نگاهی به کمدی فوتبالی "پژمان"
روزنو-فوتبال ایران و حاشیههای همیشگی آن قابلیت بالقوه جذب مخاطبان میلیونی را دارد و همین امر نیز سروش صحت را به سمت کارگردانی مجموعه تلویزیونی «پژمان» کشاند.
این مجموعه پرمخاطب، برای بیان طنزآلود حواشی فوتبال، از «پژمان جمشیدی» فوتبالیست سابق تیم پرسپولیس در نقش خود بهره گرفته است.برادران قاسم خانی در مقام نویسندگان فیلمنامه، برای فرار از حواشی مربوط به شوخی با یک شغل خاص، خود جمشیدی را محور شوخیهای خود قرار داده و انواع و اقسام آن را روی او پیاده کرده اند.این دو از این طریق با یک تیر دو نشان زده اند؛ نخست آنکه از حواشی احتمالی دوری جسته و دیگر اینکه فضایی آشنا برای مخاطب را بوجود آوردهاند تا شوخی هایشان رنگ و بویی از حقیقت به خود بگیرد.برای نمونه میتوان به شوخیهای مربوط «بهروز رهبری فرد» اشاره کرد که قضیه قهر و آشتیهای سریالی وی با علی پروین و گل و شیرینی آوردن بعدی او شهره عام و خاص است.«پژمان» مانند بسیاری از مجموعههای کمدی کاری کاملا شخصیت محور است که نقشی کلیدی در پیشبرد داستان دارد و عمده شوخیها روی او واقع میشود. به همین خاطر نیز پرداخت این شخصیت اهمیتی فوق العاده داشته و بخش بزرگی از موفقیت قسمتهای نخستین «پژمان»، مرهون همین امر است.این شخصیت به عمد اغراق شده، تلفیقی از فانتزی و واقعیت است که فقط روکشی از پژمان جمشیدی واقعی را با خود دارد. قاسم خانیها نیز بسیاری از صفتهای نه چندان جالب و قابل دفاع همچون حسادت، دوری از سواد و نظایری از این دست را در آن گنجانده و شوخیهای خود را بر محور آن شکل داده اند. برای مثال میتوان به حسادت پژمان نسبت به «خسرو حیدری» اشاره کرد که رگههایی از حقیقت فوتبالی (رابطه نه چندان مهربانانه ستاره یک پست فوتبال نسبت به حانشین خود در آن پست) را نیز با خود دارد. قاسم خانیها همراه با ایمان صفایی در «پژمان»، کمدی موقعیت را در کنار کمدی کلامی به کار گرفته و طیف متنوعی از شوخیها را در آن جای دادهاند که بخش مهمی از آن عالی از کار درآمده است. برای مثال میتوان به شوخیهای تکرار شونده پیرامون او و خسرو حیدری اشاره کرد. رابطه او با «وحید» - مدیر برنامهاش- - نیز فوق العاده از کار درآمده و زوجهای درخشان کمدی را به یاد میآورد که شوخیهای مسلسل وار آنها مخاطب را به خنده میاندازد. «پژمان» به لحاظ شخصیتهای فرعی نیز چنته پری دارد که شامل پدر و پدربزرگ و خواهر و شوهر خواهر پژمان میشود. از آنجایی که بخش مهمی از زمان هر قسمت در خانه میگذرد، این شخصیتها اهمیت بیشتری پیدا کرده و نقشی کلیدی در پیشبرد داستان برعهده دارند. برای مثال میتوان به پدر و پدربزرگ پژمان اشاره کرد که بسیاری از موقعیتهای «ابسورد» این مجموعه را شکل داده و برای مخاطبان خاص تر خود، لحظات شیرینی را به وجود آورده اند.اما مهمترین و جذاب ترین قسمت این مجموعه جایی است که پژمان جمشیدی و بهروز رهبریفرد برای به دست آوردن نظر مساعد حمید درخشان برای بازی در تیمش به آب و آتش میزنند. کمدی موقعیت در این بخش به اوج خود رسیده که نمونه فوق العاده اش را در گپ زدن چاپلوسانه پژمان با حمید درخشان مشاهده میکنیم.اما این مجموعه تلویزیونی 25 قسمتی از نیمه کار به بعد با چالشهایی جدی در رابطه با فیلمنامه مواجه شد و در بسیاری از لحظات به دام تکرار میافتد. در حقیقت از یک جایی به بعد قصه به اصطلاح کم آورده و کش میآید که این ضعف در مجموعههای تلویزیونی ایرانی به یک اپیدمی خطرناک تبدیل شده است.در عین حال شوخیها علاوه بر تکراری شدن، به شکل عجیبی اغراق آمیز شدهاند که اوج آن را در بخشهای مربوط به پیرچشمی پژمان و عینکی شدن او میبینیم. جمع بندی نهایی کار نیز تا حدود زیادی شتابزده و براساس فرمول پایان خوش شکل گرفته که چندان به دل نمینشیند.سروش صحت در مجموعههای کمدی که کارگردانی کرده، استعداد خوبی را نشان داده که میتواند در آیندهای نه چندان دور به نتایج درخشان تری منتهی شود. اتفاقی که در قسمتهای نخستین «پژمان» افتاد و رگههای پررنگی از یک کمدی ناب در آن به چشم میخورد. وی در انتخاب گروه بازیگران نیز از چهرههایی بهره گرفته که در کارهای پیشین امتحان خود را پس دادهاند؛ از شقایق دهقان و بیژن بنفشه خواه گرفته تا هوشنگ حریرچیان و بهنام تشکر. اما غافلگیری بزرگ این مجموعه خود پژمان جمشیدی است که بدون کوچکترین سابقه بازیگری به خوبی از عهده ایفای نقش برآمده و لحظات شیرین بسیاری را خلق کرده که بخش مهمی از آن به هدایت درست صحت در مقام کارگردان بازمی گردد.همینطور بازی دور از انتظار و به شدت متفاوت سام درخشانی در نقش «وحید» که به خوبی مخاطب را غافلگیر کرده و به تحسین وامی دارد. مجموعه تلویزیونی طنز «پژمان» به کارگردانی سروش صحت یکشنبه شب پایان یافت. این مجموعه تلویزیونی با دستمایه قرار دادن یک فوتبالیست پا به سن گذاشته، به طرح برخی مسائل اجتماعی و حواشی قهرمانان ورزشی میپرداخت. پژمان جمشیدی، بهاره رهنما، بیژن بنفشه خواه و سام درخشانی به همراه تعدادی از بازیکنان قدیمی فوتبال همچون حمید درخشان، بهروز رهبری فرد و سیدعلی موسویان و نیز آرش برهانی بازیکن کنونی تیم استقلال در این مجموعه ایفای نقش میکردند.
این مجموعه پرمخاطب، برای بیان طنزآلود حواشی فوتبال، از «پژمان جمشیدی» فوتبالیست سابق تیم پرسپولیس در نقش خود بهره گرفته است.برادران قاسم خانی در مقام نویسندگان فیلمنامه، برای فرار از حواشی مربوط به شوخی با یک شغل خاص، خود جمشیدی را محور شوخیهای خود قرار داده و انواع و اقسام آن را روی او پیاده کرده اند.این دو از این طریق با یک تیر دو نشان زده اند؛ نخست آنکه از حواشی احتمالی دوری جسته و دیگر اینکه فضایی آشنا برای مخاطب را بوجود آوردهاند تا شوخی هایشان رنگ و بویی از حقیقت به خود بگیرد.برای نمونه میتوان به شوخیهای مربوط «بهروز رهبری فرد» اشاره کرد که قضیه قهر و آشتیهای سریالی وی با علی پروین و گل و شیرینی آوردن بعدی او شهره عام و خاص است.«پژمان» مانند بسیاری از مجموعههای کمدی کاری کاملا شخصیت محور است که نقشی کلیدی در پیشبرد داستان دارد و عمده شوخیها روی او واقع میشود. به همین خاطر نیز پرداخت این شخصیت اهمیتی فوق العاده داشته و بخش بزرگی از موفقیت قسمتهای نخستین «پژمان»، مرهون همین امر است.این شخصیت به عمد اغراق شده، تلفیقی از فانتزی و واقعیت است که فقط روکشی از پژمان جمشیدی واقعی را با خود دارد. قاسم خانیها نیز بسیاری از صفتهای نه چندان جالب و قابل دفاع همچون حسادت، دوری از سواد و نظایری از این دست را در آن گنجانده و شوخیهای خود را بر محور آن شکل داده اند. برای مثال میتوان به حسادت پژمان نسبت به «خسرو حیدری» اشاره کرد که رگههایی از حقیقت فوتبالی (رابطه نه چندان مهربانانه ستاره یک پست فوتبال نسبت به حانشین خود در آن پست) را نیز با خود دارد. قاسم خانیها همراه با ایمان صفایی در «پژمان»، کمدی موقعیت را در کنار کمدی کلامی به کار گرفته و طیف متنوعی از شوخیها را در آن جای دادهاند که بخش مهمی از آن عالی از کار درآمده است. برای مثال میتوان به شوخیهای تکرار شونده پیرامون او و خسرو حیدری اشاره کرد. رابطه او با «وحید» - مدیر برنامهاش- - نیز فوق العاده از کار درآمده و زوجهای درخشان کمدی را به یاد میآورد که شوخیهای مسلسل وار آنها مخاطب را به خنده میاندازد. «پژمان» به لحاظ شخصیتهای فرعی نیز چنته پری دارد که شامل پدر و پدربزرگ و خواهر و شوهر خواهر پژمان میشود. از آنجایی که بخش مهمی از زمان هر قسمت در خانه میگذرد، این شخصیتها اهمیت بیشتری پیدا کرده و نقشی کلیدی در پیشبرد داستان برعهده دارند. برای مثال میتوان به پدر و پدربزرگ پژمان اشاره کرد که بسیاری از موقعیتهای «ابسورد» این مجموعه را شکل داده و برای مخاطبان خاص تر خود، لحظات شیرینی را به وجود آورده اند.اما مهمترین و جذاب ترین قسمت این مجموعه جایی است که پژمان جمشیدی و بهروز رهبریفرد برای به دست آوردن نظر مساعد حمید درخشان برای بازی در تیمش به آب و آتش میزنند. کمدی موقعیت در این بخش به اوج خود رسیده که نمونه فوق العاده اش را در گپ زدن چاپلوسانه پژمان با حمید درخشان مشاهده میکنیم.اما این مجموعه تلویزیونی 25 قسمتی از نیمه کار به بعد با چالشهایی جدی در رابطه با فیلمنامه مواجه شد و در بسیاری از لحظات به دام تکرار میافتد. در حقیقت از یک جایی به بعد قصه به اصطلاح کم آورده و کش میآید که این ضعف در مجموعههای تلویزیونی ایرانی به یک اپیدمی خطرناک تبدیل شده است.در عین حال شوخیها علاوه بر تکراری شدن، به شکل عجیبی اغراق آمیز شدهاند که اوج آن را در بخشهای مربوط به پیرچشمی پژمان و عینکی شدن او میبینیم. جمع بندی نهایی کار نیز تا حدود زیادی شتابزده و براساس فرمول پایان خوش شکل گرفته که چندان به دل نمینشیند.سروش صحت در مجموعههای کمدی که کارگردانی کرده، استعداد خوبی را نشان داده که میتواند در آیندهای نه چندان دور به نتایج درخشان تری منتهی شود. اتفاقی که در قسمتهای نخستین «پژمان» افتاد و رگههای پررنگی از یک کمدی ناب در آن به چشم میخورد. وی در انتخاب گروه بازیگران نیز از چهرههایی بهره گرفته که در کارهای پیشین امتحان خود را پس دادهاند؛ از شقایق دهقان و بیژن بنفشه خواه گرفته تا هوشنگ حریرچیان و بهنام تشکر. اما غافلگیری بزرگ این مجموعه خود پژمان جمشیدی است که بدون کوچکترین سابقه بازیگری به خوبی از عهده ایفای نقش برآمده و لحظات شیرین بسیاری را خلق کرده که بخش مهمی از آن به هدایت درست صحت در مقام کارگردان بازمی گردد.همینطور بازی دور از انتظار و به شدت متفاوت سام درخشانی در نقش «وحید» که به خوبی مخاطب را غافلگیر کرده و به تحسین وامی دارد. مجموعه تلویزیونی طنز «پژمان» به کارگردانی سروش صحت یکشنبه شب پایان یافت. این مجموعه تلویزیونی با دستمایه قرار دادن یک فوتبالیست پا به سن گذاشته، به طرح برخی مسائل اجتماعی و حواشی قهرمانان ورزشی میپرداخت. پژمان جمشیدی، بهاره رهنما، بیژن بنفشه خواه و سام درخشانی به همراه تعدادی از بازیکنان قدیمی فوتبال همچون حمید درخشان، بهروز رهبری فرد و سیدعلی موسویان و نیز آرش برهانی بازیکن کنونی تیم استقلال در این مجموعه ایفای نقش میکردند.