حضور عربستان در مذاکرات وین؛اقدام تهدیدآمیز از سوی کدام کشور؟ | روزنو

Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۰۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۲:۴۴
مذاکرات بر سر پرونده هسته ای ایران بعد از رییس جمهور شدن رییسی دوباره دو ماهی است که از سر گرفته شده و تیم های مذاکراتی در دو دور با چند وقفه به مذاکره بر سر احیای برجام نشسته اند.دو هیات عربستانی و کره جنوبی به وین رسیده اند.

حضور عربستان در مذاکرات وین؛اقدام تهدیدآمیز از سوی کدام کشور؟

روزنو :گفتگوی خبرآنلاین با با کارشناسان درباره آینده سیاست های منطقه ای ایران و نقش عربستان در مذاکرات وین در کلاب هاوس برگزار شد و طی آن شرکت کنندگان به بحث و تبادل نظر در خصوص رویکردهای طرفین مذاکره و احتمال دستیابی به توافق در این دور از گفتگوها پرداختند.

 مذاکرات بر سر پرونده هسته ای ایران بعد از رییس جمهور شدن رییسی دوباره دو ماهی است که از سر گرفته شده و تیم های مذاکراتی در دو دور با چند وقفه به مذاکره بر سر احیای برجام نشسته اند.دو هیات عربستانی و کره جنوبی به وین رسیده اند.

روز یکشنبه گفتگویی در کلاب هاوس برگزار شد کارشناسان به بحث و گمانه زنی در مورد آینده سیاست منطقه ای ایران با توجه به حضور عربستان در وین پرداختند. حسن لاسجردی عضو شورای سردبیری خبرآنلاین درابتدای بحث گفت: موضوع مذاکرات و روندها و بازیگران موثر و مختلفی که در آن مشغول بازیگری هستند مهم است. در تحولات این هفته دو تحول قابل توجه داشتیم که شاید تحلیل آن بتواند فضای مذاکرات را بیشتر نشان دهد. یکی از این دو تحول دعوت از تیم کره جنوبی به وین و هم دیدار نمایندگان اروپا با نمایندگان عربستان در اتفاقات این هفته هم جدید و هم قابل توجه بوده است. مجموع نکاتی که نمایندگان حاضر در مذاکرات بیان کرده اند هم یکی از مسائل مهم در مذاکرات است. کارشناس محترم موضوع حضور عربستان و کره جنوبی در پرونده را بررسی و تحلیل کنند و در عین حال حضور عناصر جدید حاضر در این روند پرونده هسته‌ای را مورد بررسی قرار دهند. انچه مهم بود این است که در دولت سیزدهم موضوع رسیدگی به کشورهای همسایه اهمیت دارد و شاید این موضوع مورد توجه کسانی بوده که روند وین را اداره می‌کنند و به همین دلیل موضوع کشورهایی مثل عربستان را پیش کشیدند. به هر حال آنچه به نظر می رسد این است که اوردن عربستان به وین می‌تواند تاثیراتی بر روزهای اینده و ماه های اینده داشته باشد. نکته دیگر همچنان در میدان بودن روس ها و میدان داری آنهاست که تعابیر مختلفی از آن شده است. برخی فعالیت های اولیانوف و اطلاع رسانی سریع آنها را دلیلی بر این می دانند که روس ها نقش جدیدی را در این دوره عهده دار شده اند. این را باید از زبان کارشناسان محترم بشنویم که ایا چنین تحلیلی صحیح است و روس ها نقش و جایگاهشان در مذاکرات نسبت به دفعه قبل تغییر پیدا کرده است یا نه؟ تلاش روس ها در این دوره بیشتر به چشم می آید.

جفایی بزرگ به جایگاه ایران

حسن هانی‌زاده در ابتدای بحث گفت: مذاکرات هسته‌ای اخیر وارد فضای جدیدی شد و شکل و دیپلماسی فعالی که دولت سیزدهم با تشکیل کارگروه‌های مختلف تخصصی اغاز کرد بشارت می‌دهد که مذاکرات به خروجی قابل قبولی دست خواهد یافت. مذاکراتی که در دور هفتم و هشتم در وین با شرکت ایران و ۴+۱ انجام شده، پیشرفت‌هایی داشته است. ایران سه سند مهم راهبردی را تسلیم طرف‌های مذاکره کننده داد که دو سند در مورد مسائل حقوقی و قانونی و اقتصادی بود و مورد پذیرش قرار گرفت. در طول چندماه گذشته که معاون سیاسی وزارت خارجه دیدارهایی با طرف های مذاکره کننده انگلیس و فرانسه و المان داشته، این کشور ها فهم جدی‌تری نسبت به همکاری ایران با آژانس و ضرورت تعامل احترام انگیزبا ایران داشته اند. این نشانه این است که کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیده اند که ادامه تحریم ها و استفاده از شیوه های تهاجمی علیه ایران نمی‌تواند تهران را وادار به تسلیم کند. بلکه ایران را وادار به تقابل با کشورهایی میکند که شیوه های تهاجمی دارند. به نظر می رسد که فضای مذاکرات در دور هفتم و هشتم کاملادلپذیر بوده و طرف های اروپایی سعی میکنند به توافق جدیدی برسند. اما انچه در روزهای گذشته رخ داد و گفته می شد که عربستان هم باید در مذاکرات وجود داشته باشد، این هم در حقیقت جفای بزرگی به جایگاه ایران است. زیرا که ریاض در جایگاهی نیست که بخواهد در روند مذاکرات حضور یافته و تاثیری بر روی آن بگذارد. ایران با قدرت های جهانی و کشورهای دارای حق وتو مذاکره می کند و جایگاه رفیعی در جهان دارد. اما به هر حال عربستان با استفاده از نفوذ مالی خود خودش را قرار است بر مذاکرات وین تحمیل کند. شرایط به گونه ای است که ایران به نقطه قابل اتکایی خواهد رسید. اما اینکه ریاض بخواهد تاثیر گذاری در گفتگوهای وین داشته باشد، خیلی دقیق نیست. ایران پیشرفت‌های کاملا دقیق و نسبی داشته وظاهرا سال ۲۰۲۲ سالی است که تحریم ها یا بخشی از آنها لغو خواهند شد. اینکه گفته می شود کره جنوبی هم در مذاکرات حضور می یابدبه علت آن است که این کشور کشوری موثر و دارای روابط تنگاتنگی با امریکاست و می‌تواند حضورش موثر باشد.

او در مورد مسائل بین ایران و عربستان توضیح داد: یک سوال کلیدی که وجود دارد این است که چرا عربستان از اوایل فروردین ماه سال جاری اظهار تمایل کرده که با ایران وارد مذاکره شود. این سوال متاسفانه تا کنون پاسخی نگرفته. اما رخدادهای منطقه و تغییری که با خروج ترامپ از کاخ سفید رخ داد، باعث شد تا یک نوع شکاف بین واشنگتن و ریاض پیش بیاید. موضوع دیگر اختلاف فرانسه با امریکا و انگلیس بر سر لغو قرار داد اقتصادی بود. به همین دلیل فرانسه قصد دارد برای ترمیم اقتصاد خود نقش فعالی در منطقه داشته باشد. سفری که مکرون به منطقه داشت و قرارداد چند ده میلیاردی با ریاض بست، نشان می دهد که عربستان از حمایت امریکا از حاکمیت خود تردید داشته و نگران است و به همین خاطر حضور عربستان چه در حاشیه مذاکرات و چه در متن آن با فشار فرانسه صورت گرفته. چرا که فرانسه سعی می کند نقش انگلیس و امریکا را در منطقه کم کند.

به نظر می رسد عربستان به صورت تاکتیکی در حال مذاکره با ایران است تا ببیند که در انتخابات ۲۰۲۴ امریکا جمهوری خواهان انتخاب می شوند یا دموکرات ها. حضور عربستان تراز مذاکرات را پایین می اورد. اما فشار فرانسه باعث این اتفاق شده است.

او در مورد بحث راستی ازمایی تحریم‌ها گفت: کشورهای اروپایی خیلی زیر بار تضمین نخواهند رفت. تضمین مساله ای حقوقی است که دادن آن از سوی اروپا یا امریکا برای اینکه موقعیتو شرایط سال ۲۰۱۸ که ترامپ از برجام خارج شد، تکرار نشود می تواند مساله حقوقی مهمی باشد. در کارگروه قانونی بر همین نکته تاکید شد که باید تضمین هایی داده شود و این تضمین ها به لحاظ حقوقی در دبیرخانه سازمان ملل به صورت یک توافقنامه پیوسته که بتواند پشتیبان و پشتوانه هر توافقی باشد که بین ایران و ۴+۱ صورت بگیرد. در جریان دور هفتم مذاکرات چندین دوره تحریمی که کارگروه اقتصادی به کمیته اقتصادی ارائه شده و غیرقانونی شناخته شد، قرار است که به زودی برداشته شوند.

حسن لاسجردی هم در ادامه گفت: اینکه چه کسی از عربستان دعوت کرده مهم است. به نظر می رسد که اتحادیه اروپا از این کشور خواسته که نه در مذاکرات بلکه با فرستادن یک نماینده در جریان گفتگوها باشد. ظاهرا یکی از نمایندگان اروپایی در جریان قرار گرفته. نکته دوم اینکه ایران در مورد بحث عربستان نه درخواست و نه طرح موضوعی کرده است و در گذشته هم که آنها علاقه مند بودند ایران جواب روشنی به ریاض نداده است. نکته مهم در بحث عربستان این است که شاید اروپایی ها از تجربه برجام قبلی استفاده کرده وبه دنبال رفع نواقص و به دنبال به وجود اوردن فضای جدیدی برای هموار شدن مرحله جدیدی از گفتگو ها هستند. دولت سیزدهم تمرکزش را بر ترمیم روابط با همسایه ها گذاشته و به نظر می رسد که بدون آنکه بخواهیم به عربستان پوئنی داده باشیم، به دنبال فضاسازی برای اینده نگاه ما به منطقه هستیم و اروپایی ها هم زمینه موانع احتمالی اینده را برطرف می کنند. نگاه من به حضور عربستان بدون مقایسه شان و جایگاه، به این دلیل مثبت است که عربستان در فضای ذهنی دولت سیزدهم قرار دارد و در ثانی به عنوان یکی از کشورهای دارای جایگاه به عنوان بازیگر می تواند مهم باشد و در نهایت به نظر می رسد که ایران اگر بخواهد از تجربه برجام قبلی استفاده کند باید موانع و بازیگرانی که وارد شدند و تلاش برای تخطئه کردند را با توجیح و وارد کردن به فضای مذاکرات، دست انها را ببندد. عربستان داخل مذاکرات نیست و تنها در جریان گفتگوها قرار گرفته است.

علی بیگدلی کارشناس مطالعات آمریکا به دنباله بحث بیان کرد: عربستان که خودش به تنهایی نیامده و دعوت از این کشور به وسیله امریکا و اتحادیه اروپا صورت گرفته. چند دلیل هم دارد.یک پیام اولیه عربستان این است که به ایران بگوید ارتباط عادی سازی با عربستان و جریانی که در بغداد در جریان است بدون رضایت امریکا امکان پذیر نیست. امریکا می خواهد به ایران بگوید که برقراری رابطه با عربستان بدون حل مساله برجام به هیچوجه ممکن نیست. همین وضعیت در مورد کره هم هست که به ایران بگویند اگر مشکل برجام حل نشود امکان ازادسازی منابع مالی ما از این کشور و حتی از عراق وجود ندارد. این یک اقدام تهدید امیز از سوی امریکا نسبت به ایران است که بگویند اگر می خواهید با عربستان رابطه برقرار کنید، باید مساله برجام حل شود.این یک نوع نمایش قدرت و ایجاد جذابیتی برای ایران است که بگوید بعد از توافق بر سر احیای برجام فضای منطقه ای و بین المللی هم از نظر سیاسی و هم از جهت اقتصادی باز خواهد شد. امدن این دو کشور هم برای ما و هم برای غربی ها دارای اهمیت است. به ویژه با علاقه مندی که ما به رابطه با عربستان داریم.

یک دلیل دیگر این است که بایدن در یکی از مصاحبه ها گفته بود که ما دنبال دو مرحله توافق با ایران هستیم که یکی در مورد برجام است و دوم اجرای کلیات توافق هسته ای منوط به این می شود که ماواردمرحله دوم مذاکرات شویم که راجع به سه مساله حقوق بشر، مساله موشکی و دخالت ایران در کشورهای منطقه است.

کشورهای منطقه در گفتگو در مورد مسائل هسته ای موضوعیت دارند

دیاکو حسینی گفت:‌گاهی اینطور تصور می شود که یک دولت می تواند فضای بین المللی با قدرت های بزرگ را مد نظر قرار دهد و دولت دیگر می تواند منطقه را در اولویت قرار دهد. روابط خارجی هیچ کشوری قابل تقسیم به منطقه و خارج از منطقه نیست. این تقسیم‌بندی ها صرفا برای تسهیل فهم موضوعات قرار می گیرند و نمی توانند در مقابل هم قرار بگیرند. به این ترتیب که منطقه را مورد توجه قرار بدهید یا دولتهای بزرگ را اولویت قرار بدهید. این تقسیم بندی اشتباه است و صحنه روابط خارجی هر کشوری تجزیه ناپذیر است. مناطق برای کشورهای گوناگون از جمله ما به این دلیل مهمند که اولین زیستگاه و مهم ترین زیستگاه سیاسی و اقتصادی هر کشوری هستند و سیاست خارجی هر کشور از محیط پیرامون آن شروع می‌شود . اما در برخی از مناطق مثلا در اقیانوسیه یا افریقای شرقی، از قدرت های بزرگ در پویایی ها امنیتی و سیاسی خود استقرا دارند. اما دربعضی مناطق دیگر در امریکای شمالی و اروپای غربی و شرقی و خلیج فارس، دولت های بزرگی که در بیرون از منطقه هستند درگیرند در مسائل امنیتی و سیاسی این مناطق. اگر ما اولویت را منطقه بگذاریم، ناخوداگاه با مجموعه قدرت های بزرگ مثل روسیه و چین و امریکا و... رو به رو هستیم.

پرونده هسته ای برای جلوگیری ایران به تسلیحات هسته ای در درجه اول یک مساله منطقه ای بود. بنابه تصورات غرب اگر ایران به بمب اتم دست پیدا کند، تهدیدی برای امریکا نیست. اما تهدیدی برای بازدارندگی اسراییل است و ممکن است یک رقابت هسته ای و تسلیحاتی در منطقه ایجاد کند. این ماهیت بحران هسته ای ایران برای غرب است. اما ما از ابتدا ما این را نپذیرفتیم که کشورهای منطقه ما موضوعیتی در گفتگو در مورد مساله هسته ای دارند و به جای آن با قدرت های بزرگ وارد گفتگو شدیم. البته نیاز هم داشتیم چرا که فشاری که به ما وارد می شد از سوی این کشورها و قطعنامه‌های شورای امنیت بود و تنها این کشورهای می توانستند قطعنامه ها را خنثی کرده و فضای پیرامون را بهبود ببخشند.

در این بین ما می بینیم که عربستان در وین حضور دارد. هیچ دلیل موجهی نمی بینیم. ایا ریاض بهتر از اروپا و امریکا می خواهد برنامه هسته ای ایران را محدود کند یا ایده تازه ای دارد؟‌طبیعتا نه. علت این حضور این بود که امریکایی ها می خواستند به عربستان سعودی این پرستیژ را بدهند که بخشی از مذاکرات هسته ای با ایران است. من فکر می کنم که اشتباه ایران بود که عربستان و کره جنوبی را پذیرفت. کره جنوبی دارایی های ایران را به تبعیت از تحریم های یک جانبه و غیر قانونی امریکایی ها و نه شورای امنیت مسدود کرده. قبول کردن عربستان سعودی وجاهت دادن به این ادعاست که عربستان باید بخشی از گفتگوهای هسته ای باشد که ما دو دهه است آن را رد کرده ایم. پذیرفتن کره جنوبی در حاشیه مذاکرات هم رسمیت دادن به این مساله است که سئول این حق را داشت که دارایی های ایران را مسدود کند. در حالی که اساسا پیروی از تحریم های یک جانبه غیرقانونی است. بنابراین من فکر می کنم این کار اشتباه بود. اگر امریکا می خواست که رایزنی با عربستان بکند می توانست در رایزنی های دوجانبه خودش این کار را انجام دهد. کاری که با اسراییل انجام می شود. دعوت عربستان به وین خودسرانه بود و حداقل کاری که باید می کردیم اگر نمی خواستیم جلوی آنها را بگیریم، باید اعتراض می کردیم.

دیاکو حسینی در بخش دیگری گفت:درباره اینده منطقه فکر می کنم مهم است توجه کنیم که بی میلی ایالات متحده امریکا برای مداخلات بیشتر در امور خاورمیانه یکی از مهم ترین نیروهای پیش برنده در شکل دادن به اینده منطقه موسوم به خاورمیانه است. مذاکراتی که امروز در جریان است و در کنار سابقه ای که در چند سال گذشته شکل گرفته، نشان داد که فشار بر ایران از راه تحریم یا تهدید به جنگ توانایی مهار ایران را ندارد و امریکا هم این توانایی را ندارد تا از متحدان خود به شکل گذشته حمایت کند. ضمن اینکه علاقمندی امریکا به مسائل شرق اسیا به نظر می رسد که روند ثابت و در حال تقویتی است. در داخل امریکا هم به خاطر نوعی بی ثباتی در روندها کشورهای منطقه را به این نتیجه رسانده که امریکا مورد اتکا نیست. نتیجه این وضعیت می تواند سناریوهای مختلفی را رقم بزند. مثل این که این کشورها به تنهایی به دنبال این باشند که به تنهایی در رقابت با منابع تهدید خود از جمله ایران اقدام کنند که می تواند به شکل رقابت تسلیحاتی یا شکل گیری ائتلافات منطقه ای علیه یکدیگر باشد. راه حل بعد جایگزین کردن امریکا با کشورهایی است که علاقه مند به درگیری در مسائل منطقه هستند. مثل چین یا روسیه یا احتمالا بعضی کشورهای اروپایی و راه حل نهایی اینکه مجموعه کشورهای منطقه از جمله ایران در گفتگو با هم به دنبال ترکیب امنیتی جدیدی باشند که جایگزین امنیتی باشد که در دوران تسلط ایالات متحده شکل گرفته بود.

