
هاشمی مرد تغییرات بود
روزنو :آیتالله هاشمی رفسنجانی از مؤثرترین چهرههای انقلاب اسلامی بود که نقشی پررنگ در برهههای حساس پیش و خصوصاً پس از انقلاب اسلامی داشت. او گرچه در دورههایی موردانتقاد و حتی عدم اقبال سیاسی از سوی مردم قرار گرفت بااینحال همیشه در بسیاری از انتخابات شرکت کرد و خود را در معرض رأی مردم قرار داد. برخی بر این باورند که او با درایت خاصی این کار را انجام میداده و بااینکه در دورههایی میدانسته مورد اقبال مردم نیست اما جسارت به خرج میداده و در انتخابات نامزد میشده است. هاشمی رفسنجانی ازجمله معدود سیاستمداران طراز اول انقلاب اسلامی است که از ابتدا تا سالهای پایانی عمر خود بسیاری از مناصب خود را از طریق صندوق رأی کسب کرد و البته در مواردی نیز اعلام نتایج انتخابات او را در قامت یک شکستخورده معرفی کرد؛ شکستی که البته با پیروزهای بعدی جبران میشد. او در مجالس مختلفی ازجمله مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری با رأی مستقیم مردم عضویت پیدا کرد. او همچنین دو دوره با رأی مردم رئیسجمهوری بود. در همین راستا احمد مازنی فعال سیاسی اصلاحطلب و نماینده پیشین مجلس در گفتوگو با «همدلی» همزمان با پنجمین سالگرد ارتحال آیتالله هاشمی رفسنجانی به تشریح دیدگاه وی پرداخت و گفت: «هاشمی رفسنجانی به استناد باور به مفهوم جمهوری اسلامی و درسهایی که از مکتب امام خمینی آموخته بود، میزان را رای مردم میدانست.»
وی در ادامه با اشاره به اینکه «آیتالله هاشمی رفسنجانی شخصیت هوشمندی بود و از هوش سیاسی بالایی برخوردار بود»، گفت: «او توجه داشت که باید خود را به مردم عرضه کند و قضاوت مردم را در خصوص عملکرد گذشته خود داشته باشد و در ادامه بر همین اساس برای برنامه آینده خودشان تدبیر کند.»
مازنی همچنین اضافه کرد:«گاهی که هاشمی رفسنجانی با آرای کمی از سوی مردم مواجه میشد، پسازآن در روش سیاسی خود و در رفتار و ارتباطات خود تغییراتی ایجاد میکرد تا با آرا و دیدگاه مردم همسو و هماهنگ باشد که در گام بعدی چه خودشان وارد عرصه میشدند و چه از شخص دیگری حمایت میکردند، همراهی و حمایت مردم را کسب میکردند و این روشی بود که مرحوم هاشمی رفسنجانی از امام خمینی آموخته بود.» وی با بیان اینکه «آیتالله هاشمی رفسنجانی یکی از شاگردان مکتب امام خمینی قبل و بعد از انقلاب بوده و همیشه در چارچوب این مکتب حرکت میکرد»، به تشریح مکتب امام خمینی پرداخت و گفت: «شناختی که از مکتب امام خمینی داریم این است که امام بر اساس باورهای دینی و اعتقاداتی که از طریق سالها درس و بحث و مطالعه علوم دینی داشتند، به این نتیجه رسیدند که نظام سیاسی کشور میتواند بر اساس اسلام باشد و با طرح تئوری ولایتفقیه نظام سیاسی را تعریف کردند اما این نظام باید متکی بر آرای مردم باشد.» احمد مازنی اظهار کرد: «بهمرور در دیدگاه امام خمینی میبینیم که عنوان حکومت اسلامی به جمهوری اسلامی تغییر میکند و این موضوع یعنی نظام موردنظر امام خمینی جمهوری اسلامی است.»
این فعال سیاسی با بیان اینکه «مفهوم جمهوری به معنای مراجعه به آرای عمومی، دموکراسی و مردمسالاری است»، یادآور شد: رهبر انقلاب نیز از جمهوری اسلامی بهعنوان نظام مردمسالاری دینی تعبیر کردند، یعنی جمهوریای که متکی بر مبانی اسلامی است.
تغییر تاکتیک هاشمی
به گفته احمد مازنی؛ «آیتالله هاشمی رفسنجانی یک سری اصول و مبانی ثابتی داشتند ولی حداقل در تاکتیک یا گاهی حتی در استراتژی خود تجدیدنظر میکرد و این تغییر نیز همواره متکی بر مصلحت نظام و کشور و نظر و خواست مردم بود.» وی با بیان اینکه «نظر و خواست مردم برای هاشمی رفسنجانی بهعنوان یک باور مهم بود»، عنوان کرد: «هاشمی رفسنجانی بر اساس هوش سیاسی که داشت، به نظر و نگاه مردم توجه ویژهای داشت.» این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در ادامه به تشریح مسائل اثرگذار بر نظر و قضاوت مردم در مورد سیاستمداران پرداخت و گفت: «نوع قضاوت و اظهارنظر مردم به سیاستمداران و برنامههای سیاسی در ارتباط با کل احزاب و جناحها و شخصیتهای سیاسی حتی اقتصادی و اجتماعی پیچیدگیهای خاص خود را دارد که مختص به فرد یا کشور خاصی نیست. یکی از عواملی که موجب قضاوت مردم درباره یک جریان یا حزب یا فرد میشود عملکرد همان مقطعی است که فرد یا جناح خاص در حال کار است. در چنین موقعیتی معایب کاردیده میشود و در نتیجه وقتی جریان دیگری با شعارهای جدیدی وارد میدان میشود، موجب کنار گذاشتن جریان حاکم میشود اما پسازاینکه آن جناح یا فرد از محیط و پست سیاسی فاصله میگیرد، مجدداً مردم به سمت آن بازمیگردند.» وی در ادامه افزود: «این موضوع شبیه به اتفاقی است که در برخی از کشورهایی که بهصورت حزبی اداره میشود، دیده میشود. مثلاً در آمریکا مردم در یک انتخابات به سمت حزب دموکرات گرایش پیدا میکنند اما پس از چند سال به سراغ جمهوری خواهان میروند. در ایران نیز همینطور بوده اصولگرایان و اصلاحطلبان و جریانهای سیاسی درون نظام چنین وضعیتی داشتند که مردم از یک جریان و چهره و روش اداره کشور خسته میشدند و به جریان و فرد دیگری رو میآوردند و امید میبستند که تغییری ایجاد کند.» این فعال سیاسی اصلاحطلب در همین راستا تصریح کرد: «هاشمی رفسنجانی در مقطعی رئیسجمهور شده بود، علاوه بر همزمانی با رحلت امام خمینی، مسائلی نیز در فضای سیاسی کشور رخداده بود و شرایط را سختتر کرده بود. ازجمله محدودیتهایی که برای جریانهای سیاسی آن زمان که به جریان چپ مشهور بود، ایجادشده بود و هاشمی رفسنجانی در این محدودیت هم بهعنوان رئیسجمهور وقت و هم بهعنوان شخصیت مؤثر باقیمانده از تأسیس نظام و انقلاب نقش داشت که تبعا در سال در انتخابات سال 76 نیز کاندیدایی که موردحمایت ایشان بود رای نیاورد.» وی در ادامه با بیان اینکه «هاشمی رفسنجانی در آن مقطع نماد حاکمیت بودند» اظهار کرد: «مردم از تمامی فشارهایی که سیاستهای تعدیل اقتصادی و مشکلاتی را در پی آن ایجادشده بود، احساس خستگی میکردند. هرچند این سیاستها در توسعه و زیرساختهای اقتصادی نقش مؤثری داشت اما مردم ازنظر عدالت اجتماعی دچار مشکل شده بودند و ازنظر آزادیهای سیاسی هم محدودیت بسیار زیاد بود. همچنین اشخاصی که منتقد بودند نیز به زندان میافتادند. لذا مردم معتقد بودند که کاندیدای موردنظر وی هم همان شرایط را ادامه خواهد داد و به دنبال جریان و روش مدیریتی متفاوتی بودند یا حتی خود ایشان نیز در انتخابات مجلس شورای اسلامی نتوانست آرای مردمی را کسب کند اما بعدها شرایط تغییر کرد و با تغییراتی که در کشور رخ داد، آقای هاشمی رفسنجانی نیز رویکرد و رفتار سیاسی خود را تغییر داد و همین موجب اقبال عمومی مجدد مردم نسبت به ایشان شد به حدی که توانست در انتخابات خبرگان بالاترین رای مردم تهران را کسب کند.»