Roozno | پایگاه خبری تحلیلی روزنو

به روز شده در: ۳۰ دی ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۰
نگراني‌هاي داخلي و خارجي درباره زمان کوتاه رياست‌جمهوري ترامپ همچنان باقي مانده است. آيا در اين مدت کوتاه ترامپ تنشي در خاورميانه ايجاد نخواهد کرد؟ آيا احتمال دارد در همين مدت ترامپ از قدرت برکنار شود؟

حمله به کنگره آمریکا توسط هواداران ترامپ لطمه جبران‌ناپذیری به دموکراسی آمریکا زده و این اتفاق به عنوان یک لکه سیاه در تاریخ سیاسی آمریکا باقی خواهند ماند. شاید کمتر کسی فکر می‌کرد فردی مانند ترامپ در طول چهار سال ریاست‌جمهوری بتواند به اندازه‌ای حیثیت و اعتبار آمریکا را در سطح جهان زیر سوال ببرد که تا سال‌ها درباره این محدوده زمانی صحبت شود. ترامپ با تصمیمات اشتباه و نابخردانه خود بسیاری از معادلات بین‌المللی را به هم زده و تلاش کرده در آخرین پرده حضور در کاخ سفید با ادعای تقلب در انتخابات بسیاری از معادلات سیاسی داخل آمریکا را نیز به هم بزند. اتفاقی که شکل وقیحانه و شرم‌آوری به خود گرفت و هواداران وی با به آتش کشیدن کنگره آمریکا صحنه ماندگاری را در تاریخ این کشور رقم زدند. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی پیامدهای این اتفاق برای آمریکا با رامین‌مهمان‌پرست، سخنگوی سابق وزارت امور خارجه گفت‌وگو کرده است. مهمان‌پرست معتقد است: «‌پشت صحنه‌ای که همواره آمریکایی‌ها تلاش می‌کردند پنهان کنند و به واسطه آن ادعای یک دموکراسی برتر را داشتند و نظام‌های سیاسی کشورهای دیگر را تحقیر و سرزنش می‌کردند در ماجرای حمله به کنگره این کشور رونمایی شد. آن چیزی که در ماهیت فرهنگ مردم آمریکا وجود دارد و سیستم اشتباهی که اجازه می‌دهد افراد قدرت‌طلب با توسل به هر موضوعی به قدرت دسترسی پیدا کنند؛ بنابراین باید به چنین روزهایی فکر می‌کردند که افراد قدرت‌طلب با توسل به هر روشی تلاش می‌کنند قدرت را از آن خود کنند». در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.ترامپ فقط نگاه كوتاه مدت اقتصادی داشت

 

مهم‌ترين دلايل حمله به کنگره آمريکا توسط هواداران ترامپ چه بود؟ اين آشوب‌ها چه پيامدهايي براي اين کشور به همراه خواهد داشت؟

 

سيستم انتخابات در آمريکا از اساس داراي ابهامات و اشکالاتي است. در برخي موارد اين نوع انتخابات با معناي هر نفر يک رأي متفاوت است و منصفانه نيست. در سيستمي که آراي الکترال محاسبه مي‌شود رقابت بين دو حزب جمهوري‌خواه و دموکرات به شکلي است که هر فردي در هر ايالت به اندازه آرايي که کسب کرده به وي رأي الکترال تعلق نمي‌گيرد. در چنين شرايطي همه آراي الکترال يک ايالت به کسي تعلق مي‌گيرد که رأي بيشتري به دست آورده است. اين شرايط منصفانه نيست. به عنوان مثال ممکن است فردي در 30 ايالت آراي بيشتري داشته باشد اما فرد ديگري در پنج ايالت که آراي الکترال بيشتري دارد آراي بيشتري به دست بياورد. در چنين شرايطي مجموع آراي الکترال فرد دوم بيشتر مي‌شود. اين مسأله نيز در گذشته سابقه داشته و کانديدايي که آرايي مردمي بيشتري به دست آورده، در نهايت به دليل آراي الکترال بيشتر فرد دوم رئيس‌جمهور نشده است. اين شيوه از اساس داراي اشکال و ابهام است که در اين دوره اين ابهامات برجسته‌تر شده بود، به شکلي که برخي از مقامات آمريکا نيز به اين موضوع اشاره کرده‌اند که بايد در اين سيستم بازنگري صورت بگيرد. نکته ديگر نحوه رأي‌گيري در آمريکا است که با سوالات جدي مواجه شده است. در اين کشور عده‌اي مي‌توانند قبل از روز انتخابات آراي خود را به صندوق‌ها بيندازند. از سوي ديگر برخي مي‌توانند آراي خود را پست کنند که اين آرا ممکن است چند روز پس از انتخابات شمرده شود که با اشکالات متعددي همراه خواهد بود. شايد در شرايطي که اختلاف بين دو کانديدا زياد باشد اين اشکالات بروز نکند، اما زماني که اختلاف آرا کم باشد اين مشکلات خود را بيشتر نشان خواهد داد. به دليل همين اشکالات است که بازنگري در سيستم انتخابات آمريکا ضروري به نظر مي‌رسد.

 

اين سيستم در گذشته نيز وجود داشته است. چرا در دوره اخير اين اشکالات بيشتر مشهود بوده است؟

به هر حال يک طرف انتخابات اخير ترامپ بوده است. ترامپ شخصيت غير‌طبيعي و غير‌قابل پيش‌بيني‌اي دارد. اگر زندگي وي را بررسي کنيم متوجه مي‌شويم نوع رشد وي در ساختارهاي اقتصادي آمريکا و روش‌هايي که به‌کار مي‌برد به شکلي است که از وي يک شخصيت غير‌قابل پيش‌بيني و غير‌طبيعي ساخته که آسيب‌هاي زيادي به جامعه آمريکا و در عرصه بين‌المللي به کشورهاي ديگر وارد کرده است. يکي از مولفه‌هاي شخصيتي ترامپ در طول زندگي خود اين بوده که تنها برنده شدن داراي ارزش است و نبايد شکست را پذيرفت.اين روش در رويکرد اقتصادي وي و همچنين تصميمات بين‌المللي‌اش مشهود بود. شعار وي در انتخابات «اول آمريکا» بود. اين شعار به معناي آن است که براي وي در عرصه بين‌المللي تنها برد داراي اهميت است. وي به دنبال اين بود که منافع آمريکا به هر قيمتي که باشد بايد تأمين شود. اين برد در کوتاه‌مدت نيز براي او داراي اهميت بود. به همين دليل هنگامي که احساس کرد معاهده محيط‌زيستي پاريس براي آمريکا هزينه‌هايي دارد به راحتي از آن خارج شد. ترامپ به اين مسأله فکر نمي‌کرد که با اينگونه اقدامات چه پيامدهاي ناخوشايندي براي اعتبار آمريکا رخ خواهد داد. استراتژي اصلي ترامپ برد با منافع اقتصادي در کوتاه‌مدت بود. اين وضعيت درباره برجام نيز وجود داشت و ترامپ عنوان مي‌کرد اين توافقنامه برخلاف منافع آمريکا است و به همين دليل از برجام خارج شد. در ارتباط آمريکا با اتحاديه اروپا نيز منافع آمريکا را از منظر اقتصادي دنبال مي‌کرد. اين وضعيت درباره ناتو و چين نيز وجود داشت. شخصيت ترامپ به شکلي است که تنها به برد فکر مي‌کند و برد به هر قيمتي براي وي داراي اهميت است. از سوي ديگر وي نژاد‌پرست و معتقد است آمريکا متعلق به سفيد‌پوستان است. به همين دليل نيز قوانين ضد‌مهاجرت در اين کشور وضع شده است. چنين فردي در سيستم انتخاباتي آمريکا که داراي اشکالات و ابهاماتي است، شکست خورده است و به همين دليل نمي‌تواند به راحتي شکست را بپذيرد. به صورت طبيعي هواداران چنين فردي نيز روحياتي شبيه به وي دارند. در نتيجه اتفاقات اخير و حمله به کنگره در آمريکا رخ داد.

 

حمله به کنگره آمريکا به عنوان نماد دموکراسي در اين کشور چه آسيب‌هايي به دموکراسي آمريکايي خواهد زد؟

 

شايد پشت صحنه‌اي که همواره آمريکايي‌ها تلاش مي‌کردند پنهان کنند و به واسطه آن ادعاي دموکراسي برتر را داشتند و نظام‌هاي سياسي کشورهاي ديگر را تحقير و سرزنش مي‌کردند در ماجراي حمله به کنگره اين کشور رونمايي شد. آن چيزي که در ماهيت فرهنگ مردم آمريکا وجود دارد و سيستم اشتباهي که اجازه مي‌دهد افراد قدرت‌طلب با توسل به هر موضوعي به قدرت دسترسي پيدا کند بايد به چنين روزهايي فکر مي‌کرد که افراد قدرت‌طلب با توسل به هر روشي تلاش مي‌کنند قدرت را از آن خود کنند. ترامپ در مدتي که رئيس‌جمهور آمريکا بوده با بدترين روش‌ها مانند تهديد کشورهاي جهان، تحريم، زيرپا گذاشتن معاهدات بين‌المللي و از همه مهم‌تر ترور تلاش کرده قدرت خود را به رخ بکشد. بدون‌‌ترديد اتفاقي که هيچ‌گاه از ذهن مردم جهان‌ پاک نخواهد شد دستور ترور يک فرمانده نظامي رسمي در يک سفر رسمي بين‌المللي توسط يک رئيس‌جمهور رسمي است. ترامپ وقتي به قدرت رسيد حتي به خودش اجازه داد دستور ترور مقامات رسمي يک کشور را صادر کند و پس از آن نيز مسئوليت آن را به صورت علني برعهده بگيرد. شايد يکي از زشت‌ترين و شرم‌آورترين صحنه‌هاي تاريخ سياسي آمريکا در روز‌هاي گذشته در حمله هواداران ترامپ به کنگره رخ داد. ادعاهاي ترامپ بيانگر اين است که يا تقلب‌هاي سازمان‌يافته در سيستم انتخاباتي آمريکا رخ داده يا فردي که در انتخابات شکست خورده نتيجه انتخابات را نمي‌پذيرد و با تحريک هواداران خود به کنگره آمريکا حمله مي‌کنند. اين در حالي است که هر دو اتفاق شرم‌آور است و براي آمريکا هزينه‌هاي زيادي به همراه خواهد داشت. اين در حالي است که آمريکايي‌ها اتفاقاتي شبيه اين حرکت در کشورهاي ديگر را به اندازه‌اي برجسته و بزرگ کرده‌اند تا آن کشورها را تحت‌فشار قرار بدهند. به همين دليل نيز ادعاي تقلب را دائما تکرار مي‌کردند. حتي کساني را که در اين آشوب‌ها کشته مي‌شدند، به عنوان نمادي از بي‌عدالتي معرفي مي‌کردند تا نظام سياسي کشورهاي مختلف را تحت‌فشار قرار بدهند. اين در حالي است که اين مسأله به شکل وقيحانه‌ترش در آمريکا رخ داده است. در اين راستا صحنه‌اي رخ داده که توسط ميليون‌ها نفر در سراسر جهان مشاهده شده است. کار به جايي رسيده که در حالي که کمتر از دو هفته تا پايان دوران رياست‌جمهوري ترامپ باقي مانده نمايندگان کنگره آمريکا به همراه مقامات اين کشور درخواست استيضاح ترامپ را مطرح مي‌کنند. از سوي ديگر بسياري از اعضاي کابينه ترامپ‌ به دليل اين رفتار استعفا مي‌دهند و مخالفت خود را با اين رويکرد نشان مي‌دهند. همه اين شرايط ترامپ را در وضعيت قرار مي‌دهد که در نهايت شکست را مي‌پذيرد و عنوان مي‌کند آماده است قدرت را تحويل بدهد.

 

نگراني‌هاي داخلي و خارجي درباره زمان کوتاه رياست‌جمهوري ترامپ همچنان باقي مانده است. آيا در اين مدت کوتاه ترامپ تنشي در خاورميانه ايجاد نخواهد کرد؟ آيا احتمال دارد در همين مدت ترامپ از قدرت برکنار شود؟

 

بنده معتقدم زمان براي استيضاح و برکناري ترامپ بسيار کم است. با توجه به مواضع اخير ترامپ که شکست در انتخابات را پذيرفته و عنوان کرده قدرت را منتقل خواهد کرد احتمال استيضاح وي کاهش پيدا کرده است. البته اين احتمال وجود دارد که دموکرات‌ها به اين نتيجه برسند که حتي يک روز باقي ماندن ترامپ در قدرت ممکن است براي اين کشور پيامدهاي ناگواري داشته باشد. به همين دليل نيز فشارهاي سياسي و رواني در اين زمينه وجود خواهد داشت. با اين وجود معتقدم زمان کافي براي استيضاح يا برکناري ترامپ وجود ندارد و به همين دليل احتمال استيضاح وي کم خواهد بود. اينکه ترامپ قصد داشته باشد در منطقه خاورميانه تنش ايجاد کند بيشتر به جنگ رواني شباهت دارد تا جنگ نظامي. تهديد آمريکا عليه ايران همواره وجود داشته و در سال‌هاي اخير نيز ترامپ و نزديکان وي رويکرد تنش‌زايي را با ايران در پيش گرفته‌اند. هنگامي که يک رئيس‌جمهور دستور ترور يک مقام رسمي کشور ديگري را صادر مي‌کند به معناي آن است که ما با يک فرد نامتعادل مواجه هستيم که ممکن است دست به هر کاري بزند. هنگامي که با چنين فردي مواجه هستيد عقل حکم مي‌کند که کشور در آمادگي کامل براي هر گونه واکنشي قرار داشته باشد. خوشبختانه اين آمادگي نيز در ايران وجود دارد. به همين دليل احتمال تنش‌آفريني ترامپ در روزهاي آينده اندک است. به صورت طبيعي زماني احتمال تنش‌آفريني زياد است که کشور مقابل از آمادگي کافي براي مقابله‌به‌مثل برخوردار نباشد. آمادگي ايران و احاطه نسبت به مسائل نظامي منطقه شرايطي را به وجود آورده که ترامپ نتواند به راحتي به فکر حمله به منافع ايران در منطقه باشد. ترامپ به خوبي به اين نکته آگاهي دارد که در صورت هرگونه تعرضي به منافع ايران ممکن است لطمات جبران‌ناپذيري به منافع آمريکا در منطقه وارد شود. در شرايط کنوني ترامپ در کشور آمريکا با چالش‌هاي جدي مواجه است. کار به جايي رسيده که حتي جمهوري‌خواهان نيز ديگر حاضر نيستند از وي حمايت کنند. به همين دليل در چنين شرايطي احتمال درگيري نظامي بين ايران و آمريکا نزديک به صفر خواهد بود.

 

با توجه به اظهارات مقامات نظامي ايران مبني‌بر اينکه انتقام خون سردار سليماني همچنان به پايان نرسيده آيا مي‌توان ترامپ را گزينه انتقام قلمداد کرد؟

 

بنده معتقدم در اين زمينه بايد ساختارها و سياست‌هاي جنايتکارانه آمريکا محکوم شود و به شکلي در افکار عمومي جهان شناخته شوند که مطرود مردم جهان شوند. آن چيزي که به نام انتقام تلقي خواهد شد شکست ساختارهاي غلطي است که چنين دولت‌هايي را پديد مي‌آورد. شايد کشته شدن يک فرد به عنوان انتقام سبب شود معناي واقعي انتقام از دست برود. انتقام واقعي زماني رخ مي‌دهد که تفکر سردار سليماني براي مقابله با دشمنان‌ و گروه‌هاي افراطي و ايجاد صلح در منطقه ادامه پيدا کند. ترامپ تلاش زيادي کرد تا در درون ايران نارضايتي ‌رخ دهد و مردم از وضعيت موجود ناراضي باشند. اگر ما تلاش کنيم اين نارضايتي‌ها از بين برود و اجازه ندهيم ترامپ به هدف خود برسد در راستاي انتقام حرکت کرده‌ايم. نکته ديگر اينکه شهادت سردار سليماني بايد در محاکم بين‌المللي‌ جنايت‌هاي جنگي مورد پيگيري قرار بگيرد تا ديگر کسي به خود اجازه ندهد چنين رفتاري را تکرار کند. بهترين اقدامي که در شرايط کنوني مي‌تواند صورت گيرد اين است که ساختارها و سياست‌هايي که از چنين اقداماتي حمايت مي‌کند مورد هجمه قرار گيرد.

 

بايدن با ميراث ترامپ به‌خصوص درباره ايران چه خواهد کرد؟

 

انتظار اين است که برخي اقدامات از سوي آمريکا زودتر صورت بگيرد. بدون‌ترديد اگر بايدن برخي اقدامات را زودتر انجام بدهد در آينده با چالش‌هاي کمتري مواجه خواهد شد.اين در حالي است که تصحيح برخي اقداماتي که دولت ترامپ انجام داده داراي پيچيدگي‌هايي است که نياز به زمان بيشتري دارد. نکته مهم‌تر اينکه اعتبار و اعتماد آمريکا در سطح بين‌المللي مخدوش شده است. به همين دليل در مرحله نخست بايدن بايد اين اعتبار و اعتماد را باز‌گرداند تا بتواند سياست‌هاي بعدي خود را ايجاد کند. اگر بايدن گمان مي‌کند فشارهاي ترامپ به ايران و تحريم‌هايي که به ايران تحميل کرده زمينه‌هاي اين فضا را به وجود آورده که در زمينه‌هاي ديگر چانه‌زني صورت بگيرد سخت در اشتباه است. اگر بايدن به دنبال کاهش تنش‌ها و بازگشت به برجام است بايد اين اقدامات را بدون اينکه وارد بحث ديگري شود، انجام دهد و به نقطه‌اي بازگردد که قبل از خروج آمريکا از برجام وجود داشته است.

 

منبع:آرمان ملی

نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین روز
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز