مردم در عمل تفاوتی بین اصولگرا و اصلاح طلب نمی بینند/ احیای سرمایه اصلاح طلبان یا اعتدال گرایان براساس رویکرد فعلی بیش تر ایرانیان نیاز به یک معجزه دارد. | روزنو

Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ - ۲۰:۰۰
کد خبر: ۴۷۸۸۲۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۴ - ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۰
بازتاب تحولات سیاسی داخلی ایران در آستانه انتخابات در رسانه های خارجی
اندیشکده "شورای آتلانتیک" در مقاله ای تحلیلی با اشاره به سرنوشت مبهم اصلاح طلبان در دوران پسا انتخابات می نویسد:"با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در 18 ژوئن بحث های شدیدی میان اصلاح طلبان و میانه رو مطرح شده است.

مردم در عمل تفاوتی بین اصولگرا و اصلاح طلب نمی بینند/ احیای سرمایه اصلاح طلبان یا اعتدال گرایان براساس رویکرد فعلی بیش تر ایرانیان نیاز به یک معجزه دارد.

به گزارش سایت روزنو، هویت و آینده سیاسی این اردوگاه مورد تردید است برخی از آنان می خواهند خود را به مواضع محافظه کاران نزدیک تر کنند در حالی که طیف دیگری از آنان چنین نظری ندارند اما برنامه ای نیز ارائه نمی دهند.

از سال 1997 میلادی زمان که "محمد خاتمی" در انتخاباتی خیره کننده پیروز شد اصلاح طلبان به دنبال ایجاد تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هستند تا خود را متمایز از سایر مراکز قدرت در جمهوری اسلامی ایران نشان دهند.

با این وجود، علیرغم تحولات قابل ملاحظه ای که در جامعه ایران رخ داده اصلاح طلبان نتوانسته اند تغییرات اساسی ای را در دوره ریاست جمهوری خاتمی (از 2005 تا 2007 میلادی) و ریاست جمهوری حسن روحانی (از 2013 تا 2021 میلادی) ایجاد کنند.

شکست اصلاح طلبان باعث افت شدید اعتبار و کاهش حمایت سیاسی از آنان شده است. همان گونه که "صادق زیباکلام" استاد علوم سیاسی می گوید اصلاح طلبان در ارائه مانیفست عملی که روشن سازد آنان چه کسانی هستند و چه می خواهند ناتوان بوده اند.

در اواسط ماه آوریل دو اصلاح طلب درباره مفهوم اصلاحات در کلاب هاوس بحث کردند. در این بحث "غلامحسین کرباسچی" شهردار سابق تهران و "مصطفی تاج زاده" معاون سابق وزیر در دوران ریاست جمهوری خاتمی در مورد سرنوشت اصلاحات صحبت کردند. کرباسچی در پاسخ به این پرسش که "شما چه چیزی را می خواهید اصلاح کنید و چگونه"؟ پاسخ داد که ضروری است تا اصلاح طلبان به دیدگاه محافظه کاران نزدیک شوند در حالی که تاج زاده بدون ارائه راه حل عملی برای دستیابی به آرمان های اصلاح طلبانه این آرمان ها را تکرار می کرد.

تاج زاده اخیرا اعلام کرد قصد نامزدی در رقابت انتخابات ریاست جمهوری را دارد حتی در صورتی که می داند به احتمال زیاد از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت خواهد شد. با توجه به امید کم اصلاح طلبان یا اعتدال گرایان برای کسب مقام ریاست جمهوری در انتخابات پیش رو آنان می خواهند از به حاشیه رانده شدن کامل خود جلوگیری کنند.

"محمد عطریانفر" یکی از چهره هایی که به آیت الله رفسنجانی نزدیک بود به اصلاح طلبان پیشنهاد کرده که قرارگیری در یک سطح پایین تر را بپذیرند و به دنبال اداره یک وزارتخانه و یا برای مثال، مدیریت یک مجتمع صنعتی باشند.

در همین حال، "رسول منتجب نیا" پیشنهاداتی را به میانه روها ارائه داده است تا بتوانند نفوذشان را در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی حفظ کنند. منتجب نیا می گوید اصلاح طلبان باید بر امنیت ملی تمرکز کنند و خاطر نشان ساخته که اگر خطری برای کشور ایجاد شود هیچ تفاوتی بین اصلاح طلبان و اصولگرایان نخواهد بود و همه با هم غرق خواهند شد.

او افزوده است:"ما همه با هم در یک کشتی هستیم". در تضاد با این دیدگاه، "ابراهیم اصغرزاده" دیگر فعال باسابقه اصلاح طلب در دسامبر 2019 گفته بود من با این نظر موافقم که اصلاح طلبانی که طعم قدرت را می چشند محافظه کار می شوند و این محافظه کاری آفت اصلاح طلبی است. اکنون فضای انتخاباتی در اردوگاه اصلاحات مشخص نیست. بعید نیست آنان در روزهای پایانی پیش از انتخابات ناگهان از نامزدی که حتی اصلاح طلب نیز نخواهد بود حمایت کنند همان گونه که در سال 2013 میلادی از روحانی حمایت کردند و نامزدهای اصلاح طلب را پشت سر گذاشتند.

این موضع عملگرایانه (اگر گفته نشود فرصت طلبانه) در تضاد با تلاش طولانی مدت اصلاح طلبان برای نشان دادن تمایز آشکار خود با جبهه مقابل است. در این میان، یک استثنا موضع گیری "فائزه هاشمی رفسنجانی" نماینده سابق مجلس و دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی است. او در مصاحبه اخیر خود گفت نسبت به دولت روحانی از تندروها نیز عصبانی تر است. از دید او هدف اصلاحات باید ایجاد تغییر و رفاه شهروندان باشد و نه ابزاری برای خدمت به منافع خود.

برخی از اصلاح طلبان نیز معتقدند فعالان این اردوگاه باید وقفه ای در تلاش شان برای کسب قدرت ایجاد کنند. برای مثال، "محمود صادقی" نماینده سابق مجلس اظهار داشته که برخی معتقدند اصلاح طلبان باید مدتی کنار روند و به جامعه بازگردند تا بتوانند سرمایه اجتماعی خود را احیا کنند.

برخی اما معتقدند که کناره گیری از سیاست آسیب بزرگی به اردوگاه اصلاح طلبان وارد خواهد ساخت و زمینه را برای حذف آنان فراهم می سازد. این تنش نشان دهنده عدم تمایل عمیق به ترک رقابت برای دستیابی به قدرت علیرغم کاهش محبوبیت اصلاح طلبان در میان مردم است.

زیباکلام در این باره گفته بود اصلاح طلبان بیش از 90 درصد اعتماد عمومی را از دست داده اند و اگر می خواهند به همان شیوه مرسوم قدیمی مردم را دعوت به شرکت در انتخابات کنند باقی مانده اعتماد عمومی شان را نیز از دست خواهند داد".

این اندیشکده در ادامه می افزاید:"به نظر می رسد مردم پس از بیست سال به این نتیجه رسیده اند که در عمل (برخلاف شعارها) هیچ تفاوتی بین اصلاح طلبان و اصولگرایان وجود ندارد. به نظر می رسد احیای سرمایه اصلاح طلبان یا اعتدال گرایان براساس رویکرد فعلی بیش تر ایرانیان نیاز به یک معجزه دارد.

با این حال، به نظر نمی رسد این افت محبوبیت تغییر عمده ای در سیاستگذاری های کلان ایجاد کند. در دو دهه گذشته از زمان ظهور اردوگاه اصلاح طلبان مشخص شده که تمام تصمیمات عمده در حوزه داخلی و خارجی ایران از اصل "مصلحت نظام" پیروی کرده که بقای نظام سیاسی را اولویت اصلی و ارجح بر هر مورد دیگری قرار می دهد. در این زمینه اصلاح طلبان نشان داده اند که بیش از آن که عاملی برای تغییر باشند (آن گونه که خود مدت ها ادعا می کردند) برای مصلحت ذکر شده همکاری کردند و از خود نرمش نشان داده اند".

در همین حال، روزنامه "کریستین ساینس مانیتور" در گزارشی با اشاره به نهادی خاص و برخورد آن با فعالان سیاسی و مدنی در داخل ایران ضمن اشاره به این که این نهاد راه اشتباهی را می پیماید می نویسد:"جلایی پور با احضار و بازجویی آشناست.

او از سوی نهاد خاص احضار شده بود. از او خواسته بودند تلاش اش برای کمک به اصلاح طلبان به منظور یافتن یک نامزد واحد مورد اجماع برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو را متوقف کند در غیر این صورت با زندان مواجه خواهد شد. جلایی پور در توصیف خود به بازپرس گفته بوده که شهروندی کم اهمیت و کم تاثیر است که حتی فعالیت هایش قابل ذکر نیست او به وی گفته بود:"من از شیوه برخورد شدید شما تعجب می کنم دست کم می توانید این کار را با روشی بهتر و موثرتر انجام دهید".

در ایران به نظر می رسد نهاد خاص بر روی مخالفت های داخلی و برخورد با آن بیش از تهدیدهای خارجی تمرکز کرده است. در دوره ای که به نظر می رسد عوامل اسرائیل به طور منظم در ایران نفوذ کرده و آزادانه برنامه هسته ای آن کشور را هدف حمله قرار می دهند نهاد خاص با برجسته سازی نقش فعالان داخلی و متهم کردن شهروندان دوتابعیتی به جاسوسی تلاش می کند تا آنان را تهدید اصلی نشان می دهد.

انفجاری در تاسیسات غنی سازی اورانیوم نطنز در ماه آوریل که هزاران سانتریفیوژ را از بین برد و دومین حمله ویرانگر به نطنز در کم تر از یک سال پس از ترور "محسن فخری زاده" دانشمند هسته ای برجسته ایران در روز روشن در دسامبر گذشته رخ داده بود. اکنون حتی طرفداران و وفاداران سرسخت نظام نیز این پرسش را مطرح می کنند که چگونه علیرغم وسواس نهاد خاص نسبت به موضوع "نفوذی ها" در ایران در برابر تهدیدات خارجی آسیب پذیری مشهود است و احساس می شود. تحلیلگران معتقدند نهاد خاص بیش از اندازه سنگین شده و وظایفی بیش از یک دولت را بر عهده گرفته است و به طور مکرر در جلوگیری از بروز خرابکاری های گسترده موساد ناتوان بوده و تلاش می کند با هدف قرار دادن فعالان داخلی این ناتوانی و ناکارآمدی را جبران کند. به نظر می رسد این نهاد خاص به دلیل پرونده های گسترده ای که در دست دارد ماموریت اصلی خود را از دست داده است. این نهاد قادر به پیشگیری از عملیات موساد در ایران نیست وبا هدف قرار دادن اهداف نرم ماند شهروندان دو تابعیتی توهم برتری را ایجاد می کند. به نظر می رسد این نهاد نزدیک بین و به دنبال پیروزی آسان است. این نهاد به دنبال منتقدان و مخالفان کوچک می رود و مخالف سازی می کند و مخالفانی را به وجود می آورد تا بتواند به سایرین نشان دهد که در شناسایی این مخالفان کارآمد بوده است".

"کریستین ساینس مانیتور" در ادامه می افزاید:"واقعیت آن است که نارضایتی های گسترده اقتصادی و فساد اقتصادی در ایران به کارگیری شهروندان ایرانی توسط قدرت های خارجی را آسان تر ساخته است. این موضوع افراد را مستعد جذب شدن به سرویس های اطلاعاتی خارجی می کند.

 

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۵
0
0
ول کنید انتخابات مردم را دارند پاکسازی قومی میکنند یک پزشک قدیمی تاز بازنشسته: این روزها بر اساس تاریخ بندی وزارت بهداشت متاسفانه واکسیناسیون شروع شده و مردم بی خبر هم حتی برای آن صف گرفته اند به مولاعلی(ع) قسم میخورم که این واکسن ها برای فلج شدن و عقیم سازی و مرگ است روند تولید واکسن نمیتواند خیلی سریع باشد سالهاست نتوانسته اند واکسن ایدز تولید کنند حالا چگونه در 2ماه توانسته اند واکسن بسازند؟! این واکسن ها بشدت حاوی جیوه و آلومینیم هست متاسفانه واکسن های ایرانی وزارت بهداشت نیز چنین هستند این واکسن ها بگونه ای که هرکس میتواند خانواده اش را از راه پوست و یا دهان آلوده کند تا الان2ملیون نفر واکسن زده اند با این حساب اگر هرکدام 4نفر را آلوده کرده باشند میشود8ملیون نفر و اگر هرروز تا شهریور ماه و تا رفتن دولت روحانی مردم واکسن بزنند شما شک نکن که همه مردم ایران تا اواسط امسال یا عقیم شده اند و فلج یا مرده اند این دیگر شوخی نیست این همان پاکسازی قومی است نتانیاهو تازگی در حالیکه به واکسن اشاره میکرد گفت قبلا مسلمانان را با فشنگ و موشک میکشتیم اما حالا با واکسن آقای سردبیر آقایان روزنامه داران و صاحبان فضای مجازی باید کاری کرد خانواده شما هم در خطر است من به شما هشدار میدهم کاری کنید شاید من تا چندروز دیگر هم زنده نباشم برای خودتان و ایران تان کاری کنید دولت و وزارت بهداشت روحانی خائن است والسلام
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین روز
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز