دعوت از ناطقنوری برای احیای اصولگرایی
روزنو-یک عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی نمایندگان ادوار روز گذشته از پیشنهاد اعضای شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام و رهبری برای پذیرفتن ریاست این جبهه توسط ناطق نوری خبر داد. هر چند او گفته ناطق این پیشنهاد را نپذیرفته است.
پیش از این هم خبرهایی از احتمال ریاست «علیاکبر ناطق نوری» در جبهه پیروان و رهبری آن از سوی برخی چهرهها و رسانههای اصولگرا مطرح شده بود، هر چند هر بار ناطق نوری این موضوع را رد کرده است. ناطق تا آنجا پیش رفت که در سخنرانی خود در مراسمی که برای قدرشناسی از او در دانشگاه مینودشت استان گلستان برگزار شده بود، عنوان کرد: «من عضو جناح راست سنتی نیستم و این مارک اشتباهی است که در مورد من به کار گرفته شده است.»
اما حالا دوباره همت بیگمرادی، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی نمایندگان ادوار با بیان اینکه «اعضای شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام و رهبری به ناطق پیشنهاد ریاست این جبهه را دادهاند»، گفته: «پس از درگذشت مرحوم عسگراولادی اعضای شورای مرکزی جبهه پیروان و بعضی از شخصیتهای سیاسی که نمیتوان نام آنها را اعلام کرد، به ناطق نوری رسما پیشنهاد ریاست جبهه پیروان را دادند اما وی این دعوت را رد کرد.»
به گزارش «تسنیم» او گفته: «ناطق نوری به دلیل حضور در دفتر مقام معظم رهبری و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، دعوت شورای مرکزی جبهه پیروان را نپذیرفت. اما به نظرم اگر این دعوت همچنان ادامه یابد، ناطق به خاطر انسجام تشکلهای اصولگرا ریاست جبهه پیروان را خواهد پذیرفت.»
ناطق نوری پیش از این، به نوعی دیگر پاسخ اصولگرایان را داده بود. او که در آستانه 70 سالگی است و در جریان انقلاب اسلامی در مناصب مختلفی حضور داشته، تاکید کرد: «عمر سیاسی من تمام شده است.»
عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی نمایندگان ادوار مجلس گفته: «امیدوارم وی پیشنهاد شورای مرکزی جبهه پیروان را بپذیرد چرا که ناطق نوری نشان داده به دنبال وحدت و همدلی نیروهای انقلاب است.»
بیگ مرادی در ادامه با بیان اینکه «جمعیت انسجام اسلامی نیز درخواست مجوز خود را به کمیسیون ماده 10 احزاب ارسال کرده است»، گفته: «تا آنجایی که در جریانم مجوز این تشکل سیاسی اصولگرا به زودی صادر خواهد شد.»
او گفته: «جمعیت انسجام اسلامی تشکلی اصولگراست و فعلا زیر مجموعه جبهه حامیان ولایت به دبیرکلی «عبدالصمد مشکینی» است اما پس از صدور مجوز به صورت مستقل فعالیت خواهد کرد.»
حالا باید دید تلاشی که این عضو جبهه پیروان از آن برای راضی کردن ناطق نوری نام میبرد به نتیجه میرسد یا خیر؟ پیش از این خبرهایی مبنی بر پیشنهاد ریاست این جریان به «محمد رضا باهنر» نایبرییس مجلس نهم هم مطرح بود که او نیز این موضوع را نپذیرفت.
