
چرا نمایندگان در مقابل افزایش قیمت دلار کاری نمیکنند؟
در حالي که آقاي رئيسي در رقابتهاي انتخابات رياستجمهوري به مردم قول کنترل بازار ارز و قيمت دلار را دادند، اما در روزهاي اخير قيمت دلار وارد کانال57 هزار تومان شده است. چرا چنين اتفاقي رخ داده و چه عواملي در اين زمينه نقش دارند؟
برخي اعضاي دولت به صورت آرمانگرايانه کار خود را آغاز کردند و گمان ميکردند با آرمان گرايي ميتوانند به اهداف خود دست پيدا کنند. اين در حالي است که پس از مدتي که در مرحله اجراي اهداف قرار گرفتند با چالشهاي واقعي مديريت کشور مواجه شدند. در شرايط کنوني دولت بايد نسبت به عملکرد خود در زمينههاي مختلف و به خصوص اقتصادي به مردم پاسخگو باشد. استنباط ما اين بود که در طول يک سال و چند ماه گذشته دولت با واقعيتهاي مديريت کشور آشنا خواهد شد. در شرايط کنوني نيز به نظر ميرسد دولت با چالشهاي واقعي آشنا شده است. در روزهاي اخير قيمت دلار با نردبان هم بالا نرفته بلکه با آسانسور بالا رفته و با توجه به شرايط موجود همچنان نيز به روند صعودي خود ادامه خواهد داد. واقعيت مهم ديگري که در اين زمينه وجود دارد اين است که تيم اقتصادي دولت تاکنون توانايي کنترل بازار ارز را نداشته است. تا زماني که تنشهاي بينالمللي و منطقهاي ما کاهش پيدا نکند وضعيت اقتصادي ما تغيير چنداني نخواهد کرد. در شرايط کنوني ديپلماسي متوازن در دولت مشاهده نميشود. از يک طرف دشمنيها با غرب بيشتر شده و از سوي ديگر شاهد رويکرد انفعالي در مقابل روسيه و چين هستيم. هزينه اين ديپلماسي را مردم با مشکلات اقتصادي پرداخت ميکنند. شرايط به شکلي است که مردم تقاضا دادهاند که در سفرهاي آينده براي مذکرات آقاي عراقچي را با خود ببريد.
ضعف دولت در چه زمينههايي مشهودتر است؟
دولت در بخشهاي مختلف اعم از اقتصادي و سياست خارجي، اجتماعي از کارآمدي لازم برخوردار نيست. اگر به جشنواره فيلم فجر امسال نگاه کنيم متوجه ميشويم فارع از همه مسائل اين جشنواره نتوانست آنچنان که بايد موفقيت هاي قابل توجهي به دست بياورد. هنگامي که برخي از بازيگر و کارگردان و هنرمند حرفهاي از جشنواره کنار ميکشند به معناي يک آسيب براي جشنواره و سينماي ايران است. سوال اينجاست دولت چطور توانست يک تونل35 کيلومتري را براي آبرساني به درياچه اروميه در شرايطي افتتاح کند که حتي يک کيلومتر آن را نيز دولت سيزدهم کار نکرده است. تا چه زماني قصد دارند پروژههايي را افتتاح کنند که در دولتهاي گذشته عمليات آن به سرانجام رسيده است؟ برخي عنوان ميکنند با اعتبار دولت کنوني اين پروژهها به نتيجه رسيده است. اين در حالي است که هزينه چندين پروژه را يکجا کردهاند تا افتتاح کنند. اين وضعيت به يک تاکتيک در دولت سيزدهم تبديل شده که پول چند پروژه را برميدارند و آن را صرف يک پروژه ميکنند تا بتوانند آن را به بهرهبرداري برسانند. در اين زمينه بايد مجلس و ديوان محاسبات نظارتي کنند. دولت در مسيري قرار گرفته که روزبه روز وضعيت اقتصادي مردم سختتر از گذشته ميشود. در شرايط کنوني تورم مواد غذايي بالاي70 درصد شده است. در گذشته عنوان ميشد سفرههاي مردم کوچک شده، اما امروز بايد عنوان کرد سفرههاي مردم کوچکتر شده است. ما بايد اين واقعيت را بپذيريم که برخي مديران دولت ناکارآمد هستند و نبايد در اين زمينه با مردم تعارف کرد.
چرا دولت نميتواند واقعيتهاي اقتصادي و اجتماعي جامعه را درک کند؟
دولت بايد از همه ظرفيتهاي موجود براي مديريت کشور استفاده کند. دولت سيزدهم در مرحله نخست تعدادي مدير کاربلد و باتجربه را کنار گذاشت و به جاي آنها مديران کم تجربه سر کار آورد. مهمترين رکن اقتصادي کشور برخلاف گمان برخي که فکر ميکنند وزارت اقتصاد و يا بانک مرکزي است سازمان برنامه و بودجه است و اين سازمان است که اقتصاد کشور را مديريت ميکند. اساس برنامه در روند مديريت اقتصادي کشور در بودجه سالانه نوشته ميشود. حتي قيمت دلار را سازمان برنامه و بودجه در بودجه سالانه مشخص ميکند. برنامههاي هدفمندي و انرژي کشور را سازمان برنامه و بودجه مشخص ميکند. در چنين وضعيتي بايد عنوان کرد ريشه مشکلات کنوني کشور در نحوه مديريت اين سازمان است. سوال اين است که چرا دولت در اين زمينه فرد توانمندتري را به جاي وي به عنوان رئيس سازمان برنامه و بودجه انتخاب نميکند؟ سابقه نداشته سازمان برنامه و بودجه را به دست مهندس صنايع بسپارند. سازمان برنامه و بودجه براي همه وزارتخانهها و نهادهاي دولتي برنامهريزي ميکند و مشخص ميکند که کدام وزارتخانه به چه ميزان و در چه راهي بايد بودجه خود را هزينه کند. ما بايد به صورت ريشهاي به موضوع نگاه کنيم و اگر با اين رويکرد به موضوع نگاه کنيم متوجه ميشويم که ريشه برخي نابسامانيهاي اقتصادي موجود کشور در سازمان برنامه و بودجه قرار دارد. امروز فردي سازمان و برنامه و بودجه کشور را مديريت ميکند که تجربه و توانمندي کافي براي اين کار را ندارد. در چنين شرايطي برخي اظهارات که از سوي دولتمردان صورت ميگيرد جاي سوال دارد. به عنوان مثال عنوان ميشود قطار پيشرفت دولت در حال حرکت است. سوال اين است اين چه قطار پيشرفتي تاکنون داشته است که مردم در آن روز به روز دچار مسائل معيشتي ميشوند؟ با اين روند قيمت دلار در آينده نيز احتمالا روند صعودي خواهد بود و وضعيت بازار ارز نابسامانتر خواهد شد.
چرا قيمت دلار روز به روز افزايش پيدا ميکند؟
دلار پول رسمي کشورهاي غربي است. اين در حالي است روابط دولت با غرب بسيار پر تنش شده است. از سوي ديگر در برخي مواقع رويکرد انفعالي نسبت به چين و روسيه از خود نشان ميدهيم. چرا تلاش نميشود به صورت مقتدرانه با غرب مذاکره صورت بگيرد؟ تاريخ ايران و روسيه در گذشته سرشار از جنايتهايي است که اين کشور در برابر ايران از خود نشان داده است. در شرايط کنوني نيز به دليل اينکه روسيه رقيب ايران در فروش نفت بوده ما مجبور شدهايم تا قيمت فروش نفت خود تخفيف بدهيم. روسيه به صورت تعمدي ما را وارد جنگ اوکراين کرد تا ايران نيز شريک جرم روسيه در اين جنگ شود.
دولت در زمينه کنترل بازار ارز چه رويکردي بايد در پيش بگيرد؟
افرادي که امروز سکان مديريت اقتصادي کشور را برعهده گرفتهاند همان کساني هستند که عنوان ميکردند اگر دولتي هم وجود نداشته باشد قيمت دلار ثابت باقي ميماند. آقاي رئيسي عنوان ميکرد خدا رحم کرد رئيسجمهور نشدم که قيمت دلار پنج هزار تومان شود. آيا کسي فکر ميکرد امروز که ايشان رئيسجمهور کشور هستند قيمت دلار نزديک60 هزار تومان باشد. کساني که برجام را آتش ميزدند امروز کجا هستند؟کساني که امروز در مجلس هستند مگر نماينده مردم نيستند؟ چرا در مقابل اين وضعيت معيشتي و بازار ارزسکوت کردهاند؟آيا کساني که در مقابل اين وضعيت سکوت کردهاند به اين موضوع فکر کردهاند که ميزان طلاق در بين خانوادهها به دليل فشارهاي اقتصادي به چه ميزان افزايش يافته است؟ از سوي ديگر چرا جوانان علاقه و توانايي به ازدواج کردن ندارند و يا زوجهاي جوان به دلايل اقتصادي به فکر فرزندآوري نيستند.
خبرهايي مبني بر احتمال تغيير در کابينه و به خصوص درباره جايگزيني فتاح به جاي مخبر و زاهدي وفا به جاي محسن رضايي پيرامون دولت منتشر شده است. اين اتفاق به چه ميزان ميتواند شرايط دولت را در مديريت اقتصادي تغيير بدهد؟
من معتقدم تا زماني که تنشهاي بينالمللي ما کاهش پيدا نکند و برجام را احيا نکنيم با تغيير افراد اتفاق خاصي در کشور رخ نخواهد داد. ما بايد به برخي از قوانين بينالمللي تن بدهيم. ما بايد در دهکده جهاني زندگي کنيم. چرا خود را فريب ميدهيم؟ اين در حالي است که هزينه سياستهاي اشتباه بر دوش مردم افتاده است. برخي اظهارات برخي از تندروها جاي تأمل دارد.
منبع:ارمان ملی