
نامی: باید در قطب جنوب پایگاه بزنیم
محمد حسن نامي، هر چند در فاصله
اندكي در دولت دهم مسئوليت وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات را عهدهدار
بود اما به دليل عضويت در انجمن ژئوپليتيك ايران و همچنين مسئوليتش در
راهبری محور ماموریتی تولید اطلاعات جغرافیایی و پایش مرزها در نظام پیمان و
ساير مسئوليتهايش در نيروهاي مسلح ، پيشنهادهای سرزميني و فراسرزميني
جذابي براي افزايش قدرت جمهوري اسلامي ايران در جهان دارد .
وي معتقد است ايران بايد از حق خود براي داشتن پايگاه تحقيقاتي در قطب جنوب استفاده كند و همچنين به فكر حفظ حق حاكميتي خود براي داشتن ماهواره در لايه ژئو باشد . وي در اين مصاحبه به تفصيل دلايل ارائه اين پيشنهادها را تشريح كرده است و از تكميل شبكه ملي اطلاعات به عنوان گزينه ديگري كه دولت يازدهم براي افزايش قدرت و حفظ امنيت بايد مد نظر قرار دهد، نام مي برد . مصاحبه با امیر سرتیپ دکتر محمدحسن نامی كه هم اكنون جانشین رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس است در پي ميآيد:
آقای نامی شما وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بودید اما پیشنهادهایی را در کابینه دهم مطرح کردید که چندان مورد توجه اعضای هیات دولت سابق قرار نگرفت. شما در کابینه دهم از ضرورت حضور ایران در قطب جنوب سخن گفته بودید. چرا از نظر شما حضور ایران در این منطقه اهمیت دارد؟
حضور در این منطقه به معنای استفاده از حقی است که برای کشور وجود دارد. این اقدامی فرامرزی و فراسرزمینی است.
من برای پاسخ به این سوال سابقهای را ذکر میکنم. کره زمین دارای دو قطب است. قطب شمال و قطب جنوب. در قطب شمال منافع فراوانی وجود دارد از جمله اینکه ۴۸ درصد از انرژی شناخته شده جهان که تا کنون کشف شده است، در این منطقه وجود دارد شما حجم ذخایر را در ذهنتان برآورد کنید. یعنی هر منبع انرژی که در روی کره زمین کشف شده، ۴۸ درصدش در قطب شمال وجود دارد. حالا موقعیت قطب شمال با قطب جنوب متفاوت است. کشورهای پیرامونی قطب شمال هر کدام در ذهنشان یک ادعای مالکیتی به این منطقه دارند.
آمریکا، کانادا، نروژ، روسیه و دانمارک هر کدام ادعایی در این منطقه دارند که من فکر میکنم باید در این حوزه کار کرد و جهان را متوجه نمود که قطب شمال متعلق به تمامی کره زمین است نه کشورهای پیرامونی. در این حوزه آقای روحانی و دکتر ظریف هم خوب میتوانند عمل کنند. بالاخره اگر منافعی در این قطب هست متعلق به تمامی مردم جهان است نه فقط کشورهای پیرامونی. البته کشورهای اطراف قطب شمال اقداماتی را نیز در این منطقه انجام دادهاند که خطراتش همه کره زمین را تهدید میکند.
مثلا با تاباندن امواج الکترومغناطیس به لایه یونسفر در حال ایجاد گرما در این منطقه هستند تا دمای قطب را به نقطه اعتدال برسانند. این اقدام مسلما برای تمامی جهان خصوصا مناطق گرمسیر آسیبهایی جدی را ایجاد میکند و دمای هوای کره زمین را بالا میبرد. همانطور که میدانید در قطب شمال یخ روی آب است در قطب جنوب یخ روی زمین.
حالا از بحث قطب شمال که بگذریم به قطب دیگر، یعنی قطب جنوب میرسیم. قطب جنوب بستر بسیار مناسبی برای فعالیتهای فضای ماوراء جو ایران میتواند باشد.
طبق قانون، کشورهایی که از طریق دریای سرزمینی با یک خط مستقیم به قطب جنوب متصل میشوند میتوانند در این منطقه پایگاه داشته باشند و ما نیز جزو این کشورها هستیم. پس بهتر است از این موقعیت استفاده کنیم. دانشمندان معتقدند بشر در آینده باید برای تداوم حیات به یکی دیگر از اقمار برای سکونت دست پیدا کند. به هر حال زمین گاهواره بشر است و برای تداوم حیات باید بشر پای خود را از زمین فراتر بگذارد. ما نیز باید در این زمینه فعالیت کنیم.
منطقه قطب جنوب برای فعالیت در حوزههای علوم مولکولی، هستهای و نانو و حتی توانمندی در عرصههایی مانند علوم دفاعی و... بسیار مناسب است و باید از این فرصت استفاده کافی را ببریم. کشور ما در زمینه علوم ماوراء جو در آیندهای نه چندان دور حرفی برای گفتن خواهد داشت و حتی میتواند موجود زنده یا انسان را به فضا انتقال بدهد.
حالا ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا باید به فکر تحقیقات بود؟ دمای زمین در حال افزایش است. حجم افزایش دمای زمین در ۳۵ سال آخر هزاره دوم دقیقا با ۱۴ سال اول هزاره سوم برابر بوده است. این نشان میدهد آهنگ رشد دمای زمین تند شده است و سومین واقعه ژئو استراتژیک زمین که همانا آب شدن یخهای قطب جنوب است نیز آغاز شده است. با وقوع ین اتفاق طبیعتا بخشهای بزرگی از زمین زیر آب خواهد رفت و تغییراتی جدی در کره زمین ایجاد خواهد شد. رانش زمین، تغییرات جمعیتی و... از جمله این پیامدهاست. به هر حال داشتن پایگاههای تحقیقاتی در منطقه قطب جنوب میتواند ما را نیز در جریان این روند قرار دهد.
از بین کشورهای منطقه، کدام کشورهای در قطب پایگاه تحقیقاتی دارند؟
کشورهایی مثل ترکیه، امارات و پاکستان در قطب جنوب پایگاه تحقیقاتی دارند و عربستان نیز در حال بررسی ایجاد پایگاه تحقیقاتی است.
رئیس دولت دهم بسیار علاقهمند به مدیریت جهانی و حضور در حوزههای فراسرزمینی بود چطور پیشنهاد شما در این خصوص از سوی دولت دهم با استقبال مواجه نشد؟
من مدت بسیار کوتاهی در دولت دهم حضور داشتم و فرصتی برای بررسی این موضوع فراهم نشد. جدا از اینکه چنین اقدامی نیازمند عزم جدی و اشرافیت مسئولان وقت دارد تا اقدامات لازم را برای حضور انجام دهند.
