اتفاقی جالب در نقل و انتقالات این فصل پرسپولیس
روزنو-پرسپوليس هم مثل استقلال به پاركينگي از مهاجمان تبديل شده با اين تفاوت كه استقلال تقريبا در هر بخش از پستهاي هجومي توازن را برقرار كرده ولي پرسپوليس اين مساله را لحاظ نكرده است
فرزاد حاتمي پرسپوليسي شد، صداي سيدصالحي درآمد، یک منلع نزدیک به او نوشت: «يا جاي او اينجاست، يا جاي من»، منتقدان بشكن زدن را شروع كردند كه چه سوژه تازهاي و خلاصه اينكه حاشيهها از پشت پرسپوليس سرك كشيدند و آفتابي شدند. اين انتقال را ميتوان از زواياي مختلفي بررسي كرد؛ فقط بايد خودمان را جاي آدمهاي ديگر بگذاريم و بعد احساسمان را بيان كنيم. بگذريم از تحليلهايي كه ميگفتند به تلافي جذب اولادي توسط استقلال، باشگاه پرسپوليس سراغ حاتمي رفته است.
سيد مهدي سيدصالحي نخستين معترض پرسپوليس است كه در تيمهاي تراكتورسازي و سپاهان همين مساله را تجربه كرده است. او حتما ميداند كه از بين آنها، يكي در سيستم علي دايي جا خواهد داشت و ديگري به نيمكت تبعيد ميشود.
قطعا حاتمي براي نيمكتنشيني به پرسپوليس نيامده است چون مدتها در فولاد تماشاي بازيها را از روي نيمكت تجربه كرده بود و به همين دليل سرانجام رضايتنامه گرفت تا در سال منتهي به جام جهاني، دوباره به اردوي تيم ملي دعوت شود. اين انتقال باعث شد كه سيدصالحي حالا ساز جدايي بزند و به سپاهان چراغ سبز نشان دهد اما بر سر راه انتقال او، علي دايي ايستاده و پايش را در يك كفش كرده كه سيد صالحي و حاتمي را با هم ميخواهد ولي براي سيدصالحي باتجربه، اين اتفاق، بدترين اتفاق است چون ميداند دايي عاشق سيستم 1-3-2-4 است و در اين مدل از بازي، فقط يك مهاجم نوك به زمين ميرود و خطر از دست دادن جام جهاني براي او بسيار است.
سيدصالحي اين روزها تلاش ميكند كه رضايتنامهاش را براي سفر به اصفهان از باشگاه بگيرد و تا حدود زيادي رويانيان را متقاعد كرده است اما دايي كوتاهبيا نيست. سپاهانيها حاضرند محمد غلامي را با سيدصالحي معاوضه كنند اما پرسپوليس ميخواهد پول رضايتنامه غلامي را صادر كند و اين مهاجم را هم به خدمت بگيرد تا جمع «مهاجمان نوك» جمع شود چون به اين سياهه ميتوان نام عباسزاده و شاكري را هم اضافه كرد كه در ابتداي ليگ توسط دايي جذب شدند اما دايي چندان به آنها مجال بازي نداده است. عباسزاده كه تنها 77 دقيقه بازي كرده و شاكري هم 50 دقيقه به ميدان رفته است. عباسزاده همان مهاجمي است كه از نساجي به پرسپوليس آمد و عنوان آقاي گلي را با 18 گل در گروه خود يدك ميكشيد؛ درست مثل شاكري هم كه با 11 گل آقاي گل گروه ديگر بود اما الان ميتوانند عنوان بهترين تماشاگر فصل را از آن خود كنند.دايي - آقاي گل جهان - تا امروز مهاجمي در پرسپوليس نساخته كه در حد و اندازههاي اين تيم بازي كند. او ميتواند به جاي خريدهايي كه هزينههاي سنگيني را به باشگاه تحميل كرده، سراغ همين جوانها برود اما انگار سرمربي پرسپوليس هدفي جز قهرماني ندارد و براي رسيدن به هدف، از هيچ ريخت و پاشي مضايقه نميكند. البته اين تنها ايراد مربيگري علي دايي نيست بلكه مشكل اينجاست كه در سيستم
1-3-2-4، او از دو بال كناري و يك هافبك هجومي استفاده خواهد كرد اما در اين پستها هم ترافيك سنگيني بهوجود آورده است؛ هادي نوروزي، پيام صادقيان، محمدرضا خلعتبري و غلامرضا رضايي كه اين آخري عطاي كار با دايي را به لقايش ترجيح داد و از پرسپوليس فرار كرد. البته هادي نوروزي هم در حال مذاكره با نفت است تا به تيم يحيي برود و او هم از وضعيت فعلي راضي نيست. البته اگر نوروزي برود و محمد غلامي جذب شود، حسابي بالانس پرسپوليس در فاز هجومي بههم ميريزد چون تعداد مهاجمان نوك به عدد چهار ميرسد درحالي كه فقط يكي از آنها بازي ميكند ولي در 3 پست پشت مهاجم نوك، پيام صادقيان، محمدرضا خلعتبري و محسن مسلمان تقريبا بيرقيب هستند. با اين تفاسير، پرسپوليس هم مثل استقلال به پاركينگي از مهاجمان تبديل شده با اين تفاوت كه استقلال تقريبا در هر بخش از پستهاي هجومي توازن را برقرار كرده و با توجه به سيستم بازياش بازيكن گرفته ولي پرسپوليس اين مساله را لحاظ نكرده است. زماني مساله بحراني جلوه ميكند كه در خط دفاع دست دايي خالي است و حالا كه خانزاده هم از اين تيم جدا شده، اين نگراني وجود دارد كه اگر اتفاقي براي سيدجلال، محسن بنگر و رضا نورمحمدي بيفتد، چه بازيكني ميخواهد در قلب دفاع قرار بگيرد. موضوع اينجاست كه در سيستم 1-3-2-4 با دفاع خطي، تمام پستها تعريف مشخصي دارد اينطور نيست كه هر كس اسمش مهاجم باشد، بتواند در تمام پستهاي حمله بازي كند.