گفتمان انقلابی در ایران کارایی خود را از دست داده و اقتصاد محور گفتمان نامزدها شده/شکاف در اردوگاه اصولگرایان به دنبال رد صلاحیت شورای نگهبان ایجاد شده | روزنو

Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۳:۵۵
کد خبر: ۴۸۳۰۴۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۲ - ۲۲ خرداد ۱۴۰۰
تحلیل انتخابات ریاست جمهوری پیش رو و پیامدهای آن در مطبوعات جهان عرب
وب سایت "اهرام آنلاین" در مقاله ای تحلیلی به این موضوع اشاره می کند که در انتخابات پیش روی ایران دغدغه های اصلی و شعارهای نامزدها حول محور مسائل اقتصادی و اجتماعی و نه ایدئولوژیک و مذهبی تمرکز یافته که موضوع مهمی قلمداد می شود.

گفتمان انقلابی در ایران کارایی خود را از دست داده و اقتصاد محور گفتمان نامزدها شده/شکاف در اردوگاه اصولگرایان به دنبال رد صلاحیت شورای نگهبان ایجاد شده

به گزارش سایت روزنو،این سایت می نویسد:"تاکید مقام های عالی نظام سیاسی ایران به نامزدها تلاش برای حل مشکلات اقتصادی مردم بوده است. امسال جو انتخاباتی ایران سرد و بی روح است چرا که بسیاری از نامزدهای اصلاح طلب رد صلاحیت شده اند.

به نظر می رسد در میان هفت نامزد تایید صلاحیت شده رئیسی جانشین روحانی خواهد شد. با فوت نسل قدیم جمهوری اسلامی ایران گروهی از تکنوکرات ها به طور ارگانیک با نهادهای قدرتمندی مانند سپاه کار کرده اند.

این موضوع باعث کاهش رنگ و بوی ایدئولوژیک در حوزه سیاسی ایران شده است چرا که تفکر غالب به سوی حل چالش های داخلی و خارجی متمرکز شده است. عامل مهم دیگر از نظر جمعیتی قابل بررسی است.

اکثریت ایرانیانی که امروز زنده هستند پس از سال 1979 میلادی متولد شده اند و دیدگاه های جزم گرایانه ایدئولوژیک و انقلابی ندارند. آنان خواستار آزادی های فردی بیش تر به خصوص در حوزه حجاب و دسترسی به اینترنت آزاد و رسانه های اجتماعی هستند.

نقش روحانیون و حوزه های علمیه نیز در دهه های اخیر با کمرنگ شده گفتمان انقلابی کاهش یافته است. این نهادهای مذهبی هنوز به منابع عظیم مالی و اقتصادی دسترسی دارند اما از نفوذ و محبوبیت شان در میان جوانان شهرنشین کاسته شده است.

مقام های ارشد روحانی از کاهش اشتیاق مذهبی جوانان گلایه مند هستند و از کاهش صفوف داوطلبان انجام کار در سازمان ها و نهادهای مذهبی ابراز ناخرسندی می کنند. در نتیجه، با کمرنگ شدن نقش ایدئولوژی تنها راه برای بقای نظام سیاسی ایران اصلاحات اقتصادی است.

فشار اقتصادی بر خانوارهای ایرانی سبب شده تا قدرت اعمال نفوذ ایدئولوژیک بر آنان کاهش یابد. در این میان باید توجه کرد که رئیسی اصولگرا وعده داده که سطح زندگی مردم را بهبود بخشد، بیکاری را کاهش دهد و با فساد مبارزه کند.

او درباره حجاب و نقش زنان در کشور و یا درباره مسائل اجتماعی سخنان اندکی گفته است که نشان می دهد شعارهای ایدئولوژیک دیگر کارایی ندارند. این نشان می دهد رئیسی یک عملگرا است او حرفی از مقابله با بی حجابی در خیابان ها نزده است.

او می داند که با تمرکز بر موضوع تورم و سایر مسائل اقتصادی که بر افکار مردم مسلط هستند می تواند مخاطبانی را جذب کند. "محسن رضایی" دیگر نامزد اصولگرا مدعی است که ایران را به قطبی اقتصادی در جنوب غرب آسیا تبدیل می کند.

"عبدالناصر همتی" رئیس سابق بانک مرکزی نیز متعهد شده که وضعیت اقتصادی اقشار کم درآمد را بهبود بخشد و نقش زنان در جامعه و سیاست را در اولویت قرار دهد. همتی به عنوان یک فرد میانه روی سیاسی محسوب می شود.

تندروها عزم خود را برای بازپس گیری نهاد ریاست جمهوری از اصلاح طلبان جزم کرده اند و برای این کار اقتصاد را میدان اصلی مبارزات انتخاباتی خود قرار داده اند. به نظر می رسد آنان متوجه شده اند در غیاب نفوذ اخلاقی بنیانگذاران انقلاب توانایی تاثیرگذاری بر عقاید و شکل دادن به آینده ایران را از طریق ایدئولوژیک ندارند.

تضعیف گفتمان انقلابی در ایران می تواند جای خود را به گفتمان لیبرال تری بدهد و فرصت های تازه ای را برای بقای نظام سیاسی فراهم کند".

 

روزنامه عرب زبان "رای الیوم" چاپ لندن درباره رد صلاحیت و وضعیت پیش روی انتخابات می نویسد:"احمدی نژاد دو جریان اصلی رقیب (اصلاح طلبان و اصولگرایان) را هدف قرار داده و سعی در ایجاد جریان سومی با تلاش برای دلجویی از رای دهندگان دارد.

او فکر می کند مخاطبانی که از عملکرد اصولگرایان و اصلاح طلبان ناراضی هستند به دنبال جریان تازه ای خواهند بود. شرط بندی احمدی نژاد اما اشتباه است چرا که او خود در وخیم شدن اوضاع اقتصادی ایران به دلیل برنامه و عملکرد نادرست اش چه از نظر سیاستگذاری های اقتصادی و چه از نظر سیاست خارجی که باعث صدور چندین قعطنامه سازمان ملل متحد علیه ایران شد نقش دارد و نمی تواند از زیر بار مسئولیت آن طفره رود.

هم چنین، بسیاری از ناظران مسائل سیاسی ایران معتقدند احمدی نژاد حتی در صورت تایید صلاحیت نیز پیروزی اش در انتخابات مطمئن و قطعی نبود. برخلاف نظر بسیاری از تحلیلگران مسائل ایران و حتی آن چه برخی از اعتدال گرایان می گویند رد صلاحیت "علی لاریجانی" رئیس سابق مجلس و "اسحاق جهانگیری" معاون فعلی رئیس جمهوری ایران بیش از آن که به آنان ضرر بزند به سود میانه روها تمام می شود چرا که بعید بود به دلیل اتهامات وارد شده علیه آنان حتی در صورت تایید صلاحیت نیز به طور قطعی برنده می شدند.

شورای نگهبان به عمد دلیل رد صلاحیت ها را نگفته است و در عوض با گفتن این که امتناع از پذیرش صلاحیت آنان بدان معنا نیست که توانایی لازم برای کسب مناصب دیگر در کشور را ندارند و این که تنها شرایط لازم و کافی برای کسب منصب ریاست جمهوری را ندارند و تحت تعقیب نیستند زمینه چینی کرده که شاید در مراحل و دوره های آینده این افراد تایید صلاحیت شوند.

تجربه تاریخی نشان داده شورای نگهبان برخی افراد را در دوره ای رد صلاحیت کرده و در دوره های بعدی تایید صلاحیت. شاید شورای نگهبان قصد داشته در شرایط دشوار فعلی کشور از مشکلات غیر ضروری در امان بماند. بدون شک رد صلاحیت برخی از چهره های برجسته در نظام سیستم سیاسی را دچار بحران های داخلی می کند اما این بحران ها قابل کنترل و مهار هستند.

عواقب اقدامی چون تایید صلاحیت شخصی مانند احمدی نژاد باعث ایجاد نگرانی برای شورای نگهبان شده بود. حتی اگر او در انتخابات پیروز نیز نمی شد می توانست باعث سرریز شدن مشکلات از خارج شود و فرصت برای طرح موضوعاتی چون تقلب در انتخابات فراهم می شد.

به نظر می رسد هدف شورای نگهبان ایمن سازی فضای انتخابات از تاثیرات خارجی و تامین فضای آرام در داخل ایران بوده است. به نظر می رسد در پس ذهن تصمیم گیرندگان شورای نگهبان این موضوعات دغدغه اصلی آنان بوده و به رد صلاحیت ها انجامیده است: دستیابی به امنیت نه امنیت وارداتی این که ایران روند توسعه توانایی های دفاعی خود را ادامه داده و از برنامه موشکی خود عقب نشینی نخواهد کرد، دوم حفظ صلح ازموضع همکاری بین المللی و سوم دیپلماسی برای حفظ عزت کشور".

"رای الیوم" در ادامه اشاره می کند که موفقیت یا عدم موفقیت رئیس جمهوری بعدی ایران چه اصولگرا و چه اصلاح طلب به اجرای مطالبات جامعه ایران بستگی دارد و می افزاید:"این مطالبات به شرح ذیل هستند: ایجاد یک انقلاب اقتصادی که کل نظام اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد و به معنای ایجاد یک تغییر همه جانبه در ساختار اقتصادی است.

طبیعی است که بیماری اقتصادی ایران را نمی توان از طریق درمان های تسکینی موقت برطرف کرد و باید ریشه یابی و ریشه کن شود. این تنها با تغییر تیم اقتصادی و جایگزینی آن با کادری متخصص امکان پذیر است، مبارزه با فساد اقتصادی و مالی، دلجویی از رای دهندگان و افزایش اعتماد آنان به نظام و دولت را موجب می شود، بهبود ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی، مبارزه با گرانی و بالا بردن قدرت خرید شهروندان از طریق تنظیم دوباره دستمزد و حقوق، تامین نیازهای جوانان از طریق کاهش نرخ بیکاری و فراهم کردن فرصت های شغلی و مسکن و حل بحران بازار سهام  بورس ایران که در ماه های اخیر باعث ایجاد اعتراضاتی شد.

اگر بخواهیم منصف باشیم دولت روحانی به تنهایی مسئول ایجاد وضعیت کنونی نیست. بخش عمده تقصیر بر عهده خروج امریکا از برجام در دوره ترامپ است".

این روزنامه در ادامه می نویسد:"هیج بعید نیست اگر جریان اصولگرا در روزهای باقی مانده به انتخابات تصمیم بگیرد که رئیسی به نفع یکی از نامزدهای آن اردوگاه از جمله رضایی و یا سعید جلیلی کناره گیری کند. نباید فراموش کرد که رئیسی در ابتدا تمایلی به مشارکت در انتخابات نداشت و به اصرار اصولگرایان وارد میدان شد.

نکته دیگر آن که رئیس قوه قضائیه از اهمیت بالایی برخوردار است و ممکن است در صورت رئیس جمهور شدن در مواجهه با بحران های اقتصادی و سیاسی اعتبارش در آینده به خطر افتد به خصوص آن که زمزمه هایی درباره نامزدی او در دوره خلاء قدرت وجود دارد. با این وجود، در صورت عدم کناره گیری نامزدها و ادامه وضعیت در شرایط فعلی انتظار می رود رقابت بین رئیسی و همتی باشد. اصلاح طلبان هنوز تصمیم نهایی نگرفته اند اما به نظر می رسد در نهایت از مهرعلیزاده یا همتی حمایت کنند. نقشه انتخابات هنوز تکمیل نشده و سومین مناظره باقی مانده و تصویر نهایی را ارائه می دهد".

روزنامه "الشرق الاوسط" نزدیک به دربار سعودی در یادداشتی به قلم "مصطفی فحص" ستون نویس آن روزنامه اشاره می کند که نکته جالب توجه در انتخابات ریاست جمهوری 1400 ایجاد شکاف تازه در میان اصولگرایان است.

او می نویسد:"واکنش نخبگان سیاسی ایران به ویژه درون اردوگاه اصولگرایان نسبت به رد صلاحیت صورت گرفته از سوی شورای نگهبان که به نوعی می توان آن را مهندسی انتخابات دانست نشان دهنده شکاف تازه ای در این اردوگاه ایدئولوژیک است.

این در حالی است که برای دهه ها هماهنگی استراتژیک و انسجام در درون اصولگرایان در برابر رقبای اصلاح طلب آنان و پس از آن در برابر اعتدال گرایان وجود داشت. تصمیم شورای نگهبان سبب شده تا صفحه ای در تاریخ معاصر ایران بسته شود صفحه نزاع پیشین میان اردوگاه اصلاح طلب و اصولگرا که ده ها سال باعث ایجاد شکاف میان آنان شده بود.

اکنون به نظر می رسد شکاف های دیگری به خصوص در درون اردوگاه اصولگرایان در حال شکل گیری است. به نظر می رسد مهندسی انتخابات فعلی برای آماده سازی کشور به منظور ورود به مرحله انتقالی است. در آینده پیش رو نظام سیاسی ایران چالش های تازه ای را پیش روی خود خواهد داشت.

اگر تا پیش از آن در دو دهه گذشته ایران به ظاهر بین دو جریان تقسیم شده بود اکنون چنین تقسیم بندی ای وجود ندارد. این وضعیت سبب می شود تا شکاف از وضعیت عمودی سابق به وضعیت افقی تغییر یابد.

این جابجایی نوع شکاف را سبب می شود تا جامعه ایران بین اقلیتی حاکم با رنگ و بویی ایدئولوژیک و اکثریتی منتقد و مخالف با گرایش های مختلف تقسیم شود. این در حالی است که انتخابات و رای مردم همواره مشروعیتی به نظام انقلابی ایران بخشیده بود.

موضع گیری اخیر شورای نگهبان و سخت گیری های اعمال شده واکنش هایی را نیز در میان روحانیون به همراه داشته است و انتقاداتی را موجب شده است. این وضعیت چشم انداز یک درگیری آشکار را در تمامی سطوح پیش رو قرار می دهد.

 

 

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
12 ساله
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۲
0
0
#من_انقلابی_ام
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز