
شکسپير، پشت ميله هاي زندان
بانی فیلم بعد از اين سکانس قوي آغازين فيلم متوجه مي شويم بازيگران تئاتري که با آن استقبال مواجه شده، در واقع زندانياني هستند که در صحنه تئاتر نيز اسير مخاطبان خود هستند. فيلم «سزار بايد بميرد» را برادران تاوياني يعني پائولو و ويتوريو که از سن هشتاد سالگي هم عبور کرده اند، ساخته اند و اينک اين فيلم در جشنواره فجر در تهران در دسترس علاقه مندان قرار دارد. اين فيلم در واقع ادامه مسيري است که اين دو برادر در فيلم محصول سال 1977 خود يعني «padre padrone» پيموده بودند. آنها پس از سکانس ابتدايي فيلم خود ناگهان همه رنگها را از فيلم مي زدايند و در فضايي سياه و سفيد، اين جمله نقش مي بندد که: شش ماه قبل. فيلم کات مي شود به فابيوکاوالي (مدير صحنه واقعي) که در تدارک دعوت از بازيگران براي نمايش شکسپيري است. او ناگهان خود را مقابل يک جمع زنداني و علاقه مند مي بيند. مرداني که شايد دست به کارهايي خلاف زده باشند و در مسير خود راه افراط و تفريط را پيموده باشند اما دست کم مرداني با استعداد در زمينه بازيگري هستند. انتخاب ها انجام مي شود. جيوواني آرکوري براي نقش سزار انتخاب مي شود. او درشت هيکل و کمي بدخلق است. سالواتوره استريانو عهده دار نقش بروتوس مي شود. او نقطه مقابل جيوواني، لاغر اندام و انعطاف پذير است. آنتونيو فراسکا هم با موهاي ضخيم و نگاه سخت خود براي نقش آنتوني انتخاب مي شود. او روي هم رفته خوش تيپ است. بقيه بازيگران هم به همين ترتيب انتخاب مي شوند. در طول نمايش مخاطب با سابقه کيفري اين افراد آشنا مي شود. اغلب آنها قاچاقچي مواد مخدر هستند و به تحمل احکامي سنگين محکوم شده اند. کاملاً مشخص است که آنها به خوبي با خشونت، جاه طلبي و تندروي آشنا هستند و خطرات و تبعات آن را مي دانند. بنابراين هنگام تمرينات نيازي به توضيحات اضافي ندارند. اين نمايش زندگي خود آنان است. طوري که آرکوري مي گويد: من نقش بازي نمي کنم. و يا بازيگري ديگر معتقد است: اين شکسپير در کوچه و خيابان شهر من زندگي مي کند. اين جمله شايد ضعيف ترين بخش فيلم باشد اما قانع کننده ترين آنهاست. به هر حال از همين جهات است که بازيگران نمايش مي توانند به طبيعي ترين شکل ممکن نقش هاي خود را بازي کنند.