جلال طالبي:سهلانگاري دولت و مجلس به فوتبال ضربه زد

روزنو-پس از ناكامي ايويچ در مسابقات دوستانه پيش از جامجهاني 98 فرانسه مسائلي به وجود آمد كه باعث جدايي اين مربي بزرگ از تيمملي فوتبال شد. در آن زمان و تنها سه هفته مانده به شروع مسابقات جامجهاني سرمربيگري تيمملي را به دست جلال طالبي يكي از بازيكنان قديمي استقلال سپردند كه از قضا نتيجهيي درخور تيمملي كسب كرد. كسب پيروزي در مقابل امريكا در صحنه جهاني موفقيتي است كه هرگز فراموش نخواهد شد. جلال طالبي تا مرحله حذفي جام ملتهاي 2000 لبنان عهدهدار سمت سرمربيگري تيمملي ايران بود. با جلال طالبي، بازيكن شاخص دهههاي 40 و 50 دارايي و تيمملي كه خيلي زود به جرگه مربيان بينالمللي درآمد درباره بازي با تايلند، درخشش بازيكنان دورگه، تفاوت فوتبال روز دنيا و ايران و همچنين وزير ورزش به گفتوگو نشستيم.
تيمملي موفق شد تايلند را در يك بازي يكطرفه با نتيجه 3 بر صفر شكست دهد. نظرتان درباره درخشش بازيكنان دورگه كه تمام گلهاي ايران را به ثمر رساندند، چيست؟
دو گل نيمهاول تيمملي را اشكان دژاگه و رضا قوچاننژاد به ثمر رساندند كه از آنها شناخت بيشتري داشتم و با سبك بازي آنها آشنا بودم اما جهانبخش را كامل نميشناسم. به نظرم جهانبخش كه كمتر از 45 دقيقه براي تيمملي به ميدان رفته است و موفق شده براي تيمملي گلزني كند، نشان داد كه آينده درخشاني دارد. بازيكنان ايراني كه خارج فوتبال را ياد گرفتهاند فاكتورهاي مثبتي دارند و به خوبي زمان و مكان را در فوتبال درك ميكنند. هر 3 بازيكني كه موفق به گلزني شدند به خوبي ميدانستند كه بايد كجا جاگيري كنند و در كجا به توپ ضربه بزنند تا توپ وارد دروازه حريف شود. بازيكناني كه فوتبال را در خارج از ايران آموختهاند، همهچيز را ياد گرفتهاند و حرفهيي هستند. به نظرم بازيكنان دورگه با ذهنيت بالايي كه دارند خيلي ميتوانند به تيمملي كمك كنند. با اين حال ما نبايد شايستگي بازيكناني كه در ليگ ايران مشغول هستند را زير سوال ببريم اما بايد اين موضوع را هم بپذيريم كه بازيكنان ايراني خارج از كشور فوتبال را اصولي آموزش ديدهاند و در شرايط حرفهيي بزرگ شدهاند.
چرا بازيكنان ايراني كه درخارج از كشور به دنيا آمدهاند و بزرگ شدهاند ميدرخشند اما بازيكناني كه در فوتبال ايران آموزش ديدهاند به راحتي ميدان را خالي ميكنند. تفاوت آموزشي كه آنها ديدهاند با بازيكنان داخلي در چه چيزي است؟
فوتبال حرفهيي اصول دارد. در اروپا حتي تيمهاي درجه چند هم روند كاريشان اصولي است. درخشش بازيكنان ايراني كه در خارج فوتبال را ياد گرفتهاند چند دليل دارد. ابتدا اينكه؛ تمرينات حرفهيي انجام ميدهند و دچار ضعف جسماني نميشوند. دوم اينكه؛ از لحاظ انضباطي بسيار دقيق و منظم هستند. انضباط براي آنها بسيار مهم است. سوم اينكه؛ از نظر روحي و رواني با اين بازيكنان كار شده است. چهارم اينكه؛ اين بازيكنان مسووليتپذير هستند. پنجم اينكه؛ تمام رفتار بازيكنان و عملكرد بازيكنان زيرنظر مربيان باشگاههايشان قرار گرفته است. ششم اينكه؛ آن رفتاري را كه در هر زمان سني بايد آموزش ميديدند آموزش ديدهاند.
به نظر شما چرا ما نميتوانيم مثل تيمهاي حرفهيي دنيا عمل كنيم و بازيكنسازي انجام دهيم؟
متاسفانه در فوتبال ايران بيش از آنكه به متن فوتبال توجه كنند به حواشي پيرامون آن توجه ميكنند كه باعث شده ما در چنين شرايطي قرار بگيريم. چرخه سازندگي ما مشكل دارد و به مربيان سازنده توجه نميشود. امكانات كافي در اختيار مربيان و بازيكنان قرار نميگيرد. به همين دلايل در 10 سال گذشته فوتبال ايران موفق نشده است بازيكني به ليگهاي معتبر اروپايي معرفي كند كه اين نشانگر درجا زدن فوتبال ايران است. براي ساخت بازيكن نياز به امكانات مناسب است كه تمام تيمهاي اروپايي اين امكانات را دارند اما در ايران اين امكانات وجود ندارد و ميبينيم كه ستارههاي فوتبال ما خودجوش هستند.
قوچاننژاد بازهم گلزني كرد. او با 7 گل در 9 بازي يك آمار فوقالعاده از خود به جا گذاشته است. دليل اينكه اين بازيكن به راحتي ميتواند گلزني كند، چيست؟
رضا به خوبي زمان و مكان را درك ميكند و در فضاهايي حركت ميكند كه توپ به آنجا ميآيد. شما اگر به مسيرهاي حركتي قوچاننژاد دقت كنيد، ميبينيد كه او در پشت محوطه جريمه بيش از 5 متر حركت نميكند اما هميشه به فضايي ميرود كه توپ به او ختم ميشود و ميتواند دروازه حريفان را باز كند. تفاوت رضا با بازيكنان ديگر اين است كه او به خوبي زمان و مكان را درك ميكند و به خوبي ميتواند مسير توپ را پيشبيني كند.
تيمهايي كه به جامجهاني راه پيدا كردهاند بازيهاي بزرگ تداركاتي زيادي انجام ميدهند اما فدراسيون فوتبال ايران حتي هيچ تلاشي براي برگزاري اينگونه مسابقات انجام نميدهد. اين موضوع چه مقدار ميتواند به ضرر ايران در جامجهاني باشد؟
در درجه اول فكر ميكنم مساله مالي است كه مانع از برگزاري بازيهاي بزرگ تداركاتي ميشود. تيمهاي بزرگ دنيا براي بازي با ايران پول ميخواهند كه فدراسيون فوتبال اين پول را ندارد. تازه اگر پول داشته باشد بايد ببينيم مسائل سياسي اجازه برگزاري اين بازي را ميدهند يا خير! البته با اين حال به نظرم فدراسيون فوتبال كمكاري كرده است و هيچ تلاشي براي انجام بازي تداركاتي خوب انجام نميدهد. ما زمان را براي جامجهاني برزيل از دست دادهايم و حالا بايد براي جامجهاني 2018 برنامهريزي كنيم.
به چه دليل فدراسيون فوتبال براي جامجهاني 2014 برزيل برنامهريزي نكرده است؟
من فكر ميكنم فدراسيون مطمئن نبود كه ايران به جامجهاني صعود ميكند يا خير؛ براي همين براي آينده برنامهريزي نكرد. البته اين كار درستي نبود كه فدراسيون انجام داد چرا كه حتي اگر به جامجهاني هم نميرفتيم بايد برنامهريزي ميكرديم.
آيا بازيهايي مانند تايلند و لبنان ميتواند محك جدي براي تيمملي باشد تا كيروش با نقاط ضعف و قوت تيمملي آشنا شود؟
خير. مثلا دانيال داوري با بازيهايي كه در بوندسليگا انجام داده، مشخص است كه به خوبي از نظر جسماني و جاگيري در سطح بالايي قرار دارد اما محك كاملي در دروازه تيمملي نخورده است كه آيا ميتواند خود را با دفاعهاي ايران هماهنگ كند يا خير؟ يا ميتواند با حركت مدافعين و هافبكهاي دفاعي هماهنگ شود. يا مثلا بيتآشور كه چندين بازي او را در امريكا تماشا كردهام، او بازيكني است كه در دفاع بسيار جنگنده، شجاع و سختگير است اما در كار تهاجمي ضعيف است. اين بازيكن بايد بتواند خود را با هافبكهاي تيمملي هماهنگ كند. اين هماهنگيها نياز به بازيهاي بزرگ و مهم دارد.
به نظرتان چرا تيمهاي بزرگ با ايران بازي نميكنند. آيا اين موضوع به خاطر مسائل سياسي است يا ضعف فدراسيون فوتبال؟
مسائل سياسي يك مقدار ميتواند مانع كار باشد اما به نظرم اين ضعف بيشتر به فدراسيون فوتبال مربوط ميشود. فدراسيون فوتبال مدعي است كه استقلال دارد؛ اگر مستقل است نبايد دست از تلاش بردارد اما فدراسيون ما تلاشي براي بازي تداركاتي نميكند. چرا اسپانسر نميماند؟ چرا اسپانسرها ميآيند و ميروند؟ چرا نبايد اسپانسر دست تيمملي را بگيرد؟ چرا تيمملي حتي براي فيفا دي هم برنامهريزي ندارد؟ ما براي موفقيت بايد براي آينده برنامهريزي كنيم.
بيش از 100 روز از انتخاب ريس جمهور ميگذرد اما هنوز وزير ورزش و جوانان انتخاب نشده است. با توجه به اينكه ما جامجهاني را در پيش داريم اين بلاتكليفي چه مقدار به ضرر تيمملي ايران است؟
دولت و مجلس به تيمملي اهميت نميدهند؛ اگر اهميت ميدادند فوتبال به اين اندازه سردرگم نبود. دولت بايد تكليف ورزش را روشن كند و مشخص كند كه قرار است چه مقدار بودجه در اختيار ورزش قرار دهد تا فوتباليها هم بتوانند برنامهريزي كنند. به نظرم سهلانگاري دولت و مجلس در اين بلاتكليفي و اتفاقات ورزشي دخيل است.
مطمئنا در زمان سرمربيگري شما هم مسائل سياسي در ورزش دخيل بوده است. براي مستقل شدن ورزش بايد چه كاري انجام دهيم؟
ورزش را نميشود از سياست جدا كرد. ورزش و سياست به يكديگر مربوط هستند؛ در بعضي جاها ورزش در سياست مربوط ميشود و در بعضي جاها سياست در ورزش دخيل است. متاسفانه در حال حاضر سياست در ورزش كشور دخيل است و كارخودشان را انجام ميدهند.