
استیضاح به نفع مردم یا تسویهحساب دلواپسان؟
با وجود تمام انتقاداتي به جايي که به دولت حسن روحاني وارد ميشود اما شايد بتوان گفت دولت روحاني تنهاست. البته اينکه چرا دولت تنهاست علل و عوامل مختلفي در آن دخيل هستند اما آنچه مشخص است روحاني در اين 10 ماهه باقيمانده تا پايان دولتش روزهاي بسيار سختي را پيش رو خواهد داشت. چنانکه تاکنون بارها صحبت از سوال از وي يا استيضاحش در محافل گوناگون مطرح شده است. آخرين نمونه آن نيز همايشي است که با موضوع ضرورت استيضاح رئيسجمهور به نفع مردم از سوي جريانات مخالف دولت برگزار شده است. نکته اين است که چرا با وجود اينکه مقامات عالي نظام از لزوم تعامل دولت و مجلس و پرهيز از تقابل سخن ميگويند برخي افراد و جريانات فراتر از اين رويکرد در پي منويات خود رفته و بازهم مساله استيضاح رئيسجمهور را مطرح ميکنند؟ لذا نميتوان نام چنين رويکردي را حمايت از مردم و دغدغه جامعه گذاشت و به نظر ميرسد که بيشتر اهداف و منويات جرياني و تسويهحسابهاي سياسي در ميان باشد.
تخريب دولت به هر قيمت
به گزارش روز نو :برخي جريانات وجود دارند که فارغ از نحوه عملکرد منفي يا مثبت دولت برخوردهاي سلبي دارند و هر از چندي درصدد تخريب و تخطئه دولت برميآيند. يک روز به بهانه شرايط اقتصادي و بينالمللي طرح سوال از رئيسجمهور را مطرح ميکنند و خواهان حضور روحاني در مجلس هستند و روز ديگر سوال را بهانهاي براي کشاندن رئيسجمهور به خانه ملت قلمداد ميکنند و مساله اصلي را استيضاح رئيسجمهور ميخوانند. مشکل اينجاست که در قاموس اين افراد و جريانات مفاهيمي چون منافع ملي، شرايط داخلي، وحدت و انسجام، همگرايي و... به الفاظي فاقد معني و بياثر تبديل شده و همه چيز را با مترو معيار خود ميسنجند. لذا اگر گفته شود که دولت با وجود برخي ناکاميها و عملکردهاي ناموفق در حوزه اقتصادي عملکردهاي موفقي را در حوزه بهداشت و درمان و مسائل عمراني و تا حدي سياست خارجي بهدست آورده؛ اينها نپذيرفته، صرفا نيمه خالي ليوان را ميبينند و دولت را به کمکاري و عملکردهاي بد و ناموفق متهم ميکنند و منويات خود را که بيشتر به تسويهحسابهاي سياسي ميماند تا دغدغه مشکلات مردم بيان ميدارند. نکته اينجاست که اين جريان چون دستاويزي براي پيشبرد برنامههاي خود ميخواهد؛ لذا اهداف و منويات خود را در قالب نارضايتيها و مطالبات مردم مطرح ميکنند و به عبارتي خود صداي مطالبات مردم ميشوند اما نه صداي مطالبات واقعي مردم بلکه صداي طرح منويات خود به اسم مردم. اينگونه است که برخي که واقعا دغدغه پاسخگويي از سوي مسئولان را دارند نيز بدون خبر داشتن از اهداف اين جريان با آنها همصدا شده و لب به تخريب دولت و سوال و استيضاح رئيسجمهور و وزرا ميگشايند. جالب اينکه خود همين جريان زماني که در مصدر کارها بوده و دولت و مجلس را در اختيار داشته عملکرد مثبت و موثري در حوزههاي داخلي و خارجي و بهخصوص اقتصادي از خود بروز نداده است. اما با وجود اينکه دولت روحاني در کنار برخي ناکاميها موفقيتهايي را نيز رقم زده است برمبناي برنامهريزيهاي خود دست به تخريب دولت ميزنند.
استيضاح به نفع مردم؟
نگاهي به رويکردها و اظهارات جريانات مخالف دولت از آنهايي که در خانه ملت حضور دارند تا آنهايي که در فضاي رسانهاي به اظهارنظر ميپردازند بازگوکننده اين نکته است که جريان دلواپس به هر شکل و عنوان بهدنبال زمينگير کردن دولت است و براي اخلال در کار دولت از هيچ کوششي مضايقه نميکنند. از اين رو است که زماني بحث سوال و استيضاح مطرح ميشود؛ وقتي ديگر طرح شکايت از برخي وزرا را به ميان ميآورند و در مقطع ديگري با انداختن توپ مشکلات جامعه به زمين دولت و فرار از انجام وظيفه موثر درصدد فرافکني و قرار دادن دولت در مقابل جامعه برميآيند. در نهايت نيز از اين عملکرد خود سوء عملکرد دولت را نتيجهگيري کرده و حکم به لزوم استيضاح رئيسجمهور به نفع مردم ميدهند. به همين جهت چندي پيش عکسي تبليغاتي با عنوان همايش استيضاح به نفع مردم و با موضوع ضرورت استيضاح رئيسجمهور با حضور چهرههاي مختلف در فضاي مجازي دستبهدست شد که خبر از برگزاري مراسمي در مشهد مقدس عليه دولت ميداد. حال فارغ از چند و چون ماجرا و اينکه در اين همايش چه مسائلي طرح و رد و بدل شده است؛ بايد به اين نکته پرداخت که چرا وقتي مقامات عاليه نظام از لزوم تعامل دولت و مجلس ميگويند و تصريح ميکنند که اين دولت تا پايان دوره به کار خود ادامه خواهد داد؛ برخي جريانات در شرايط فعلي که دولت و جامعه با مسائل و مشکلات مختلفي روبهرو است در حرکتهايي خودسرانه، تنشزا و حاشيهساز سخن از ضرورت استيضاح رئيسجمهور ميگويند. پرسش اينجاست که اينها خيرخواه مردمند يا به هر نحوي بهدنبال زمينگير کردن دولت و پيگيري منويات خود؟ آنچه مسجل است و تاکنون نيز مشاهده شده اين جريانات نهتنها از توفيقات دولت خشنود نميشوند بلکه تمام تلاش خود را براي عدم موفقيت دولت به کار ميگيرند تا عدم کارايي، توانايي و مسئوليتپذيري خود را به گردن دولت انداخته و خود از مقام پاسخگويي به جامعه بگريزند. قدر مسلم اينکه اينها از هم اکنون برنامهريزيهاي خود را براي انتخابات پيشرو آغاز کردهاند و به نظر ميرسد يک مرحله از اين برنامهها نيز تخريب و سياهنمايي عليه دولت و القاء کردن اين موضوع باشد که استيضاح رئيسجمهور به نفع مردم و جامعه است. غافل از اينکه اگر به هر دليلي اين اتفاق رخ دهد نهتنها شرايط بهبود نخواهد يافت بلکه شرايط بسيار بدتر و بغرنجتر خواهد شد.