تا امروز به نظر می رسد که راه حل رقابت و شکل‌گیری ائتلاف ها در ان دوره گذار بود. من فکر می کنم که اگر سیاست منطقه ای برای ایران تعریفی دارد باید تلاش برای راه حل سوم، یعنی تلاش های منطقه ای به هدف ایجاد یک نظم منطقه ای جدید از راه گفتگو و همکاری و رژیم های مختلف منطقه ای و امثال آن باشد. کشورهای منطقه هنوز امید دارند که امریکا را درگیر مسائل نگه دارند و چرخش امریکا رابه سمت شرق اسیا به تعویق بیاندازند. اماهمزمان بسیاری از این کشور ها می فهمند که این تعویق انداختن ها تنها برای مدتی جواب می دهد و در نهایت باید یک نظم جدیدی وجود داشته باشد.

انتقاد اصلی که می شود به سیاست خارجی منطقه ای ما داشت این است که هیچ بینشی در مورد اینکه ما در دنیای پس از امریکا در منطقه می خواهیم چه کنیم وجود ندارد و در نتیجه سازکاری برای شکل‌گیری تعامل با کشورها به صورت دست‌جمعی صورت نمیگیرد.

سیاست همجواری به حوزه خلیج فارس هم بسط داده شود

امیر پسنده پور در ادامه توضیح داد: ابتدا باید صحبت کنیم که رویکرد دولت سیزدهم در بحث سیاست خارجی که معطوف به کشورهای همسایه و منطقه است،می توانیم امری درست ببینیم. اما اینکه این تصمیم منجر به موفقیت می شود یا خیر، من فکر می کنم با راهبرد منطقه ای که ما داریم و اگر بخواهیم همین را در دستور کار داشته باشیم، امکان بهبود روابط حداقل با سعودی ها به دلیل مسائل بسیاری جدی که با آنها داریم،‌ امر سختی به نظر می رسد و صرف داشتن دستور کار سیاست منطقه ای شدنی نیست. اما اگر شان حضور عربستان را در مذاکرات وین را بررسی کنیم، من از این بعد می توانم تحلیل کنم که عربستان شاید ثمره یک دیپلماسی نظامی فعال و موفق را استفاده میکند. وقتی شما نگاه می کنید که ریاض حدفاصل سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ بیش از ۳۰ میلیارد دلار خرید تسلیحات داشته، یک توافقنامه همکاری نظامی هم با روسیه امضا کرده است. عربستان در سفر مکرون به ریاض یک شرکت مشترک سعودی فرانسوی تشکیل داده که آن هم نظامی است. پس حضور عربستان در وین الزاما به روابطش با امریکا مربوط نمی شود. ریاض شرکای نظامی مهمی از طرفین مذاکره با ما دارد. اما اساسا خواست های عربستان وشرطو شروطی که برای پیشبرد مذاکرات دارد صرفا به بحث هسته ای مربوط نخواهد شد و در بحث منطقه ای هم قطعا فشار خواهد اورد. این اضافه شدن دستور کارها و موارد اگر در جریان مذاکرات شکل بگیرد می تواند جزو عوامل بازدارنده باشد.

بر اساس سیاست درستی که با مناقشه مرزی که با اذربایجان داشتیم و همان رویکرد را در مورد حسن همجواری به حوزه خلیج فارس هم بسط بدهیم من فکر می کنم حتی در اینده بسیاری از مشکلات ما حتی با غرب هم کاهش پیدا کند.

تلاش های جدی در منطقه و خارج از آن برای محدود کردن نقش ایران در عراق در جریان است

سیامک کاکایی در مورد سیاست جدید دولت که مبتنی بر گسترش تعاملات با همسایگان است، گفت:‌ این موضوع که اینده سیاست منطقه ای ایران چگونه خواهد بود، بیانگر ورود ما به یک شکل یا ساختار جدیدی از روابط منطقه ای می تواند تلقی شود. چند پرسش مهم است. اولا اینکه ما در پیشینه سیاست خارجی خودبرگردیم، در همه دولت ها گسترش روابط با کشورهای منطقه مورد تایید قرار گرفته است. در دولت جدید هم این موضوع مورد توجه قرار گرفت. اما راهبرد چیست؟‌ ایا مبنا مسائل ژئوپلتیک است؟

سیاست ایران یک سیاست چندوجهی به دلیل جایگاه ما و نوع نگاهمان خواهد بود. همواره ازسیاست داخلی هم در عرصه سیاست خارجی و منطقه ای هم بحث وجود داشته است و این عامل تکمیل کننده است. در صحنه داخلی دو موضوع مهم است. اول اینده مذاکرات و فرجام آن بر نگرش منطقه ای ایران موثر خواهد بود و دو عامل مهم اراده حاکم برروابط خواهد بود.

او در بخش دیگری در مورد ترکیه و عراق و سیاست ایران نسبت به این دو گفت: در چند ماه گذشته تلاش هایی از نو اغاز شده که سطح روابط بازرگانی و تجاری بین ایران و ترکیه افزایش پیدا کند. اما از منظر روابط منطقه ای باید چند موضوع را دسته بندی کنیم. یکی نوع سیاست تهاجمی است که اردوغان در سال های اخیر در سوریه و عراق اتخاذ کرده است و در قفقاز جنوبی و مدیترانه شرقی هم حضور دارد. این ها ایران و ترکیه را به چالش کشانده و انکارا در پی آن است که این منظر را ادامه دهد. هر چند بحران ارزی می تواند در این تصمیم گیری ها موثر باشد. لایه دوم نگاه منطقه ای ترکیه به فعال سازی سیاست خارجی در مناطقی که روابط کدر شده بود مربوط است. ترکیه از ۲۰۱۲ به نوعی انزوا در منطقه خلیج فارس فرو رفت. اما در ماه های گذشته شاهد باز تعریفی از روابط منطقه ای ترکیه هستیم. انکارا در روابط خود با امارات و افغانستان تغییراتی داشته است. به لحاظ اقتصادی و راهبردی پیوندهای جدیدی بین ترکیه و چین هم ایجاد شده است. این مسائل می تواند در نوع نگاه ما یا چالش هایمان یا تلاشهای منطقه ای که هر دو بازیگر دارند، تاثیر گذار باشد. در مورد عراق هم روابط دو کشور کاملا متحول بوده و جایگاه و پیوندهای عمیقی که ایران در این کشور دارد، از آن به عنوان یک بازیگر تعیین کننده یاد می شود. اکنون شرایط در عراق در حال دگر گونی است. اول بحث نتایج انتخابات است که برداشتهای جدیدی در این کشور به وجود امده، البته ایران را در تنگنای جدی قرار نمی دهد اما نوع گفتمان در این کشور می تواند تغییری کند. چالش دولت جدید در این کشور در چگونگی رابطه با ایران هم وجود دارد. البته ایران تلاش می کند تا کمک کننده باشد. در اینده اما همچنان که از یک سال پیش تلاش هایی برای ورود عراق به رابطه جدید منطقه ای و فرامنطقه ای شکل گرفته، قابل تصور است که اگر دولتی قدرتمند در عراق شکل بگیرد که مبتنی بر اجماع گروه ها باشد، ما باید منتظر سیاست خارجی فعال بغداد باشیم. اما اگر این اتفاق نیفتد بر روی سیاست خارجی این کشور تاثیر گذار خواهد بود. رابطه ایران و عراق چارچوب بندی هایی دارد که در مقابل تلاش های جدی در منطقه و خارج از آن برای محدود کردن نقش ایران در عراق در جریان است.
نباید اجازه بدهیم که عربستان بدون هزینه بتواند پرستیژ خود را در فضای بین الملل تا این اندازه بالابیاورد

ساسان کریمی گفت:‌ مساله عربستان تلاشی است که انجام می دهد تا تبدیل به محور مسائل در خاورمیانه باشد.یعنی تلاش می کند با اصلی جلوه دادن اختلاف نظر با ایران منافع خود را در خلال تحمیل یک راه حل برای موضوع پیگیری کند . یعنی با طرح خود و پیش بردن سیاست پرستیژ در شرایط کنونی نه تنها تلاش می کندا خود را به عنوان یک طرف اصلی منازعه ای که ایران در وسط آن است معرفی کند بلکه حتی تلاش دارد تا خود ایالات متحده و اروپا هم امتیازاتی را بگیرد. من فکر می کنم که یک سیاست های عربستان در بغداد دنبال می شود و سوی دیگر این محور در وین است که منظورش خود طرف های مقابل ایران هستند. عربستان سعی می کند مرتبه خود را بالاتر در فضای بین الملل نشان دهد. انها هم به دنبال گرفتن امتیاز از ایران و هم تحمیل کردن خود به غرب هستند. ما نباید اجازه بدهیم که عربستان بدون هزینه بتواند پرستیژ خود را در فضای بین الملل تا این اندازه بالابیاورد. عربستان رقیب ما در منطقه است و نباید این اجازه را می دادیم.

این حق مردم است که بدانند چه خبر است

حسین سلیمی کارشناس بین الملل تاکید کرد: متاسفانه کشورهای مختلف در مورد مسائله غنی سازی هسته ای ایران و استفاده از انرژی هسته ای اظهار نظر کرده و هیات می فرستند و حضور دارند و یک مساله داخلی را بین المللی جلوه می دهند اما متاسفانه افکار عمومی داخل اطلاعی از مسائل و مذاکراتی که انجام می شود ندارند. البته طبیعی است که اگر این مذاکرات را مذاکراتی در راستای پایان دادن به وضعیت تخاصم در نظر بگیریم، جزو اسرار دولت هاست. امااز نظر حقوق داخلی و قانون اساسی حق مردم است که در مورد مسائلی چنین حساس اظهار نظر کنند.

باید تعریف دقیقی در مورد اینده داشته باشیم

فرهاد کلینی توضیح داد: بحث نگاه اینده پژوهی به مسائل منطقه اهمیت دارد. ما صرفا نمی توانیم بر اساس نگاه خاورمیانه ای خود را شریک ثبات و امنیت کنیم. ما مواجه با مسائلی در اینده هستیم که هر یک از کشورهای منطقه می توانند برجستگی خاص خود را معنا ببخشند. به اعتقاد من نکته اصلی این است که ما باید مشخص کنیم بر مبنای کدام محور حرکت می کنیم؟ موضوعات انرژی امنیت یا موضوعات درونی منطقه و در حوزه تحلیل رویکردهایی که رو به رو هستیم، هر کدام به صورت جداگانه باعث می شود که با نتیجه مختلفی بیرون بیاییم که ممکن است با هم تا حدودی متفاوت باشد. یک مثال میزنم: چه کسی تحولات قزاقستان را پیشبینی می کرد؟ در اندیشکده های جهانی هم این اتفاق یا جهش تحولات بود. امروز ما باید تعریف دقیقی در مورد اینده داشته باشیم.

به اعتقاد من بحث اقداماتی که برخی از بازیگران انجام میدهند، بخشی را بر اساس سیاست تغییر، کنترل ومهار و تاثیرگذاری بر اساس مبانی و اهدافشان دنبال کنند. این فاز خیلی تاثیری نداشت. این که بعد شروع کردند همین را با لابی های زیر پوستی ادامه دهد. همزمان در این صحنه شاهد بودیم که برخی از کشورهایی که مرتبط با مکانیزم رفع تحریم هستند هم پا پیش گذاشتند. چیزی که مشاهده می شود این است که عربستان نه صرفا به این معنا که نگران تغییر جایگاه ایران است، بلکه مسابقه تسلیحاتی را مد نظر دارد. من موافق نیستم که در این مسیر همه را با بدبینی تحلیل کنیم. چه این کشورها عربستان یا ترکیه باشند و چه پاکستان.

ایران از بازیگری چین در مساله احیای برجام غافل است

عزیزی نفر بعدی در جلسه بود که گفت: به نظر می رسد که خاورمیانه در حال یک گذار است و یک رویکرد تغییری را در سیاست خارجی کشورهای منطقه شاهد هستیم. این کشور ها سیاست خارجی خود را به سمت اقتصاد محوری پیش می برند. الان شاهد این هستیم که سند ۲۰۳۰ توسعه سعودی و امارات و مصر وجود دارد. توافق ابراهام را در نظر بگیرید که کشورهای عربی حاشیه خلیج فار به سمت عادی سازی روابط به رژیم صهیونیستی پیش می روند و به نظر می رسد که ایران در این میان محور این کشورهاتعریف می شود. یعنی از نظر مباحث توسعه اقتصادی این کشورها با هم همکاری می کنند و ایران آن غیر است که برای آنها تعریف شده و نوعی راهبرد منزوی سازی برای جمهوری اسلامی ایران به تبعیت از قدرت های بزرگ تعریف کرده اند. ایران هم سند توسعه خودش را سعی دارد با ابتکار کمربند و راه چین و نگاه به شرق وصل کند. امانگاه شرق ایران تفاوت اساسی با دیگر کشورهای منطقه دارد. سیاست نگاه به شرق کشورهای منطقه بر این اساس است که اسناد ۲۰۳۰ را به ابتکار کمربند و راه چین وصل کنند و همزمان در تحصیل کالاهای امنیتی نگاه به غرب را حفظ کنند. اما در ایران سیاست نگاه به شرق نگاهی چالش بر انگیز با غرب وجود دارد. الان عربستان در وین وجود دارد، دلیل اصلی اش این است که خود چین هم در زمانی که ظریف وزیرخارجه بود گفته بودند که پیش شرط توافق ۲۵ ساله با چین ایجاد ساختاری برای گفتگو با همه کشورهای منطقه از جمله عربستان و امارات است. تا دغدغه های امنیتی انها لحاظ شود. یک دلیل حضور عربستان انتظارات چین است. ایران از بازیگری چین در مساله احیای برجام مقداری غافل است.

او در بخش دیگری در مورد اینکه توافق نهایی بعد از سفراقای رییسی به مسکو امضا خواهد شد گفت:‌ تصور می کنم که در مورد روسیه به دلیل اینکه بخشی از بدنه نظامی ایران نوعی تبادلات امنیتی و نظامی و...دارند، من فکر می کنم که سفر رییسی به روسیه به برجام و احیای آن بر می گردد چون روسیه هم بخشی از ۴+۱ و هم جزو کشورهای دارای حق وتو در سازمان ملل متحد است. ایران روی موضع روس ها حساب باز کرده. هم امریکا و هم روسیه و هم چین به عنوان قدرت های بزرگ در این مساله که ایران نباید به بمب هسته ای برسد اجماع نظر دارند. من تصور می کنم مسکو اگر همکاری هم در احیای برجام داشته باشد حتما امتیازات خاصی را از ایران خواهد گرفت و اینکه ایران در نهایت با فشار روسیه و چین عمل می کند و در قبال یک امتیاز ناچیزی تهران بافشار این دو توقعات غربی ها را براورده می کند و به توافقی دست پیدا خواهد کرد که می تواند فروش میزان مشخصی از نفت در برابر دارو و یک سری کالای اساسی باشد.
طولانی شدن مذاکره باعث شد عربستان پای سفره برجام بنشیند/در این مذاکرات از جیب ملت هزینه می شود

واعظ زاده گفت: یکی از مشکلات ایران عدم توانایی حل بحران های داخلی و خارجی است. طولانی تر شدن احیای برجام هر روز و هرساعت ضربه های اقتصادی به کشور می زند. این مذاکرات در توسعه کشور بسیار دارای اهمیت است و نباید فرصت سوزی شود. این نوع عدم حل بحران های موجود وطولانی کردن آن وضع را به آنجا می رساند که عد ای مثل عربستان کم کم خواهند امد تا بر سر سفره برجام بنشینند و منافعی را کسب کنند. در مذاکرات غیر مستقیم ببینید چگونه انجام می شود.وقتی می خواهید این کار را کنید از چین و روسیه باید دعوت کنید. متنی که باید به تیم امریکایی منتقل شود یا شفاهی است که نمی شود به آن اتکا کرد و مکتوبش را هم به چین و روسیه می دهیم که مشخص نیست در چه بده و بستانی به امریکا منتقل می شود. در این مذاکرات از جیب ملت هزینه می شود.

حسن لاسجردی در سخن پایانی گفت:‌ به نظر می رسد موضوع ما چون متمرکز بر عربستان بوده دو نوع نظر مطرح شده. یکی بحث ورود عربستان به مذاکرات بود که خیلی از کارشناسان با توجه به سوابق این کشور مخالف این نگاه بوده و هستند و معتقدند که ریاض با اتکا بر این وضعیت به دنبال خرید جایگاه برای خود در عرصه بین المللی است. در مقابل بعضا این نکته مطرح شد که اروپا و امریکا به دنبال این است که با در جریان گذاشتن عربستان زمینه موانع بعدی را رفع کند و اگر بخواهد مذاکرات به نتیجه برسد و ریاض بخواهد شیطنتی کند، زمینه هر نوع شیطنت یا سیاست خصمانی را مرتفع کنند. نکته خیلی مهم دیگر این است که عربستان امروز به عنوان نه یک بازیگر بلکه به عنوان کشوری که قبلا درخواست داده حضور دارد.

نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین روز
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز