وضعیت اقتصادی بد ایران و قدرت گیری طالبان فرصتی برای بایدن به منظور امتیاز گرفتن از ایران است | روزنو

Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۰۶ آبان ۱۴۰۰ - ۱۶:۵۳
کد خبر: ۴۹۲۶۹۴
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۲ - ۳۱ مرداد ۱۴۰۰
نشریه "آسیا تایمز" مطرح کرد
نشریه "آسیا تایمز" با مقایسه بحران سال ها پیش گروگان گیری سفارت امریکا در تهران با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به این موضوع پرداخته که تا چه میزان ممکن است بایدن به سرنوشت کارتر در انتخابات دچار شده و این موضوع بر شکست او تاثیرگذار باشد.

وضعیت اقتصادی بد ایران و قدرت گیری طالبان فرصتی برای بایدن به منظور امتیاز گرفتن از ایران است

به گزارش سایت روزنو، این نشریه می نویسد:"از نظر سیاسی خروج نیروهای امریکایی به طور ناگهانی از افغانستان بایدن را بی کفایت جلوه داده است. بایدن اما خود قصد دارد انتقادات را کم اهمیت جلوه دهد. احتمالا بایدن خود باور ندارد که بحران افغانستان مشابه رویدادهای ویتنام است بلکه باور دارد که بحرانی در سیاست خارجی مشابه گروگانگیری سفارت امریکا در تهران است که باعث باخت جیمی کارتر در انتخابات در سال 1980 میلادی در مقابل رونالد ریگان جمهوری خواه و آسیب زدن به اعتبار کارتر شد.

بایدن برای توجیه اقدامات اش می گوید فکر نمی کرد افغانستان به این زودی به دست طالبان بیفتد. او می گوید احتمال آن بعید است که طالبان بتواند بر افغانستان حکومت کند. پس از آن اما او با پرخاشگری گفت که همه چیز قابل انتظار است.

او در مصاحبه ای تلویزیونی گفت:"من نمی دانم چه رخ خواهد داد". پس از بحران گروگانگیری سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان، کارتر کارزاری را به راه انداخت تا خود را رهبری قوی نشان دهد. او نه تنها با تحریم بلکه با سازماندهی کارزارهای مردمی و درخواست از کلیسا برای به صدا درآوردن ناقوس و تشویق مردم امریکا به ارسال درخواست آزادی گروگان ها به سفارت ایران این کار را انجام داد.

او پوشش رسانه ای گسترده ای را انجام داد و از همه خواست پرچم امریکا را برافراشته نگه دارند. این کارزار اما تنها چهار ماه به طول انجامید چرا که بحران گروگان گیری سفارت به درازا انجامید. این در حالی بود که بایدن وعده داده بود گروگان ها به زودی آزاد خواهند شد. مخالفان سیاسی اش او را فردی ضعیف جلوه دادند.

لقبی که بر او باقی ماند: رئیس جمهوری ضعیف. به گروگان گرفته شدن 52 دیپلمات امریکایی 444 روز به طول انجامید. کارتر در انتخابات شکست خورد و ریگان پیروز شد. بایدن اما در رویکردی متفاوت می خواهد وانمود کند که گویا بحران چشمگیری در افغانستان ایجاد نشده است.

او بیش تر درباره واکسیناسیون کرونا در امریکا صحبت می کند. بایدن انتقادها را رد می کند. او در سطح جهانی نیز تلاش می کند بحران افغانستان را کوچک جلوه دهد و تماس های تلفنی اش با بوریس جانسون نخست وزیر بریتانیا و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان را محدود کرده است.

عملکرد بایدن در مورد افغانستان اما بازخورد منفی داشته و محبوبیت او کاهش یافته است. در یک نظرسنجی نیمی از پاسخ دهندگان از او حمایت کردند. با این وجود، تنها یک چهارم از آنان بر این باور بودند که تخلیه نیروهای امریکایی به خوبی و با موفقیت انجام شده است.

جمهوری خواهان اما انتقادی که از کارتر مطرح کردند را درباره بایدن تکرار می کنند و می گویند او ضعیف است. متحدان اروپایی امریکا نیز از عدم مشاوره بایدن با آنان ناراضی هستند و می گویند باید همکاری بیش تری صورت می گرفت تا اتباع اروپایی نیز با روند بهتری افغانستان را ترک کنند. چین نیز با انتقاد از بایدن از فرصت استفاده کرده و به تایوان هشدار می دهد که امریکا غیر قابل اعتماد است.

مشاوران بایدن اما می گویند امریکایی ها باید در سطح کلان به موضوع نگاه کنند چرا که امریکا دیگر پولی در افغانستان هدر نخواهد داد و جان هیچ سرباز امریکایی ای از دست نخواهد رفت و تمرکز امریکا بر روی تهدیدهای متوجه از جانب چین و روسیه خواهد بود. آنان هم چنین تاکید می کنند که تروریست های طالبان در افغانستان تهدیدی برای امنیت امریکا نخواهند بود.

با این وجود، پیامدهای اشتباه بایدن ممکن است بیش از آن چه او امیدوار است به طول بیانجامد. افغان های رها شده در فضای مجازی خواستار کمک هستند. رها کردن افغان های بدون پناه به خصوص زنان به ضرر وجهه بایدن است که خود را مدافع حقوق زنان در سراسر جهان معرفی کرده است.

خطر مستقیم برای بایدن انتخابات میان دوره ای کنگره است که 14 ماه تا برگزاری آن زمان باقی است و اگر حزب دموکرات در هر دو مجلس و حتی مجلس سنا کرسی ها را از دست دهد بایدن دوره ریاست جمهوری اش به پایان خواهد رسید. شاید او روی این موضوع حساب کرده که حافظه امریکایی ها کوتاه مدت است و بسیاری از مسائل را تا انتخابات ریاست جمهوری فراموش می کنند".

همزمان با قدرت گیری طالبان در افغانستان، "شلومو بن آمی" وزیر خارجه سابق اسرائیل در مقاله ای در سایت "پروژه سندیکایی" درباره پیامدهای ظهور طالبان برای ایران و رابطه آن کشور با امریکا می نویسد:"انتخاب "ابراهیم رئیسی" رئیس جمهوری تندرو در ایران این نگرانی را ایجاد کرده که آن کشور از مذاکره با غرب خودداری ورزد.

این در حالی است که نابسامانی اقتصاد ایران و قدرت گیری طالبان یک گروه سنی افراطی در همسایگی ایران در افغانستان سبب خواهد شد تا مقام های ارشد ایران انگیزه بیش تری برای احیای توافق هسته ای 2015 میلادی پیدا کنند.

سال ها "حسن روحانی" رئیس جمهوری پیشین و میانه روهای ایران تلاش کردند تا با غرب به تفاهم برسند اما آنان موفق نبودند. در حال حاضر یک تندرو رئیس جمهوری ایران است. آیا ریاست جمهوری او پایان مصالحه و نرمش ایران در برابر غرب خواهد بود؟ واقعیت آن است که رویارویی ایدئولوژیک با امریکا در ذات نظام سیاسی ایران است و رئیسی این مولفه را کنار نخواهد گذاشت. ایران همیشه اهداف بلندپروازانه منطقه ای خود در خاورمیانه را دنبال خواهد کرد.

در نتیجه، نزدیکی واقعی ای میان غرب و ایران به خصوص در حال حاضر که رئیسی در قدرت است رخ نخواهد داد. رئیسی هم چنین به جنگ در سایه با اسرائیل ادامه خواهد داد که مصداق آن حمله اخیر به نفت کش اسرائیلی بود. ایران از هیچ فرصتی نه تنها برای ضربه زدن به اسرائیل و ایجاد هزینه برای آن رژیم فروگذار نمی کند بلکه در راستای تضعیف توافق صلح ابراهیم میان اسرائیل و دولت های عربی اقدام خواهد کرد.

با این وجود، ایران خود را برای رویارویی مستقیم با غرب آماده نمی کند. رئیسی وضعیت اقتصادی بدی را به ارث برده است. شیوع کرونا و تحریم غرب علیه ایران باعث از دست رفتن 1.5 میلیون شغل در آن کشور شده است.

درآمدهای ایران از صادرات نفت و گاز به شدت کاهش یافته و نرخ تورم ایران به 50 درصد رسیده و هزینه زندگی و خرید اقلام اساسی افزایش 60 درصدی داشته است. در چنین شرایطی چشم انداز "اقتصاد مقاومتی" تحقق نخواهد یافت.

برای جلوگیری از اعتراضات احتمالی دولت رئیسی مجبور است جامعه بین المللی را متقاعد به کاستن از شدت تحریم ها کند تا پس از آن زمینه تفاهم با امریکا در مورد برنامه هسته ای فراهم شود. درست است که روسیه و چین متحدان ایران هستند اما هیچ از آن دو کشور به ایران برای ادامه جنگ نیابتی پرهزینه و جبران رکود اقتصادی ایران کمک نمی کنند به خصوص چین که اکنون ایران را گروگان خود در مسابقه بزرگ تر رقابت با امریکا و در بازی شطرنج با آن کشور می بیند و حاضر است بر سر توافق تجاری با امریکا تهران را قربانی کند.

بلندپروازی ایران در منطقه برای چین اولویت استراتژیک نیست و جذابیتی برای آن کشور ندارد. در نتیجه، حصول توافق هسته ای تازه برای ایران یک ضرورت است. امریکا باید تمام تلاش خود را برای تشویق ایران به انعطاف پذیری و نرمش انجام دهد.

پس از خروج فاجعه بار امریکا از افغانستان تنها چیزی که امریکا به آن نیاز دارد هرج و مرج بیش تر در خاورمیانه است. پیروزی طالبان سنی در افغانستان دشمن ایدئولوژیک ایران شیعه احتمالا باعث خواهد شد تا ایران با انگیزه بیش تری به دنبال جلوگیری از دامن زدن به درگیری با غرب باشد. اکنون فرصتی مناسب برای دستیابی امریکا به توافق هسته ای پایدار با ایران فراهم شده است".

نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین روز
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز