به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۵۶۸۱
تاریخ انتشار: ۲۳:۲۷ - ۳۰ دی ۱۳۹۱

آینده 1+2، اختلافات داخلی و مقبولیت عمومی

غلامعلی حدادعادل درباره ائتلاف سه نفره اصولگرایان گفته است که این ائتلاف «۶۰ درصد» از آرای ایرانیان را دارد و علی‌اکبر ولایتی، یکی دیگر از چهره‌های این ائتلاف، گفته است این سه نفر توافق کرده‌اند که درنهایت فقط یکی از آنان نامزد انتخابات شود و دو نفر دیگر از او حمایت کنند. اولا معلوم نیست آقای حدادعادل بر چه مبنایی ضرب و تقسیم کرده‏اند که به چنین عددی درباره محبوبیت ائتلاف 1+2 رسیده‏اند. میزان آرایی که متعلق به اصولگرایان است نخستین‌بار به شکل جدی در انتخابات سال 76 مشخص شد که سقف آن حدود 6میلیون رای بود. از آن تاریخ تاکنون نیز هرگاه انتخابات با حضور پایاپای دو جناح اصلی برگزار شده، بازهم چنین نتیجه‏ای برای اصولگرایان رقم خورده است. طبیعی آن است که در وضعیت موجود مجموع رای پایگاه اصولگرایان سنتی چیزی بیش از 5 میلیون رای نباشد. این البته سقف رایی است که می‏توان برای حدادعادل و علی‌اکبر ولایتی متصور بود. در این بین وضعیت آقای قالیباف متفاوت است. قالیباف در میان اصولگرایان خود را بهتر از دیگران در مقام امور اجرایی نشان داده و به دلیل جایگاه اجرایی-سیاسی خود در 7 سال و نیم گذشته بیشتر در معرض دید جامعه بوده است و می‏تواند آرایی بیش از غلامعلی حدادعادل و علی‌اکبر ولایتی برای خود جمع کند. مشکل اصلی قالیباف این است که تیم رهبری سیاسی اصولگرایان به او اعتماد لازم را ندارند. او از یک‌سو با سابقه نظامی وارد امور اجرایی و سیاسی شده است و از سوی دیگر سابقه‏اش نشان می‏دهد که خطر عدم تبعیتش از رهبری اصولگرایان بالاست. اصولگرایان در قبال ائتلاف 1+2 می‏خواهند که یا حدادعادل یا علی‌اکبر ولایتی به دلیل نزدیکی بیشتر و پیوستگی محکم‏تر گفتمانی و رفتاری در راس دولت آینده قرار بگیرند و از توانایی‏های اجرایی قالیباف در مقام معاون اولی رئیس‌جمهور استفاده شود. شاید از همین رو باشد که گفتار محمدباقر قالیباف در هفته‏های گذشته تغییر کرده است. او به‌مناسبت 9 دی حملات تندی به اصلاح‌طلبان و منتقدان وضع موجود انجام داد و حرف‏هایی را زد که در طول سه سال و نیم گذشته به زبان نیاورده بود. میان صحبت‏های اخیر او با گفتمان اصولگرایان تندرو فاصله چندانی وجود ندارد و از همین رو می‏توان این گمانه را مطرح کرد که وی درصدد اعتمادسازی با تیم رهبری سیاسی اصولگرایان برآمده است تا بلکه فرد منتخب ائتلاف 1+2 برای کاندیداتوری ریاست‌جمهوری، خود وی باشد. اما قطعا این دست تغییر مواضع در پروسه‏های زمانی کوتاه و به‌طور سریع نمی‏تواند اعتماد عمیق رهبری سیاسی اصولگرایان را به وی جلب کند. چه آنکه قالیباف به دلیل قرار گرفتن در پست اجرایی کلان در 7 سال و نیم گذشته توانسته تیمی منسجم برای خود مهیا کند که این تیم می‏تواند خطر استقلال‌طلبی او از اصولگرایان را بعد از نشستن بر کرسی ریاست‌جمهوری تشدید کند، وقتی احمدی‌نژاد بدون یک تیم منسجم و شناخته شده در جایگاه رئیس دولت چنین کاری با اصولگرایان کرد قطعا قالیباف نیز می‏تواند چنین کاری را انجام دهد. احتمالا مخالفت‏های قالیباف و جایگاهی که او برای خود در انتخابات سال آینده متصور است یکی از مشکلات اساسی ائتلاف 1+2 خواهد بود که حتی می‏تواند این ائتلاف را تا مرز فروپاشی نیز پیش ببرد. چنانچه این اتفاق نیفتد و قالیباف با هر تصمیم این ائتلاف همراهی کند مشکل دیگر این ائتلاف قطعا پایه رأیی است که حدادعادل و ولایتی فاقد آن هستند. آنها محبوبیت و مقبولیت عمومی بالا و در نتیجه امکان رای آوری چندانی ندارند. در مقابل آنها رقیبی جدی با امکانات فراوان چون تیم احمدی‌نژاد وجود دارد که می‏تواند هر معادله‏ای را به نفع خود به هم بریزد. حتی اگر اصولگرایان سنتی به شکل جدی از ائتلاف 1+2 حمایت کنند، رقابت‏های درونی این ائتلاف که تابعی از رقابت‏ها و اختلافات درونی اصولگرایان است از داخل و همچنین عدم امکان تحرک جدی در مقابل رقیبی مهم چون حامیان دولت از خارج این گروه امکان موفقیت آن را شدیدا کاهش می‏دهد. بر پایه چنین استدلالی است که به نظر می‏رسد آینده ائتلاف 1+2 را نباید بر مبنای اظهارنظرهای اخیر علی اکبر ولایتی و غلامعلی حداد عادل پیش‌بینی کرد. مشخصا این که این گروه نه توان جذب 60 درصد آرا را خواهد داشت و نه اینکه به راحتی می‏تواند یکی از سه چهره مطرح شده را به عنوان کاندیدای نهایی خود معرفی کند.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار