
دزدی از عروس خانم در مراسم جشن عروسی
روزنو- دزدی از عروس خانم در جشن ازدواجش را در دام سیاهی کشاند و اگر تیزهوشیاش نبود سرنوشت تلخی در انتظارش بود.
اوایل اردیبهشت ماه سال جاری خانوادهای سرگرم مراسم عروسی بودند، جشن در خانهای واقع در ورامین برگزار میشد و مهمانان یکی پس از دیگری خود را به مراسم میرسانند و عروس و داماد را راهی خانه بخت میکردند. ۲روز از جشن عروسی میگذشت تا اینکه زنگ تلفن عروس به صدا درآمد و آرامش ۲روزه وی را به هم ریخت.
شماره ناشناس بود و مردی پشت خط ادعا کرد، رم گوشی عروس خانم را که عکس و فیلمهای خصوصیاش در آن است در اختیار دارد.
«ناهید» نخست فکر میکرد مرد غریبه قصد دارد این رمگوشی را به وی بازگرداند اما با پیشنهاد عجیبی روبهرو شد.
مرد ناشناس گفت؛ «سیاوش» است و با معرفی خود تحت عنوان پلیس با تهدید به پخش فیلم و عکسهای تازه عروس خواست تا وی را تحت سلطه شیطانیاش قرار دهد.
«ناهید» که شوکه شده بود به سراغ کیفی که رم گوشیاش در آن بود رفت و با تعجب دید که رم موبایلش دزدیده شده است.
ترسیده بود و به تهدید شیطانی پلیس قلابی مرموز فکر میکرد تا اینکه ۲ روز بعد دوباره زنگ موبایلش به صدا درآمد.
صدای مرد دیگری را شنید که گفت؛ همکار «سیاوش» است، دیگر زمان تصمیمگیری تمام شده است و تنها دو راه پیش روی وی قرار دارد یا تحت سلطه آنها قرار گیرد یا فیلمها و عکسهای عروسیاش پخش میشود.
«ناهید» گوشی را قطع کرد و قدرت تصمیمگیری نداشت اما تماسهای پیامکی ادامه یافت و این بار ۲مرد ناشناس به تهدید وی پرداختند و آرامش تازه عروس را به هم ریختند.
چارهای نبود باید کاری برای نجات خود از این دام شیطانی پیدا میکرد به یاد پدرش افتاد که همیشه تکیهگاهش بود.
پدر وقتی پای راز وحشتناک دخترش نشست به دادسرای ورامین رفت و با اعلام شکایت از ۲مرد ناشناس از بازپرس کوهپایه از شعبه دوم خواستار ردیابی مزاحمان دخترش شد.
در این مرحله کارآگاهان برای ردیابی ۲ پلیس قلابی سلطهگر وارد عمل شوند.
پدر نگران در تحقیقات به افسر پرونده گفت: مراسم عروسی در خانهای حیاطدار برگزار شد، آن شب همه سرگرم جشن و مهمانها بودیم که در راهپلهها کیف دخترم را در حالی که وسایلش روی پلهها ریخته شده بود دیدم و زمانیکه از همسرم خواستم تا وسایل کیف را جمع کند تا چیزی گم نشود فکر نمیکردیم کسی برای طراحی یک توطئه به سراغ کیف دخترم رفته باشد.
با ادعاهای پدر ناهید کارآگاهان احتمال دادند که دزدی از سوی یکی از آشنایان که در مراسم جشن عروسی حضور داشته صورت گرفته است اما در این مرحله به هیچ مظنونی نرسیدند.
تازه عروس جوان در ادعاهایش به ماموران گفت: بار نخست که «سیاوش» تماس گرفت فکر میکردم کسی قصد دارد با من شوخی کند اما وقتی متوجه دزدیده شدن رم گوشیام شدم ترس به جانم افتاد اما تصمیم گرفتم ماجرا را پنهان کنم تا شاید با پرداخت پول به مرد غریبه که خود را پلیس نیز معرفی کرده بود بتوانم فیلم و عکسهای خصوصیام را از وی پس بگیرم.
وی افزود: منتظر ماندم تا اینکه ۲ روز بعد مرد دیگری با نام هادی خود را همکار «سیاوش» معرفی کرد و با تهدید به پخش فیلمها و عکسهایم خواست تا تحت سلطه آنها در بیایم که ترسیدم و موضوع را با پدرم در میان گذاشتم.
کارآگاهان در گام بعدی با ردیابی شماره تلفنهای ۲مرد غریبه توانستند خیلی زود «هادی» را که در قرچک ورامین زندگی میکرد، ردیابی کنند و روز ۲۰ خردادماه امسال در عملیاتی ضربتی وی را دستگیر کردند.
«هادی» اصرار به بیگناهی کرد و با نقشپردازی سعی در گمراه کردن ماموران داشت و در بازجوییهای فنی ماموران شروع به تناقضگویی کرد اما به ناچار لب به اعتراف گشود.
تبهکار جوان در ادعاهایش گفت: «سیاوش» که یکی از آشنایان ما است با من تماس گرفت و از ماجرای نوعروس آشنا خبر داد و چون در یکی از شهرهای غربی کشور زندگی میکند، خواست تا بار نخست من به سر قرار با ناهید بروم.
وقتی ماجرا را شنیدم وسوسه شدم و با شماره تلفنی که «سیاوش» به من داده بود تماس گرفتم و با سناریوی همکار بودن با «سیاوش» با تهدید پخش فیلم و عکسهای تازه عروس خواستم تا تحت سلطهاش قرار گیرد که پس از چند بار تماس دیگر به تلفنهایم جواب نداد و من نیز بیخیال شدم.
با ادعاهای سلطهگر جوان کارآگاهان به سراغ «سیاوش» رفتند و با ردزنی در یکی از شهرهای غربی کشور وی را دستگیر کردند.
سیاوش وقتی دید از سوی هادی لو رفته است لب به اعتراف گشود و گفت: یکی از دوستانم که «مهدی» نام دارد یک روز به سراغم آمد و عنوان کرد که یک رم گوشی در مراسم عروسی پیدا کرده و چون گوشی موبایلش رمخور نبود با قیمت ارزان به من فروخت.
وقتی رم را داخل گوشی باز کردم عکسها و فیلمهای خصوصی تازهعروس را دیدم و همان زمان بود که شیطان مرا تسخیر کرد و طرح به سلطه درآوردن دختر جوان به ذهنم زد.وی افزود: چون تازه عروس یکی از آشنایان دور در طایفهمان بود توانستم به بهانه تبریک گفتن عروسیاش شماره تلفنش را به دست بیاورم و در تماس با «ناهید» خودم را پلیس معرفی کردم و با تهدید پخش فیلمها و عکسهایش خواستم تحت سلطه من درآید.
وی ادامه داد: ترسیدم وقتی مرا ببیند چون آشنا هستم به پلیس لو بدهد که در این مرحله با آوردن «هادی» در نقشهام تصمیم گرفتم وقتی بار نخست تازه عروس در دام «هادی» قرار گیرد میتوانم او را بیشتر تحت سلطه خودم قرار دهم و از ترس آبرویش مرا لو نمیدهد که خیلی زود دستگیر شدم و پشیمانم. ماموران با ادعاهای «سیاوش» به سراغ مهدی رفتند که وی در ادعاهایش گفت: در مراسم عروسی ورامین بودم که دختر بچهام با در دست داشتن یک رم گوشی پیش من آمد و هرچه به دنبال صاحب آن گشتم به نتیجه نرسیدم و چون گوشیام رمخور نبود، تصمیم به فروختن آن گرفتم و از نقشه ۲ مرد سلطهگر خبری ندارم.بنابراین گزارش، ۲ تبهکار با قرار وثیقه آزاد شدند و در انتظار روز رسیدگی پروندهشان در دادگاه انقلاب ورامین هستند.