توافق در وین و سد مجلس در برابر لغو تحریم‌ها | روزنو

Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۰۶ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۳:۵۵
در اذر ماه این قانون گذاشته شد. چرا مجلس شورای اسلامی راهی را انتخاب کرده که با منطق روابط بین المللی همخوانی زیادی ندارد؟ ایا اصلا ممکن است که طبق خواسته هایی که مجلس دارد، توافقی شکل بگیرد؟

توافق در وین و سد مجلس در برابر لغو تحریم‌ها

روز نو :یک کارشناس سیاست خارجی به خبرآنلاین گفت:قانون مجلس اگر هدفش این بود که به مذاکره کنندگان ما کمک کند تا ابزار چانه زنی داشته باشند و سقف مطالبات ایران را پیگیری کنند، می توانست از جنبه هایی مفید باشد. اما به نظر می رسد که هدف مجلس و این قانون یک دستور کار برای مذاکره کنندگان تعیین کرده که از حدود برجام فراتر می رود. اصلا دولت ما هیچ وقت مجوز این را نداشته که فراتر از چارچوب های تعیین شده که به برجام ختم شد، با طرف دیگر مذاکره ای شکل دهد.

 به نظر می رسد که قانونی که مجلس شورای اسلامی در پاییز گذشته برای مقابله با بدعهدی غربی ها گذاشته است، حالا یک سد راه جدی برای رسیدن به توافقی با غرب و بازگشت همه طرف ها به برجام است.سخنگوی دولت می گوید شورای عالی امنیت ملی تفاهم اولیه رفع تحریم‌ها را رد کرده است و همین امر باعث شده تا توافق شکل نگیرد. پیش از او حسن روحانی هم در اشاراتی به این موضوع پرداخته بود که مصوبه اذرماه مجلس شورای اسلامی که در تضاد با اصل 60 قانون بوده، مانع از برداشته شدن تحریم ها شده.

در همین حال شورای عالی امنیت ملی حرفهای علی ربیعی را رد کرده و وجود تفاهم اولیه را منتفی دانسته است.

در خبر آنلاین با دیاکو حسینی کارشناس مسائل بین الملل در این خصوص به گفتگو نشسته ایم:

سخنگوی دولت گفته که مصوبه اولیه رفع تحریم ها به شورای امنیت عالی رفته و آنجا دچار مشکل شده. البته شورای امنیت ملی این موضوع را رد کرده است. اما قضیه چیست؟ ایا توافق اولیه ای شکل گرفته بود یا بیشتر بازی سیاسی بین جناح ها در داخل کشور است؟

من فکر می کنم که حرفی که اقای ربیعی زده ناشی از برداشت های متفاوتی است که درباره مذاکرات احیای برجام از ابتدا شکل گرفته است. دولت بر این تصور است که قرار است مذاکره کنندگان تلاش کنند تا سایر طرف های 4+1 و ایالات متحده را مجاب کنند تا به همه تعهداتی که به طور عینی و مشخص در متن برجام برای این کشورها ذکر شده برگردند و در مقابل ایران پنج گام جبرانی را که برداشته را به حالت اولیه مطابق برجام برگرداند.

اما به نظر می رسد که ابهاماتی به ویژه بعد از قانون مجلس به وجود آمد که این انتظار را ایجاد کرد که باید همه تحریم ها و نه فقط تحریم های دوه ترامپ که منجر به گام های جبرانی ایران بود، بلکه همه تحریم ها لغو شود. این برداشت ناشی از قانون مجلس در پاییز گذشته بود. این تفاوت برجام مشکلاتی ایجاد کرده.

به نظر می آید که مذاکره کنندگان ما بر مبنای آن برداشت اول پیش رفتند و بنا بر این بود که صرفا تحریم های هسته ای و ناقض برجام برداشته شوند. چون در برجام پیشبینی نشده بود که تحریم های غیر هسته ای لغو شوند و طبعا مبنای کار دولت و وزارت خارجه هم لغو صرفا تحریم های هسته ای بود. به نظر می رسد که مذاکرات بر این مبنا شکل گرفته و تفاهم هایی ظاهرا و طبق اخبار به وجود امده و اسناد و متن پیشنویسی هم تهیه شده که اگر مورد تایید قرار می گرفت می توانست متن نهایی بازگشت همه طرف ها به توافق هسته ای باشد.

منتها این اختلاف نظر در کمیته تطبیقی که در شورای امنیت عالی شکل گرفته گرفتار آن تفاوت برداشت شده. در تکذیبیه که صادر شد اینطور به نظر می رسد که طرف ایرانی نتوانسته به مطالباتی که ایران مدنظر داشته دست پیدا کند. اما آنچه ما از اخبار دولتی می شنویم این است که این اتفاق افتاده اما امکان اینکه تحریم های فراتر از برجام لغو شوند وجود نداشته و اصلا چنین چیزی در توافق هسته ای پیشبینی نشده است. من فکر می کنم اختلاف نظری که می بینیم به این برداشت های متفاوت بین دولت و مجلس است.

در اذر ماه این قانون گذاشته شد. چرا مجلس شورای اسلامی راهی را انتخاب کرده که با منطق روابط بین المللی همخوانی زیادی ندارد؟ ایا اصلا ممکن است که طبق خواسته هایی که مجلس دارد، توافقی شکل بگیرد؟

قانون مجلس اگر هدفش این بود که به مذاکره کنندگان ما کمک کند تا ابزار چانه زنی داشته باشند و سقف مطالبات ایران را پیگیری کنند، می توانست از جنبه هایی مفید باشد. اما به نظر می رسد که هدف مجلس و این قانون یک دستور کار برای مذاکره کنندگان تعیین کرده که از حدود برجام فراتر می رود. اصلا دولت ما هیچ وقت مجوز این را نداشته که فراتر از چارچوب های تعیین شده که به برجام ختم شد، با طرف دیگر مذاکره ای شکل دهد.

این یک تناقض را ایجاد کرده است. من فکر می کنم که این قانون اگر هدفش صدور دستور عمل بوده باشد، آنچه که ما میبینیم در خصوص برجام و همچنین در روابط ایران وجهان به اندازه کافی مطالعه شده نیست و نگاه کارشناسی در آن وجود ندارد و به تناقضی منجر شده که امروز آن را می بینیم. من فکر می کنم که حتی دولت آینده هم قادر نخواهد بود که مطالبات مجلس را در این مورد محقق کند. البته همه ما ارزو داریم که ای کاش می شد همه این مطالبات و حتی فراتر از آنها در مذاکرات اجرایی می شد. اما آنچه در دنیای واقع امکان پذیر است با آنچه که مجلس در مورد آن حرف می زند تفاوت های زیادی دارد.

باید توجه کنیم که قانون مجلس طبیعتا باید کمک کند تا تیم اجرایی در این کشور، در هر دولتی بتواند با سهولت به تمام آنچه که امکان پذیر است دست پیدا کند.نه اینکه ارزوهایی را طرح کند که چون تحققش امکان پذیر نیست، کلا ما را از هرگونه توافقی دور کند و منجر به تحریم هایی شود که از نظر همه ما فارغ از گرایش های سیاسی غیرقابل قبول است.

من فکر می کنم این رویکرد تا زمانی که اصلاح نشود و در نهادهای تصمیم گیر بررسی نشود، آنچه که مجلس تصویب کرده صرفا می تواند مانعی برای رسیدن به دستاوردهای شدنی و امکان پذیر بر روی زمین باشد.

برخی معتقدند قانون مجلس به این خاطر تصویب شده تا دولت روحانی نتواند به توافق برسد و بعد دولت سیزدهم سر فرصت بتواند به نتیجه برسد. ایا چنین برنامه ای امکان پذیر است؟

من این پیش داوری را هر چند که آشناست اما ندارم. اگر واقعا اگر نیت مجلس این بوده که دولت روحانی نتواند توافق کند تا دولت بعدی به این دستاورد برسد، لطمه بزرگی است که مجلس به کشور زده است. مساله رفع تحریم ها به هیچ وجه موضوع سیاسی و داخلی نیست و نباید به این دید نگاه کرد. علاوه بر این من فکر می کنم مانعی که از این طریق ایجاد شده، در دولت اینده هم مشکل ساز خواهد شد. مگر اینکه دولت بعدی با استاندارد دوگانه ای به این قانون نگاه کند. که این هم تناقضات دوگانه سیاسی و اخلاقی را ایجاد خواهد کرد که به نفع دولت نیست. بنابراین باید امیدوار باشیم که هدف از این قانون با نیت سیاست داخلی نباشد. رهبری هم به صراحت گفته اند که اگر رفع تحریم ها امکان پذیر باشد، یک روزهم کسی نباید در آن تاخیر و تعلل ایجاد کند. بنابراین تعلل در رفع تحریم ها و ایجاد خلل می تواند بی توجهی به این سخنان هم باشد.

ما شاهد یک جدل لفظی بین ایران و امریکا بودیم که آنها توافق شکل گرفته بر سر تبادل زندانیان را نفی کردند. ایا چنین مواردی این ترس را به ویژه برای اصولگرایان ایجاد نمی کند که هر توافقی با غربی ها ایجاد شود، به نوعی سرنوشت مشابهی خواهد داشت؟

این قاعده توافقات بین المللی است که معمولا کشورها هر زمانی که احساس کنند توافقشان با دیگر کشورها به سودشان نیست، به خاطر گذر زمان یا تغییرات ایجاد شده در محیط بین المللی توافق دیگر منافع سابق را برایشان تامین نمی کند، معمولا یا ازآن خارج می شوند یا اجرایش را با مشکل مواجه میکنند. این طبیعی است و منحصر به امریکا و انگلیس هم نیست. بنابراین من فکر می کنم که ما باید توجه کنیم که امریکایی ها هر توافقی که انجام می دهند، صرفا به دلیل تحقق مطالبات اولیه خودشان هستند که در ذهن داشته اند و به کمک آن وارد مذاکرات شده اند . اگر آنها به این مطالبات دست پیدا نکنند، ممکن است که به توافقاتی که ایجاد کرده اند پایبند نباشند. در عین حال من فکر می کنم ما باید این انتظار را داشته باشیم و حق قانونی ماست که از امریکا بخواهیم به توافق هایش پایبند بماند. به خصوص در مورد زندانیان یا مسائل حقوق بشر، که با آنها مواجهیم که با گرو کشی درستنخواهد شد و قابل با مقایسه با گفتگوهای برجامی هم نیست. اما در عین حال ضمن اینکه ایران می تواند این موضع را از نظر اخلاقی داشته و مطالبه کند، طرف امریکایی هم می تواند بر اساس همان پیش فرض هایی که دنبال کرده، خواستار این باشد که توافقات به نفعی موازی با هم پیش بروند.

مطالب مرتبط
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز