
روایتی از وضعیت امنیت اسناد هستهای
روز نو :یک عضو هیأت رئیسه مجلس درز اطلاعات هستهای کشور توسط بازرسان آژانس را آنقدر شدید دانسته که گفته «دیگر هیچ چیز محرمانهای نداریم». او در حالی همه تقصیر را گردن بازرسان انداخته که هیچ اشاره و توضیحی درمورد میزان قصور این دستگاههای امنیتی یا روند ترمیمشان نداده است.
اخیراً علیرضا سلیمی، از نمایندگان مجلس در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته بود: «جاسوسان هستهای در قالب بازرسان آژانس انرژی اتمی مرتب به ایران رفت و آمد دارند و اطلاعات ما را بردهاند و دیگر چیزی محرمانه برای ما باقی نگذاشتهاند.» این در حالیست که دو دستگاه بزرگ اطلاعات کشور یعنی اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات هر از گاهی از اشراف اطلاعاتی خود بر تحرکات دستگاه جاسوسی دشمنان و حتی دستگیری جاسوسان میگویند و معمولا با تقدیر و تمجید تمایندگان مجلس نیز روبهرو میشوند.
بارها گفته شده است که ما دستگاه اطلاعاتی قوی داریم که با چشمان باز همه روزه از نقاط حساس کشور مراقبت میکنند؛ اما سخنان این نماینده خلاف وضعیتی است که تاکنون ادعا شده است. در مواردی اعلام شده که اشتباهات برخی مسئولین یا مصاحبههای غیرحرفهای آنها یا گزارشهای تصویری که از رسانه ملی با هدف به رخ کشیدن پیشرفتهای هستهای پخش میشود، خود موجب انتقال اطلاعات سری و بهرهبرداریهای اطلاعاتی از اماکن حساس کشور میشود. نمونه بارز آن اطلاعاتی که سرویسهای جاسوسی کشورهای دیگر از گزارش تصویری بازدید احمدینژاد از نطنز به دست آوردند و بعدها در مستند «روزهای صفر» توسط فیلمساز آمریکایی فاش شد که چقدر از اطلاعات موجود در آن گزارش به ساخت ویروس استاکس نت کمک کرد و حتی باعث ترور برخی از جوانان دانشمند این مرزوبوم شد. در مستند روزهای صفر، از زبان یک مشاور امنیت کنترل سیستم نقل میشود که آنها برای آنالیز دقیقتر کدهای ویروس استاکس نت، به تصاویر بازدید احمدینژاد از سالن سانتریفیوژها که آن زمان از تلویزیون جمهوری اسلامی ایران پخش شد، نگاه دقیقتری انداختند و به راحتی به سرنخهای مهمی رسیدند. آنها با دیدن همان گزارش اولاً چهره تعدادی از دانشمندان یا دستاندرکاران جوان هستهای کشور برایشان بر ملا شد و حتی یکی از آنها چند ماه بعد ترور شد، ثانیاً با نشان دادن تصاویری از مانیتور کامپیوترهای کنترل سانتریفیوژها، آنها از نرمافزار مورد استفاده سیستمها با خبر شدند و با دقت و تحلیل برنامهها و مانیتورهای استفاده شده به جزئیات بیشتری از پیکربندی ۶ گروه از سانتریفیوژها دست پیدا کردند. لازم به ذکراست که در نتیجه حمله استاکسنت در آن زمان ۱۰۰۰ سانتریفیوژ ایران از کار افتاد.
ضربه ویروس استاکسنت که سهلانگاری در تهیه گزارشهای تلویزیون هم به تولید آن کمک کرد به حدی سنگین بود که بعدها دیوید سینگر خبرنگار حوزه سایبری و تروریسم نیویورک تایمز در مورد آن نوشت: اگر نقش تحریمها در آوردن ایران پای میز مذاکره ۶۰ درصد بوده است، ویروس استاکسنت ۴۰ درصد نقش داشته است.
البته در زمان ماجرای استاکسنت برخی اخبار از لغزش یا افشای اطلاعات توسط کارشناسان نیروگاه هم حکایت داشت. علیاکبر صالحی در زمان مسئولیتش در دولت دهم در مورد ویروس استاکسنت گفته بود کشورهای غربی با برقراری تماس و اغوای کارشناسان سازمان از این افراد اطلاعات گرفتهاند. او گفته بود از میان این کارشناسان تعدادی نسبت به این اغواگریها لغزش داشتند و متأسفانه اطلاعاتی را به بیرون درز میدادند. بعد از این صبحتهای صالحی، بحث شنود کارمندان سازمان انرژی اتمی و در ادامه درز این شنودها به خارج از کشور پیش آمد و این در حالی بود که طبق قانون هیچ شنودی در کشور بدون دستور و مجوز قضایی امکانپذیر نیست. مسئله مبهم اختیار شنود توسط برخی دستگاهها یا حراست دستگاهها از کارمندان، مسئلهای است که خود راه را برای درز اطلاعات حساس باز میکند.
در مورد ضربههای اخیری که به برنامه هستهای ایران از سوی سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی وارد شد، یعنی سرقت اسناد هستهای از تهران در سال 96 و بعد ترور محسن فخریزاده در سال 99 هم نشانههایی از سهلانگاریها و وجود باگهای جدی در ساختار امنیتی کشور دیده میشود.
طبق گزارشی که نشریه بریتانیایی جویش کرونیکل، که منتسب به یهودیان انگلیس است، مدتی بعد از ترور محسن فخریزاده در مورد جزئیات این عملیات منتشر کرد، کارشناسان اسرائیلی زمانی در مورد حذف فخریزاده به قطعیت رسیدند که کلاسورهای حاوی اطلاعات برنامه هستهای را که در سال ۲۰۱۸ از تهران سرقت شد، باز کردند و به بسیاری از اطلاعات فوقحساس هستهای کشور دست پیدا کردند. جویش کرونیکل به نقل از منبعش نوشته بود:«در مجموعه مدارک سرقت شده، مدارکی اصل با دست خط فخریزاده بوده که کارشناسان با بررسی دستخط و حتی جوهر آنها مطمئن شده بودند که دستور و مسئولیت بسیاری از اقدامات کشور در این حوزه با شخص محسن فخریزاده بوده و به این ترتیب پروژه قطعی ترور ایشان رقم میخورد.»
در مورد پروژه سرقت اسناد هستهای که مقدمه ترور یکی از دانشمندان عالیرتبه کشور یعنی فخریزاده شد، هم باز نشانه ضعفهای امنیتی دیده میشود. بعد از فاش شدن سرقت اسناد هستهای، رسانههای آمریکایی درباره جزئیات این عملیات نوشتند:«جاسوسان موساد ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه وارد انبار و محل نگهداری آرشیو در تهران شدند. آنها دقیقا میدانستند که باید دنبال ۳۲ گاو صندوقی باشند که در ایران تولید شده است و آنها گاو صندوقها را با ابزار مخصوص جوشکاری با حرارت ۳۶۰۰ درجه حرارت گشودند...»
به جملات گزارش دقت کنید، آنها «دقیقا میدانستند» باید دنبال چند گاوصندوق با چه ویژگیها و متریالی باشند! در قسمتهای دیگر گزارش فاش میشود که آنها حتی از ساعت ورود و خروج نگهبانها باخبر بودند و آنقدر اشراف داشتند که توانستند چندین وانت اسناد را به راحتی و با موفقیت کامل نه تنها از انباری در تهران بدزند، بلکه تمام و کمال از کشور خارج کنند. بعد از این سرقت بود که نتانیاهو در آن کنفرانس خبری که از اسناد هستهای ما را رونمایی میکرد گفت نام محسن فخریزاده را به خاطر بسپارید و دوسال بعد با ترور این دانشمند ارزشمند همه متوجه شدند که علت این طرح نام چه بود! تروری که ریشهاش را باید در میان باگهای ساختار امنیتی کشور جستوجو کرد.
وقتی درباره علت انفجارهای فروردین ۱۴۰۰ و تیر ماه ۹۹ در نیروگاه نطنز هم شفافسازی شد، مشخص شد که آن هم به نوعی ناشی از سهلانگاری و قصور بوده. طبق گفتههای فریدون عباسی از نمایندگان مجلس، علت انفجار سال ۱۴۰۰ در پست برق نیروگاه خرابکاری بوده. وزارت اطلاعات عامل آن را فردی به نام رضا کریمی معرفی کرد که بعد از انجام خرابکاری هم از کشور گریخت. علاوه بر این فریدون عباسی در مورد انفجار سال ۹۹ هم گفته بود: «انفجار در اثر جاسازی مواد منفجره در یک میز سنگین و وارد کردن آن به سایت نطنز بوده است.» چطور ممکن است یک میز پر از مواد منفجره از زیر نظر بسیاری از گیتهای امنیتی رد شود و به یکی از حساسترین ساختمانهای کشور وارد شود!؟
با بررسی همین چند مورد واضح است که حتی اگر بازرسان هستهای آژانس اطلاعات محرمانهای از ایران را به کشورهای دیگر لو داده باشند، ولی باز هم اگر دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی ما دقیقتر و باهوشتر عمل میکردند و ضعفهای خود را برطرف میکردند، عملیاتهای اخیر و تحمیل این خسارات به کشور، حداقل به همین راحتی قابل اجرا نبود. این در حالیست که نمایندگان مجلس هرازگاهی از بازرسیهای آژانس انتقاد میکنند ولی تا به حال نشنیدهایم که تذکری در مورد نقاط ضعف دستگاههای امنیتی بدهند.