حسین راغفر: ۷۰۰ مدیر سفارشی در یک کارخانه!
از ۲ یا ۳ سال قبل که به مرور تحریمهای سازمان ملل و کشورهای غربی علیه کشورمان بیشتر شد، به مرور قسمتهایی از اقتصاد ایران دچار آسیب شد و قسمتهای مختلف تولید و تجارت در کشور با اخلال مواجه شدند. از آن زمان یافتن مسیری جدید برای اقتصاد که آسیب کمتری از تحریمهای بینالمللی ببیند در دستور کار مقامات کشور قرار گرفت.
با ابلاغ سیاستهای کلی «اقتصاد مقاومتی» به دولت، مجلس و قوه قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت نظام سیاستهای اقتصاد مقاومتی به صورت جدی و با دستورالعمل مشخص در دستور کار قوای مقننه و اجرایی کشور قرار گرفت. ابلاغ این سیاستها مورد استقبال دولت و مجلس قرار گرفت و اجرای آنها وارد دستور کار دولت شد.
روزنامه آرمان درباره جزییات سیاستهای اقتصاد مقاومتی با حسین راغفر اقتصاددان برجسته ایرانی به گفتوگو نشسته. راغفر با مقایسه آماری اقتصاد ایران و کره به بیان راهکارهایی برای کم کردن وابستگی به نفت و اقتصاد نفتی مطرح کرد.
سیاستهای اقتصاد مقاومتی در بیست و چهار بند به رئیسان سه قوه و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده است. بعضی از موارد مطرح شده مواردی بوده که کم و بیش پیشتر از این هم در دستور کار قوای مختلف کشور قرار داشته و بعضی موارد در اقتصاد ایران مغفول بوده است. به نظر شما مهمترین نکته مغفول مانده چیست؟
یکی از موارد مغفول سیاستهای قبلی، توجه به بهرهوری و شاخصهای بهرهوری بوده است. باید در اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی به این مساله تاکید موکد شود و اقتصاد ایران بر این محور استوار باشد. ما در اقتصاد مشکلی جدی داریم که اقتصاد ما ارزش افزوده تولید نمیکند و این مشکل متاثر از مدل اقتصادی ایران یعنی اقتصاد وابسته به نفت است.
با افزایش بهرهوری وابستگی ایران به نفت کاهش خواهد یافت؟
برای قطع وابستگی به نفت باید منابع موجود در کشور شناسایی شود و در استفاده از منابع تغییر به وجود بیاید و بهبود شاخصهای بهرهوری و خلق ارزش افزوده در دستور کار قرار بگیرد.
شما از مدل اقتصادی وابسته به نفت انتقاد میکنید. مدلی که به عنوان جایگزین این مدل پیشنهاد میدهید چگونه است؟
شاید بهترین راه رسیدن به یک اقتصاد صنعتی باشد. برای رسیدن به یک اقتصاد صنعتی باید منابع هنگفت ارزی به کشور وارد شود یا منابع کشور به منابع ارزی بدل میشد با به شکل بخشی اقتصاد صنعتی کمک کند. اما این منابع یا جذب نشدند یا در محلی نامناسب هزینه شدند.
امکان جذب چنین سرمایههایی و صنعتی شدن اقتصاد در ایران فراهم است؟
ببینید در سال ۱۹۶۶ سرانه تولید ناخالص ملی در ایران ۲۶۵ دلار بوده و همان زمان این رقم در کره جنوبی ۱۷۵ دلار بوده. یعنی در ایران حدود ۹۰دلار درآمد بیشتر وجود داشته یا به عبارت دیگر ۵۰ درصد درآمد بیشتر. اما در حال حاضر درآمد دو کشور قابل مقایسه نیست و رابطه معکوس شده است. در آن زمان ارز وارد شده به کشور ایران نیز دوبرابر بوده است. در اقتصاد به سرمایهگذاری خارجی به اصطلاح «پول بادآورده» میگویند چون هیچ زحمتی برای آن کشیده نشده است و محصول تلاش ملی یا محصول کار شدید نیست. اما امروز میبینید که این کشور همه بازارهای جهانی از جمله بازار کشور ما را با محصولات صنعتی خود تسخیر کردهاند. امروز خودروهای کرهای و محصولات دیگر این کشور به عنوان یک برند شناخته شده و معتبر در سرتاسر جهان طرفدار دارد.
دلیل این تفاوت چیست؟
عوامل متفاوتی وجود داشته است اما من فکر میکنم توجه به ارزش افزوده و بهرهوری اصلیترین دلیل این تفاوت بوده است. کارآیی بالا و خلق ارزش افزوده باعث شده تا این کارخانهها تفاوت زیادی با کارخانههای ایرانی داشته باشند. در اوایل دهه هفتاد که مقامات سیاسی کرهای به ایران میآیند و از کارخانههای خودروسازی ایران بازدید میکنند میگویندای کاش ما هم کارخانه خودروسازی همچون ایران ناسیونال داشته باشیم اما امروز ایران و کره در دو کهکشان مختلف به سر میبرند و تفاوت بین اقتصاد دو کشور خیلی بیشتر از این حرفهاست.
چه عواملی سبب شده این تفاوت فاحش تثبیت شود؟
عمدهترین دلیل تثبیت این تفاوت به نقش نهادها باز میگردد. مثلا فرهنگ غیر رسمی تاثیر زیادی در این تفاوت داشته است. فرهنگ سختکوشی، فرهنگ ابتکار و خلاقیت، فرهنگ صرفه جویی و فرهنگ ریاضت مسائلی بوده که در آن کشور بیش از ایران مورد توجه قرار گرفته است. البته این فرهنگها خلقالساعه به وجود نمیآیند و محصول فعالیت دیگر نهادهای کشور و بویژه نهاد تنظیم رفتار هستند. در ایران به خاطر شیوه غلط توزیع منابع نفتی و فرهنگ سفتهپذیری و زد و بند، استفاده رانتی از منابع عمومی و نظام خویشاوند سالاری، این فرهنگها به وجود نیامده یا با آسیبهای متعدد رشد کرده است.
برای خروج از این وضعیت راهکاری هم وجود دارد؟
آنچه مفاد ابلاغیه اقتصاد مقاومتی برمیآید توجه به همین مسائل برای ارتقای بهرهوری است.
چرا ایران نتوانست یک کشور صنعتی شود؟ صنایع ایران در کدام قسمتها با مشکل مواجه بود؟ ایران باید رشد بالای صنعتی را در پتروشیمی تجربه میکرد اما الان کارخانههای پتروشیمی در کشور نیز با مشکل مواجهند.
دلیل این امر وابستگی بالای صنایع پتروشیمی ایران به نفت ارزان و مواد خام ارزان و حتی رایگان است. وقتی این مواد خام که تقریبا رایگان در اختیار صنایع پتروشیمی قرار میگرفت افزایش قیمت پیدا میکند و به پانزده سنت میرسد، سهام این شرکتها سقوط میکند، اعتراض همه بلند میشود. چون کارایی وجود ندارد. تازه پتروشیمی مدرنترین صنعت کشور است و مبلغ پانزده سنت برای خوراک نیز رقمی است که هنوز یارانه به آن تعلق نگرفته است. اینها توانستند از این یارانه بهرهمند شوند و اقدام به صادرات محصولات پتروشیمی کردند. در حالی که یک دلار از سود صادرات وارد کشور نشده است. در صورتهای مالی این شرکتها مشاهده میکنید که سودهای بالا به دست میآید. در حال حاضر در ۱۸ کارخانه پتروشیمی کشور محصول اصلی آمونیاک است. در صورتی که آمونیاک خود یک ماده اولیه به شمار میرود. یعنی کار با ارزش افزوده بسیار کم و اتفاقی که در اینجا میافتد عملا خام فروشی است.
در حالت ایدهآل شرکتهای پتروشیمی چگونه فعالیت میکنند؟
اگر سود این شرکتها را با شرکتهای کرهای مقایسه کنید مشاهده خواهید کرد که در این کشورها سود بسیار کمتری در صنایع پتروشیمی وجود دارد اما حجم سود خیلی بالاتر است چون چتر کارخانجات آنها طیف وسیعی از محصولات مشتقات نفت را دربر میگیرد. به همین خاطر است که آنها میتوانند نفت را از ایران بخرند و بعد آن را به محصولات دیگر تبدیل کنند و به قیمتی پایینتر از تولیدات محصولات وطنی در ایران به فروش برسانند.
در صنایع دیگر هم این وضعیت وجود دارد؟
ببینید درباره همین صنایع دارویی در کشور که در سند اقتصاد مقاومتی نیز به آنها اشاره شده است وضعیت نامناسبی حاکم است. در ایران ۱۰۷ شرکت داروسازی داریم. این تعداد در کشور کره جنوبی ۶ شرکت است! علت این است که شرکتهای بزرگ هم سبب به وجود آمدن صرفهجویی میشوند و هم قلمرو فعالیت مشخصتری خواهند داشت. این مساله متاسفانه در ایران مغفول است. چون ایران نیاز دارویی خود را وارد میکند و کاری که در شرکتهای داروسازی صورت میگیرد صرفا بستهبندی مواد وارد شده است. به همین سبب است که وقتی ایران مورد تحریم قرار میگیرد قیمتها به شکل صعودی افزایش پیدا میکند و تمام کارخانههای داروسازی به خاطر تحریمها دچار مشکل جدی میشوند. در صورتی که هم صنایع پتروشیمی و هم صنایع داروسازی دارای خلاقیت و واحدهای تحقیق و توسعه باشند.
چرا تفکرات تحقیق و توسعه و ابتکار و نوآوری در کشور وجود ندارد یا ضعیف عمل میکند؟
ببینید ما که نیم قرن است کارخانه ایران ناسیونال داریم هنوز نمیتوانیم یک خودرو را خودروی ملی بنامیم و بسیاری از قطعات این خودروها از کشور چین به ایران وارد میشود در صورتی که در کره خودروی هیوندا امروز یک برند شناخته شده و معتبر است. مدیر یکی از کارخانهها چندی قبل گفته بود که نزدیک به هفتصد نفر مدیر که همگی تحمیل شدهاند (با سفارش استخدام شدهاند) اینها همه هزینههایی است که بهرهوری را پایین میآورد. دولت نهم هزینه تولید خودرو را افزایش داد تا هزینههای انتخاباتی را تامین کند. این عین سواستفاده از منابع دولتی است و باعث فساد میشود. در آن زمان یک آقای جوانی مدیر یکی از کارخانههای خودروسازی شد که نزدیک هزار میلیارد تومان به این شرکت خسارت وارد کرد.
پیشنهاد شما به دولت برای تحقق رشد اقتصادی چیست؟
به دنبال تولید واقعی و صنعت واقعی باشد. دولت باید الگوی توسعه صنعت پتروشیمی را در آلمان ببیند و بر همین اساس الگوی پیشرفت کشور را برنامهریزی کند. در نفت ده هزار مشتق نفتی وجود دارد و دولت باید حمایتهای خود را در جهت افزایش تولید چنین محصولاتی معطوف کند و برای ارتقای این شاخصها تلاش کند. ضمن اینکه توسعه باید در پهنه کشور پراکنده باشد. دولت باید از تاکید بر خام فروشی دست بردارد و برای کشور سیاستهای صنعتی تدوین کند که تا به حال نداشتهایم.
شما به تمرکز زدایی اشاره کردید. تمرکز زدایی چه اهمیت و ارزشی در صنعتی شدن دارد؟
الان هجوم جمعیت به تهران به شکلی شده که به زودی این شهر غیرقابل سکونت خواهد شد.
الان هم ظاهرا خیلی شهر خوبی برای زندگی نیست؟
وضعیت از حال حاضر خیلی بدتر خواهد شد. بحران بعدی برای شهر تهران بحران آب خواهد بود. الان یکی از نهادهای نظامی در شمال و غرب تهران شروع به ساخت وسازکرده است. صرف نظر از آثار زیستمحیطی برای تامین آب شرب این افراد مشکل وجود خواهد داشت. میدانید که تهران روی گسلهای بسیار جدی و خطرناک قرار دارد که اگر فعال شوند بسیاری از سازهها موجب فاجعه در فاجعه خواهد شد. هر چند در صورت وقوع چنین فاجعهای بسیاری از مسببین ساخته شدن این سازهها در دنیا نیستند تا در برابر عملکرد نادرست خود پاسخگو باشند اما تاریخ آنها را نخواهد بخشید. در یکی از مناطق تهران شهرداری اجازه گودبرداری بیسابقه ۶۰ متری داده و بناست ساختمانی پنجاه طبقه در این منطقه ساخته شود.
مشکل از کجاست؟
اینها همه محصول رانت است. شهرداری و شورای شهر به جای توجه به فضاهای سبز و عمومی و ورزشی به برج و ساختمان عمومی و تجاری توجه میکنند. یکی از دلایل رشد اعتیاد همین عدم دسترسی به مکانهای عمومی است. وضعیت به شکلی شده است که به زودی ممکن است شاهد یک فاجعه بزرگ باشیم و شاید از همین رو باشد که مساله انتقال پایتخت یک بار دیگر مطرح شده است.