
دعوای زرگری مسئولان برای دولت بعدی است
شش ماه تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ باقی است و جریانهای سیاسی ماهها است که درصددند تا با حضوری پرقدرت و موثر در انتخابات حاضر شوند. این در حالی است که اساسا جامعه با توجه به نارضایتیهای اقتصادی و معیشتی از رویکردها و عملکردها چندان دید مثبتی نسبت به انتخابات ندارد. از این رو برخی مطرح میکنند برای اینکه شاهد مشارکت حداکثری مردم در انتخابات ۱۴۰۰ باشیم باید در این مدت باقی مانده تغییرات مثبت اقتصادی در زندگی مردم شکل گیرد. در این راستا برای بررسی شرایط موجود، نارضایتیها و انتخابات ۱۴۰۰ با سید محمد غرضی وزیر دولتهای دفاع مقدس و سازندگی و فعال سیاسی به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
به گزارش روز نو :شرايط جامعه را با توجه به نارضايتيهاي اقتصادي چطور ميبينيد و اين نارضايتي فقط از دولت است يا ساير ارکان نيز به اندازه خود در وقوع اين شرايط دخيل هستند؟
اتفاقي که در دولت آقاي روحاني افتاد اين بود که تقريبا آن پايگاه اجتماعي که از ايشان حمايت ميکرد همه به وي پشت کردند و کم کم دولت تنها ماند. دولت هم به مديرانش چسبيد که بتواند خدمتي انجام دهد اما مديران اکثرا بيوفا شدند و نتوانستند آنطور که بايد عملکرد مطلوبي از خود ارائه دهند. اين اتفاق خاطره خوبي از دولت اخير برجا نگذاشت. لذا اکنون شرايط آماده ميشود تا دولت بعدي بتواند به تمامي گرفتاريهايي که ظرف 40 سال گذشته حقوق عامه نقض را کرده و حقوق برخي خواص به آنها ترجيح شده بپردازد. دولت آينده ميتواند از اين موقعيت استفاده کند و حقوق عامه را به مردم بازگرداند و در مقابل امتيازطلبيهاي خواص مقاومت کند موقعيت بسيار خوبي است. در صورتي که دولت بعدي بتواند وجدان عمومي را به خود جلب کند و در مقابل برخي فسادهاي موجود در جامعه و برخي دستگاهها بايستد. يعني با گراني و تورم مبارزه کند و آنها را به صفر برساند و بتواند حکومت را از حالت ملوک الطوايفي جريانهاي چپ و راست در بياورد و به حقوق عامه مردم اعتنا کند. البته اينکه گفته ميشود مشکلات جامعه نبايد همه را از چشم دولت ديد، چرا که يک موقع دولت را به اسم آقاي روحاني در مقام رئيس جمهور و قوه مجريه تعريف ميکنيم و زماني به اسم يک تشکيلات کلي تعريف ميکنيم. کساني که ميخواهند به آقاي روحاني حمله کنند از اين شرايط استفاده ميکنند اما تعريف من از دولت نه رأس دولت بلکه بدنه دولت است. اينجا بين حکومت و دولت فرق است. حکومت در قانون اساسي شامل 3 قوه است که از مجلس، قوه قضائيه و دولت تشکيل ميشود. اين 3 مجموعه است که حقوق عامه را ضايع کردهاند و از اين جهت مردم نيز رغبت چنداني براي حضور در انتخابات ندارند. کما اينکه در مجلس اخير شاهد بوديم با آراي بسيار کمي نمايندگان به خانه ملت راه يافتند و ديديم که مجلس حداقلي تشکيل شد. اکنون نيز قواي مختلف موفق به اين نميشوند که بتوانند رضايت عامه را بدست بياورند. لذا است که اعتبار و اعتماد برخي نهادها بين رايدهندگان تضعيف شده و نميتوان انتظار چنداني براي حضور و مشارکت حداکثري مردم در انتخابات پيش رو داشت.
اخيرا رهبري به اتحاد و انسجام مسئولان و قوا اشاره داشتهاند؛ اساسا با عنايت به برخي اختلافات ميان بعضي از قوا اين انسجام چگونه بايد ايجاد شود؟
انسجام در ايران هميشه از قاعده جامعه شکل گرفته و هميشه گروههاي امتيازطلب ميخواستند که اين انسجام را به هم بزنند. برخي اوقات موفق به اين کار شدند که دعواهاي حيدري- نعمتي درست کنند تا انسجام از بين برود و بخشي از مردم را در مقابل بخش ديگر قرار دهند. اما فرمايش مقام معظم رهبري را بهنظرم بايد اينگونه تحليل کرد که انسجام در داخل قاعده جامعه ايران و انقلاب سامان دارد و مخالفان هر چقدر تلاش کنند که اين انسجام را به هم بزنند موفق نخواهند شد. اين تعبير ديگري از فرمايش ايشان است که البته شخص کوچکي مثل من ميتواند اين حرف را بزند. اما خطاب حرف اصلي به گروههاي چپ و راست است چون کس ديگري در اين مسائل دخيل نيست که مورد خطاب مقام معظم رهبري قرار بگيرد. اما همانطور که بارها گفتم جناح چپ نميتواند دولت نگه دارد و جناح راست نيز نميتواند ملت نگه دارد. يک کشور توسط قاعده جامعه اداره ميشود. کما اينکه ظرف اين دويست سال گذشته به حمدا... کشور آسيب نديد اما همه قدرتهاي سياسي کشور آسيب ديدند و بعضا از بين رفتند و بيشتر ضرر کردند.
چـــندي اسـت که شاهد بالاگرفتن اختلافات ميان دولت و مجلس هستيم؛ از ديدگاه شما اين اختلافات از چه رو است و چه راهکارهايي براي حل آن ميتوان متصور بود؟
به نظر من در اصل موضوع اختلافي نيست، چرا که هم طيف راست و هم طيف چپ در اين دورههاي اخير ثروتهايشان چند برابر شده و همه از امکانات موجود براي خود استفاده کردند. در مردادماه 5ميليارد دلار صادرات بوده اما بايد پرسيد عوايد اين صادرات به کجا رفته است؟ ارزهاي 4200 توماني که براي کارهاي مختلف تخصيص داده شده اکنون کجا است؟ لذا اختلافي وجود ندارد و جريانهاي سياسي بهدنبال منافع خود هستند. اين دعواي زرگري که هم بين برخي مشاهده ميکنيد بر سر اين است که دولت بعدي دست چه جريان و گروهي بيفتد. امروز صد سال از مشروطه و بيش از چهل سال از جمهوري اسلامي ميگذرد و حواس مردم خيلي جمع است و هوشمند و توانمند هستند. مردم ميدانند که دعوا بر سر منافع جريانها است که دولت بعدي نصيب چه کسي بشود.
اصلاحات اخير مجلس در قانون انتخابات و تعيين سن براي نامزدها را چگونه ميبينيد، اين مسائل محدودکننده نخواهد بود؟
يک زماني از زبان آقاي کدخدايي اين مطلب منتشر شد که مجلس قبلي هم ميخواست اختيارات شوراي نگهبان را بگيرد و شما هم ميخواهيد اختيارات شوراي نگهبان را بگيريد. آنچه که ما ديديم ظرف چهل سال گذشته گروهها وقتي بر مجلس مسلط ميشوند ميخواهند انحصار امتيازات را براي خودشان داشته باشند و اين پايدار نميماند. براي اينکه مجلس مدام چپ و راست ميشود و مردم بيشتر از راي دادن و نتيجه نديدن مايوس ميشوند. مجلس وقتي در راس قدرت است که قاعده جامعه از آن حمايت کند. وقتي که مردم از مجلس حمايت نکنند نه تنها در راس امور بلکه در قعر امور است.
مقامات و مسئولان همواره بر مشارکت حداکثري مردم در انتخابات تاکيد داشتند؛ اساسا با توجه به نارضايتيهاي موجود فکر ميکنيد تغييراتي رخ دهد که اين مشارکت شکل بگيرد؟
تا وقتي که نفس رحماني و دم مسيحايي به مردم نرسد اين اتفاق نميافتد و آن نفس مسيحايي اين است که حقوق عامه رعايت و رضايتمندي آنها کسب شود. تا زماني که اين اتفاق رخ ندهد حضور حداکثري ميسر نخواهد شد.