جبهه پیروان خط امام و رهبری متشکل از 15 تشکل اصولگراست که حزب موتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، جامعه زینب، اتحادیه انجمنهای اسلامی اصناف و بازاریان و کانون اسلامی فارغالتحصیلان شبه قاره هند از مهمترین اعضای این جبهه به شمار میآیند. هر چند بیمهریها به ناطق نوری پس از ظهور احمدینژاد در عرصه سیاسی کشور و جریان اصولگرایی به هشت سال گذشته باز میگردد اما همه چیز به صورت جدی از انتخابات سال 88 شروع شد و پس از آن بود که ناطق نوری از جریان سیاسی محافظهکار (اصولگرا) فاصلهای بیسابقه گرفت. آنجا که محمود احمدینژاد در قامت نامزد تمام قد اصولگرایان در صحنه انتخابات حاضر شد و پیکان اتهاماتش همه از جمله علیاکبر ناطق نوری را نشانه رفت. احمدینژاد در مناظرههای تلویزیونی خود به شدت بر ناطق و فرزندانش تاخت، هر چند او هرگز سندی برای گفتههایش ارایه نداد و به نظر میرسید که راهکار مبارزاتی «بگم بگم»های احمدینژاد همچون بسیاری دیگر مشمول حال ناطق نوری هم شده بود.
اما نکته مهم این بود که دوستان اصولگرای ناطق به خصوص در «جامعه روحانیت مبارز» که وی عضو شورای مرکزی این تشکل سیاسی بود واکنشی به اتهامات محمود احمدینژاد نشان ندادند؛ اتفاقی که موجب دلخوری و فاصله گرفتن او از این جریان سیاسی شد. همین امر موجب شد تا ناطق نوری در طول این سالها به ویژه بعد از سال 88 به حاشیه میدان سیاست برود و اعتنایی به تحولات جریان اصولگرا نداشته باشد. حضور نیافتن مکرر او در جلسات جامعه روحانیت و برنامهها و سخنرانیهای جناح اصولگرا، از مصادیق عینی این حاشیهنشینی بود. به نظر میرسد فاصلهگرفتن «علیاکبر ناطق نوری» از اصولگرایان و نزدیکی او به «اکبر هاشمیرفسنجانی» و «محمد خاتمی» در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم و حمایت از جبهه اعتدال و «حسن روحانی» پیروز انتخابات؛ اصولگرایان را به فکر واداشته است. حالا آنها سعی میکنند همواره او را یکی از رهبران این جبهه در کنار «آیتالله مهدویکنی» و «آیتالله یزدی» معرفی کنند تا در این وزنکشی سیاسی «ناطق نوری» را به سمت خود کشانده باشند. اما اصولگرایان چه بخواهند و چه نخواهند چهار سال از آن روزها گذشته است. اصولگرایان صندلی ریاستجمهوری یازدهم را در یک غافلگیری و با ناباوری از دست دادهاند. آنان در انتخابات هر تلاشی کردند، با وجود تاکید بزرگان این جبهه، نتوانستند به اجماع و اتحاد برسند و تعداد زیاد نامزدها در زمان ثبتنام، خبر از شکافی عمیق در میان گروههای اصولگرا میداد. هر چند به اعتقاد بسیاری از اصولگرایان نمیتوان این نکته را از نظر دور داشت که ریاستجمهوری هشت ساله «احمدینژاد» موجب شده بود تا دیوار «پاستور»، کوتاه و به نظر رفقایش، دستیافتنی شود.
اما چرخش اصولگرایان سنتی و معتدل به سمت «علیاکبر ناطق نوری» این روزها، همانطور که خود نیز میگویند علت دیگری هم دارد و آن فوت «حبیبالله عسگر اولادی» است؛ فردی که در آستانه انتخابات با مطرح کردن بحث همگرایی گروههای سیاسی و تاکید بر حل و فصل مسایل بعد از حوادث انتخابات ریاستجمهوری سال 88 چهرهای معتدل از خود نشان داد. حالا پدر معنوی جریان موسوم به اصولگرا در میانشان نیست و این فقدان را باید با به صحنه آوردن شخصیتی که توان دور هم جمع کردن تمام گروههای محافظهکار را داشته باشد، پر کنند؛ انسجامی فروریخته که اصولگرایان امروز، بیش از پیش به ترمیم آن نیازمندند.