به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۳۹۳۷۰
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۱ - ۱۸ آبان ۱۳۹۲

در حاشیه بازگشت ناصر ملک مطیعی به سینما

  روزنو-شخصا با بازگشت افراد به وطنشان مشکلی ندارم. در حقیقت مشکل اصلی من با چرائی رفتن افراد و چگونگی برگشت آنها است. مگر بر سر تعداد بسیاری از بازیگرانی که در کشور ماندند و به زندگی و کار خود ادامه دادند چه آمد؟ حداقل آنها خود را از همین مردم می پنداشتند... اگر اهل پیگیری اخبار فرهنگی و هنری در رسانه ها هستید، شاید به تازگی این خبر را زیاد دیده و شنیده باشید: «مراسم جشن بازگشت ناصر ملک مطیعی بعد از ۳۱ سال به سینما و پایان فیلمبرداری فیلم نقش نگار، سوم آبان در رستورانVIP سورینت برگزار شد. در غیاب بازیگران نقش نگار، مراسم تقدیر از ملک مطیعی با حضور بابک زنجانی، محمد رویانیان، امیر جعفری و علی عطشانی برگزار شد.» شخصا با بازگشت افراد به وطنشان مشکلی ندارم. در حقیقت مشکل اصلی من با چرائی رفتن افراد و چگونگی برگشت آنها است. سی و چند سال پیش در این مملکت انقلابی رخ داد و تحولاتی صورت گرفت. طبیعی است که این تحولات برای عده ای از سردمداران، مؤثران و ثروت اندوزان ناخوشایند باشد و بعضی از آنان به علت احساس خطر، وطن خود را ترک کنند. اما چرا باید عده ای از هنرمندان، بازیگران، اهالی فرهنگ، اساتید دانشگاه و غیره، جلای شهر و دیار نمایند؟ غیر از این است که خود را «از جریان مردم» و «در جریان مردم» نمی دیده اند و احیانا مشکلی داشته اند که در نتیجه آن مجبور به تبعید خودخواسته شوند؟ مگر بر سر تعداد بسیاری از هنرمندان و بازیگرانی که در کشور ماندند و به زندگی و حتی کار خود ادامه دادند- و برخی از آنان حتی دارای سابقه نه چندان درخشان و گاه خفت باری نیز بودند- چه آمد؟ اما با همه این احوال ماندند و به زندگی خود ادامه دادند. چرا که حداقل خود را از همین مردم می پنداشتند. به هر حال این حرف ها به چند دهه پیش بر می گردد. این روزها در کنار خروج تعدادی از اهالی هنرهای زیر زمینی(!) که نمی توانند فضای جامعه و سیاست امروز ایران را تحمل کنند، مدام زمزمه بازگشت فلان خواننده و بهمان هنرپیشه به گوش می رسد و کم کم عیان می گردد. خبر رسمی بازگشت ناصر ملک مطیعی هنرپیشه محبوب فیلمفارسی های قبل از انقلاب حتی به صورتی تجلیل گونه از بخش صرفا جهت اطلاع اخبار۲۰:۳۰ (تلویزیون ضرغامی!) اعلام می گردد و در سایت ها و مطبوعات بازتاب می یابد. اما این بازگشت ها بدین گونه و با این سبک و سیاق برای نگارنده این سطور جای تأمل دارد. به نظر شما واقعا چه نسبتی بین این سه نفر می تواند وجود داشته باشد؟ بابک زنجانی، سردار! محمد رویانیان و ناصر ملک مطیعی. بنده هیچ نسبتی غیر از شهرت و ثروت سراغ ندارم و این مسئله برایم به عنوان یک زنگ خطر است که جایگاه فرهنگ و سیاست های فرهنگی امروز جامعه ما را چه چیزی تعیین می کند؟ بنا به گفته امام خمینی(ره) ما با سینما مخالف نیستیم، بلکه با فحشا مخالفیم. در سالیانی نه چندان دور، در دست داشتن فیلم هائی که جناب فرمان خان بازی کرده بودند، حتی می توانست خطر جریمه و مجازات های ناگواری در پی داشته باشد. چرا که فیلم های چنین افرادی مصداق سینما شناخته نمی شد. اما اکنون ثروت و شهرت و کسب وجهه مردمی و محبوب القلوب بودن، درها را برای پذیرفتن خیلی چیزها باز کرده است. به راستی ملک مطیعی در سن هشتاد و چند سالگی برای سینمای ایران چه ارمغانی می تواند داشته باشد؟ البته باید توجه داشت فیلم برداری فیلم نقش نگار و بازی ایشان در این فیلم به پایان رسیده است و بدین گونه مشخص می شود ایشان مدت هاست که در ایران (مخفیانه؟) حضور داشته اند. باز هم تأکید می کنم که شخصا با بازگشت افراد به وطنشان مشکلی ندارم. اما وقتی می بینم در همین سالیان اخیر محمد علی فردین که سالیان سال در وطن خود مانده بود در حسرت بازی کردن یک پلان جان داد و حتی یک تصویر از او در رسانه های عمومی دولتی پخش نشد، قضیه برایم کمی بودار می شود. می خواهم بدانم شما بوئی استشمام نمی کنید؟
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار