طالبان برسر دوراهی آمريكا و تشكيل دولتِ فراگير | روزنو

Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۲۵ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۰:۲۰
کد خبر: ۴۹۵۱۴۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۰ - ۲۱ شهريور ۱۴۰۰
حالا شرایط نسبت به گذشته‌ای که از پنجشیر سراغ داشته‌ایم متفاوت است، بسیاری از آنچه درباره نهضت مقاومت یا احمد مسعود در اذهان شکل گرفته متکی به سابقه پدر او، احمدشاه مسعود و شرایط نظامی و ژئوپلیتیکی است که در آن مقطع که اجازه تسلط کامل را به روس‌ها و طالبان نداد.

طالبان برسر دوراهی آمريكا و تشكيل دولتِ فراگير

روز نو :نزدیک به یک هفته از زمانی که طالبان خود را مسلط بر پنجشیر اعلام کرد می‌گذرد اما جنگ همچنان در این منطقه ادامه دارد. روزنامه افغانستان تایمز به نقل از منابع آگاه روز گذشته از موفقیت نیروهای مقاومت در بازپس‌گیری برخی مناطق پنجشیر خبر داد. منطقه‌ای که با آغاز مقاومت امیدی برای مخالفان طالبان بود و حتی روسیه پیشنهاد تجزیه افغانستان از این قسمت را داد اما حالا مساله ادامه و موفقیت این مقاومت در پنجشیر و دیگر مقاومت‌ها و تظاهرات مردمی در دیگر نقاط افغانستان است، نقاطی که رسانه‌ها به آن راه ندارند. در این رابطه فیاض زاهد، استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح‌طلب، به گفت‌وگو با «آرمان ملی» پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

امید بسیار زیادی از مردم برای موفقیت جبهه مقاومت و شکست طالبان در پنجشیر وجود داشت و حتی برخی احتمال می‌دادند دیگر ولایت‌ها نیز به پنجشیــر بپیوندند و مناطقی از ورود و حضور طالبــان در امان باشد، در حال حاضر با خروج برخـی از مردم از این منطقه و کشته شدن برخی از آنها چه پیش‌بینی‌ برای ادامه این تنازعات دارید؟

حالا شرایط نسبت به گذشته‌ای که از پنجشیر سراغ داشته‌ایم متفاوت است، بسیاری از آنچه درباره نهضت مقاومت یا احمد مسعود در اذهان شکل گرفته متکی به سابقه پدر او، احمدشاه مسعود و شرایط نظامی و ژئوپلیتیکی است که در آن مقطع که اجازه تسلط کامل را به روس‌ها و طالبان نداد. به نظر می‌رسد مجموعه‌ای از بی‌اعتمادی، دلزدگی، خستگی از جنگ، تنش‌های دائمی، توافقات بین‌المللی و خیانت رهبران سیاسی حاکم در افغانستان سبب شد نوعی رخوت و سستی را در جامعه افغانستان شاهد باشیم. مجموعه مسائل فرهنگی، نوع تربیت و ساخت اجتماعی در افغانستان را نیز باید لحاظ کرد، افغانستان هیچگاه سابقه دولت- ملت را نداشته و دارای قومیت‌ها، مذاهب و نژادهایی است که فاقد یک تاریخ مشترک، طولانی و قدیمی با یکدیگر بوده‌اند و به صورت مصنوعی و با فشار به یکدیگر چسبانده شده بودند، زمانی که آن فشار کنار گذاشته شد اکثریت پشتون با حمایت سیاسی و نظامی پاکستان و حمایت مذهبی و مالی عربستان صعودی این امکان را یافت که نوعی برتری پیدا کند. باور دارم حالا وضعیت پنجشیر یک وضعیت بغرنج است، در کوتاه مدت به نظر نمی‌رسد طالبان با خطر تهدید جدی روبه‌رو شود اما در طولانی مدت از آنجا که ریشه این بحران حل نشده است و از آنجا که اختلافات ریشه در مسائل قبیله‌ای، ایلی و قومی دارد تبدیل به یک دمل چرکی خواهند شد و تامین نشدن منافع همه ولایت‌های بزرگ فرصتی را رقم می‌زند که از این موقعیت‌ها و نقاط حساس برای تحریک و بر هم زدن بازی رقبای خود استفاده کنند. بنابراین عدم حل مساله پنجشیر و عدم ایجاد یک دولت فراگیر طالبان را در طولانی مدت با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهد کرد و دست دولت‌های خارجی را برای ایجاد رقابت و درگیری در این منطقه باز خواهد گذاشت.

آیا همین مســاله وجود قومیت‌های متعدد در افغانستان، به خصوص در پنجشیر، علتی برای تجــزیه این کشور در شرایط بحرانی کنونی نمی‌شود؟

انجام تجزیه در کشــورهای شبیه افغانستان پیچیدگی‌هایی دارد. در عراق نیز همین زمینه و ظرفیت برای جدا شدن منطقه کردنشین یا شیعه نشین وجود داشت اما جامعه جهانی از آن استقبال نکرد. فکر می‌کنم مساله جدا شدن پنجشیر دارای دو حالت است، تبدیل شدن به یک دولت خودمختار که اقتدار طالبان را در افغانستان با چالش روبه‌رو خواهد کرد و پاکستان نیز از آن حمایت نخواهد کرد. حالت دیگر پیوستن این منطقه به تاجیکستان است که آن هم کشوری دارای قدرت نظامی یا مالی نیست. اگر تاجیکستان وضعیتی شبیه آذربایجان داشت شرایط می‌توانست متفاوت باشد. تاجیکستان در بین جمهوری‌های سابق اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از اقتصاد و توانایی بین‌المللی ضعیف‌تری برخوردار است.

آیا شما از مدافعان سیاست حمایت ایران از طالبان و عدم حمایت از پنجشیر هستید؟

چنین امر سیاسی منوط به حفظ منافع ملی کشور است، ایران از طرق مجاری بین‌المللی که در اختیار داشت دریافت که از یک سال و نیم پیش آمریکاییان در حال مذاکره برای رسیدن به توافق هستند. روسیه و چین نیز از آن باخبر بودند. ارزیابی شرایط، مردم و خستگی آنها از جنگ و ناامنی‌های گسترده، ایران را به این نتیجه رساند که با احتیاط به تحولات افغانستان بنگرد. البته که خوش‌بین نیستم که طالبان در آینده نسبت به آنچه تعهد کرده‌اند، در خصوص حقابه، رعایت حقوق اقلیت شیعیان، یا حقوق هزاره‌ها، پایبند باشند اما حداقل امروز بهانه‌ای نیست و مزاحمتی ایجاد نمی‌کنند. از سویی به صورت بنیادین دو دولت جمهوری اسلامی اصولگرا داریم که یکی شیعه و دیگری سنی است؛ از نظر اجرای شریعت اگر مقامات جمهوری اسلامی بتوانند ایده‌آل خود را محقق کنند آن ایده‌آل تحقق کامل احکام شیعی است همان چیزی که سنی‌ها در شریعت سنی دنبال می‌کنند، لذا نوعی همخوانی و همگرایی نانوشته وجود دارد. شاید تنها تعارض این است که اهل سنت یا سنی‌های افراطی اساسا مذهب و دین شیعیان را به رسمیت نمی‌شناسند و در بین شیعیان افراطی نیز موضوع جانشینی و ولایت و خلافت یک مساله حل نشده است. خود این نقطه تعامل می‌تواند همواره تنازعات مذهبی را بالا نگه دارد اما چون استراتژی دیگر ایران مساله آمریکا بود، معتقد هستم جمهوری اسلامی خروج آمریکا از افغانستان را در اولویت اول قرار داد. خروجی که باور دارم اقدامی نادرست بود، چرا که حضور آمریکا حداقل نوعی ثبات و امنیت را در منطقه جنوب غرب آسیا ایجاد می‌کرد که خلأ این قدرت به این سرعت می‌تواند منجر به بروز چالش‌های جدی شود. بنابر گزارشی که روزنامه‌ای فرانسوی منتشر کرده است و مدعی این گزارش دارای منابع جدی است، طالبان با آمریکا توافق کرده و به آنها قول داده‌اند که برای آنها مزاحمت‌های جدی ایجاد خواهند کرد. پیش از اینکه آمریکایی‌ها طالبان را وادار به چنین اقداماتی کنند با خرد سیاست راهبردی ناسازگار است که خود این مشکلات را آغاز کنیم.

با وجود این مسائل و مشکلات در نتیجه حضور طالبان به چه علت این سرمایه‌گذاری بزرگ برای رسیدن آنها به قــدرت از سوی کشورهای مختلف با هزینه‌هــای سنگین انجام شد؟

فکر می‌کنم واقعیت‌های میدانی در افغانستان را باید در نظر داشت، حتی وقتی دولت افغانستان بر سر کار بود نیمی از کشور در اختیار طالبان قرار داشت. معنی این حرف من این است که با احترام به مردم افغانستان، بخش زیادی از افکار عمومی در مناطق ایلاتی، قبیله‌محور، روستاها و در مجموع مناطق کمتر توسعه یافته و دور از مرکز تحت تاثیر آموزش‌های مذهبی اشتباه از یکسو و از سوی دیگر ناراضی از حضور آمریکایی‌ها بودند. همچنین دولت آقایان کرزای و اشرف غنی و مقامات سیاسی به فسادهای گسترده و رانت‌خواری بسیار افسارگسیخته متهم شده بودند، در نتیجه در چنین شرایطی طالبانی که نماد پابرهنگی و گرسنگی و به نوعی از خود آنها بودند، چهره فریبنده‌تری را برای آن دسته از مردم ارائه کردند. ابن خلدون صدها سال پیش به ما آموخت هر قومیتی که از عصبیت خود فاصله می‌گیرد و وارد دوره عمران می‌شود، به دوره اشرافیت و بعد هم فاصله گرفتن از اصول اولیه خود می‌رسد. حال وقتی آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که با طالبان معامله کنند چرا باید انتظار داشته باشیم کشورهای دیگر مثل ایران بار همه مخالفت‌ها و تعارضات را بر دوش بکشد.

برچسب ها: طالبان ، آمریکا ، پنجشیر
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز