بررسی نقاط ضعف و قوت سفرهاي دولت
به صورت موردي مثل افتتاح يك پروژه خاص یا اختصاص بودجه و افتتاح بعضي برنامهها و پروژههاي ملي وزيران مربوطه همراه با رئيسجمهور ميتوانند به اين سفرهاي استاني بيايند اما سفر وزيران غيرمربوط به برنامههاي رئيسجمهور در سفرهاي استاني ضرورتي ندارد. در عين حال بايد به همه استانهاي كشور این سفرها صورت گیرد. به هر حال اين سفرها موجب خواهد شد تا مسئولان شهر به انجام دادن وظايف خود به بهترين شكل تشويق شوند و همچنين فضايي براي تمركززدايي از تهران به وجود بيايد. سفرهاي استاني به خودي خود ضرورت دارد اما همراه شدن وزيران غير مربوطه در اين سفرها ضرورتي ندارد و به جز افزايش هزينههاي سفر نتيجه ديگري نخواهد داشت. اين سفرها ضرورت دارد تا مسئولان با فضاي شهرها و استانهاي مختلف كشور آشنا شوند و در ديدار از اين مناطق نيازهاي اصلي اين مناطق را براي ايجاد پروژههاي ملي شناسايي كنند. اگر پروژههاي ملي در اين سفرها مورد مطالعه دقيق قرار بگيرد و حساب شده باشد قطعا در پيشرفت آن منطقه تاثير بسزايي خواهد داشت. گرچه در نقطه مقابل آن كلنگ زدن پروژههايي كه تنها 10- 20 درصد امكان پيشرفت داشته باشند توقع مردم را بالا ميبرد و به اعتماد آنها لطمه ميزند. متاسفانه يكي از آسيبهاي سفرهاي استاني در دولت گذشته اين بود كه عملا استانداران و مديران محلي در آن زمان اختیار صددرصدی نداشتند و دولت همه مسئوليت تصميمات مهم را در سطح شهرستانها بر عهده ميگرفت. در عين حال شاهد اين بوديم كه ظرف مدت كوتاهي مثلا در يكي دو ساعت تصميمات خيلي زيادي گرفته ميشد كه به دلیل عدم اشراف كامل در بسياري موارد اجرايي نميشد! دولت جديد بايد بداند ظرف مدت كوتاه نميتوان تصميمات بزرگ گرفت. مشكل ديگري كه در سفرهاي استاني دولت قبل وجود داشت اين بود كه در زمان اين سفرها بیشتر امور یک استان تعطيل ميشد و همه انرژي شهر براي تبليغ اين سفر هزينه ميشد. مشكل ديگر هم اين بود كه گاهي در اين سفرها تصميماتي گرفته شده و بودجههاي كلاني براي يك پروژه در نظر گرفته ميشد كه برابر بود با سهام اعتباري آن استان در چند سال و دولت نیز متعهد شده بود كه آن پروژهها را به نتيجه برساند. در نهايت عدم موفقيت اين پروژهها و نيمهتمام ماندن آنها نيز موجب نارضايتي و دلسردي مردم ميشد.