
تندروها قصد دارند زمینههای خروج ایران از برجام را در انتخابات فراهم کنند
در حالی که مذاکرات هستهای ایران با قدرتهای جهانی در حال پیگیری است؛ برخی از کاندیداهای مطرح شده برای انتخابات ریاستجمهوری با موجسواری روی نتایج احتمالی این مذاکرات در حال مانور تبلیغاتی به سود خود هستند. این در حالی است که نتایج مذاکرات هنوز مشخص نیست، اما آنچه از قرائن و شواهد برمیآید به احتمال زیاد ایران و آمریکا به تعهدات برجامی خود بازخواهند گشت؛ بازگشتی که با تغییر دولت در ایران همراه خواهد بود و نیازمند سازوکار جدیدی برای تصمیمگیری است. بههمین دلیل نیز بسیاری از معادلات سیاسی آینده ایران و آمریکا به نتیجه انتخابات ریاستجمهوری در ایران بستگی دارد. بایدن نیز با از بین بردن زمان تلاش میکند از فضای انتخاباتی ایران به سود خود استفاده کند. برای تحلیل و بررسی این موضوع با دکتر حشمتا... فلاحتپیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم گفتوگو کرده است. وی در این زمینه معتقد است: «برای برخی از سیاستمداران تنها پیروزی در انتخابات دارای اهمیت است؛ فضای فکری مردم در اولویت بعدی قرار دارد یا اینکه اصلا دارای اهمیت نیست. برای این عده مهم نیست که مردم ممکن است با چه خونجگری پای صندوقهای رأی بیانند؛ مردمی که در دوران جنگ تحمیلی و در دوران تحریمها پای صندوقها آمدهاند امروز با چالشهای بسیار بزرگی در زندگی روزمره خود مواجه هستند». در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
به گزارش روز نو :مذاکرات ایران و کشورهای غربی چه نقشی در برنامههای انتخاباتی کاندیدای ریاستجمهوری در ایران دارد؟ چرا برخی از کاندیداهای احتمالی انتخابات در حال سرمایهگذاری انتخاباتی روی نتایج مذاکرات بین ایران و کشورهای اروپایی و آمریکا هستند؟
موضوع سیاست خارجی ایران نباید تبدیل به محل مناقشه برای کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری شود. از سوی دیگر موضوع ایران نیز نباید به یک موضوع انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا تبدیل شود؛ هر دوی این موضوعات دارای اهمیت هستند و باید به آن توجه کرد و بنده بارها آنها را متذکر شدهام. متأسفانه جریانهای سیاسی در ایران این موضوعات را به برد یا باخت یا فعالیت سیاسی خود گره زدهاند و آن را در آینده خود تأثیرگذار قلمداد میکنند. به همین دلیل نیز به مناقشات سیاسی پیرامون آن دامن میزنند. از 15 سال قبل به دلیل اینکه موضوع سیاست خارجی و برنامه هستهای ایران به محل مناقشه جریانهای سیاسی تبدیل نشود تصمیمگیری درباره این موضوع با سیاستهای کلان جمهوری اسلامی گره زده شد و مسئولیت آن به شورای عالی امنیت ملی سپرده شد. این شورا در دو دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی و پس از آن در دو دولت آقای احمدینژاد مسئولیت تصمیمگیری درباره برنامه هستهای را برعهده داشت. این در حالی بود که مسئولیت اجرای تصمیمات به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی سپرده شده بود و به همین دلیل دبیر شورای عالی امنیت ملی مسئولیت پیگیری موضوعات مرتبط با برنامه هستهای ایران را داشت. با این وجود در دولت آقای روحانی در یک اقدام تخصصی مسئولیت اجرای تصمیمات شورای عالی امنیت ملی از دبیر خانه این شورا به وزارت امور خارجه سپرده شد. در عمل نیز مشاهده شد در حالی که بخشی از دبیران شورای امنیت ملی از زبان تعامل با جهان برخوردار نبودند اما این زبان تعامل توسط وزارت امور خارجه دولت آقای روحانی به خوبی نشان داده شد و به همین دلیل اقدامات موثری در عرصه سیاست خارجی ایران انجام شد. یکی از مهمترین دستاوردهای این رویکرد تخصصی توافق برجام بود. توافق برجام نیز تصمیم وزارت امور خارجه نبود؛ بلکه تصمیم ساختار کلی نظام سیاسی و شورای عالی امنیت ملی بود. پس از توافق برجام نیز بهرغم هشدارها و تذکراتی که داده میشد برنامه هستهای ایران و برجام به موضوع انتخاباتی در بین کاندیدای ریاستجمهوری تبدیل شد. این اتفاق در آمریکا نیز رخ داده و در این کشور نیز برجام به یکی از مهمترین موضوعات انتخابات ریاستجمهوری این کشور تبدیل شد. در نهایت نیز با به قدرت رسیدن ترامپ اولین ضربه اساسی به برجام وارد شد و آمریکا از این توافق خارج شد. در چنین شرایطی در ایران همه خطوط قرمز برای انتخاباتی کردن برجام از بین رفت و جریانهای سیاسی هر کدام با رویکردهای مخصوص به خود درباره برجام قضاوت کردند.
برنامه هستهای ایران و برجام چه جذابیتی برای کاندیداهای انتخابات دارد که تلاش میکنند از آن به عنوان یک اهرم برای رسیدن به هدف استفاده کنند؟
در شرایط کنونی که مجلس یازدهم شکل گرفته و دولت آقای روحانی نیز در ماههای آخر عمر خود قرار دارد مصوبهای در مجلس تصویب شده که دولت نیز تلاش کرده رویکرد خود را با این مصوبه تطبیق بدهد. البته در چند مورد نیز اختلافنظر وجود داشته که در نهایت شورای عالی امنیت ملی نیز به موضوع ورود کرده است. براساس این تصمیم قرار شده یک فرصت سه ماه برای تعامل هستهای فراهم شود و پس از این زمان شرایط برای مذاکره شکل بگیرد. در نهایت نیز مذاکرات در همین قالب شکل گرفته است. به عبارت دیگر تیم مذاکرهکننده از طرف شورای عالی امنیت ملی مأموریت دارد. شورای امنیت ملی نیز در این مذاکرات خطوط قرمزی را مشخص کرده که بخشی از این خطوط قرمز ناشی از خطوط قرمز همیشگی است و بخشی نیز ناشی از سیاست جدید کشور در راستای راستیآزمایی تحریمهای آمریکا است. این در حالی است که قانون جدید مجلس نیز در دستور کار قرار گرفته است. در چنین شرایطی هرگونه تلاش برای انتخاباتی کردن موضوع هستهای به معنای تحمیل تحریمها به ملت ایران به مدت چند ماه دیگر است و تا مرداد ماه سال آینده که دولت جدید در ایران شکل بگیرد، مردم همچنان باید در وضعیت تحریم بهسر ببرند. این در حالی است که هنوز مشخص نیست دولت آینده با چهرویکردی برسر کار خواهد آمد و چه رفتاری با برجام خواهد کرد. سیاست کلی کشور نیز چنین تدوین نشده؛ بلکه قرار است شورای عالی امنیت ملی در قابل همان خطوط تعیینشده در زمینه مذاکره حرکت کند. در چنین شرایطی حتی اگر دولت جدید راهبرد جدیدی نیز در این زمینه داشته باشد باید دیدگاههای خود را به تصویب شورای عالی امنیت ملی برساند. بنده معتقدم در هر شرایطی راهبردی که امروز دنبال میشود در آینده نیز دنبال خواهد شد و رویکرد دیگری وجود نخواهد داشت. راستیآزمایی بازگشت آمریکا به برجام و بازگشت تعهدات ایران درباره برجام در دستور کار نظام است و نتیجه انتخابات در این تصمیمگیریها نقشی نخواهد داشت
موضوع تحریم ایران برای عدهای در اولویت نیست و این عده برنامههای انتخاباتی خود را بدونتوجه به موضوع تحریمها جلو میبرند. مهمترین پیامد چنین اقداماتی در آینده چه خواهد بود؟
کسانی که از تحریم ایران استقبــــال میکنند به همان شکـــــل که ترامـــپ با زمینهسازی در انتخابات از برجام خارج شد، تلاش میکنند در فضای انتخابات زمینه خروج ایران از برجام را فراهم کنند. این اتفاق در شرایطی رخ خواهد داد که دولت آینده ایران از کسانی تشکیل شود که دیدگاههای متفاوتی نسبت به برجام و مذاکرات هستهای داشته باشند. واقعیتی که در شرایط کنونی وجود دارد، این است که تصمیم ایران و آمریکا درباره برجام مشخص است. در شرایط کنونی جهان رویکرد دیپلماسی را با ایران انتخاب کرده و در آینده نیز در همین مسیر حرکت خواهد کرد. در چنین شرایطی همهچیز به مسیر تعیینشده بستگی دارد که تحریمها به چه صورت تعلیق شده و تعهدات دوباره بازگردند. مردم ایران به اندازهای در دوران تحریم سختی کشیدهاند که به خوبی میتوانند خائن و غیرخائن را از همدیگر تشخیص بدهند. بدونتردید تلاش برای حفظ سایه تحریمها بر سر مردم باعث یأس و دلسردی خواهد شد. این یأس و دلسردی نیز در فضای انتخابات خود را نشان خواهد داد. این نکتهای است که جریانهای سیاسی باید آن را درک کنند. .ممکن است برخی از افراد و گروههای سیاسی؛ اعم از اصلاحطلب یا اصولگرا به موضوع برجام نگاه انتخاباتی داشته باشند. واقعیت این است که فضای فکری برخی چهرههای سیاسی با فضای فکری مردم متفاوت است. در شرایط کنونی مردم ایران درگیر مشکلات معیشتی و اقتصادی، فساد اداری، بروکراسی طویل و عدماعتماد در حوزه اقتصادی و اجتماعی هستند و با نوسانهای موجود اقتصادی احساس میکنند آینده اقتصادی خانواده ممکن است با مخاطرات بسیار مواجه شود. در کنار این مساله، بخشهایی از جامعه به دلیل وجود بیمار کرونا در محیط خانواده دغدغه جان خود را دارند. فضای واقعی ذهن مردم جامعه در چنین شرایطی قرار دارد. این در حالی است که برخی افراد از کانالهای مختلف واکسن خود را زدهاند و با عالیترین سیستم پیشگیری در حال گذران زندگی هستند و از مکنت مالی و اقتصادی برخوردارند و فرزندان نالایقشان از رانتهای مختلف استفاده میکنند و مناصب سیاسی و فرصتهای اقتصادی را به نام خود قبضه کردهاند. بنابراین طبیعی است که فضای فکری چنین افرادی با واقعیتهای زندگی مردم همخوانی نداشته باشد. برای بسیاری از این افراد دغدغههای مردم و فضای سیاسی بیشتر یک فضای سرگرمی است.
آیا تفاوت ذهنیت برخی سیاستمداران و مردم در میزان مشارکت در انتخابات تأثیرگذار است؟
برای برخی از سیاستمداران تنها پیروزی در انتخابات دارای اهمیت است؛ فضای فکری مردم در اولویت بعدی قرار دارد یا اینکه اصلا دارای اهمیت نیست. برای این عده مهم نیست که مردم ممکن است با چه خون جگری پای صندوقهای رأی بیایند؛ مردمی که در دوران جنگ تحمیلی و در دوران تحریمها پای صندوقها آمدهاند امروز با چالشهای بسیار بزرگی در زندگی روزمره خود مواجه هستند. این در حالی است که عدهای که تنها به منافع فردی و گروهی خود میاندیشند انتظار دارند در چنین شرایطی نیز مردم پای صندوقهای رأی بیایند و از آنها حمایت کنند. شاید خواسته این افراد، که پیروزی در انتخابات است، تأمین شود اما برگزاری چنین انتخاباتی در چنین شرایطی باعث دلسردی و ناامیدی مردم نسبت به آینده خواهد شد. امروز مردم از سیاستمدارانی که فضای ذهنی آنها با فضای ذهنی مردم متفاوت است، متنفرند و هیچ علاقهای به حمایت از آنها در انتخابات ندارند. کسانی که درگیر فضای انتخاباتی هستند تلاش میکنند مهمترین چالش کنونی کشور؛ یعنی چالش هستهای را زمانبر کنند تا برای آنها سود داشته باشد. بخش عمدهای از فعالان سیاسی، که با رانت در فضای سیاسی حضور دارند با پشتیبانی از روابط ناسالم اقتصادی ناشی از تحریمها در فضای سیاسی حضور پیدا کردهاند. کسانی که هیچگاه درباره هزینههای تبلیغاتی خود به مردم پاسخگو نبودند، کسانی هستند که با کاسبان تحریمها بیارتباط نیستند. زمانی که کشور در تحریم قرار دارد؛ حتی اگر نفت کشور نیز با قیمت نازل فروخته شود و برای مردم سودی نداشته باشد برای منافع آنها سود زیادی دارد و پولهای زیادی نصیب این عده میشود. همین پولهای کثیف در فضای انتخابات توسط برخی چهرههای سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد. بنده معتقدم این همه چالش در حوزه سیاست خارجی و بهخصوص برجام در کشوری که شورای عالی امنیت ملی مسئولیت پرونده هستهای آن را برعهده دارد، یک چالش کاذب است که شورای عالی امنیت ملی باید به این موضوع ورود کند. تنها نتیجه این وضعیت آن است که توان چانهزنی دیپلماتهای کشور را کاهش میدهد. زمانی که دیپلماتهای کشور در حال مذاکره هستند و از پشت به آنها خنجر میزنند به معنای این است که حتی طرفهای خارجی نیز ممکن است سیاست از بین بردن زمان را در دستور کار قرار بدهند. به همین دلیل کشور نیازمند مدیریت مذاکرات هستهای در سطح کلان و دیپلماسی عمومی درباره مذاکرات هستهای در داخل کشور است. بدونتردید با کشتن زمان و حل نشدن چالشهای موجود تنها مردم از چنین وضعیت آسیب خواهند دید.
آیا بایدن نیز از چنین فضایــــی و با از بین بردن زمان به دنبال این است که از فضای انتخابات ریاستجمهوری ایران به سود خود استفاده کنــد و از ایران امتیاز بگیرد؟
در روابط دیپلماتیک اخلاق آخرین چیزی است که وجود دارد. بدونتردید کار بایدن از کشتن زمان غیراخلاقی بوده است. این در حالی است که اگر نوعی دوگانگی و چنددستگی در ایران وجود داشته باشد زمینه برای کسانی که به دنبال از بین بردن زمان و گرفتن امتیازات بیشتر هستند، فراهم است. در شرایط کنونی طرح آمریکا درباره ایران مشخص است و از سوی دیگر طرح ایران نیز مشخص است. به همین دلیل به احتمال زیاد طرفین برای یک طرح توافقی به نتیجه خواهند رسید. در شرایط کنونی دیپلماتهای دو کشور به کشورهای خود بازگشتهاند و در حال بررسی طرحهای مختلف هستند. به همین دلیل نیز اگر نیاز به مذاکره در سطح بالاتر مانند وزرای امور خارجه باشد تصمیمگیری در این زمینه صورت خواهد گرفت.
آیا توافق احتمالی آینده مکمل برجام خواهد بود یا در درون برجام تعریف خواهد شد؟
موضوع مهمی که در شرایط کنونی مطرح است بازگرداندن برجام به شرایط امروز است. این در حالی است که اختلاف طرفین بر سر تحریمهای ثانویه است. تحریمهایی که در زمان اوباما نیز بهرغم برداشته شدن نام تحریمیها اما ایران همچنان با تنگناهایی مواجه بود. به همین دلیل درشرایط کنونی بحث برسر تحریمهای ثانویه است؛ تحریمهایی که در عمل میتواند قفل و ساختارهای تحریم ایران را بشکند.
منبع:آرمان ملی