Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۰
کد خبر: ۴۶۵۸۵۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۱ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۹
مدتی است که موج هم‌خانه بودن در ایران بلند شده است و جوان ها به سمت هم‌خانگی سوق پیدا می کنند و شاهدیم که جوانان چند نفر با هم خانه می گیرند.

مدتی است که موج هم‌خانه بودن در ایران بلند شده است و جوان ها به سمت هم‌خانگی سوق پیدا می کنند و شاهدیم که جوانان چند نفر با هم خانه می گیرند.

سرعت هم‌خانگی در کلانشهرها بالاتر از ازدواج

هم‌خانه بودن از تهران شروع شد و به شهرهای دیگر هم سرایت کرد.

به گزارش  روز نو ، همخانگی و جدایی از خانواده در تهران به اوج رسیده است. این در حالی است که گفتمان بین نسلی در ایران بسیار کم است و جوانان فقط می خواهند از خانه ای که گفتمانی در آن وجود ندارد بیرون بزنند. اما با بیرون آمدن اتفاق خوبی در انتظارشان نیست چرا که دنبال شکستن حصارهای دورشان هستند نه مستقل شدن.

مستقل شدن جوانان نیز مانند استفاده از ماهواره، استفاده از فضای مجازی و دیگر تحولات اجتماعی قبل از فرهنگسازی و تربیت شکل گرفته است. حالا دیگر نمی توانیم به عقب برگردیم و آنهایی که خانه را ترک کرده اند به خانواده بازگردانیم. اما می شود برای این تغییر مسیر اجتماعی، برنامه ریزی کرد تا آتش آسیب هایش دامن جامعه را شعله ور نکند.

رای اولی ها 20 تا 22 سال باشد

دکتر هادی معتمدی، روانپزشک و آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی درباره استقلال جوانان و نوجوانان تاکید کرد: سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که رای اولی ها 20 تا 22 سال باشد. این سازمان سن کودکی را تا 20-22 سال افزایش داده و سن نوجوانی نیز تا 40 بالا می برد و 45 تا 60 سال را جوان می نامد.

سن ازدواج به 30 سالگی رسید

وی با اشاره به دلیل این افزایش سن نوجوانی و جوانی گفت: حجم زیاد اطلاعات، گستردگی مطالب گوناگونی و فناوری های جوان که وجود دارد و کاهش روز به روز کار در دنیا و فشردگی میزان کارها سن افزایش یافته است. بنابراین بچه ها تجربیات اجرایی ندارند و اولین باری که وارد جامعه و شغل می شوند 25 سال به بالاست. از سوی دیگر ازدواج ها نیز روی 30سالگی قرار گرفته است. سازمان بهداشت جهانی سن کودکی و نوجوانی را به شدت بالا می برد. ما به عنوان روانپزشک افراد 20 ساله را هم عاقل تلقی نمی کنیم و معتقدیم نمی توانند حتی تشکیل خانواده دهند.

این آسیب شناس اجتماعی افزود: وقتی نوجوانان همگروه می شوند بیش از آنکه به پیشرفت خود فکر کنند به فساد فکر می کنند. بیشتر به سمت موادمخدر و عیش و نوش می روند. کمتر دیده شده در دنیایی که تجربه وجود ندارد در سنین پایین به فکر پیشرفت باشند. حتی افراد سنین بالا هم دور یکدیگر جمع می شوند نیز به عیش و نوش می پردازند نه به مسائل منطقی و مسائل روز. معمولا منطق و ماحصل محفل نشینی در خانه هایی که از سوی یک بزرگتر نظارت نمی شود، فساد است. 2 درصد نخبه ها با همدیگر جمع می شوند و به مسائل منطقی می پردازند.

تشویق کشورهای حوزه خلیج فارس به قاچاق زنان

هادی معتمدی با اشاره به معیشت افراد، اظهار کرد: کسب درآمد برای تامین اجاره خانه، خورد و خوراک و مشکلات روزمره وقت زیادی از افراد می گیرد. اگر این گردهمایی ها و همخانگی ها به عنوان خوابگاه یا جایی باشد که نظارت بزرگترها روی آن وجود دارد قابل قبول است. اما من به عنوان روانپزشک اصلا به بچه های زیر 20سال برای انتخاب اعتماد زیادی ندارم. بزرگسالان نیز با وجود این حجم از اطلاعات برای خرید یک خودرو باید با 20 نفر مشورت می کند در آخر نیز در انتخاب اشتباه می کنند. آنهم در کشور ما که کلاهبرداری اینترنتی، کاری، تجارت و... وجود دارد و قاچاق زنان نیز از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس تشویق می شود. کشورهای شوروی سابق نیز حجم زیادی زن و دختر از ایران رد شده و به خلیج فارس می رسد.

فساد در بالای 95درصد خانه های مجردی

وی افزود: در این شرایط اگر همخانگی هم وجود داشته باشد و کلاهبردارها هم از این همخانگی مطلع شوند، به عنوان دوستی وارد آن خانه می شوند. شک نکنید از بالای 95 درصد این خانه ها و همخانگی ها فساد در می آید. به عنوان یک آسیب شناس اجتماعی با مستقل شدن نوجوانان صد در صد مخالف هستم. من به آمار کسانی که حاضرند سردیگران کلاه بگذارند نسبت به تعداد کسانی که سالم هستند، مشکوک هستم.
محفافل در ایران جایگاه فساد است

این روانپزشک با اشاره به افرادی که در 50-60 ساله، تاکید کرد: چند درصد خانواده ها در دورهمی هایشان به مباحث جدی می پردازند؟ یا بساط عیش و نوش را پهن می کنند و خانواده های مومن نیز سریال می بینند. معمولا در کشور ما در محفل ها فساد خوابیده است. برای رفع این موضوعات فرهنگسازی های زیادی نیاز است. اولین کار این است که مردم باید در روز یک صفحه کتاب بخوانند، یا دو ساعت سراغ اینترنت و موبایل نروند، بقیه موضوعات حل می شود. پزشکان که کتاب زیاد می خوانند نیز در حوزه تخصص خودشان و کتاب های پزشکی می خوانند نه کتاب های آزاد. فرهنگ ما به دور از کتاب است. ایران کمترین میزان ادبیات را در طول تاریخ در جهان دارد. مردم ما با کتاب بیگانه هستند و بیشتر کتاب های ما مذهبی و حاشیه های قرآنی بوده است. در حالی که شوروی 80درصد ادبیات جهان را به خود اختصاص داده است. این موضوعات ما را نگران می کند و در این شرایط بچه هایمان را در دریایی از فساد بیندازیم؟

زیر 30 سال مستقل نشوید

هادی معتمد در پاسخ به این سوال که آیا مستقل شدن می تواند به انتخاب هوشمندانه و درآمد جدی نوجوانان و جوانان کمک کند؟ گفت: مستقل شدن آدم های عاقل می تواند کمک کننده باشد. نوجوانان نباید مستقل شوند. در حقیقت استقلال از 30 سال به بعد باید رخ دهد و نمی دانم افراد زیر 30 سال چگونه می خواهند درآمد کسب کنند. بچه ها تا 25 سالگی تحصیل می کنند و از آن به بعد وارد بازار شغل می شوند. به خانم ها که شغل نمی دهند. این افراد چگونه مستقل زندگی کنند؟ مجبورند از کسی کمک بگیرند و کلاهبرداران و مفسدین به کمک می آیند.

تفاوت پسر روستایی و شهری برای تشکیل زندگی

وی با اشاره به این که در یک روستا می شود یک پسر 20 ساله حتی می تواند ازدواج کند، تاکید کرد: پسران ساکن روستا می توانند تشکیل زندگی بدهند. اما معضل بیکاری در کشور ما بیداد می کند و با توجه به بیکاری و تورم مستقل یا همخانه شدن جوانان شهرنشین دور از عقلانیت است.

بیکاری سد راه مستقل شدن

این آسیب شناس در پاسخ به این سوال که نبود شغل و بیکاری باعث شده که سن ازدواج و سن نوجوانی افزایش یابد؟ گفت: تقریبا. اما مباحث بسیار زیادی در این موضوعات دخیل است. آزادی های بیش از حد نیز بی تاثیر نیست. یکی از دلایل ازدواج مسائل جنسی بوده اما این روزها مفت و مجانی در بازار وجود دارد و تشویق می شوند به این موضوع. مردها برای دستیابی به روابط متعادل مجبور به ازدواج بودند اما امروزه هیچ اجباری در این موضوع وجود ندارد. نکته دیگر این است که چند سال پیش افراد به راحتی می توانستند خانه بخرند اما امروزه اینگونه نیست. اما مهم ترین نکته شغل است. جوانی که شغل و درآمد ندارد چگونه مستقل شود و هزینه هایش را تامین کند؟ بنابراین مستقل و همخانه شدن در کشور ما بسیار خطرناک است.

ایران جامعه ای نامتعادل است

هادی معتمدی تاکید کرد: چرا آمار قاچاق موادمخدر، سوخت، زن، کیف قاپی و... زیاد است؟ این موضوعات نشان می دهد که جامعه ما متعادل نیست. نه تنها جامعه ما بلکه جامعه جهانی متعادل نیست. تحریم ها، بی پولی، عدم ثبات اقتصادی و... نیز به افراد فشار می دهد. من فکر می کنم در کشورهای جهان سومی مانند ایران، هندوستان، افغانستان، پاکستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس، عراق و... اساس زندگی بر خانواده است. هر کدام از این افراد که در یک خانواده منسجم بودند، زندگی خوبی دارند. اما جدایی در هر سنی از خانواده تا آخر عمر سرگردان شده اند. احتمال دارد درصد کمی از این افراد به جایگاه خوبی برسند.

نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز