
«پایدارچی ها» شستا را هم به سقوط میکشانند
شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی که با نماد «شستا» در بازار سرمایه شناخته میشود، یکی از بزرگترین هلدینگ های کشور است که با توجه به گسترده بودن حوزه فعالیتهای آن، چندین شرکت زیرمجموعه بورسی و غیربورسی دارد و از نظر تعداد شرکتهای تابعه، یک هلدینگ بینظیر محسوب میشود و به تنهایی حدود ۱۰ درصد از ارزش بازار کل بورس و فرابورس را در اختیار دارد و تصمیمات اتخاذ شده در این شرکت میتواند اثرات قابل توجهی بر روی بخش بزرگی از بازار سرمایه داشته باشد.
شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی شامل ۱۷۸ شرکت زیرمجموعه و نه هلدینگ بزرگ شامل: سرمایهگذاری نفت گاز و پتروشیمی تأمین، هلدینگ سرمایهگذاری دارویی تامین، شرکت سرمایهگذاری سیمان تامین، شرکت سرمایهگذاری صدر تامین، شرکت سرمایهگذاری صبا تامین، شرکت سرمایهگذاری صنایع عمومی تامین، خدمات ارتباطی رایتل، شرکت سرمایهگذاری توسعه انرژی تامین و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران میباشد که هر کدام از اینها به تنهایی میتوانند اثرات جدی بر نحوه عملکرد بورس در کشور داشته باشد.
هنگام ورود شستا در بازار سرمایه کارشناسان باور داشتند که این یک تصمیم استراتژیک و چند بعدی برای اقتصاد و مردم کشور است که علاوه بر این که شفافیت قابل توجهی از بنگاههای اقتصادی و تاثیرگذار را به دنبال دارد، از جذب این سرمایهها علاوه بر افزایش کیفیت خدمات سلامت، که از سوی تامین اجتماعی مستقیماً به خود مردم باز میگردد، جلوی بسیاری از ریسکهای اقتصادی کشور را نیز خواهد گرفت. علاوه بر آن برکات فراوانی در حوزه بازار سرمایه به دلیل افزایش وسعت، عمق، تنوع پرتفوی و تقویت قابل ملاحظه بورس خواهد داشت و طبعاً کاهش ریسکهای سرمایهگذاری، پایداری بازار، فراهم کردن بستر مناسب برای ورود شرکتهای بزرگ و ایجاد پتانسیلهای آتی برای این بازار مطمئن را به دنبال خواهد داشت.
شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا)، یکی از بزرگترین هلدینگ ها در اقتصاد ایران است و به دلیل گسترده بودن حوزه فعالیت آن، ساختار بسیار عظیمی دارد و تعداد زیادی از شرکت های فعال در بازار سرمایه، به عنوان شرکت های زیرمجموعه شستا شناخته می شوند. بنابراین تاثیر این شرکت بر روند بازار سرمایه موضوعی کاملا واضح است و شرکت های زیرمجموعه شستا نقش اساسی در معاملات بورس و فرابورس دارند.
اما روز گذشته عبدالرضا داوری، فعال سیاسی، در توییتی نوشت: «برخی منابع از سقوط شدید سود شستا در سال ۱۴۰۱ خبر می دهند که علت آن سیطره جبهه پایداری بر شستا است. از حسین عامریان مدیر عامل سابق صندوق فولاد که بدلیل توهین به مجلس برکنار ولی معاون مالی شستا شد .تا سفره فامیلی مدیران صادق محصولی در شرکت های شستا این فاجعه را رقم زده اند.»
دلایل سقوط سهام شستا
فردین آقابزرگی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با «آرمان امروز» در مورد ادعای آقای داوری اظهار داشت: جدا از منبع و گفتمان جریان اصولگرا و اصلاح طلب ایشان، براساس فعالیت ۱۱ سال خود در مجموعه شستان و صبا تامین معتقدم که بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور در سیطره و احاطه مستقیم دولت است. در حالیکه منابع برای بیمه شدگان بوده، اما برخلاف قانون مدیر موسسه عمومی غیردولتی توسط وزیر رفاه تعیین میشود. بنابراین از آن بعنوان قلک و صندوق- در گذشته مانند بانک مرکزی- استفادههای خاص شده و در نهایت منابع مجموعه تامین اجتماعی و شستا درگیر این موضوع میشود.
وی ادامه داد: باید توجه داشت که خود صندوق تامین اجتماعی خدماتدهنده است و منابع را در شستا سرمایه گذاری کرده است. شستایی که سهامدار عمده آن سازمان تامین اجتماعی بوده حدود ۳۲۰ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است. حتی در گذشته سهام شرکتهای گاها زیانده را به تامین اجتماعی منتقل میکردند در حالیکه راهبرد سازمان تامین اجتماعی و شستا سرمایه گذاری در مراکز و صنایعی است که بازده سالانه آن بین ۲۲ تا ۲۵ درصد باشد، در حالیکه همه آنها زیانده بودند. لذا به عنوان بازوی کمکی برای دولت از محل منابع بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی بوده و دائما طلبکار است. همچنین بخش عمدهای از املاک سازمان تامین اجتماعی و شستا که تملیک میکنند عمدتا ناشی از وصول مطالبات است. برای نمونه پول آقای ویلموتس، مربی سابق تیم ملی ایران، از محل شستا پرداخت شد. در مجموع بنده با کلیات اظهارات آقای داوری فارغ از نگاه سیاسی ایشان، موافق هستم.
این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: باید توجه داشت که متاسفانه ما مفهموم خصوصیسازی را بصورت شکلی دنبال میکنیم. برای نمونه دو شرکت بزرگ خودروسازی کشور خصوصی هستند اما مدیران آن را دولت تعیین میکند، حتی ترکیب فروش آن را دولت و وزارت صمت مشخص میکند. در سایر شرکتهای بزرگ نیز اینگونه است و اگر مدیر از دستورات سرپیچی کند، فورا او را تغییر میدهند. بنابراین شاه کلید و زیربنای موفقیت در نهادهای عمومی مانند شستا در بازار سرمایه مدیریت توسط بخش خصوصی است.
وی افزود: دولت باید تصدیگری و مدیریت را رها کند نه اینکه بنگاه را به شرکت تعاونی واگذار و سپس از آن وکالت گرفته و اختیار کار را در دست بگیرند. ریشه این کار و مجری این اقدمات از نظر بنده نهاد ناظر یعنی سازمان بورس است. این سازمان همانطور که تشخیص میدهد ترکیب سهامداران ضربدری چگونه باید کنترل شود، بهتر از همه در مورد ترکیب دولتی یا غیردولتی شرکتها احاطه و اشراف دارد.
آقابزرگی ادامه داد: برای نمونه آقای علی عسگری بدون هیچ پیشینهای ناگهان مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس میشود و وقتی ما در این مورد از آقای عشقی، مدیرعامل بورس، در مورد صلاحیت ایشان پرسیدیم، ایشان جواب دادند که اگر ما او را تایید نکنیم این احتمال وجود دارد که فرد کمتجربه را جانشین او کنند. بورس باید مدیریت شرکتها را کنترل کند، در واقع بیشتر شرکتهای کشور با این مشکل مواجه هستند که ترکیب سهامداری و نوع دخالت دولت در بازار سرمایه هست. برای نمونه تقریبا دو ماه پیش یکی از آقایان توییتی زدند که بازار سرمایه در یک روز ۱۲۵ هزار واحد افت کرد. در هیچ کشوری وجود ندارد یک مقام غیرمسئول حتی وزیر اقتصاد در مورد بورس اظهار نظر کند.
وی ادامه داد: نهاد ناظر بورس نباید حتی به وزیر اقتصاد اجازه دهد که در این مورد اظهاراتی داشته باشد. آیا در ایالات متحده یا فرانسه، وزیر اقتصاد و دارایی در مورد بورس صحبت میکنند؟ متاسفانه این موضوع از کاستیهای مقام ناظر یعنی سازمان بورس است و باید مانع انحصاری شدن سهام شرکتها در دست دولت را بگیرد. لذا گره شستا و شرکتهای مانند آن زمانی باز خواهد شد که مدیریت آن از دست دولت و وزارت رفاه آزاد شود.
منبع:آرمان امروز