طرح نمایندگان برای راست نشدن کمر ظریف
احسان ابراهیمی نوشت:
2 بهمن 1392؛
ساعت 10:30 صبح
امروز خودم داشتم میرفتم داووس، برای شرکت در مجمع جهانی اقتصاد. در هواپیما که بودم از سر بیکاری یکی از تواناییهای بالقوه خودم را بالفعل کردم. باید بهتان بگویم که رئیسجمهورتان علاوه بر اینکه معتدل است و در کنار اینکه میتواند به تمام وعدههایی که به مردم داده پایبند باشد، توانایی این را هم دارد که روح خود را از بدنش جدا کند و به جاهای مختلف سرک بکشد. حالا از این به بعد از این کارها زیاد میکنم. اول رفتم یکی, دو جا که حیف قابل انتشار نیست لامصب. ولی به وقت ایران نزدیک ناهار شده بود که تصمیم گرفتم بروم مجلس.
ساعت 14:14 بعدازظهر
روحم را فرستادم به یکی از کمیسیونهای خالی مجلس. جایی که بعضی از نمایندگان روی زمین دراز کشیده بودند و اختلاط میکردند. آخر همانطور که میدانید، نمایندگان در ملأعام حداکثر کف زمین مینشینند، ولی در ملأخاص کف زمین دراز هم میکشند! جواد کریمی قدوسی در حالی که شلوار راحتی پوشیده بود و با خلال دندان لای دندانش را تمیز میکرد گفت: «میگم خیلی وقته از این ظریف سوال نکردیم، خوش خوشانش شده!» بهرام بیرانوند در حالی که چرت میزد یک چشمش را باز کرد و گفت: «آقا این جواد رو بندازید بیرون دو دقیقه نفس راحت بکشیم.» جواد کریمی قدوسی داد زد: «مرد حسابی من چیکار به تو دارم؟! خودت پاشو برو بیرون! تقصیر منه واسه منافع مردم ایده میدم. دیگه آدم به رفیقاش هم نمیتونه تکیه کنه.» بلند شد به سمت بیرانوند هجوم ببرد که آقا بهرام داد زد: «ئه ئه! چیکار میکنی؟! تو رو نمیگم که، جواد ظریف رو میگم! بیاید سوال طرح کنیم.» رسایی گفت: «من بگم؟ من بگم؟ بپرسیم چرا در صورتی که به پیام باجناق نوهعمه وزیر ورزش و جوانان گوام هم جواب میده، به پیام تسلیت من به مناسبت اجرای توافق ژنو پاسخ نداد؟» ایرج ندیمی در حالی که کمربندش را شل میکرد تا موقع خواب به شکمش فشار نیاورد گفت: «میگم یه چیزی بپرسیم که دیگه نتونه کمر راست کنه. ازش بخوایم متن شنود تلفنهای مرکل رو از اوباما بگیره، تا ما به آمریکا اعتماد کنیم.» فرهاد بشیری گفت: «فایده نداره. اون ظریفی که من دیدم، بازم راست میکنه کمرشو. از اون تیتره که بدتر نیست!» حبیب آقاجری گفت: «چرا اتفاقا. چون بعد از اون تیتر هنوز مصدومیتش کامل برطرف نشده، شاید دیگه كمرش راست نشه، ما هم خیالمون راحت شه.»
ساعت 18:16 عصر
در داووس هوا عالی بود. زنگ زدم به آقای مسجدجامعی و گفتم: «احمد آقا تو رو خدا یه فکری به حال هوای تهران بکن.» گفت: «آقا ردیفه داره حل میشه. ما بعد از ماه ها تحقیق، متوجه شدیم که بهبود وضعیت آلودگی هوا نیاز به تغییر نگرش داره.» پرسیدم: «یعنی چی؟» گفت: «یعنی نگرش و نگاهمون رو تغییر بدیم. صبح که میآییم بیرون، نفس عمیق بکشیم، و به هرکس که دیدیم بگیم "چه روز خوبی"، "چه هوای پاکیزهای"، "برج میلاد چه زیبا شده"، یه طوری شه که مردم سینه به سینه به هم پالس مثبت بفرستن و دهان به دهان تنفس کنن از هوای پاک. شاعر میگه چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.»
وقایعنگار 2 بهمن 1392:
1. رئیسجمهور برای شرکت در مجمع جهانی اقتصاد، عازم داووس شد.
2. حمید رسایی اجرای توافق هستهای ژنو را تسلیت گفت!
3. یازده نماینده دوباره ظریف را احضار کردند. اسامی آنها موجود است، ولی چون ممکن است مردهشور دوباره روزنامه قانون را ببرد، از اعلام اسامی خودداری میکنیم.
4. مسجدجامعی: «بهبود وضعیت آلودگی هوا نیاز به تغییر نگرش دارد.»