اقليت اما پرقدرت
اصلاحطلبان با حداقل مقدورات پا به عرصه انتخابات گذاشته و با همان تعداد اندك چهرههاي تاييد صلاحيتشدهشان در رقابت دوره يازدهم انتخابات مجلس شوراي اسلامي حضور خواهند داشت. تمام احزاب و چهرههاي اصلاحطلب و همچنين شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان كه تاكيد داشته ليستي ارايه نميكند، مردم را به مشاركت در انتخابات دعوت ميكنند. مصطفي كواكبيان، نماينده عضو هيات رييسه فراكسيون اميد مجلس دهم كه از جمله تاييد صلاحيتشدگان در اين دوره نيز هست، در گفتوگو تاكيد دارد كه در صورت حضور و مشاركت مردم در انتخابات، اصلاحطلبان ميتوانند فراكسيون اقليت قدرتمندي تشكيل دهند كه البته همچون فراكسيون اميد بلاتكليف نباشد. او همچنين گفته اگر او نيز رد صلاحيت شدهبود، باز هم مردم را به حضور حداكثري در انتخابات دعوت ميكرد و انتظار داشت احزاب كه كنشگران سياسي هستند، ليست انتخاباتي ارايه كنند.
به گزارش روز نو :با توجه به اينكه شما تاييد صلاحيت شديد و از جمله كانديداها براي حضور در دوره يازدهم انتخابات مجلس شوراي اسلامي هستيد، ادله شما براي حضور در انتخابات و همچنين دلايلي كه به نظر شما، مردم بايد به استناد بر آن همچنان پاي صندوق راي بيايند، چيست؟
البته همه ما تاييد صلاحيتشدگان، ناراحت هستيم كه برخي دوستان اصلاحطلب تاييد صلاحيت نشدند. چهرههايي چون الياس حضرتي، علي مطهري، محمود صادقي، محمدرضا تابش و... كه در فراكسيون اميد مجلس دهم با يكديگر همكاريهايي داشتيم. اما با همه سختيها و مشكلاتي كه وجود دارد و گلايهها و شكواييهها و اعتراضهايي كه مردم دارند، من به 3 دليل معتقدم كه بايد مردم در اين انتخابات نيز همچون هميشه حضور داشتهباشند. اول اينكه در نظامي كه انتخابات برگزار ميشود، تعيين سرنوشت از طريق صندوقهاي راي است و خداوند هم ميفرمايد كه من سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهم مگر به دست خودشان. بنابراين مردم بايد سرنوشتشان را به دست خودشان تغيير داده و تعيين كنند. هرچند ممكن است رقابت عادلانه نبوده و بالعكس دو طرف رقابت از امكانات يكساني برخوردار نباشند. اما همه اينها نبايد مانع شركت در انتخابات شود.
دليل دوم من اين است كه اگر ما در اين رقابت حضور نداشتهباشيم، به هر حال عدهاي هستند كه در انتخابات شركت كنند؛ عدهاي كه اتفاقا نميتوانند خواست و مطالبات اكثريت مردم را نمايندگي كنند. مردم بايد تشخيص دهند كه چه كساني به واقع پيگير مطالبات مردم هستند و بر آن مبنا راي دهند. عدهاي كه پلاكاردهاي «لياخوف كجايي» به دست ميگيرند، مشخص است كه نه مجلس را قبول دارند و نه راي مردم را بلكه معتقدند امثال يك قزاق روسي بايد مجلس را به توپ ببندد، وارد عرصه رقابت شدهاند و اگر ما در اين رقابت حضور پيدا نكنيم و مردم انتخاب درستي نداشتهباشند، بعدا همه ما افسوس ميخوريم كه چرا نتوانستيم نمايندگان دلخواه خود را به مجلس بفرستيم. سومين دليل من براي حضور حداكثري نيز اين مساله قدرت، امنيت و اقتدار بينالمللي ايران است كه هر بار مشاركت بيشتري در انتخابات وجود داشته، اين المانها هم افزايش يافته است و هربار مشاركت كاهش داشته مشكلات زيادتر شده است. تجربه ثابت كرده حضور كمرنگ مردم مشكلات كشور را افزون كرده است. به اين دلايل معتقدم مردم بايد بيايند و سرنوشت خودشان را تعيين كنند.
در جريان بررسي صلاحيتها، بسياري از چهرههاي شاخص اصلاحطلب ردصلاحيت شدند. اين گروه عمدتا بر عدم ارايه ليست تحت عنوان جبهه اصلاحات تاكيد و البته اذعان داشتند كه رويكرد تحريمي ندارند و موافق راي دادن هستند. اگر شما در گروه رد صلاحيتشدگان قرار داشتيد، چه رويكردي اتخاذ ميكرديد؟
اولا بايد تاكيد كنم كه هيچ ليستي به نام شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان ارايه نخواهد شد. اما احزاب اصلاحطلب نبايد از كسي اجازه بگيرند. سياستورزي جزء ذات فعاليت احزاب است. در اين شرايط هم 8 حزب ائتلافي براي ايران تشكيل دادند و تنها ليست اصلاحطلبان نيز همين خواهد بود. ممكن است البته ليستهاي ديگري هم وجود داشته باشد كه تركيبي از اصلاحطلبان و غيراصلاحطلبان باشند كه هيچ اشكالي ندارد. با اين حال يك ليست تماما اصلاحطلب ازسوي احزابي چون مردمسالاري، حزب اسلامي كار، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي، انجمن اسلامي معلمان و حزب آزادي و... ارايه شد. البته چندين نفر دبيران كل احزاب اصلاحطلب ردصلاحيت شدند كه كاش اين دوستان نيز حضور داشتند؛ با اين حال همين افراد هم مردم را به مشاركت دعوت ميكنند. بنابراين من هم اگر جزء رد صلاحيتشدگان بودم، اعتقاد داشتم كه احزاب بايد ليست دهند و مردم هم بايد مشاركت كنند.
با وجود ائتلاف 8 حزب اصلاحطلب اما به نظر ميرسد كه اينبار برخلاف 4 سال پيش تعدد ليست انتخاباتي وجود دارد و احزابي چون كارگزاران ليست جداگانه ميدهند يا اينبار اصولگرايان ميانهرو با اصلاحطلبان به ائتلاف نرسيدند. باتوجه به شرايط پيش رو و همچنين شرايطي كه اصولگرايان دارند، تركيب مجلس شوراي اسلامي را چگونه پيشبيني ميكنيد؟
به هر حال مستقلان هم اينبار تمايل داشتند كه به تنهايي به انتخابات ورود كنند. براي مثال آقاي علي مطهري هيچوقت خود را اصلاحطلب معرفي نميكند و در ليست مورد حمايتش هم از اصولگرايان استفاده ميكند و هم از اصلاحطلبان. با اين حال ليست اصلاحطلبان امسال همان ليستي است كه خروجي ائتلاف 8 حزب اصلاحطلب است.
اما فراموش نكنيم كه دستكم در 150 حوزه انتخابيه رقابت صرفا ميان اصولگرايان است و به دليل رد صلاحيتها اساسا اصلاحطلبان كانديدايي ندارند. بنابراين نميتوان اميد داشت كه تعداد بالايي از اصلاحطلبان وارد مجلس شوند. اما احتمالا اقليتي از اصلاحطلبان در مجلس حضور خواهند داشت. به هر روي مجلس تكصدايي قطعا خوب نيست؛ يعني حتي اگر اصلاحطلبان به صورت گسترده هم تاييد صلاحيت ميشدند، اينكه تمام مجلس در دست اصلاحطلبان باشد هم خوب نبود.
در اين دوره 4 ساله انتقاداتي نسبت به فراكسيون اميد حتي از سمت اصلاحطلبان وارد بود. به نظر شما در دوره جديد اولا اصلاحطلبان ميتوانند فراكسيون اقليتي در مجلس تشكيل دهند؟ ثانيا چه اقداماتي ممكن است ايرادها و انتقادات موجود را مرتفع كند تا اين فراكسيون اقليت كارايي بيشتري نسبت به اميد داشتهباشد؟
من بسيار خوشبين هستم كه فراكسيون اقليت قدرتمندي شكل بگيرد. همچنين تاكيد دارم كه بسياري از انتقاداتي كه به فراكسيون اميد وارد بود، درست نيست. در نظر بگيريد اگر همين فراكسيون اميد در مجلس حضور نداشت، چه اتفاقي ميافتاد؟! درست است كه شايد طرحهاي بسياري را مطرح كردند و نتوانستند به نتيجه برسانند اما به اين دليل بود كه يك سوم مجلس را تشكيل ميدادند. در عين حال بسياري از انتقادات هم بهخاطر عدم شناخت دقيق از تركيب نمايندگان مجلس دهم است كه عدهاي با عنوان مستقلين همواره به سمت اصولگرايان ميرفتند و در معدود مواردي مثل FATF، پالرمو، برجام و مواردي از اين دست با اصلاحطلبان همراهي داشتند اما در بقيه موارد نگاهشان نزديك به اصولگرايان بود. بنابراين، معتقدم كه ما در مجلس دهم تكليفمان معلوم نبود كه چه بايد كنيم. اگر در اين دوره فراكسيون اقليتي شكل گيرد، ما ميدانيم كه چه ميخواهيم و چه نميخواهيم.
دستكم در 150حوزه انتخابيه رقابت صرفا اصولگرايانه است
مردم بايد سرنوشتشان را به دست خودشان تغيير داده و تعيين كنند
عدهاي كه پلاكاردهاي «لياخوف كجايي» به دست ميگيرند، مشخص است كه نه مجلس را قبول دارند و نه راي مردم را بلكه معتقدند امثال يك قزاق روسي بايد مجلس را به توپ ببندد، وارد عرصه رقابت شدهاند
تجربه ثابت كرده حضور كمرنگ مردم در انتخابات مشكلات كشور را افزون كرده است
من هم اگر جزو رد صلاحيتشدگان بودم، اعتقاد داشتم كه احزاب بايد ليست دهند و مردم هم بايد مشاركت كنند
احتمالا اقليتي از اصلاحطلبان در مجلس حضور خواهند داشت
خوشبين هستم كه فراكسيون اقليت قدرتمندي شكل گيرد
ما در مجلس دهم تكليفمان معلوم نبود كه چه بايد كنيم. اگر در اين دوره فراكسيون اقليتي شكل گيرد، ما ميدانيم كه چه ميخواهيم و چه نميخواهيم