
بحران رسانه به دلیل بازداشت روزنامهنگاران
افشین امیرشاهیسردبیر هممیهن آنلاین :در این روزهای بحرانی که مردم نسبت به مسائل مختلف اعتراض میکنند، روزنامهنگاری با بحران مضاعف روبهرو شده است؛ بحرانی که به دلیل تهدید، احضار و بازداشت روزنامهنگاران به وجود آمده است.
همزمان با اعتراضهای مردم که پس از درگذشت تلخ و غمانگیز مهسا امینی آغاز شد، تعداد بسیار زیادی از روزنامهنگاران نیز تهدید، احضار و بازداشت شدند. انگار یک قانون نانوشته وجود دارد که هر اتفاقی در کشور رخ داد، اولین کسانی که باید احضار و زندانی شوند، روزنامهنگاران هستند. اهالی رسانه همیشه در صف اول برخورد قرار داشتهاند. این مسئله حاکی از استمرار نگاه امنیتی حاکمیت به مطبوعات است. غلبه نگاه امنیتی، باعث شده است اثرات منفی بازداشت روزنامهنگاران مغفول بماند.
احضار و زندانی کردن روزنامهنگاران در شرایطی صورت میگیرد که حتی بازداشت یک روزنامهنگار هم عدد بالایی است، چه برسد به زندانی شدن بیش از بیست روزنامهنگار.
این روزها که صدای اعتراض مردم بالا است، خبرنگاران باید چشم و گوش مردم باشند. روزنامهنگاران باید بتوانند از مشکلات کشور بنویسند و صدای مردم باشند. روزنامهنگاران میتوانند با گزارشهایی صادقانه، حرفهای و بیطرفانه مانع بیاعتمادی مردم و گسترش شایعه و اخبار نادرست شوند. اما درست در همین روزهایی که روزنامهنگاران باید فعالتر از قبل باشند، نمیتوانند به وظیفه ذاتی خودشان عمل کنند.
بازداشت روزنامهنگاران اولین ضربه را به اعتماد عمومی وارد میکند. وقتی روزنامهنگاران احضار و بازداشت میشوند، این تصور به وجود میآید انگار قرار است کارهایی خلاف انجام شود که روزنامهنگاران و بهتبع آن مردم نباید درباره آن بدانند و بنویسند. درعین حال بازداشت روزنامهنگاران تلاشی برای نادیده گرفتن بسیاری از واقعیتهای موجود جامعه به شمار میرود.
نتیجه اینکه رسانههای کشور در سراشیبی از دست دادن مخاطبان و ازبینرفتن اثرگذاری قرار گرفتهاند. شاید بتوان گفت بخش قابل توجهی از مخاطبان خودشان را از دست دادهاند. محدودیتهای روزهای پرالتهاب اخیر نیز بر این روند افزوده است. به عنوان مثال، فیلترینگ و بگیروببندهای این روزها باعث شده که فقط یکی از رسانههای خارج از کشور در اینستاگرام خودش بیش از سه میلیون دنبالکننده جدید به دست آورد. رقم حیرتانگیزی است؛ آن هم برای زمانی به این کوتاهی. هدیهای که دودستی تقدیم رسانههای خارج از کشور میشود. جالب اینکه برخی از مطالب رسانههای داخل هم پس از بازنشر در رسانههای خارج از کشور تازه دیده میشوند. این در حالی است که محتوای رسانههای داخل از همه مولفههای صحت، دقت، امانتداری، عینیتگرایی و مواردی از این دست برخوردار است. اما دیده نشدن این گزارشها، آسیب جدی به مرجعیت سیاسی رسانه به شمار میرود که باید هر چه زودتر برای اصلاح آن کاری اساسی انجام شود.
مجموعه این مخاطرات باعث شد انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران نامهای خطاب به رئیس قوه قضائیه بنویسد و نسبت به شرایط بحرانی روزنامه و روزنامهنگاران هشدار دهد. بهخصوص که متاسفانه هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت روزنامهنگاران بازداشتی وجود ندارد. نحوه برخورد و بازداشتهای صورتگرفته بههیچعنوان حق روزنامهنگار و مطبوعات نیست. تفهیم اتهام خبرنگاران بازداشتی بسیار دیر و طولانیمدت انجام میشود. ضمن اینکه روزنامهنگاران باید در حوادث مختلف مانند نیروهای امدادی مصونیت داشته باشند و بتوانند در تجمعات حضور داشته و کار حرفهای خودشان را انجام دهند.
درغیر این صورت ادامه برخورد با اهالی رسانه بهطور قطع موجب بیاعتباری کل نهاد رسانهای رسمی خواهد شد. مردم اعتمادشان را به رسانههای داخل کشور بیش از پیش از دست میدهند و این مسئله تبعات جبرانناپذیری دارد.
چون روزنامهنگار نه به عنوان یک کنشگر سیاسی که به عنوان شخصی که احساس مسئولیت اجتماعی دارد، میتواند با اطلاعرسانی درست و مناسب، اخبار نادرست و اصطلاحا فیک را کنار بزند و در جامعه شفافیت ایجاد کند. شفافیت و صداقت مهمترین راه برونرفت از مشکلات و بحرانهای امروز است که با دستگیری و بازداشت روزنامهنگاران نتیجه معکوس خواهد داشت.
اگر نگاه مجموعه حاکمیت به روزنامهنگاران به عنوان کسانی باشد که اعتمادسازی انجام میدهند، در آن صورت ضمانتهای اجرایی و قانونی لازم را نیز برایشان پیشبینی میکنند. در چنین شرایطی روزنامهنگار با اتهاماتی چون تشویش اذهان، تبلیغ علیه نظام و اجماع و تبانی راهی زندان نمیشود.