با توجه به شرایط ایران، آیا ممکن است موانعی بر سر راه حضور ایران تراشیده شود؟
این حق همه کشورهاست و ما هم باید تا دیر نشده از این حق خود استفاده لازم را ببریم. قطب شمال هم حق همه مردم جهان است اما میبینیم کشورهای پیرامونی اقدامات خاص در این منطقه میکنند مثلا کانادا در حال راهاندازی نیروی دریایی ویژه در این منطقه است. اما وقتی قطب جنوب چنین شرایطی را ندارد، بهتر است ایران نیز هر چه سریعتر از این حق استفاده کند. در ضمن با توجه به اقدامات دولت یازدهم و فضای خوب ایجاد شده در عرصه سیاسی برای ایران، فکر نمیکنم مشکلی از این بابت وجود داشته باشد. به هر حال برای رسیدن به قطب جنوب سه راه پیش روی ماست. میتوان از آفریقای جنوبی عبور کرد یا از شیلی یا از نیوزیلند. میدانید که در این منطقه برق وجود ندارد و باید امکانات زیستی خاص تدارک دیده شود. نگاه جدید دولت یازدهم تقریبا بسترهای لازم را برای حضور مهیا کرده است.
فکر میکنید پایگاه تحقیقاتی ایران باید بر چه حوزههایی متمرکز باشد؟
باید یک آژانس تحقیقاتی ایجاد شود و در آن هم در حوزه فضا و هم در حوزه ماورای جو تحقیقات صورت گیرد.. ببینید الان در کشور نامیبیا که نزدیک آفریقای جنوبی است بزرگترین دوربین نظارهگر فضا با یازده کشور در حال راه اندازی است. این خیلی مهم است. آژانس فضایی اروپا هم در صدد است در قطب جنوب مرکزی را برای تحقیقات بیشتر ایجاد کند.
در حال حاضر چند کشور جهان در قطب جنوب پایگاه تحقیقاتی دارند؟
من تعداد دقیق را نمیدانم اما کشورهای مهم جهان در این منطقه حضور دارند. چین و هند و آمریکا و کشورهای اروپایی در قالب یک آژانس و برخی کشورهای منطقه که نام بردم.
فکر میکنید دولت یازدهم آمادگی لازم برای ورود به این منطقه را دارد؟
ببینید حضور در این منطقه اقدامی فراسرزمینی است. نگاه دولت جدید میتواند این بستر را برای حضور در قطب جنوب فراهم کند. به هر حال دولت یازدهم باید سه اقدام اساسی را در داخل و خارج از کشور به مرحله اجرا بگذارد تا حقوق ایران از میان نرود. این سه اقدام از نظر من، اول تشکیل شبکه ملی اطلاعات، دوم حضور در قطب جنوب و سوم استفاده از حق حاکمیتی ایران در لایه فضایی ژئوست.
در سالهای گذشته ایران سه جایگاه برای ارسال ماهواره به فضا داشت که دو جایگاه را از دست داده است. حفظ جایگاه سوم را اولویت دولت یازدهم میدانید؟
بله دقیقا. ما سه جایگاه در لایه فضایی ژئو داشتیم که چون ماهوارهای در آن قرار ندادیم دو جایگاه آن از بین رفت و فعلا یک جایگاه حاکمیتی باقی مانده است. من توضیحی درباره فضای ماوراء جو میدهم تا اهمیت استفاده از این حق حاکمیتی روشن شود. وقتی از جو خارج میشوید، طبق قانون سازمان ملل مرزبندی وجود دارد.
از صفر زمین تا صد کیلومتر جو است. بعضی میگویند هشتاد کیلومتر است و بعضی میگویند ۹۰ کیلومتر، اماعموما صد کیلومتر را میپذیرند. از این خط رد شوی تا ۲۷۰ کیلومتر هم یک هوای رقیق وجود دارد و ماهواره سنجش از دور در این فضا قرار میگیرد. از آنجا تا ۲۴۰۰ کیلومتر لایه لئو
(LOW EARTH ORBIT )نام دارد.
این لایه فقط مخصوص ماهوارههای سنجش از دور است. اینها در جهت قطبین میچرخند. هر دوری که میزنند ۹۵ تا ۱۰۱ دقیقه طول میکشد. از لایه لئو یا مدار ارتفاع پایین یعنی ۲۴۰۰ تا ۲۴۰۰۰ کیلومتری زمین نیز لایه «مئو» است. این لایه مخصوص ماهوارههای ناوبری است. بحث بسیار با اهمیتی هم هست. ما سه گروه ماهواره ناوبری فعال و نیمه فعال در این لایه داریم. مهمترین این ماهوارهها متعلق به آمریکاست ۲۴ ماهواره در شش گروه ۴ تایی و هفت ماهواره دیگر که کل زمین را پوشش میدهد. در بیست هزار و دویست کیلومتری زمین قرار دارد.
گروه بعدی «گلوناس» است. ۲۴ ماهواره در سه گروه هشت تایی قرار است زمین را پوشش بدهد. تاکنون از سوی روسیه ۲۱ ماهواره پرتاب شده اما سه ماهواره هنوز پرتاب نشده و خلائی در این زمینه دارد. این ماهوارهها هم در نوزده هزار و صد کیلومتری زمین است. گروه بعدی ماهواره گالیله است متعلق به آژانس فضایی اروپاست. اروپای غربی روی بحث فضا مشترک کار میکنند چون هم بنیه علمیشان را تقویت کنند و هم بنیه اقتصادیشان را.
قرار بود ۲۴ ماهواره در سه گروه هشت تایی در لایه مئو داشته باشند و ۳ ماهواره پیوسته در لایه ژئو. این ماهوارهها در ۲۲ هزار کیلومتری زمین قرار دارند. فعلا اروپاییها هشت ماهواره پرتاب کردند و باید بقیه را پر کنند. پنج سالی هم هست دیگر ماهوارهای پرتاب نکردهاند. آمریکاییها قدرت اقتصادیشان در این حوزه بالاست. تا حالا ۴۶ میلیارد دلار هزینه کردهاند. اینها تولید نسل تکنولوژی میکنند.
دقت کنید که72 تا ۷۶ درصد کشورها از تکنولوژی دیگران استفاده میکنند. تا ابتدای سال ۲۰۰۸ فقط۱۰ کشور توانایی تولید این تکنولوژی را داشتند و از آن به بعد کره نیز به آنها اضافه شد و شدند یازده کشور.
گروه سوم هم کشورهایی هستند که توانایی تولید نسل تکنولوژی را دارند. یعنی تولید نسل تکنولوژی میکنند مثل برق، مثل کامپیوتر یا اینترنت که جهان را تحتتاثیر قرار میدهد، دنیای ماهواره هم همین طور است. هم تغییرات فراوان ایجاد کرده و هم در آینده نیز تغییرات فراوان ایجاد میکند. پس اهمیت حضور در فضا اینجا مشخص میشود.
حالا لایه بعدی ژئو ست. ماهوارههایی که در این لایه هستند با خط استوا میچرخند. این لایه از ۲۴ هزار کیلومتر تا ۳۶ هزار کیلومتری زمین است. این لایه چون در خط استواست، میتواند با سه ماهواره کل زمین را پوشش دهد. پس این لایه محدود است و جایگاه آن حاکمیتی است و هر کشوری نمیتواند در این لایه ماهواره بفرستد. تنها کشورهایی میتوانند در این لایه ماهواره داشته باشند که از قبل جایگاه خریداری کرده باشند و ایران سالها قبل از انقلاب این جایگاهها را خریداری کرده است.
ما در لایه ژئو در مدار ۲۷، ۳۴ و ۴۶ سه جایگاه حاکمیتی داشتیم. مدتها «عربست» جایگاه ما را اشغال کرده بود، به همین خاطر شکایت کردیم و پس گرفتیم اما چون ماهوارهای قرار ندادیم دو جایگاه حاکمیتی ما از بین رفت و فقط یک جایگاه باقی مانده است. قبلا باید ایران ماهوارهای را در این لایه پرتاب میکرد و ما جایگاهمان را حفظ میکردیم اما این کار را نکردیم. خصوصا در دولت نهم و دهم اصلا به این موضوع پرداخته نشده است.
در کل چند کشور در جهان جایگاه حاکمیتی در این لایه دارند؟
۲۷ کشور. البته خیلی از کشورها یک ماهواره را به یک منظور بالا نمیفرستند. هر ماهواره بین ۹ تا ۱۰ منظور دارد. ناوبری، سنجش از دور و هواشناسی و.... فقط ۴ تا ۵ کشور است که میتوانند همه کارها برای پرتاب یک ماهواره را انجام دهند که یکی از این پنج کشور ایران است. چهار شهر برای پرتاب ماهواره وجود دارد که توضیح میدهم. برای انجام این کار ایستگاه پرتاب میخواهیم که در ایران داریم.نیاز به بالا برندهها وجود دارد که ما در این حوزه به خودکفایی رسیدهایم. در حوزه ساخت ماهواره هم کشور خوب وارد شده است و چهارم به ایستگاه دریافت و کنترل نیاز داریم که از این بابت هم مشکلی وجود ندارد. ما در هر چهار بخش توانمندی خوبی داریم. ما در همه بخشها وارد شدیم. درست است که هزینهها از نظر اقتصادی سنگین است اما در فضای ماوراء جو توانمندی خوبی را داریم و باید از آن استفاده کنیم.
فکر میکنید امکان حفظ تنها جایگاه حاکمیتی باقیمانده وجود دارد؟
بله. به نظر من آقای روحانی این توانمندی را دارد.
تا کنون هیچ اقدامی در این حوزه صورت نگرفته است؟
سازمان فضایی در حال اقدام است. کارهای مقدماتی در این حوزه انجام شده است.
برسیم به شبکه ملی اطلاعات. شما خودتان مدتی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بودید و از نزدیک در جریان این موضوع قرار دارید. در این حوزه پیشرفت چطور بوده است؟
خب برای پاسخ به این سوال میتوان عملکرد کلی دولت را مد نظر قرار داد. من فکر میکنم آقای روحانی عملکرد بسیار خوبی در این مقطع زمانی داشتهاند. وی در دوران سخت ایران توانمندی خود را نشان داده است. در این مقطع زمانی هم وی در قامت یک ژئوپلیسین ارزشمند توانسته است جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
مسیر دولت یازدهم مسیر درستی بوده و روی ریل پیش میرود. حالا در مورد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم باید بگویم که فکر میکنم وزیری که در راس این وزارتخانه است وزیر قدرتمندی بوده است و اما شبکه ملی اطلاعات. تکمیل این شبکه اقدام بسیار موثری در تمامی ابعاد فنی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است. بستر ICT هم بسترساز فرهنگی است و هم فرهنگ ساز و هم کارکرد اقتصادی دارد. برای روشن شدن بحث مثالی میزنم. امروزه اپل یک برج است اما همین برج در سال ۲۰۱۲ طبق بررسیها، از نظر سازمانهای اقتصادی بینالمللی ۱۴ درصد و از نظر خودش ۱۸ درصد بیش از درآمد نفت و گاز قطر و عربستان فروش داشته است. مایکروسافت یک چیزی حدود هشت درصد بیش از این.
از طرف دیگر به زمینه فرهنگسازی نگاهی بیندازیم. برای روشن شدن بحث به نرخ انتقال دیتا از غرب به شرق نگاهش بیندازیم. شرقی که چین با یک میلیارد و ۴۲۰ میلیون نفر جمعیت و هند با یک میلیارد و هفتاد میلیون نفر جمعیت و اندونزی با ۴۲۷ میلیون نفر جمعیت در آن قرار دارند اما نرخ انتقال از غرب به شرق 5/14 به 5/2 است. حالا ببینید این هجوم دیتا چطور فرهنگ مورد نظر غرب را در این جوامع پیاده میکند.
امروزه پنج تا شش سایت مهم وجود دارد مثل گوگل و ویکی پدیا و ویکی مدیا و یاهو و دو سایت زیر نظر مایکروسافت.
بستر مجازی بستری برای اشرافیت است. فکر میکنید این کشورها چرا مکالمات کشورهای دیگر را شنود میکنند؟
برای اینکه میخواهند اشرافیت پیدا کنند. این سایتها هم به کمک اشرافیت میآیند. امروزه آنچه در اذهان مردم وجود دارد در این سایتها جاری است. اینها سعی میکنند هر روز بیشتر مردم را به این سایتها وابسته کنند تا بفهمند چه چیزی در ذهنها وجود دارد. گوگل در هشت ماه گذشته ۱۰ سرویس بسیار مهم ارائه داده است. همه اینها قسمتی از تفکر و اقدامات مردم را به خودش جذب میکند.
حالا زیان این وضعیت چیست؟ زیان آنجاست که هر مطلبي در این سايتها نوشته شود و از هر خدمتي كه توسط اين سايتها ارائه ميشود، استفاده میگردد ، اطلاعات با یک واسطه در دیتا سنتر سازمان ملی امنیت آمریکا ذخيره ميشود و روزانه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگيرد . از آنجا كه میتوان سیستم را بر اساس کلمات حساس کرد، آنها ميتوانند موارد مورد نظر خودشان را به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه تحلیل میکنند و زمینه تصمیمسازی را برای نگرشی که به جهان دارند فعال میكنند. تا جايي كه من ميدانم یکی از کارهای مهم وزارتخانه ارتباطات پيگيري همين موضوع است كه از طرف حضرت آقا نيز مورد تاكيد قرار گرفته است. فكر ميكنم اقدامات دولت يازدهم در اين حوزه اقدامات خوبي است و ميتوان ارزيابي مثبتي از آن داشت .
البته تبلیغاتی منفی در این حوزه در سالهای قبل صورت گرفته است. شاید به دلیل نوع برخورد دولت قبلی با این موضوع چنین اتفاقی رخ داده است اما به هر حال افكار عمومي در برخي موارد با نگراني اين موضوع را دنبال ميكند .
بله. پيش از اين دائم روي مسئله "ایمیل ملی" در حالیکه "ایمیل ملی" یک بخش بسیار کوچک از این شبکه ملی اطلاعات است. امروزه دولتها تمامي خدمات خود را از طريق اين شبكهها ارائه ميكنند . به همين دليل است كه ما بر تكميل شبكه فيبر نوري تاكيد داريم . من توضيحاتي ميدهم تا مسئله روشن شود .
در کشور ما تولید محتوا فراوان است اما اين اقدام به صورت جزیرهای است و كاركرد چنداني براي كشور ندارد در حاليكه اگر اين محتواي توليد شده در جایی متمرکز شود و همه به آن دسترسی داشته باشند، قابليت استفاده از آن افزايش مييابد. امروزه در دنیا برای کار اداری نباید مراجعه حضوری به سازمانهای دولتی داشت. تمامی خدمات از این طریق باید ارائه شود. فلان فرد ساكن در نقطهاي دور دست نبايد فرزندش را براي تحصيل به مركز بفرستد بلكه بايد از طريق اين شبكه بهترين آموزش را در دسترس داشته باشد. فرض كنيد در شرايط كنوني کسی بخواهد کار اقتصادی کند. طبيعتا بايد به مرکز استانها بيايد در حالی که اگر شبکه ملی اطلاعات وجود داشته باشد كار اقتصادي خود را ميتواند در دورافتادهترين روستاها نيز انجام دهد.
دقت كنيد كه اگر بخواهید در یک کارخانه فولاد شغل ایجاد کنید برای هر نفر باید ۸۴۰ تا ۹۰۰ میلیون تومان هزینه کنید اما ايجاد شغل در حوزه فضای مجازی حدود دو میلیون تومان هزينه دارد. شبکه ملی اطلاعات خوب این پتانسیل را ایجاد میکند. تولید علم هم اگر از قالب سخت افزار در قالب نرمافزاری قرار گیرد همه چیز را متحول میکند. کتاب وقتی سخت افزاري باشد فوقش به تعداد تیراژ یا كمي بيشتر خواننده داشته باشد اما وقتی نرم افزاری شد آن وقت میلیونها نفر میتوانند از آن استفاده کنند.
اگر کسی هر محتوایی را با يك كليك بتواند به زبان خود دريافت کند آن وقت اتفاقي فرهنگي رخ داده است . ما هر كاري بخواهیم در اين دنیا انجام دهيم باید به این شبکه دسترسی داشته باشیم. اینترنت کارهای خدماتی زیادی انجام میدهد. حدود ۵۰ تا ۵۶ درصد بهرهبرداری از اينترنت علمی است، ۳۸ تا ۴۰ درصد بهره برداری تجاری و بازرگانی و صنعتی 7 تا 8 درصد بهرهبرداريها از اين شبكه غیراخلاقی است . پس ميبينيد كه اين شبكه ، شبكه موثري است. اما بايد به بحث امنيتي نيز توجه داشت. شما وقتي با لپتاپ یا کامپیوتر برای اولین بار به اینترنت وصل میشوید این فینگرپرینتها نوک انگشتان شما و چشم شما را اسکن میکنند و در سازمان ملی امنیت آمریکا یک کد ۱۲ رقمی برایتان باز میشود. بعد هر کاری بکنید شما را شناسایی میکنند .
مي فهمند چكارهايد . اگر نخبه باشيد ، از سوي آنها اطلاعاتتان كپي ميشود . دقت كنيد كه ما در قالب راه اندازي اين شبكه اصلا نمیخواهيم ارتباطمان با جهان قطع شود بلكه قصد داريم امنيتي را براي كاربرمان ايجاد كنيم . به چه طريق میشود این کار را انجام داد؟ نه از طريق قطع ارتباط با جهان بلكه از طريق ايجاد يك گسست در اين شبكه . اينترنت وارد كشور ميشود اما «اينترانت ملي» نميگذارد تمامي اطلاعات كاربران ما در اختيار اين كشورها قرار گيرد .
در حقیقت امنیت کاربر را حفظ میکنیم. الان فکر میکنید گوگل دسک تاپ کارش چيست؟هارد کامپیوتر کسانی که از طریق اینترنت به عنوان نخبه و... شناسایی شدهاند را خالی میکند. دولت مسئول است امنیت اطلاعات و داشتههای مردم را حفظ کند. وقتی پاکتی را میدهید به پست دوست دارید امین باشد و آن را بدون باز كردن ، به موقع تحویل دهد. این هم یک نوع حفظ امنیت است. شبکه ملی اطلاعات وقتی ایجاد شود دولت الکترونیک هم بر این بستر قرار میگیرد و باید ۲۴ ساعته آماده پاسخگویی در تمامي بخشها باشد. در اين حالت ديگر براي هر كاري لازم نيست بارها هزينه شود . در زندگي مردم نيز تاثير اين اتفاق ملموس خواهد بود.در قالب این شبکه دیگر نه میشود یک خانه را دوبار فروخت نه جعل سند کرد و نه کار غیرقانونی دیگر. در ضمن دولت ۲۴ ساعته میتواند خدمات بدهد.
شما برای گرفتن جواز يك ساختمان که نباید بارها و بارها به شهرداري بروید . الان کره جنوبی در اين حوزه مقام اول را داراست . در این كشور هیچ مراجعه حضوری به دولت صورت نميگيرد.در ايران نيز مردم باید بتوانند از طریق «اینترانت ملی» یا شبکه ملی اطلاعات کارشان را انجام دهند. نباید برای انجام کار بیایند تهران و بعد دنبال مسئول باشند و... . باید امکانات ما طوری باشد که پاسخگو باشیم. دولت در برابر تجار ، مردم، مستخدمين خودش، نهادهاي غيردولتي و ... مسئول است. همه اینها در گرو شبکه ملی اطلاعات است. پس قرار نیست کاربر ما به گوگل وصل شود. فقط این طور است که اطلاعات کاربر ما در اختیار کسانی دیگر قرار نگیرد.
ببينيدحجم برداشت اطلاعاتی که آمریکا از همین فضای مجازی انجام ميدهد چقدر است و اشرافيت اين کشور را تا چه حد افزايش داده است. اينها براي كشورهاي ديگر آسيب است و بايد فكري به حالش كرد .
تا كنون چند نقطه به اين شبكه متصل شده است؟
45 هزار نقطه وصل شده است اما بايد به همه خانوارها،؛ مشاغل و حرف و... متصل شود.
چند نقطه دیگر مانده است؟
حدودا باید نزدیک به دویست میلیون نقطه ديگر به شبكه متصل شوند .
پس راه درازي است .
فكر ميكنم با توجه به عملكرد دولت يازدهم تا دو سال ديگر امكان تكميل شبكه وجود داشته باشد . تا جايي كه من ميدانم حساسيت خود آقاي روحاني نيز در اين حوزه بالاست و اطلاعات زيادي در اين حوزه دارند.
وي معتقد است ايران بايد از حق خود براي داشتن پايگاه تحقيقاتي در قطب جنوب استفاده كند و همچنين به فكر حفظ حق حاكميتي خود براي داشتن ماهواره در لايه ژئو باشد . وي در اين مصاحبه به تفصيل دلايل ارائه اين پيشنهادها را تشريح كرده است و از تكميل شبكه ملي اطلاعات به عنوان گزينه ديگري كه دولت يازدهم براي افزايش قدرت و حفظ امنيت بايد مد نظر قرار دهد، نام مي برد . مصاحبه با امیر سرتیپ دکتر محمدحسن نامی كه هم اكنون جانشین رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس است در پي ميآيد:
آقای نامی شما وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بودید اما پیشنهادهایی را در کابینه دهم مطرح کردید که چندان مورد توجه اعضای هیات دولت سابق قرار نگرفت. شما در کابینه دهم از ضرورت حضور ایران در قطب جنوب سخن گفته بودید. چرا از نظر شما حضور ایران در این منطقه اهمیت دارد؟
حضور در این منطقه به معنای استفاده از حقی است که برای کشور وجود دارد. این اقدامی فرامرزی و فراسرزمینی است.
من برای پاسخ به این سوال سابقهای را ذکر میکنم. کره زمین دارای دو قطب است. قطب شمال و قطب جنوب. در قطب شمال منافع فراوانی وجود دارد از جمله اینکه ۴۸ درصد از انرژی شناخته شده جهان که تا کنون کشف شده است، در این منطقه وجود دارد شما حجم ذخایر را در ذهنتان برآورد کنید. یعنی هر منبع انرژی که در روی کره زمین کشف شده، ۴۸ درصدش در قطب شمال وجود دارد. حالا موقعیت قطب شمال با قطب جنوب متفاوت است. کشورهای پیرامونی قطب شمال هر کدام در ذهنشان یک ادعای مالکیتی به این منطقه دارند.
آمریکا، کانادا، نروژ، روسیه و دانمارک هر کدام ادعایی در این منطقه دارند که من فکر میکنم باید در این حوزه کار کرد و جهان را متوجه نمود که قطب شمال متعلق به تمامی کره زمین است نه کشورهای پیرامونی. در این حوزه آقای روحانی و دکتر ظریف هم خوب میتوانند عمل کنند. بالاخره اگر منافعی در این قطب هست متعلق به تمامی مردم جهان است نه فقط کشورهای پیرامونی. البته کشورهای اطراف قطب شمال اقداماتی را نیز در این منطقه انجام دادهاند که خطراتش همه کره زمین را تهدید میکند.
مثلا با تاباندن امواج الکترومغناطیس به لایه یونسفر در حال ایجاد گرما در این منطقه هستند تا دمای قطب را به نقطه اعتدال برسانند. این اقدام مسلما برای تمامی جهان خصوصا مناطق گرمسیر آسیبهایی جدی را ایجاد میکند و دمای هوای کره زمین را بالا میبرد. همانطور که میدانید در قطب شمال یخ روی آب است در قطب جنوب یخ روی زمین.
حالا از بحث قطب شمال که بگذریم به قطب دیگر، یعنی قطب جنوب میرسیم. قطب جنوب بستر بسیار مناسبی برای فعالیتهای فضای ماوراء جو ایران میتواند باشد.
طبق قانون، کشورهایی که از طریق دریای سرزمینی با یک خط مستقیم به قطب جنوب متصل میشوند میتوانند در این منطقه پایگاه داشته باشند و ما نیز جزو این کشورها هستیم. پس بهتر است از این موقعیت استفاده کنیم. دانشمندان معتقدند بشر در آینده باید برای تداوم حیات به یکی دیگر از اقمار برای سکونت دست پیدا کند. به هر حال زمین گاهواره بشر است و برای تداوم حیات باید بشر پای خود را از زمین فراتر بگذارد. ما نیز باید در این زمینه فعالیت کنیم.
منطقه قطب جنوب برای فعالیت در حوزههای علوم مولکولی، هستهای و نانو و حتی توانمندی در عرصههایی مانند علوم دفاعی و... بسیار مناسب است و باید از این فرصت استفاده کافی را ببریم. کشور ما در زمینه علوم ماوراء جو در آیندهای نه چندان دور حرفی برای گفتن خواهد داشت و حتی میتواند موجود زنده یا انسان را به فضا انتقال بدهد.
حالا ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا باید به فکر تحقیقات بود؟ دمای زمین در حال افزایش است. حجم افزایش دمای زمین در ۳۵ سال آخر هزاره دوم دقیقا با ۱۴ سال اول هزاره سوم برابر بوده است. این نشان میدهد آهنگ رشد دمای زمین تند شده است و سومین واقعه ژئو استراتژیک زمین که همانا آب شدن یخهای قطب جنوب است نیز آغاز شده است. با وقوع ین اتفاق طبیعتا بخشهای بزرگی از زمین زیر آب خواهد رفت و تغییراتی جدی در کره زمین ایجاد خواهد شد. رانش زمین، تغییرات جمعیتی و... از جمله این پیامدهاست. به هر حال داشتن پایگاههای تحقیقاتی در منطقه قطب جنوب میتواند ما را نیز در جریان این روند قرار دهد.
از بین کشورهای منطقه، کدام کشورهای در قطب پایگاه تحقیقاتی دارند؟
کشورهایی مثل ترکیه، امارات و پاکستان در قطب جنوب پایگاه تحقیقاتی دارند و عربستان نیز در حال بررسی ایجاد پایگاه تحقیقاتی است.
رئیس دولت دهم بسیار علاقهمند به مدیریت جهانی و حضور در حوزههای فراسرزمینی بود چطور پیشنهاد شما در این خصوص از سوی دولت دهم با استقبال مواجه نشد؟
من مدت بسیار کوتاهی در دولت دهم حضور داشتم و فرصتی برای بررسی این موضوع فراهم نشد. جدا از اینکه چنین اقدامی نیازمند عزم جدی و اشرافیت مسئولان وقت دارد تا اقدامات لازم را برای حضور انجام دهند.
با توجه به شرایط ایران، آیا ممکن است موانعی بر سر راه حضور ایران تراشیده شود؟
این حق همه کشورهاست و ما هم باید تا دیر نشده از این حق خود استفاده لازم را ببریم. قطب شمال هم حق همه مردم جهان است اما میبینیم کشورهای پیرامونی اقدامات خاص در این منطقه میکنند مثلا کانادا در حال راهاندازی نیروی دریایی ویژه در این منطقه است. اما وقتی قطب جنوب چنین شرایطی را ندارد، بهتر است ایران نیز هر چه سریعتر از این حق استفاده کند. در ضمن با توجه به اقدامات دولت یازدهم و فضای خوب ایجاد شده در عرصه سیاسی برای ایران، فکر نمیکنم مشکلی از این بابت وجود داشته باشد. به هر حال برای رسیدن به قطب جنوب سه راه پیش روی ماست. میتوان از آفریقای جنوبی عبور کرد یا از شیلی یا از نیوزیلند. میدانید که در این منطقه برق وجود ندارد و باید امکانات زیستی خاص تدارک دیده شود. نگاه جدید دولت یازدهم تقریبا بسترهای لازم را برای حضور مهیا کرده است.
فکر میکنید پایگاه تحقیقاتی ایران باید بر چه حوزههایی متمرکز باشد؟
باید یک آژانس تحقیقاتی ایجاد شود و در آن هم در حوزه فضا و هم در حوزه ماورای جو تحقیقات صورت گیرد.. ببینید الان در کشور نامیبیا که نزدیک آفریقای جنوبی است بزرگترین دوربین نظارهگر فضا با یازده کشور در حال راه اندازی است. این خیلی مهم است. آژانس فضایی اروپا هم در صدد است در قطب جنوب مرکزی را برای تحقیقات بیشتر ایجاد کند.
در حال حاضر چند کشور جهان در قطب جنوب پایگاه تحقیقاتی دارند؟
من تعداد دقیق را نمیدانم اما کشورهای مهم جهان در این منطقه حضور دارند. چین و هند و آمریکا و کشورهای اروپایی در قالب یک آژانس و برخی کشورهای منطقه که نام بردم.
فکر میکنید دولت یازدهم آمادگی لازم برای ورود به این منطقه را دارد؟
ببینید حضور در این منطقه اقدامی فراسرزمینی است. نگاه دولت جدید میتواند این بستر را برای حضور در قطب جنوب فراهم کند. به هر حال دولت یازدهم باید سه اقدام اساسی را در داخل و خارج از کشور به مرحله اجرا بگذارد تا حقوق ایران از میان نرود. این سه اقدام از نظر من، اول تشکیل شبکه ملی اطلاعات، دوم حضور در قطب جنوب و سوم استفاده از حق حاکمیتی ایران در لایه فضایی ژئوست.
در سالهای گذشته ایران سه جایگاه برای ارسال ماهواره به فضا داشت که دو جایگاه را از دست داده است. حفظ جایگاه سوم را اولویت دولت یازدهم میدانید؟
بله دقیقا. ما سه جایگاه در لایه فضایی ژئو داشتیم که چون ماهوارهای در آن قرار ندادیم دو جایگاه آن از بین رفت و فعلا یک جایگاه حاکمیتی باقی مانده است. من توضیحی درباره فضای ماوراء جو میدهم تا اهمیت استفاده از این حق حاکمیتی روشن شود. وقتی از جو خارج میشوید، طبق قانون سازمان ملل مرزبندی وجود دارد.
از صفر زمین تا صد کیلومتر جو است. بعضی میگویند هشتاد کیلومتر است و بعضی میگویند ۹۰ کیلومتر، اماعموما صد کیلومتر را میپذیرند. از این خط رد شوی تا ۲۷۰ کیلومتر هم یک هوای رقیق وجود دارد و ماهواره سنجش از دور در این فضا قرار میگیرد. از آنجا تا ۲۴۰۰ کیلومتر لایه لئو
(LOW EARTH ORBIT )نام دارد.
این لایه فقط مخصوص ماهوارههای سنجش از دور است. اینها در جهت قطبین میچرخند. هر دوری که میزنند ۹۵ تا ۱۰۱ دقیقه طول میکشد. از لایه لئو یا مدار ارتفاع پایین یعنی ۲۴۰۰ تا ۲۴۰۰۰ کیلومتری زمین نیز لایه «مئو» است. این لایه مخصوص ماهوارههای ناوبری است. بحث بسیار با اهمیتی هم هست. ما سه گروه ماهواره ناوبری فعال و نیمه فعال در این لایه داریم. مهمترین این ماهوارهها متعلق به آمریکاست ۲۴ ماهواره در شش گروه ۴ تایی و هفت ماهواره دیگر که کل زمین را پوشش میدهد. در بیست هزار و دویست کیلومتری زمین قرار دارد.
گروه بعدی «گلوناس» است. ۲۴ ماهواره در سه گروه هشت تایی قرار است زمین را پوشش بدهد. تاکنون از سوی روسیه ۲۱ ماهواره پرتاب شده اما سه ماهواره هنوز پرتاب نشده و خلائی در این زمینه دارد. این ماهوارهها هم در نوزده هزار و صد کیلومتری زمین است. گروه بعدی ماهواره گالیله است متعلق به آژانس فضایی اروپاست. اروپای غربی روی بحث فضا مشترک کار میکنند چون هم بنیه علمیشان را تقویت کنند و هم بنیه اقتصادیشان را.
قرار بود ۲۴ ماهواره در سه گروه هشت تایی در لایه مئو داشته باشند و ۳ ماهواره پیوسته در لایه ژئو. این ماهوارهها در ۲۲ هزار کیلومتری زمین قرار دارند. فعلا اروپاییها هشت ماهواره پرتاب کردند و باید بقیه را پر کنند. پنج سالی هم هست دیگر ماهوارهای پرتاب نکردهاند. آمریکاییها قدرت اقتصادیشان در این حوزه بالاست. تا حالا ۴۶ میلیارد دلار هزینه کردهاند. اینها تولید نسل تکنولوژی میکنند.
دقت کنید که72 تا ۷۶ درصد کشورها از تکنولوژی دیگران استفاده میکنند. تا ابتدای سال ۲۰۰۸ فقط۱۰ کشور توانایی تولید این تکنولوژی را داشتند و از آن به بعد کره نیز به آنها اضافه شد و شدند یازده کشور.
گروه سوم هم کشورهایی هستند که توانایی تولید نسل تکنولوژی را دارند. یعنی تولید نسل تکنولوژی میکنند مثل برق، مثل کامپیوتر یا اینترنت که جهان را تحتتاثیر قرار میدهد، دنیای ماهواره هم همین طور است. هم تغییرات فراوان ایجاد کرده و هم در آینده نیز تغییرات فراوان ایجاد میکند. پس اهمیت حضور در فضا اینجا مشخص میشود.
حالا لایه بعدی ژئو ست. ماهوارههایی که در این لایه هستند با خط استوا میچرخند. این لایه از ۲۴ هزار کیلومتر تا ۳۶ هزار کیلومتری زمین است. این لایه چون در خط استواست، میتواند با سه ماهواره کل زمین را پوشش دهد. پس این لایه محدود است و جایگاه آن حاکمیتی است و هر کشوری نمیتواند در این لایه ماهواره بفرستد. تنها کشورهایی میتوانند در این لایه ماهواره داشته باشند که از قبل جایگاه خریداری کرده باشند و ایران سالها قبل از انقلاب این جایگاهها را خریداری کرده است.
ما در لایه ژئو در مدار ۲۷، ۳۴ و ۴۶ سه جایگاه حاکمیتی داشتیم. مدتها «عربست» جایگاه ما را اشغال کرده بود، به همین خاطر شکایت کردیم و پس گرفتیم اما چون ماهوارهای قرار ندادیم دو جایگاه حاکمیتی ما از بین رفت و فقط یک جایگاه باقی مانده است. قبلا باید ایران ماهوارهای را در این لایه پرتاب میکرد و ما جایگاهمان را حفظ میکردیم اما این کار را نکردیم. خصوصا در دولت نهم و دهم اصلا به این موضوع پرداخته نشده است.
در کل چند کشور در جهان جایگاه حاکمیتی در این لایه دارند؟
۲۷ کشور. البته خیلی از کشورها یک ماهواره را به یک منظور بالا نمیفرستند. هر ماهواره بین ۹ تا ۱۰ منظور دارد. ناوبری، سنجش از دور و هواشناسی و.... فقط ۴ تا ۵ کشور است که میتوانند همه کارها برای پرتاب یک ماهواره را انجام دهند که یکی از این پنج کشور ایران است. چهار شهر برای پرتاب ماهواره وجود دارد که توضیح میدهم. برای انجام این کار ایستگاه پرتاب میخواهیم که در ایران داریم.نیاز به بالا برندهها وجود دارد که ما در این حوزه به خودکفایی رسیدهایم. در حوزه ساخت ماهواره هم کشور خوب وارد شده است و چهارم به ایستگاه دریافت و کنترل نیاز داریم که از این بابت هم مشکلی وجود ندارد. ما در هر چهار بخش توانمندی خوبی داریم. ما در همه بخشها وارد شدیم. درست است که هزینهها از نظر اقتصادی سنگین است اما در فضای ماوراء جو توانمندی خوبی را داریم و باید از آن استفاده کنیم.
فکر میکنید امکان حفظ تنها جایگاه حاکمیتی باقیمانده وجود دارد؟
بله. به نظر من آقای روحانی این توانمندی را دارد.
تا کنون هیچ اقدامی در این حوزه صورت نگرفته است؟
سازمان فضایی در حال اقدام است. کارهای مقدماتی در این حوزه انجام شده است.
برسیم به شبکه ملی اطلاعات. شما خودتان مدتی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بودید و از نزدیک در جریان این موضوع قرار دارید. در این حوزه پیشرفت چطور بوده است؟
خب برای پاسخ به این سوال میتوان عملکرد کلی دولت را مد نظر قرار داد. من فکر میکنم آقای روحانی عملکرد بسیار خوبی در این مقطع زمانی داشتهاند. وی در دوران سخت ایران توانمندی خود را نشان داده است. در این مقطع زمانی هم وی در قامت یک ژئوپلیسین ارزشمند توانسته است جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
مسیر دولت یازدهم مسیر درستی بوده و روی ریل پیش میرود. حالا در مورد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم باید بگویم که فکر میکنم وزیری که در راس این وزارتخانه است وزیر قدرتمندی بوده است و اما شبکه ملی اطلاعات. تکمیل این شبکه اقدام بسیار موثری در تمامی ابعاد فنی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است. بستر ICT هم بسترساز فرهنگی است و هم فرهنگ ساز و هم کارکرد اقتصادی دارد. برای روشن شدن بحث مثالی میزنم. امروزه اپل یک برج است اما همین برج در سال ۲۰۱۲ طبق بررسیها، از نظر سازمانهای اقتصادی بینالمللی ۱۴ درصد و از نظر خودش ۱۸ درصد بیش از درآمد نفت و گاز قطر و عربستان فروش داشته است. مایکروسافت یک چیزی حدود هشت درصد بیش از این.
از طرف دیگر به زمینه فرهنگسازی نگاهی بیندازیم. برای روشن شدن بحث به نرخ انتقال دیتا از غرب به شرق نگاهش بیندازیم. شرقی که چین با یک میلیارد و ۴۲۰ میلیون نفر جمعیت و هند با یک میلیارد و هفتاد میلیون نفر جمعیت و اندونزی با ۴۲۷ میلیون نفر جمعیت در آن قرار دارند اما نرخ انتقال از غرب به شرق 5/14 به 5/2 است. حالا ببینید این هجوم دیتا چطور فرهنگ مورد نظر غرب را در این جوامع پیاده میکند.
امروزه پنج تا شش سایت مهم وجود دارد مثل گوگل و ویکی پدیا و ویکی مدیا و یاهو و دو سایت زیر نظر مایکروسافت.
بستر مجازی بستری برای اشرافیت است. فکر میکنید این کشورها چرا مکالمات کشورهای دیگر را شنود میکنند؟
برای اینکه میخواهند اشرافیت پیدا کنند. این سایتها هم به کمک اشرافیت میآیند. امروزه آنچه در اذهان مردم وجود دارد در این سایتها جاری است. اینها سعی میکنند هر روز بیشتر مردم را به این سایتها وابسته کنند تا بفهمند چه چیزی در ذهنها وجود دارد. گوگل در هشت ماه گذشته ۱۰ سرویس بسیار مهم ارائه داده است. همه اینها قسمتی از تفکر و اقدامات مردم را به خودش جذب میکند.
حالا زیان این وضعیت چیست؟ زیان آنجاست که هر مطلبي در این سايتها نوشته شود و از هر خدمتي كه توسط اين سايتها ارائه ميشود، استفاده میگردد ، اطلاعات با یک واسطه در دیتا سنتر سازمان ملی امنیت آمریکا ذخيره ميشود و روزانه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگيرد . از آنجا كه میتوان سیستم را بر اساس کلمات حساس کرد، آنها ميتوانند موارد مورد نظر خودشان را به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه تحلیل میکنند و زمینه تصمیمسازی را برای نگرشی که به جهان دارند فعال میكنند. تا جايي كه من ميدانم یکی از کارهای مهم وزارتخانه ارتباطات پيگيري همين موضوع است كه از طرف حضرت آقا نيز مورد تاكيد قرار گرفته است. فكر ميكنم اقدامات دولت يازدهم در اين حوزه اقدامات خوبي است و ميتوان ارزيابي مثبتي از آن داشت .
البته تبلیغاتی منفی در این حوزه در سالهای قبل صورت گرفته است. شاید به دلیل نوع برخورد دولت قبلی با این موضوع چنین اتفاقی رخ داده است اما به هر حال افكار عمومي در برخي موارد با نگراني اين موضوع را دنبال ميكند .
بله. پيش از اين دائم روي مسئله "ایمیل ملی" در حالیکه "ایمیل ملی" یک بخش بسیار کوچک از این شبکه ملی اطلاعات است. امروزه دولتها تمامي خدمات خود را از طريق اين شبكهها ارائه ميكنند . به همين دليل است كه ما بر تكميل شبكه فيبر نوري تاكيد داريم . من توضيحاتي ميدهم تا مسئله روشن شود .
در کشور ما تولید محتوا فراوان است اما اين اقدام به صورت جزیرهای است و كاركرد چنداني براي كشور ندارد در حاليكه اگر اين محتواي توليد شده در جایی متمرکز شود و همه به آن دسترسی داشته باشند، قابليت استفاده از آن افزايش مييابد. امروزه در دنیا برای کار اداری نباید مراجعه حضوری به سازمانهای دولتی داشت. تمامی خدمات از این طریق باید ارائه شود. فلان فرد ساكن در نقطهاي دور دست نبايد فرزندش را براي تحصيل به مركز بفرستد بلكه بايد از طريق اين شبكه بهترين آموزش را در دسترس داشته باشد. فرض كنيد در شرايط كنوني کسی بخواهد کار اقتصادی کند. طبيعتا بايد به مرکز استانها بيايد در حالی که اگر شبکه ملی اطلاعات وجود داشته باشد كار اقتصادي خود را ميتواند در دورافتادهترين روستاها نيز انجام دهد.
دقت كنيد كه اگر بخواهید در یک کارخانه فولاد شغل ایجاد کنید برای هر نفر باید ۸۴۰ تا ۹۰۰ میلیون تومان هزینه کنید اما ايجاد شغل در حوزه فضای مجازی حدود دو میلیون تومان هزينه دارد. شبکه ملی اطلاعات خوب این پتانسیل را ایجاد میکند. تولید علم هم اگر از قالب سخت افزار در قالب نرمافزاری قرار گیرد همه چیز را متحول میکند. کتاب وقتی سخت افزاري باشد فوقش به تعداد تیراژ یا كمي بيشتر خواننده داشته باشد اما وقتی نرم افزاری شد آن وقت میلیونها نفر میتوانند از آن استفاده کنند.
اگر کسی هر محتوایی را با يك كليك بتواند به زبان خود دريافت کند آن وقت اتفاقي فرهنگي رخ داده است . ما هر كاري بخواهیم در اين دنیا انجام دهيم باید به این شبکه دسترسی داشته باشیم. اینترنت کارهای خدماتی زیادی انجام میدهد. حدود ۵۰ تا ۵۶ درصد بهرهبرداری از اينترنت علمی است، ۳۸ تا ۴۰ درصد بهره برداری تجاری و بازرگانی و صنعتی 7 تا 8 درصد بهرهبرداريها از اين شبكه غیراخلاقی است . پس ميبينيد كه اين شبكه ، شبكه موثري است. اما بايد به بحث امنيتي نيز توجه داشت. شما وقتي با لپتاپ یا کامپیوتر برای اولین بار به اینترنت وصل میشوید این فینگرپرینتها نوک انگشتان شما و چشم شما را اسکن میکنند و در سازمان ملی امنیت آمریکا یک کد ۱۲ رقمی برایتان باز میشود. بعد هر کاری بکنید شما را شناسایی میکنند .
مي فهمند چكارهايد . اگر نخبه باشيد ، از سوي آنها اطلاعاتتان كپي ميشود . دقت كنيد كه ما در قالب راه اندازي اين شبكه اصلا نمیخواهيم ارتباطمان با جهان قطع شود بلكه قصد داريم امنيتي را براي كاربرمان ايجاد كنيم . به چه طريق میشود این کار را انجام داد؟ نه از طريق قطع ارتباط با جهان بلكه از طريق ايجاد يك گسست در اين شبكه . اينترنت وارد كشور ميشود اما «اينترانت ملي» نميگذارد تمامي اطلاعات كاربران ما در اختيار اين كشورها قرار گيرد .
در حقیقت امنیت کاربر را حفظ میکنیم. الان فکر میکنید گوگل دسک تاپ کارش چيست؟هارد کامپیوتر کسانی که از طریق اینترنت به عنوان نخبه و... شناسایی شدهاند را خالی میکند. دولت مسئول است امنیت اطلاعات و داشتههای مردم را حفظ کند. وقتی پاکتی را میدهید به پست دوست دارید امین باشد و آن را بدون باز كردن ، به موقع تحویل دهد. این هم یک نوع حفظ امنیت است. شبکه ملی اطلاعات وقتی ایجاد شود دولت الکترونیک هم بر این بستر قرار میگیرد و باید ۲۴ ساعته آماده پاسخگویی در تمامي بخشها باشد. در اين حالت ديگر براي هر كاري لازم نيست بارها هزينه شود . در زندگي مردم نيز تاثير اين اتفاق ملموس خواهد بود.در قالب این شبکه دیگر نه میشود یک خانه را دوبار فروخت نه جعل سند کرد و نه کار غیرقانونی دیگر. در ضمن دولت ۲۴ ساعته میتواند خدمات بدهد.
شما برای گرفتن جواز يك ساختمان که نباید بارها و بارها به شهرداري بروید . الان کره جنوبی در اين حوزه مقام اول را داراست . در این كشور هیچ مراجعه حضوری به دولت صورت نميگيرد.در ايران نيز مردم باید بتوانند از طریق «اینترانت ملی» یا شبکه ملی اطلاعات کارشان را انجام دهند. نباید برای انجام کار بیایند تهران و بعد دنبال مسئول باشند و... . باید امکانات ما طوری باشد که پاسخگو باشیم. دولت در برابر تجار ، مردم، مستخدمين خودش، نهادهاي غيردولتي و ... مسئول است. همه اینها در گرو شبکه ملی اطلاعات است. پس قرار نیست کاربر ما به گوگل وصل شود. فقط این طور است که اطلاعات کاربر ما در اختیار کسانی دیگر قرار نگیرد.
ببينيدحجم برداشت اطلاعاتی که آمریکا از همین فضای مجازی انجام ميدهد چقدر است و اشرافيت اين کشور را تا چه حد افزايش داده است. اينها براي كشورهاي ديگر آسيب است و بايد فكري به حالش كرد .
تا كنون چند نقطه به اين شبكه متصل شده است؟
45 هزار نقطه وصل شده است اما بايد به همه خانوارها،؛ مشاغل و حرف و... متصل شود.
چند نقطه دیگر مانده است؟
حدودا باید نزدیک به دویست میلیون نقطه ديگر به شبكه متصل شوند .
پس راه درازي است .
فكر ميكنم با توجه به عملكرد دولت يازدهم تا دو سال ديگر امكان تكميل شبكه وجود داشته باشد . تا جايي كه من ميدانم حساسيت خود آقاي روحاني نيز در اين حوزه بالاست و اطلاعات زيادي در اين حوزه دارند.
منبع: قانون