مقصر مهاجرت ورزشکاران کیست؟
همین چند روز پیش یکی دیگر از ورزشکاران ملیپوش عطای ماندن در کشور را به لقایش بخشید و به گفته خود برای پیشرفت ورزشی و یک زندگی نرمال راه غربت را در پیش گرفت. شقایق باپیری، ستاره هندبال و پرسابقه ترین بازیکن تیم ملی ایران، در نخستین راهیابی تیم ملی هندبال زنان ایران به مسابقات جهانی، اردوی تیم ملی را در مسابقات جهانی اسپانیا ترک کرد و ناپدید شد. ۲۵ آذرماه و دو روز بعد از ناپدیدشدن باپیری، وی در یک ویدیویی ناپدید یا دزدیده شدن خود را تکذیب کرد و از پناهنده شدن خود خبر داد و در توضیح این تصمیم گفت: دلیلم برای پناهندگی داشتن آینده بهتر در ورزش و پیشرفت ورزشی بوده است. کل دوران زندگی را به دنبال ورزش بودهام و هیچوقت به دنبال سیاست نبودم. او در مصاحبهای اختصاصی با یکی از شبکههای فارسیزبان خارج از کشور به تمایل ورزشکاران به پناهنده شدن اشاره و ادعا کرد: «اگر از بازیکنان چک یک میلیارد و پانصدمیلیون تومانی نگرفته بودند، هیچکس برنمیگشت.» لازم به ذکر است شقایق باپیری سابقه شش سال عضویت در تیم ملی هندبال زنان ایران و باشگاه سپاهان را دارد و از بازیکنان پرتجربه تیم ایران به شمار میرود. او پیشتر در لیگ هندبال اربیل عراق خانم گل شده بود. پابیری اولین ورزشکاری نیست که اردوی تیم را به امید پناهندگی ترک میکند. تنها در چند هفته گذشته بیش از ۵ورزشکار ملیپوش ایرانی از بازگشت به ایران خودداری کردهاند. امیر غلامزادگان و علیرضا پیری، دو ملیپوش پرورش اندام در همین مسابقات جهانی اسپانیا به کشور برنگشتتد و برخی رسانهها از پناهنده شدن آنان خبر میدهند.
مهاجرت ورزشکاران اتفاق جدیدی نیست
مهاجرت و پناهندگی ورزشکاران ایرانی که اخیراً مجدداً اوج گرفته و خبرساز شده است، اتفاقی تازه نیست؛ در چند سال اخیر هر از چند گاهی مهاجرت ورزشکاران مدالآور و نامی ایران به جامعه ورزشی ایران شوک وارد کرد. سعید ملایی در سپتامبر سال ۲۰۱۹ در اقدامی ناگهانی اعلام کرد دیگر حاضر نیست به ایران بازگردد و میخواهد در مسابقات المپیک ۲۰۲۰ زیر پرچم سازمان جهانی المپیک به میدان برود، شوکی جدی به ورزش ایران وارد شد پس از او این موج پناهندگی ورزشکاران ایرانی، شدت بیشتری پیدا کرد. شوک بعدی را کیمیا علیزاده وارد کرد. علیزاده نخستین و تنها زن مدالآور ایران در تاریخ بازیهای المپیک اعلام کرد دیگر نمیخواهد برای تیم ملی ایران در رقابتهای تکواندو مبارزه کند. او سپس در یک پست اینستاگرامی اعلام کرد که به آلمان مهاجرت کرده و میخواهد در المپیک ۲۰۲۰ توکیو با هوگوی این کشور روی تاتامی برود. در رشتههای ورزشی دیگری حتی مانند شطرنج هم بودند افرادی که قید مسابقه دادن با پرچم کشور را به عطایش بخشیدند. علیرضا فیروزجا نوجوان ۱۶ساله بابلی، در دسامبر ۲۰۱۹ اعلام کرد که دیگر با پرچم ایران در مسابقات جهانی شطرنج حضور پیدا نخواهد کرد. این تصمیم فیروزجا اتفاق تلخی برای جامعه شطرنج ایران به شمار میرفت چراکه فیروزجا بهعنوان یکی از استعدادهای آینده، امیدهای زیادی برای کسب موفقیت در این رشته ورزشی دارد. بعد از فیروزجا خادمالشریعه دیگر شطرنجباز موفق ایرانی در یک پست اینستاگرامی از حضور در تیم ملی شطرنج ایران انصراف داد.
رفتن به هر قیمتی!
فقط کشورهای اروپایی و توسعهیافته مقصد ورزشکاران ایرانی نیست. برخی از نخبههای ورزشی برای رفتن از ایران حتی حاضرند به کشوری مانند ترکیه چنگ بزنند و آرزوهایشان را آنجا جستجو کنند. همین ماه گذشته بود که علی مکوندی ملیپوش سابق دسته ۸۹ کیلو به ترکیه مهاجرت کرد.
تلاش برخی ورزشکاران ایرانی برای مهاجرت بهگونهای است که برخی کشورهای میزبان مسابقات را نیز به تکاپو واداشته که مانع پناهندگی ورزشکاران ایرانی به کشورشان شوند، بهگونهای که گفته میشود سبب شد در بهمن ۹۸ کشور استرالیا از صدور روادید برای ورزشکاران ایران خودداری کند.
در همان زمانها در رابطه با عدم صدور روادید برای تیم ژیمناستیک ایران زهرا اینچه درگاهی، رئیس فدراسیون ژیمناستیک در گفتوگویی با ایرنا گفته بود: «سه ورزشکار ما از سوی فدراسیون ژیمناستیک استرالیا دعوتنامه دارند اما سفارت این کشور به دلایل واهی از صدور روادید خودداری میکند. در ایمیلی که از سوی این کشور برای فدراسیون ارسال شده مواردی ذکر شده که دور از ذهن و تصور ورزشکاران ایرانی است. در این ایمیل به شرایط اقتصادی ایران اشاره شده و احتمال پناهندگی ورزشکاران ما را دادهاند.»
کمبود امکانات و تنگناهای اقتصادی
برخی، مهاجرت ورزشکاران ایرانی را به تنگناهای موجود کشور گره میزنند و معتقدند شرایط معیشتی و محدودیتها و تنگنظریها و برخی برخوردها و...از عوامل تشدیدکننده این نوع از مهاجرت است؛ ضمن اینکه نخبههای ورزشی به دلیل امتیازی که دارا هستند به نسبت مردم عادی راحتتر میتوانند پناهنده شوند. برخی دیگر کمبود امکانات ورزشی و محدودیتها را دلیل مهاجرت ورزشکاران میدانند. آنان میگویند در سالهای اخیر در موارد زیادی فدراسیونها با ورزشکاران برخورد قهری کردهاند. در موارد بسیاری ورزشکاران ناچار شدند با هزینه شخصی به مسابقات بروند. فقر امکانات زیرساختی ورزش کشور را هم به این موضوع اضافه کنید. ورزشکاران ایرانی با جدیدترین وسایل ورزشی و در پیستها و سالنهای ورزشی مجهز تمرین نمیکنند. جواد فروغی، دارنده مدال طلای غیرمنتظره این دوره از مسابقات تیراندازی المپیک در گفتوگویی گفته بود در زیرزمین تمرین میکرده است! آیا جای تمرین یک مدالآور المپیکی زیر زمین است؟ در المپیک که بزرگترین رویداد جهانی است، بسیاری از ورزشکاران در رشتههای مختلف حتی از ابتداییترین امکانات برخوردار نبودند. تیم اعزامی ایران به این مسابقات حتی ماسک متحدالشکل نداشتند. اگر نبود امکانات ورزشی را در کنار مشکلات اقتصادی ورزشکاران قرار بدهیم، تمایل ورزشکاران به مهاجرت را راحتتر درک میکنیم.
هر از چند گاهی عکس یا فیلم ورزشکاران مدالآور در حال دستفروشی، کارگری، رانندگی تاکسی و ... در شبکههای اجتماعی منتشر میشود که بیانگر مشکلات اقتصادی و معیشتی این قشر است. بدیهی است در یک موقعیت عادی دغدغه ورزشکاران تمرین و ورزش است نه مشکلات مالی و معیشتی.
میل به مهاجرت در میان ایرانیان
البته فقط ورزشکاران نیستند که میل به مهاجرت دارند، رفتن ایرانیها از سرزمین مادریشان خیلی وقت است خبرساز شده است. هرازچندگاهی تمایل ایرانیان برای ترک وطن به تیتر رسانهها تبدیل میشود. همین چند روز پیش مرکز افکارسنجی کیو، نتایج نخستین نظرسنجی ملی «تمایل به مهاجرت» را اعلام کرد. طبق نتایج این نظرسنجی از هر سه ایرانی یک نفر تمایل به مهاجرت دارد. بر اساس این نظرسنجی، اگر جمعیت ایران را ۸۰ میلیون نفر در نظر بگیریم. نزدیک به 28 میلیون نفر تمایل به ترک کشور دارند.
تمایل یکسوم ایرانیها به مهاجرت
در حالی است که موسسه گالوپ در سال ۲۰۱۵ آمار ایرانیانی را که میل به مهاجرت از ایران داشتهاند، یکمیلیون و ۸۰۰هزار نفر اعلام کرده بود. این نشان میدهد که میل به رفتن در میان ایرانیان به نسبت به ۵سال قبل چندین برابر شده است.
ناگفته پیداست، فارغ از وضعیت پرابهام و نامناسب شرایط اقتصادی، ضعف در مدیریت بخشهای مختلف، حرفهای ضدونقیض مسئولان، انکار بدیهیات و واقعیات جامعه از سوی برخی رسانهها و مسئولان، نبود فهم مشترک از مشکلات بین مردم و مسئولان، شکاف عمیقی که در درک شرایط بین توده مردم با حکمرانان کشور شکلگرفته است و صدها دلیل دیگر این حس را در مردم ایجاد کرده است برخی مسئولان نهتنها توانایی مدیریت کشور را ندارند بلکه حتی توانایی تصمیمگیری و پذیرش تبعات تصمیم خود را نیز ندارند.
افزون بر مشکلات ذکرشده نمیتوان نقش و تأثیر شرایط نامطلوب محیطزیست، خشکسالیهای پیدرپی، کمبود آب و آسیبهای اجتماعی کشور را نادیده گرفت. بدون شک معضلات اقتصادی در کنار مشکلات اجتماعی و زیستمحیطی و… آیندهای نامعلوم و پر ابهام برای ایرانیها رقمزده است، جوری که آنان بهناچار چشم به آنسوی مرزها دوخته و رؤیاهایشان را در سرزمین دیگری جستوجو میکنند.