
تندروها نامه خاتمی را ارزيابی نكنند
نامه رئیس دولت اصلاحات به رهبر انقلاب در آستانه انتخابات ریاستجمهوری و شرایط خطیر امروز کشور نشان میدهد جریان اصلاحات برای حل مشکلات و تعالی نظام حاضر به همکاری و همراهی بیشتر با حاکمیت سیاسی است. رئیس دولت اصلاحات در این نامه با اشاره به حضور جریان اصلاحات در درونخانواده نظام و تقید به آرمانهای نظام و انقلاب خواستار حل برخی مشکلات داخلی و خارجی شده است؛ نامهای که البته با واکنش برخی اصولگرایان رادیکال مواجه شده و نسبت به آن واکنشهای منفی نشان دادهاند. با این وجود عقلای دو جریان سیاسی کشور نوشتن این نامه را از سر دلسوزی و تعهد نسبت به آینده نظام ارزیابی میکنند. به همین دلیل با دکتر داریوش قنبری، فعال سیاسی اصلاحطلب گفتوگو کرده است. دکتر قنبری معتقد است: «حاکمیت نظام جریان اصلاحات را یک جریان در درون نظام قلمداد میکند و به همین دلیل از حرکت مثبت اصلاحطلبان برای همراهی و همکاری با نظام استقبال خواهند کرد. بنده بعید میدانم از مجموعه حاکمیت نگاه منفی نسبت به جریان اصلاحات وجود داشته باشد. البته در سطوح عالی حاکمیت برخی ناراحتیها نسبت به اصلاحطلبان وجود دارد. با این وجود این ناراحتیها جدی نیست و حاکمیت سیاسی کلیت جریان اصلاحات را بهعنوان یک جریان درون خانواده نظام و کشور پذیرفته و مورد تایید قرار داده است. در این موضوع نیز هیچگونه تردیدی وجود ندارد». در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
به گزارش روز نو :رئیس دولت اصلاحات در نامهای که به رهبر معظم انقلاب نوشتهاند بر همراهی و همکاری جریان اصلاحات برای حل مشکلات موجود جامعه تأکید کردهاند. چرا رئیس دولت اصلاحات در مقطع کنونی تصمیم گرفتهاند این نامه را بنویسند؟
در شرایط کنونی نیاز به ارتباط و هماهنگی بین جریان اصلاحات و نظام و رهبری انقلاب وجود دارد. یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که شرایطی وجود ندارد که جریانهای سیاسی بتوانند نظرات خود را به محضر رهبر معظم انقلاب منتقل کنند و از سوی دیگر نظرات ایشان را نیز نسبت به رویکرد جریانهای سیاسی جویا شوند. این مشکلی است که جریانهای سیاسی و به خصوص جریان اصلاحات با آن مواجه هستند. این یک نیاز جدی است که باید مود توجه قرار بگیرد. البته هنوز از جزئیات نامه رئیس دولت اصلاحات اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و منتشر نشده است. با این وجود نفس این اقدام و ارتباط جریان اصلاحات با رهبری یک ضرورت جدی است که در شرایط کنونی نیز این ضرورت احساس میشود. به همین دلیل اصلاحطلبان باید به این موضوع توجه کنند و کانالهایی را برای این ارتباط در نظر داشته باشند. نوشتن نامه به رهبری یکی از راههای موثر با رهبری است. با این وجود باید شرایطی فراهم شود که جلسات حضوری نیز بین اصلاحطلبان و مقام معظم رهبری برگزار شوند. بدونتردید این جلسات میتواند تأثیر بسیاری روی نزدیکی بیشتر اصلاحطلبان با نظام و رهبری داشته باشد. به نظر میرسد رئیس دولت اصلاحات نیز این ضرورت را درک کرده و به همین دلیل نیز اقدام به نوشتن نامه به رهبر انقلاب کردهاند. بدونتردید این نزدیکی کمک بزرگی به بهبود وضعیت کشور خواهد کرد. در این زمینه هر نوع کانالی که وجود داشته باشد یا در آینده میتواند به وجود بیاید دارای اهمیت است. هرچه این ارتباطات افزایش داشته باشد به همان میزان نیز اصلاحطلبان میتوانند با دغدغههای رهبر معظم انقلاب درباره آینده کشور بیشتر آشنا شوند.
در شرایط کنونی جریان اصلاحات چه نقشی میتواند در حل مشکلات کشور و همراهی با نظام داشته باشد؟ این همراهی چه پیامدهایی برای جامعه خواهد داشت؟
جریان اصلاحات دلسوز نظام جمهوری اسلامی است و همواره خود را نسبت به دغدغههای نظام متعهد میداند. هدف جریان اصلاحات نیز تقویت نظام و توسعه و پیشرفت کشور بوده و در این موضوع هیچ تردیدی وجود ندارد. با این وجود ما مشاهده میکنیم که پس از انتشار خبر نوشتن نامه رئیس دولت اصلاحات به رهبری برخی از تندروهای اصولگرا نسبت به این نامه واکنش منفی نشان دادهاند. کار تندروهای اصولگرا به جایی رسیده که بسیاری از اصولگرایان شناسنامهدار را نیز از جریان اصولگرایی حذف کردهاند و آنها را خارج از دایره اصولگرایی تعریف میکنند. به نظر میرسد نگاه حذفی در جریان اصولگرایی غالب شده و به همین دلیل برخی از طیفهای این جریان تلاش میکنند چهرههای شناختهشده اصولگرا را که با رویکرد افراطی آنها موافق نیستند، از دایره اصولگرایی خارج کنند. اینکه ما انتظار داشته باشیم طیف رادیکال جریان اصولگرایی نسبت به اقدامات جریان اصلاحات مانند نامه رهبران این جریان، نظر مساعدی داشته باشند انتظار صحیحی نیست و بیهوده است. طیف رادیکال جریان اصولگرا که خود را انقلابی میداند همواره نسبت به رویکردهای عقلایی در مدیریت کشور و مدیریت جریانهای سیاسی انتقاد داشته و واکنش منفی نشان دادهاند. کار طیف تندروها به جایی رسیده که به فکر حذف رویکردهای عقلایی در درون جریان اصولگرا افتادهاند و به همین دلیل قصد دارند افراد شناسنامهدار و عقلای معتدل این جریان را از دایره تصمیمگیریهای این جریان کنار بگذارند. این طیف به اصولگرایان دیگر نیز رحم نکردهاند. به همین دلیل دیدگاههای طیف رادیکال جریان اصولگرایی حتی مورد توجه همحزبیهای درون این جریان نیز قرار ندارد. شرایط به شکلی است که بسیاری از اصولگرایان معتدل گفتمان این طیف را قبول ندارند و اجازه نمیدهند این طیف در تصمیمگیریهای مهم کلیدی جریان اصولگرایی نقش تعیینکنندهای داشته باشند. این رویهای بوده که از ابتدا در این طیف فکری و سیاسی وجود داشته و در شرایط کنونی برای همه مشخص است.
چرا اصولگرایان نسبت به نوشتن این نامه که در راستای وحدت و انسجام ملی نوشته شده واکنش منفی نشان میدهند؟
اصلاحطلبان نیازی ندارند دغدغهها و دیدگاههای خود را نسبت به آینده نظام و کشور از نگاه طیف رادیکال جریان اصولگرایی مشاهده کنند. اگر موضوع سوابق سیاسی و انقلابی نیز مطرح باشد، طیف رادیکال جریان اصولگرایی دارای سوابق زیادی در عرصه سیاسی و تاریخ انقلاب نیست ولی این طیف بهتازگی تاثیرگذار شده است. اگر به گذشته این طیف فکری و سیاسی توجه کنیم اثری از آنها در تاریخ انقلاب و تحولات اجتماعی و سیاسی مشاهده نمیکنیم. طیف رادیکال اصولگرایی یک طیف بیریشه است که همواره نگاهی معطوف به قدرت دارد و همیشه به دنبال تصاحب قدرت است. این طیف با ظاهرسازی و برخی اقدامات که بیشتر تظاهر به انقلابیگری است تلاش میکنند بقیه نیروهای انقلاب را بیاثر کنند. هدف اصلی این طیف نیز آن است که اختیارات و امکانات کشور را در اختیار بگیرند. دغدغه این طیف دغدغه کشور و جامعه و حل مشکلات مردم نیست. بدونتردید اگر این دغدغه در بین این طیف فکری وجود داشته باشد اجازه نمیدهند نیروهای توانمند و مفید به حال جامعه از چرخه مدیریت و تصمیمگیری کشور خارج شوند. نوع نگاه این طیف فکری یک نگاه فرصتطلبانه برای کسب قدرت و امکانات و اختیارات بیشتر است. در این مسیر نیز هر کسی را که بهعنوان رقیب در نظر بگیرند تلاش میکنند از صحنه حذف کنند تا مانعی برای تحقق خواستههای خود نداشته باشند. به هر حال نامه رئیس دولت اصلاحات نامهای از سردلسوزی و تقید به چارچوبهای نظام است. بدونتردید اگر رئیس دولت اصلاحات تقیدی به نظام و آرمانهای انقلاب نداشتند هیچگاه چنین نامهای را نمینوشتند و نسبت به شرایط کنونی جامعه بیتفاوت میشدند. تعهد رئیس دولت اصلاحات نسبت به نظام جمهوری اسلامی و آینده کشور باعث شده ایشان چنین نامهای به رهبر معظم انقلاب نوشته بنویسند. با توجه به شناختی که از روحیات و دغدغههای رئیس دولت اصلاحات وجود دارد این نامه از سر خیرخواهی و دلسوزی برای مصالح کشور نوشته شده است. این نکتهای است که برخی از مخالفان منصف رئیس دولت اصلاحات، که در جریان اصولگرایی نیز قرار دارند، نسبت به رویکرد ایشان معترف هستند و آن را تصدیق میکنند. اصولگرایان معتدل و منصف همواره به تقید و نجابت رئیس دولت اصلاحات باور داشتهاند. به همین دلیل نیز اینکه عدهای تندرو نسبت به نوشتن این نامه واکنش منفی نشان بدهند زیاد دارای اهمیت نیست. طیف تندرو همواره جریان اصلاحات و عقلای اصولگرایی را مانعی برای رسیدن به اهداف خود قلمداد میکنند؛ اهدافی که همواره معطوف به کسب قدرت و منافع شخصی بوده است. به همین دلیل دیدگاه طیف رادیکال درباره نوشتن این نامه دارای اهمیت نیست؛ بلکه نکته حائز اهمیت این است که اصلاحطلبان نسبت به تعهداتی که نسبت به نظام و کشور دارند، عمل کنند.
در شرایطی که نامه رئیس دولت اصلاحات به رهبر معظم انقلاب نشاندهنده حسننیت و دلسوزی اصلاحطلبان نسبت به آینده نظام و کشور است، چه انتظاری از حاکمیت سیاسی وجود دارد؟
حاکمیت نظام جریان اصلاحات را یک جریان در درون نظام قلمداد میکند و به همین دلیل از حرکت مثبت اصلاحطلبان برای همراهی و همکاری با نظام استقبال خواهند کرد. بنده بعید میدانم مجموعه حاکمیت دارای نگاه منفی نسبت به جریان اصلاحات باشد. البته در سطوح عالی حاکمیت برخی ناراحتیها نسبت به اصلاحطلبان وجود دارد. با این وجود این ناراحتیها جدی نیست و حاکمیت سیاسی کلیت جریان اصلاحات را به عنوان یک جریان درونخانواده نظام و کشور پذیرفته و مورد تأیید قرار داده است. در این موضوع نیز هیچگونه تردیدی وجود ندارد. ما باید بپذیریم که باید در فضای جامعه تفکرات و صداهای مختلفی وجود داشته باشد که همگی در چارچوب نظام و با پذیرش چارچوبهای قانونی نظام فعالیت کنند. نگاه حاکمیت به جریان اصلاحات نیز همواره به این شکل بوده که این جریان را یک جریان درونگروهی و موثر در معادلات سیاسی کشور قلمداد کرده است. دلیلی هم وجود ندارد که نگاه حاکمیت نسبت به اصلاحطلبان تغییر کرده باشد یا به سمت یک نگاه منفی تغییر کرده باشد. نیروهای جریان اصلاحات همواره خود را نیروهای درون نظام قلمداد کرده و در مسئولیتهایی که در گذشته داشتهاند با عملکرد موفق خود به تعالی نظام و توسعه کشور اهتمام داشتهاند. به همین دلیل نگاه حاکمیت به نیروهای اصلاحطلب یک نگاه مثبت است.
نامه رئیس دولت اصلاحات در شرایط کنونی چه نقشی در مناسبات انتخابات آینده ریاستجمهوری خواهد داشت؟ آیا این نامه و ارتباط نزدیکتر اصلاحطلبان و حاکمیت سیاسی میتواند شرایط حضور گزینههای اصلاحطلب را در انتخابات آینده فراهم کند و به تبع آن میزان مشارکت مردم در انتخابات افزایش پیدا کند؟
قطعا در انتخابات آینده گزینههای جریان اصلاحات حضور خواهند داشت. این اتفاق در گذشته رخ داده و در آینده نیز رخ خواهد داد. در انتخابات دوازدهم ریاستجمهوری گذشته همواره دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب برای به دست آوردن قوه مجریه با هم رقابت کردهاند. در این رقابت نیز گاهی اصلاحطلبان به پیروزی رسیدهاند و در مقاطعی نیز اصولگرایان موفق عمل کردهاند. این رقابت در آینده و در انتخابات ریاستجمهوری نیز وجود خواهد داشت. بنده بعید میدانم شرایط رقابت سیاسی در انتخابات ریاستجمهوری آینده وجود نداشته باشد. در انتخابات یازدهم مجلس شورای اسلامی شرایط برای رقابت دو جریان سیاسی به معنای واقعی وجود نداشت. به همین دلیل نیز میزان مشارکت مردم در انتخابات نسبت به انتخابات گذشته کاهش چشمگیری پیدا کرده بود. به نظر میرسد اراده حاکمیت سیاسی کشور در انتخابات ریاستجمهوری حضور مشارکت بالای مردم در انتخابات است. این رویکرد در اظهارات مقام معظم رهبری و دیگر مسئولان نظام نیز وجود دارد. در نتیجه حاکمیت سیاسی به دنبال حذف اصلاحطلبان به عنوان مهمترین و موثرترین جریان سیاسی کشور در انتخابات نیست. در همه انتخابات ریاستجمهوری همواره گزینه یا گزینههایی از جریان اصلاحات در انتخابات وجود داشته است. این مساله به خوبی نگاه مثبت حاکمیت سیاسی نسبت به جریان اصلاحات را نشان میدهد. در شرایط کنونی اصلاحطلبان بیکار ننشستهاند و در حال رصد شرایط سیاسی کشور هستند. استراتژی اصلی اصلاحطلبان این است که با یک گزینه اصلاحطلب وارد انتخابات شوند تا بتوانند برنامههای خود را اجرا کنند. اگر شرایط به شکلی رقم بخورد که اصلاحطلبان بتوانند با گزینههای اصلی خود در انتخابات حضور پیدا کنند احتمال مشارکت بالای مردم در انتخابات افزایش پیدا خواهد کرد. بدونتردید اگر گزینههای اصلی جریان اصلاحات در انتخابات حضور داشته باشند سبب به وجود آمدن شور و نشاط انتخاباتی در کشور خواهد شد و انگیزه مردم برای حضور در انتخابات بیشتر خواهد شد. در غیر این صورت نمیتوان انتظار داشت میزان مشارکت مردم در انتخابات قابلقبول باشد.
منبع:آرمان ملی