
نامزد شكست خورده بازهم ناكام می شود
برخی ادعاها بر این اساس است که نامزد اصولگرایان در نهایت ریاست جمهوری را در دوره آتی به دست خواهد گرفت اما شواهد حاکی از آن است که مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری مورد تردید است. در این شرایط کشور به وضعیتی رسیده که باید ضمن افزایش اختیارات رئیس جمهور، قانون اساسی و شیوه بازنگری در آن تغییر کند. در همین راستا گفتوگویی با حجت الاسلام سیدناصر قوامی فعال سیاسی اصلاحطلب داشت که در ادامه میخوانید.
به گزارش روز نو :بـــرخی اصولگرایــــان بر این باور هــــستند که در صورت نامــزدی آقای رئیسی در انتخابات، ایشان پیروز قطعی خواهند بود، آیا احتمال نامــزدی رئیسی در انتخابات وجـود دارد؟ در صورت نامزدی ایشان پیروز قطعی انتخابات خواهند بود؟
اینگونه نیست که رایآوری ایشان صد درصد باشد اما اینکه آیا قوهقضائیه را ترک خواهند کرد یا خیر، وابسته به تصمیم تصمیمگیرندگان دارد. ایشان خود به تنهایی تصمیم نخواهد گرفت. اگر تصمیم بگیرند که ایشان را به انتخابات بیاورند، مشکلی نخواهد بود و شخص دیگری به ریاست قوهقضائیه منصوب خواهد شد. تجربه نشان داده کسی که یکبار در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورده است، بار دوم چندان شانسی برای پیروزی ندارد اما باید دید رقیب چه کسی خواهد بود.
فــــرمودید کــه اگر تصمیم بگیرند که ایشان را به انتخابات بیاورند... منظورتان دقیقا چه شخص یا اشخاصی هستند؟
به هر صورت نمیخواهیم روشن بگوییم که این افراد چه کسی هستند، چون کسانی که قصد آوردن ایشان را دارند، تمهیداتی را نیز برای ایشان آماده کرده یا میکنند. به هر صورت اینگونه نیست که آقای رئیسی تصمیم بگیرد قوهقضائیه را رها کرده و برای نامزدی در انتخابات اقدام کند. بسیاری از فضاسازیها اینگونه بود که به دلیل عملکرد آقای روحانی در دولت، قطعا یک اصولگرا پیروز خواهد شد. احتمال پیروزی اصلاحطلبان را چگونه ارزیابی میکنید؟ ضربهای که آقای روحانی به اصلاحطلبان زده، در مدتی کوتاه قابل جبران نیست، زیرا مدیران آقای روحانی، چه در سطح وزرا و چه در سطح مدیران میانی، بسیار بد عمل کردند. در استان قزوین 4 استاندار مشغول به کار شدند و یکی پس از دیگری بد عمل کردند. وضعیت سایر مدیران نیز به همین صورت بود. البته مسأله مربوط به وزیر کشور دولت روحانی بود. آقای رحمانیفضلی وزیر کشور بودند. در اکثر شهرها و شهرستانها، اصلاحطلبان برای انتخابات شوراهای شهر رد صلاحیت شدهاند. در هیأت اجرایی که استاندارها و فرماندارها مسئول آن هستند و نه در هیأت نظارت، اصلاحطلبان رد صلاحیت شدند. اینها دلیل بر این است که آقای روحانی ضربه بزرگی را به اصلاحطلبان زده است. اگر شخصیتهای اصلاحطلب امیدی برای تایید صلاحیت داشته باشند و میآمدند، امکان ارزیابی عملکرد وجود داشت. اگر مانع حضور برخی چهرههای مطرح اصلاحطلب برای انتخابات ریاست جمهوری نمیشدند، اصلاحطلبان نیز اجماع میکردند. آن زمان رقابت این فرد با آقای رئیسی معنا داشت و میتواند بررسی کرد که آیا اصلاحطلبان پایگاه اجتماعی دارند یا خیر. اگر بنا باشد، راهها را ببندند و تنها یک رای برای آقای رئیسی باقی بگذارند، نتیجه مشخص خواهد بود.
رد صلاحیت اصلاحطلبان برای انتخابات شوراهای شهر و روستا در کجا انجام گرفت؟
در قزوین، همدان، اصفهان و در تهران اکثر اصلاحطلبان رد صلاحیت شدند. این رد صلاحیت در مرحله اجرایی بود.
آیـــا امکان دارد رویکرد فیلترهای نظارتی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد نیز ردصلاحیت اصلاحطلبان باشد؟
اگر عقلانیت باشد، در شرایطی که کشور دچار تحریم و مشکلات کمرشکن اقتصادی است، باید اجازه ورود همه طیفها به انتخابات در همه سطوح داده شود و رقابتها تنگاتنگ شود و مردم پای صندوقهای رای بیایند. با این اوضاع کرونا، نظرسنجیها برای آمدن پای صندوقهای رای بسیار پایین بوده و آمارهایی در حدود 20 تا 25 درصد منتشر میشود. اگر عقلانی فکر شود و دلسوز کشور، نظام و ملت باشند، باید اجازه رقابت به همه طیفها برای گرم شدن تنور انتخابات داده شود.
علت انتخاباتی نبودن فضای انتخابات را باید در عملکرد آقای روحانی جستوجو کرد؟
روحانی اختیارات بسیار اندکی در کشور دارد و دیگران در همان درصد اندک نیز دخالت میکنند. مردم احساس میکنند، تفاوتی میان روحانی، رئیسی، جهانگیری و جلیلی وجود ندارد. تصور مردم این است که رای دادن نتیجهای ندارد، زیرا نتیجه تغییری نمیکند. همه روسای جمهور حالا برچسبهایی دارند. آقای خاتمی ممنوعالخروج و ممنوعالتصویر شد. مرحوم آقای هاشمی بیبصیرت نامیده شد. آقای احمدینژاد منحرف نامیده شد و وضعیت آقای روحانی نیز مشخص است. مردم میبینند که این روسای جمهور و نمایندگان مجلس هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. از این جهت ملت از رای دادن کمی دلسرد شده و فکر میکنند، رایشان خیلی تفاوتی در مسائل کشور از جمله اقتصاد ایجاد نخواهد کرد.
آقای روحانی زمانی که برای نامزدی در انتخابات پیش آمدند، از میزان اختیاراتی که قانون اساسی برای رئیس جمهور در نظر گرفته است، مطلع بودند. با این حساب چرا روسای جمهور ما همیشه از میزان اختیارات خود گلایه دارند؟
با همین اختیارات نیز میتوان فعالیت کرد اما شجاعت و شهامت لازم است. نباید رفاهطلب بود. زمانی که رئیس جمهور میبیند در همین اختیاراتی که دارد نیز دخالت میکنند، باید استعفا بدهد اما متاسفانه هیچکدام از روسای جمهور این شهامت را نداشتند که به مردم بگویند، چه کسی نمیگذارد ما کار کنیم. آقای احمدینژاد گفت برادران قاچاقچی و ادامه نداد که این افراد چه کسانی بوده و هستند؟ حرفهایی زده میشود، اما پشت آن نمیایستند که بگویند چه کسی مانع بوده و مشکل از کجا است؟ روسای جمهور مشکل را با مردم در میان نمیگذارند. آنان مردم را غریبه دانسته و بیگانه و نامحرم میدانند.
رئیس دولت اصلاحات به عنوان یکی از مطرحترین چهرههای اصلاحطلب زمانی که از تدارکاتچی بودن خود صحبت کردند، مشکلات را با مردم در میان نگذاشتند، چرا اصلاحطلبان قصد معرفی نامزد در انتخابات را ندارند؟
اصلاحطلبان اشتباه میکنند و با این قانون مشکلی رفـــع نمیشود. مـــجلس ششم بهترین مجلس بود اما مصوبات آن عقیم میماند. مسیر مسدود شده و نمیشد کاری از پیش برد. کار مجلس قانونگذاری است و قانونگذاری به شکلی بود که با سختی انجام می گرفت بخشی از اصلاحطلبان میخواهند در حکومت سهمی داشته و وزیر، وکیل یا استاندار شوند. در این صورت مشکلات رفع نخواهد شد و تغییری رخ نمیدهد.
بـــرای برونرفت از این وضعیت چه پیشنهادی دارید؟
قانون اساسی چارچوبی دارد و تا زمانی که ثابت باشد، وضعیت به همین منوال ادامه خواهد یافت. گذشته از لزوم اصلاح قانون اساسی، اول باید نحوه اصلاح آن اصلاح شود. با روشی که در قانون اساسی برای اصلاح آن در نظر گرفته شده است، شاید وضعیت به جای بهتر شدن بدتر شود. پس دومین راه برونرفت از شرایط، صدور اجازه برگزاری انتخابات رقابتی است. در افغانستان طالبان که میجنگد و بمبگذاری میکند، اشرف غنی میگوید بیایید و داوطلب ریاست جمهوری شوید. به مخالفین نیز اجازه نامزدی در انتخابات را بدهد
منبع:ارمان ملی