شكست با كانديداي اصلاحطلب به مراتب بهتر از پيروزي با نامزد ائتلافي است
شرايط سياسي كشور وارد مرحلهاي تازه شده تا پيش از اين انتقادها از دولت بيشتر رنگ و بوي رقابتي كهنه داشت اما حالا طيفهايي از جريان اصولگرا و نيروهايي كه اتفاقا در برخي نهادها و قوا نقشي كليدي برعهده دارند، براي مقابله عليه كابينه روحاني مهيا شدهاند.
اين است كه ادبيات و لحن كلام انتقاديشان در مخالفت با دولت تندتر شده و اين مخالفان روحاني هر روز با ترفند و برنامهاي نو و از سويي روبهروي او ميايستند، آنهم در شرايطي كه اصولگرايان اين ماهها به شدت در تلاشند تا خود را براي كارزار انتخابات رياستجمهوري سال آينده و تصاحب پاستور آماده كنند. انتخاباتي باتوجه به همهگيري كرونا دستكم از حيث چگونگي برگزاري، شرايطي متفاوت از هر دوره را ميطلبد و همزمان پيشبينيها نيز از اين حكايت دارد كه احتمالا مشاركت شهروندان همچون انتخابات مجلس يازدهم، كمتر از ادوار گذشته انتخابات رياستجمهوري باشد. نكته حائز اهميت اينكه انتخابات مجلس يازدهم تنها دو، سه روز پس از ثبت نخستين قربانيان كرونا در ايران برگزار شد و علت مشاركت ناچيز شهروندان در آن، چندان به نگراني شهروندان از ابتلا به ويروس كوويد19 مربوط نبود و ثبت كمترين ميزان مشاركت انتخاباتي در آن مقطع بيشتر به دليل كاهش اعتماد عمومي شهروندان بود كه درپي بروز چند رويداد تلخ همچون اعتراضات بنزيني آبان ماه 98، غائله انهدام هواپيماي اوكرايني در دي ماه همان سال و البته ردصلاحيت گسترده اصلاحطلبان و بسياري از نمايندگان وقت مجلس، نگراني بسياري از چهرههاي سياسي و ناظران را نيز برانگيخته بود و حالا در آستانه انتخاباتي ديگر، از آنجا كه اقدامي موثر در راستاي بهبود اين اوضاع صورت نگرفته و بالا گرفتن مشكلات معيشتي نيز به آن نگرانيها دامن زده، احتمال برگزاري انتخاباتي با مشاركت اندك همچنان مطرح است. به هر تفسير مجموعه اين شرايط باعث شده حالا پرسشي جدي را به ويژه در اردوگاه اصلاحطلبان مطرح كرده كه بايد چه كنند و با چه راهبردي اعتماد شهروندان را براي حضور پاي صندوقهاي انتخابات 1400 جلب كنند؛ چراكه آنان همواره پيروزي خود را در گرو مشاركت حداكثري ديده و اغلب روي آراي خاكستري حسابي ويژه باز ميكنند. به اين منظور با فياض زاهد، استاد دانشگاه و تحليلگر سياسي اصلاحطلب به گفتوگو نشستيم و ضمن صحبت درباره دلايل تند شدن فضاي سياسي كشور، از او درباره راهكارهاي افزايش مشاركت شهروندان و همچنين راهبرد اصلاحطلبان براي افزايش احتمال پيروزيشان در انتخابات رياستجمهوري 1400 پرسيديم.
آقاي فياض! در آستانه برگزاري انتخابات رياستجمهوري شاهديم كه فضاي سياسي كشور تاحدودي به سوي راديكاليسم و افراطگرايي پيش ميرود. به نظر شما علت اين تندرويها چيست و ريشه آن را بايد كجا جستوجو كرد؟
به نظرم اين اتفاق، علل داخلي و خارجي جداگانه دارد. علت داخلي اين رويه تاحدودي به همان بحث انتخابات مربوط است و طبيعي هم هست كه رقباي دولت در آستانه انتخابات بر نارضايتي افكار عمومي از عملكرد دولت تكيه كنند. واقعيت آن است كه دولت به لحاظ شرايط داخلي و بينالمللي دوراني دشوار را ميگذراند. خروج امريكا از برجام، همين بحث شيوع و همهگيري كرونا و تاثير آن بر تمامي شاخصهاي اقتصادي، اوضاع حاكم بر فضاي منطقهاي و بينالمللي و البته رويدادهاي اواخر سال 98 ازجمله شرايطي است كه باعث شده فضا اينچنين براي دولت دشوار شود. ازسويي هم انتقادهايي به نحوه رفتار و عملكرد دولت، بهويژه در دولت دوم آقاي روحاني وجود دارد و اين مساله نيز اين را كه نيروهاي سياسي حامي دولت و مشخصا اصلاحطلبان وارد ميدان شده و افكار عمومي را اقناع كنند، دشوارتر ساخته است، چراكه آنها هم اثرگذاريشان را براي آنكه سپر دولت شوند، از دست دادهاند. خروج امريكا از برجام نيز شرايط را سخت كرد و اعمال پيچيدهترينها تحريمها بر اقتصاد ضعيف ايران تاثير بسياري گذاشته و اين مساله قابلانكار نيست.
در تاريخ بيش از 4 دهه جمهوري اسلامي، بيش از يكسوم درآمد كشور صرف رقابتهاي دروني و تخريب اين نهاد داخلي به دست ديگر نهاد داخلي شده است. معتقدم ما از اين نظر داراي يك نظام سياسي منحصر به فرديم؛ چراكه قوا و نهادهاي مختلف از بودجه داخلي براي تخريب يكديگر استفاده ميكنند! كنار اين موارد، بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه متاسفانه فقدان بلوغ سياسي در اركان حاكميت ديده ميشود، چراكه فعاليت مخالفان دولت عملا به گونهاي است كه ساحت نظام سياسي را هدف قرار ميدهند و همه چيز را زيرسوال ميبرند. بر اين اساس ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه آقاي قاليباف و همه كساني كه با آقاي روحاني در مقاطع انتخاباتي پيشين رقابت كردند، هنوز در همان حس و حال و هواي رقابت انتخاباتي هستند و شاهديم رفتاري كينهتوزانه و ناشايست نسبت به دولت صورت ميگيرد.
به نظر شما اين فضا و مشخصا حملاتي كه عليه دولت صورت گرفته و ميگيرد، بر مشاركت شهروندان در انتخابات سال آينده اثرگذار خواهد بود؟
البته، قطعا تاثير منفي خواهد داشت. در حال حاضر فضاي سياسي كشور به طور طبيعي سرد است. در انتخابات مجلس شوراي اسلامي پايينترين نرخ مشاركت سياسي در تاريخ را تجربه كرديم. در شهرهاي بزرگ مشاركت در انتخابات حدود 10 تا 12درصد بود و واقعيت آن است كه همه آن عواملي كه باعث شد شهروندان در انتخابات شركت نكنند، همچنان باقي است. در نتيجه نميتوانيم بگوييم مردم تغيير نظر دادهاند. از طرفي وقتي تندروها نسبت به دولت فضا را تيره و تار ميكنند، اين پرسش براي افكار عمومي مطرح ميشود كه يعني وقتي ما راي ميدهيم، چنين نتيجهاي حاصل ميشود! شهروندان ميپرسند وقتي در انتخابات مشاركت ميكنيم، وضع دولت بهگونهاي است كه عدهاي از بيرون دولت آن را سياه توصيف ميكنند و اين نشان ميدهد كه مشاركت ما نتيجهاي حاصل نكرده است، ضمن آنكه نظام انتخاباتي ايران زير پرسش جدي افكار عمومي است؛ چراكه مردم ميپرسند چرا چهرههاي شايسته در عرصه انتخابات حضور ندارند؟ مساله اين است كه متاسفانه نهادهاي نظاتي پاسخگو نيستند كه از چه فيلترهايي براي بررسي صلاحيت كانديداها استفاده ميكنند. در نتيجه اين نظارت، تنها معدودي از كانديداها از فيلتر نهادهاي نظارتي عبور ميكنند و ميتوان گفت خوني تازه در فضاي سياسي تزريق نميشود. فكر ميكنم تا زماني كه نظام سياسي ارادهاي براي اصلاح نظام انتخاباتي نداشته باشد، يعني تكليف نهادي نظارتي و تعيينكننده مراجع چندگانه نظارت استصوابي مشخص نشود، اين تندرويها بر آن فرآيند نااميدي تاثير منفي ميگذارد و جامعه را به اين نتيجه ميرساند كه مشاركت و عدم مشاركت چندان حائز اهميت تاثيرگذار نيست. اما اينجا ميتوان تحليلي متفاوت نيز ارايه داد. ميتوان گفت اين تندرويها از نظر تحليل روانشناختي مثبت است. عملكرد تند افراطيها ممكن است كه باعث نگراني و هراس شهروندان شده و آنان را به سمت مشاركت بيشتر بكشاند. از ديگرسو تغييرات بينالمللي و تركيبي كه اخيرا ازسوي جو بايدن در كاخ سفيد بهكار گرفته شده و به نحوي شاهديم كه اغلب كساني كه در برجام نقش داشتند، روي كار آمدهاند نيز ميتواند محركي براي افزايش مشاركت شهروندان باشد، ضمن آنكه چنانكه اشاره شد تندرويهاي داخلي ميتواند باعث ترس مردم شود. مثلا همين مجلس انقلابي را نگاه كنيد كه در طول 8 ماهه گذشته، جز فحش دادن و چوب لاي چرخ دولت گذشتن، برنامه اساسي و مهم ديگري ارايه نداده است. عملكرد مجلس را بايد در نامه آن مرغدارِ جهرمي به آقاي قاليباف تحليل كرد كه گفته بود اگر شما ميتوانيد مرغ 9 توماني توليد كنيد، بسمالله؛ شروع كنيد!
به علاوه ما شاهد فعاليت مجلس انقلابي هستيم كه از نمايندههاي جوان، بيتجربه و اغلب به لحاظ توان علمي و كارشناسي ضعيف تشكيل شده و راهكارهايي ارايه ميدهد كه كمكي به برونرفت سيستم از وضع موجود نميكند. در نتيجه ميتوان گفت كه تندرويهاي داخلي و افقهاي بينالمللي ميتواند باعث شود كه مردم به اين فكر كنند كه بهتر است دولتي معتدل روي كار بيايد كه بتواند كشور را به سمت آشتي بينالمللي پيش برده و شرايط را براي بهبود وضع اقتصادي مهيا كند. در غير اين صورت چندان اميدي به مشاركت سياسي بالا در انتخابات پيشرو ندارم.
باتوجه به شرايطي كه توصيف كرده و در مجموع پيشبينيتان مشاركت اندك است، راهبرد انتخاباتي مطلوب را براي اصلاحطلبان چه ميدانيد؟ آيا فكر ميكنيد تكرار تجربه ائتلاف با نيروهاي اعتدالي راهگشا خواهد بود؟
معتقدم استراتژي اصلي جريان اصلاحات بايد بر كانديداي اصلاحطلب متمركز باشد. باخت با يك نيروي اصلاحطلب براي اصلاحطلبان به مراتب بهتر از برد با نيرويي ائتلافي است؛ چراكه جريان اصلاحات بايد بر موقعيت سياسي خود بهجد تاكيد كند. اصلاحطلبان نيازمند بازبيني و ارايه مانيفست جديد از شرايط داخلي و بينالمللي هستند كه با تكيه بر آن بتوانند كانديداي خود را معرفي كنند. اگر امكان بازسازي گفتماني نباشد، يك راهبرد ميتواند اين باشد كه تا فراهم شدن شرايط حضور، كانديدايي معرفي نكنند كه البته به نظر ميرسد اين گزينه، دستكم در حال حاضر چندان ميان احزاب و گروههاي اصلاحطلب طرفدار ندارد و آنان علاقهمندند تحت هر شرايطي كنش داشته باشند. راهكار دوم سرمايهگذاري بر كانديداهاي موجود است. درواقع تمركز بر اصلاحطلباني كه ميتوانند از فيلتر نظارت استصوابي شوراي نگهبان بگذرند. اما اگر هيچكدام محقق نشد، بايد تا تاييد نهايي كانديداها صبر كنند و بعد تصميم بگيرند. درمجموع به نظر ميرسد بهتر باشد كه تصميمگيري درباره گزينه نهايي را به بازه زماني پس از اعلام نتايج بررسي صلاحيت كانديداها موكول كنند، چراكه مهمترين موضوع، منافع ملي كشور و حمايت از آن است. سياستمدار مثل هنرمند يا سلبريتي نيست كه به فكر محبوبيت خود باشد، بلكه بايد تابع چارچوب اخلاقي و مرام سياسي خود گام بردارد. آن روز كه مهندس بازرگان كنار كشيد، بسياري بر او خرده گرفتند ولي تاريخ نشان داد كه اين پرنسيب و اصول يك سياسمتدار است كه او را نگه ميدارد. نكتهاي كه در حال حاضر اصلاحطلبان بايد به آن توجه كنند نيز اين است كه بايد بر استفاده از عنصر سياسي شناخته شده خود تاكيد كنند.
با توجه به شرايط موجود پيشبيني شما از وضعيت اصلاحطلبان چيست؟ فكر ميكنيد اصلاحطلبان بتوانند در انتخابات پيشرو موفقيتي دست بياورند؟
واقعيت اين است كه اگر همين سوال را پارسال ميپرسيديد، هيچ اميدي نداشتم. امروز دليل اينكه اصولگرايان تندرو اينطور دستپاچه شدهاند اين است كه تا همين چندماه پيش هم فكر ميكردند كه ميتوانند به راحتي پيروز ميدان باشند ولي با تغيير شرايط بينالمللي، اوضاع تغيير كرده است. لازم است نكتهاي را متذكر شوم. بايد توجه كرد كه با وجود تمامي انتقادهايي كه عليه اصلاحطلبان وارد ميشود، معتقدم كه اگر به گذشته برگرديم، بايد بگوييم كه حمايت از حسن روحاني اقدامي بسيار درست بود. انتخابِ روحاني به نفع كشور بود و اصلاحطلبان با صداقت برخورد كردند و نبايد فريب فشارها را بخورند. روحاني دولتي ورشكسته را كنار گذاشت و شرايطي را تحويل گرفت كه در آن هم اوضاع اقتصادي و هم اوضاع سياست داخلي و خارجي بههم ريخته بود و كشور با مشكلات فراوان مواجه بود. ولي با اين حال شاهد بوديم كه گشايشهايي بسيار صورت گرفت و جذب سرمايهگذاري در كشور افزايش يافت. اما در دور دوم و با آغاز به كار دولت دوازدهم، به دليل شرايط بينالمللي و رقابتها، كار براي دولت سختتر شد؛ بنابراين اگر اصلاحطلبان همچنان در چنان شرايطي قرار بگيرند، اتخاذ تصميم مشابه چندان هم غيرمنطقي نيست. حرف مرد هميشه يكي نيست؛ گاهي مردانگي حكم ميكند كه مرد حرف خود را تغيير دهيد.
در تاريخ بيش از 4 دهه جمهوري اسلامي، بيش از يكسوم درآمد كشور صرف رقابتهاي دروني و تخريب نهادها عليه يكديگر شده است.
ما داراي يك نظام سياسي منحصر به فرديم؛ چراكه قوا و نهادهاي مختلف از بودجه داخلي براي تخريب يكديگر استفاده ميكنند.
متاسفانه فقدان بلوغ سياسي در اركان حاكميت ديده ميشود و فعاليت مخالفان دولت عملا
به گونهاي است كه ساحت نظام سياسي را هدف قرار داده و همه چيز را زيرسوال ميبرند.
آقاي قاليباف و همه كساني كه با آقاي روحاني در مقاطع انتخاباتي پيشين رقابت كردند، هنوز در همان حس و حال و هواي رقابت انتخاباتي هستند و شاهديم رفتاري كينهتوزانه و ناشايست نسبت به دولت صورت ميگيرد.
نظام انتخاباتي ايران زير پرسش جدي افكار عمومي است و مردم ميپرسند چرا چهرههاي شايسته در عرصه انتخابات حضور ندارند؟
همه عواملي كه باعث شد شهروندان در انتخابات مجلس يازدهم شركت نكنند، همچنان باقي است.
متاسفانه تنها معدودي از كانديداها از فيلتر نهادهاي نظارتي عبور ميكنند و ميتوان گفت خوني تازه در فضاي سياسي تزريق نشده است.
عملكرد افراطيها ممكن است كه باعث نگراني و هراس شهروندان شده و آنان را به سمت مشاركت بيشتر بكشاند.
مجلس انقلابي طول 8 ماه گذشته، جز فحاشي و چوب لاي چرخ دولت گذاشتن، برنامه اساسي و مهم ديگري ارايه نداده است.
با وجود تمامي انتقادهايي كه عليه اصلاحطلبان وارد ميشود، معتقدم كه اگر به گذشته برگرديم، بايد بگوييم كه حمايت از حسن روحاني اقدامي بسيار درست بود.
اگر اصلاحطلبان همچنان در شرايط مشابه انتخابات 92 قرار بگيرند، تكرار ائتلاف و اتخاذ تصميم مشابه آن سال چندان هم غيرمنطقي نيست.