روزنو

به روز شده در: ۱۴ تير ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۰
کد خبر: ۴۲۸۲۹۵
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۰ - ۰۵ خرداد ۱۳۹۹
العربی الجدید بررسی کرد؛
با توجه به اینکه ترامپ یک تاجر است، به خوبی می داند تکیه روز افزون آمریکا بر چین، به لحاظ اقتصادی و تجاری، تنها باعث قدرت گرفتن بیشتر چین، به زیان ایالات متحده می شود. از این رو، برنامه ترامپ از همان ابتدای ورود به قدرت، قطع ارتباط تدریجی بین دو اقتصاد آمریکا و چین بود، به نحوی که تکیه آمریکا به چین کاهش یافته و منافع این کشور محقق شود.

با توجه به اینکه ترامپ یک تاجر است، به خوبی می داند تکیه روز افزون آمریکا بر چین، به لحاظ اقتصادی و تجاری، تنها باعث قدرت گرفتن بیشتر چین، به زیان ایالات متحده می شود. از این رو، برنامه ترامپ از همان ابتدای ورود به قدرت، قطع ارتباط تدریجی بین دو اقتصاد آمریکا و چین بود، به نحوی که تکیه آمریکا به چین کاهش یافته و منافع این کشور محقق شود.

خليل العناني در العربی الجدید، رسانه نزدک به قطر نوشت: در طول دو هفته اخیر، حرارت رابطه بین ایالات متحده و چین بالا گرفته است، تا آنجا که رئیس جمهور آمریکا تهدید به قطع رابطه با پکن، تحت تاثیر مسئولیت چین در مورد انتشار ویروس کرونا، نمود.

به گزارش روز نو ، در ادامه ی این مطلب آمده است: همین مساله تحلیلگران بسیاری در داخل و خارج آمریکا را بر آن داشته است تا از پیش بینی هایی در مورد احتمالات وقوع مقابله بین دو کشور صحبت کنند.

واقعیت امر آن است که تنش در روابط بین واشنگتن و پکن، تنها با شیوع ویروس کرونا یا به دلیل آن، افزایش پیدا نکرد و این مساله به سالها قبل باز می گردد. ترس آمریکا از افزایش قدرت اقتصادی، نظامی و تکنولوژیک چین، مولود امروز نیست و حداقل به اواخر دوره ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش در سالهای 2001 تا 2009 باز می گردد.

در آن زمان، عده ای از ضرورت تحول استراتژیک در سیاست خارجی آمریکا در قبال منطقه اقیانوس آرام صحبت می کردند و در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما نیز این بحث به قوت خود باقی ماند و ایالات متحده تلاش زیادی کرد تا قدرت چین را کنترل کند، به این ترتیب که شراکت خود با دولتهایی که اطراف چین قرار دارند، یعنی ژاپن، فیلیپین، اندونزی و استرالیا را تقویت کرد، تا از نفوذ چین در این کشورها بکاهد.

چین شراکت این دولتها تحت عنوان «محور پاسیفیک» را تجاوز غیر مستقیمی به حق حاکمیت منطقه ای خود و در راستای کاهش نفوذ اقتصادی، تجاری و نظامی خود دانست.

از این رو، چین تلاش کرد روابط خود با هم پیمانان و شرکای منطقه ای نظیر کره شمالی و روسیه را تقویت کرده و بر نفوذ اقتصادی خود در سطح جهان، بویژه در خاورمیانه، آفریقا و اروپا بیفزاید. همین مساله موجب پیشرفت اقتصادی چشم گیر چین شد، تا آنجا که این کشور به دومین اقتصاد بزرگ جهان، پس از ایالات متحده تبدیل شد. در صورتی که تلاش چین به همین شکل ادامه داشته باشد، اقتصاد این کشور از اقتصاد آمریکا هم فراتر می رود. چه بسا همین امر، یکی از دلایل تنش فعلی بین دو کشور است.

با توجه به اینکه ترامپ یک تاجر است، به خوبی می داند تکیه روز افزون آمریکا بر چین، به لحاظ اقتصادی و تجاری، تنها باعث قدرت گرفتن بیشتر چین، به زیان ایالات متحده می شود. از این رو، برنامه ترامپ از همان ابتدای ورود به قدرت، قطع ارتباط تدریجی بین دو اقتصاد آمریکا و چین بود، به نحوی که تکیه آمریکا به چین کاهش یافته و منافع این کشور محقق شود.

این مهم، با تشویق شرکتهای آمریکایی که به مبلغ 14 میلیارد دلار در چین سرمایه گذاری داشتند، برای خروج از چین و وارد کردن سرمایه شان به داخل ایالات متحده یا کشورهایی نظیر فیلیپین و وییتنام، آغاز شده است. همچنین طی چند هفته اخیر، برخی آژانس های فدرالی به دنبال خارج کردن سرمایه های صندوق های معاش آمریکایی از بازار چینی بوده اند.

قطعا چین نمی خواهد وارد مقابله اقتصادی یا تجاری با ایالات متحده شود، نه فقط به این دلیل که هر گونه مقابله ای از این دست، به سمت مقابله استراتژیک و چه بسا نظامی، منتهی می شود، بلکه از این جهت که چین می خواهد منافع اقتصادی قوی خود با آمریکا را حفظ کند، چرا که بازار آمریکا یکی از بزرگترین بازارهای تولیدات چینی، به ارزش نیم تریلیون دلار است.

بنابراین، انتظار وقوع مقابله ای بین دو کشور، بسیار بعید است و نهایت اتفاقی که ممکن است بوقوع پیوندد، ارائه برخی امتیازهای اقتصادی و تجاری از سوی پکن به واشنگتن است، که هدف از آن، راضی و ساکت کردن ترامپ است، تا به این شکل، موفقیتش در دوره دوم ریاست جمهوری تضمین شود.

برچسب ها: آمریکا ، چین
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
ویژه روز
عکس روز
خبر های روز
پرطرفدار