله نشان از سرایت خرافهگرایی از بطن خانواده به سطح سیاسی جامعه بوده و نشان از آن دارد که در صورت عدم آگاهیرسانی درست در این زمینه، جامعه به مرحلهای خواهد رسید که شکستها و موفقیتهای خود را به جای اتکا بر تلاش و سازندگی و تاثیرگذاری ارادی بر سرنوشت، به عوامل ماورایی نسبت میدهد که این امر سر آغاز انفعال اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه و در جا زدن در شکستهای مختلف خواهد بود.