استعفای نمایندگان، تصمیمی از کدام موضع؟
روز گذشته در جلسه علنی مجلس دو نماینده خراسان جنوبی تهدید کردند در صورتی که اعتبارات اختصاص داده شده به این استان در این بودجه اعتبارات سفر استانی رهبری اصلاح نشود از مقام نمایندگی استعفا خواهند کرد. اصولا استعفای مقامات و مسئولان در دنیا و در پی نارساییهای ایجاد شده در یک سیستم نشانهای است بر حس مسئولیت پذیری و البته احترام به افکار عمومی. اما این مساله در قبال نمایندگان پارلمان وجه دیگری دارد. به طور کلی استعفای نمایندگان پارلمان و وکلای ملت به دلیل ضعف مسئولان اجرایی چیزی نیست جز یک موضع منفعلانه. درخصوص تهدید نمایندگان خراسان جنوبی به استعفا میتوان به سه نکته اساسی اشاره کرد: اولین مساله این است که نمایندگان مجلس پیش از اتخاذ مواضعی از این دست باید در جایگاه نظارتی خود که اهرمهای برنده کنترلی و فرآیندهای مختلف قانونی را در اختیار آنها قرار داده، از موضع فرادستی در قبال مسئولان اجرایی از حق و حقوق مردم تا جای ممکن دفاع کرده و تلاش خود را مصروف پاسخگو ساختن و کارآمد کردن دستگاه اجرایی کنند. در شرایطی که چنین تلاشی از سوی نمایندگان پارلمان صورت نگیرد، تهدید به استعفا سادهترین راه برای کنار کشیدن از مسئولیت نظارتی از موضع ضعف و انفعال خواهد بود. به عبارتی خالی کردن کرسی وکالت مردم در شرایطی که این کرسی بعد از استعفا به دلایل قانونی همچنان خالی خواهد ماند، چیزی نیست جز تن دادن به شیوه مدیریتهای موجود. استعفای مقامات در صورتی میتواند تعبیر به دفاع از حقوق ملت و اجرای قانون باشد که عکس آنچه در مجلس مطرح شده به وقوع بپیوندد، یعنی مسئول یک نهاد اجرایی به دلیل بروز مشکل در مجموعه خود و یا مثلا عدم تخصیص بودجه قانونی برای اداره مجموعه تحت امرش از سمتش استعفا دهد. استعفای وکلای مجلس قبل از آنکه تلاش جدی برای پاسخگو کردن مسئولان اجرایی و استفاده از ابزارهای قانونی کنترل و نظارت بر دولت صورت بگیرد، نمیتواند به معنای تلاش برای احقاق حقوق ملت یا احترام به آرای عمومی باشد. نکته دوم این است که نماینده مجلس بر حسب جایگاه خود موظف است در مقام یک کارشناس بر کشف دلایل ناکارآمدی یا بدکارکردی سیستم اجرایی کشور بکوشد و با ریشهیابی اینکه چرا دولت نمیتواند به تعهدات خود عمل کند وظیفه خود را انجام دهد. استعفای یک نماینده مجلس توجه بیش از حد به معلول به جای علتیابی و همچنین دامان زدن به حواشی تبلیغاتی به جای درمان مشکل است. مجلس به لحاظ شأن قانونی از یک جایگاه بالادستی در میان قوای ادارهکننده کشور برخوردار است و استعفای نمایندگان نهتنها به معنای تلاش در راستای احقاق حق مردم نیست بلکه میتواند اعتراف به ناتوانی از استفاده از این جایگاه فرا دستی و نزول شأن مجلس باشد. در یک کلام استعفای نمایندگان چیزی جز ضعف آنها را در عمل به وظیفه قانونیشان اثبات نمیکند. اما نکته سوم این است که استعفای نمایندگان مجلس در حقیقت شمشیر زنگزدهای است که حتی هیچگاه از غلاف هم بیرون نیامده. هیچگاه این دست تهدید به استعفاها جدی نشده و در محدوده همان تهدیدات کلامی باقی مانده است. از این منظر شاید بتوان گفت که تهدیداتی از این دست تنها میتواند نمایشی تبلیغاتی باشد برای نشان دادن مردمی بودن و دغدغهمند بودن برخی نمایندگان. چه آنکه اگر در عمل نمایندهای از این سطح دغدغه عمومی برخوردار باشد باید محکمتر از قبل بر صندلی نمایندگی مردم تکیه دهد و با صدایی رساتر از حقوق آنها دفاع کند، نه آنکه در سادهترین راهحل ممکن آمادگی خود را برای ترک عرصه نشان دهد.