به روز شده در: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰
کد خبر: ۴۳۳۶
تاریخ انتشار: ۰۷:۲۷ - ۲۵ آذر ۱۳۹۱

اخلاقيات و اجتماعيات اصلاح‌طلبان

من اصلاح‌طلبان را در صورت و سيرت گروهي از مردمان هويت‌يابي مي‌كنم كه اگرچه بار تدبير منزل بر دوش‌شان توان‌فرساست و وجودشان گردآلود سختي‌هاست، ولي نمي‌خواهند از اعتدال و اخلاق دست بشويند، چون تن‌شان در تار و پود عشق انسان‌هاي خوب و نازنين بسته و دل‌شان با صد هزاران رشته، با خلق پيوسته است. مي‌خواهند سياست‌ پيشه كنند و قدرتي حاصل كنند تا دردي از جان بيمار و رنجور مردمان بردارند، محبت را به انسان‌ها بياموزند، عدالت را برافرازند و بيفروزند، و خرد و مهر را تا جاودان بر تخت بنشانند. براي آنان بسيار زيباست كه همان‌گونه كه خورشيد بر اورنگ زرآيد، خرد را بستايند و بر اورنگ زر آرند. براي آنان بسيار زيباست كه با مهر، دل از كينه بشويند، با عشق، گل از خار برآرند. اگر تيغ ببارند جز از مهر نگويند. وگر تلخ بگويند، سخن از شكر آرند. اما اگر بخواهم هويت اصلاح‌طلبان را در نوعي احساس تمايز، احساس تشخص، و احساس تداوم و استقلال مشخص‌تر جست‌وجو كنم، بايد بگويم كه من تشخص هويت سياستي اصلاح‌طلبان را منش و روش «واساختي» (نقد از درون) آنها تصوير مي‌كنم. از نظر من، اصلاح‌طلبان واقعي در هر شرايطي تلاش مي‌كنند كاري را انجام دهند كه بايد از جهت شأن انساني خود به عنوان مردان و زنان آزاد انجام دهند، نه انسان‌هايي كه وارد عالم سياست مي‌شوند و در تامين و تحفظ قدرت مي‌كوشند. لذا همواره نسبت به سياست و قدرت موضعي واساختي دارند. تفاوت و تمايز هويت سياسي اصلاح‌طلبان را در منش و روش سياسي معتدل آنها مي‌دانم. از اين منظر، اعتدال و خودحد نگه‏داري لازمه‏ تحقق خير و خوشي‏هاي زندگي عملي است، و هر مشكله‌يي را مي‌توان با توسل به عقل سليم، يعني هنجارها و ارزش‌هاي رايج جامعه و باورهاي مورد احترام عامه مرتفع كرد. در نزد اصلاح‌طلبان، وظيفه اصلي سياست، ايجاد محيطي اجتماعي است كه از طريق ترويج مدارا و حمايت حقوقي از تنوع و مباحثه، است. تشخص و تمايز هويت انديشگي و گفتماني اصلاح‌طلبان را در نوانديشي ديني آنان مي‌دانم. با اين بيان مي‌خواهم تمايز و فاصله هويتي آنان را با تمام نوانديشان و روشنفكراني كه صرفا به بساز و بفروش‌هاي زباني‌اي تبديل شده‌اند كه در كارگاه زباني خود را از روي الگوهاي غربي كالاي زباني توليد و در بازار فرهنگ و معرفت توزيع مي‌كنند‌، يا با زبان بي‌انديشه مي‌خواهند انديشه‌هاي ديگران را به تسخير خود درآورند، يا با زباني كه نه شناسنده است، نه متصرف و نه سازنده، بلكه صرفا پذيرنده و انفعالي، و سراپا واكنش است، مي‌خواهند يك گفتمان نوانديشي و روشنفكري را تقرير و تدوين كنند، و نيز آناني كه «خويشتن خويش» را به «غير» واگذار كرده‌اند، «صدر تاريخ خود را ذيل تاريخ غربي قرار داده‌اند»، مكان آگاهي و خودآگاهي ايرانيان را به ناحيه كم‌اهميتي از تاريخ خودآگاهي غربي تبديل كرده‌اند، ايدئولوژي‌هاي غربي را جانشين كوشش بنيادين تامل نظري كرده‌اند، سنت را از پشت شيشه كبود ايدئولوژي‌ها تعريف كرده‌اند، انديشه جديد اروپايي را از سر بازيچه و به عنوان «مد» مطرح كرده‌اند، به‌جاي ترجمه نوشته‌هاي بنيادين انديشه جديد، به خلاصه خلاصه‌ها پرداخته‌اند، به‌جاي كوششي جدي براي انديشيدن، به تكرار تكرار و تقليد از مقلدان دل خوش داشته‌اند، تجددخواهي را اسير تنگناهاي پيكار سياسي كرده‌اند، تعريف و ترسيم كنم. اما در پاسخ به قسمت دوم پرسش بايد بگويم كه اساسا جريان اصلاح‌طلبي را يك جريان فرهنگي-اجتماعي مي‌دانم، و حتي گفتار و كردار سياسي آنان را نيز ماهيتا فرهنگي و اجتماعي مي‌دانم. امر سياسي نزد آنها امر فرهنگي و اجتماعي است، از اين‌رو، سياست، بيش و پيش از هر چيز، تلاشي است براي اهلي كردن تخاصمات و خنثي كردن آنتاگونيسم (مخاصمه) بالقوه كه در روابط مابين انسان‏ها وجود دارد. «دگر سياسي»، نه دشمني كه بايد حذف و محو شود، بلكه مخالفي است كه حداكثر بايد با آرا و عقايد وي مقابله و مبارزه ‏شود، و در عين حال، حقوق او را براي دفاع از نظرياتش محترم شمرد. بنابراين، هدف اين‌نوع سياست، تبديل مخاصمه (آنتاگونيسم) به مجادله (آگونيسم) است. جغرافياي اجتماعي يا جايگاه و پايگاه و گرانيگاه اصلاح‌طلبان را به گستره تمامي جامعه (و نه گروه و قشر خاص) مي‌دانم، و فرهنگ را در نزد آنها همان افق معنايي يا يك «چشم‌اندازي براي پديده‌هاي اجتماعي- سياسي» كه در امتداد آن هويت‌هاي اجتماعي و سياسي توليد و بازتوليد مي‌شوند، مي‌دانم.  
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار